iranian news اخبار ايرانيان : برتری مستندات دايره المعارفهاي جديد ايران از دايره المعارفهاي قديم اروپا

چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۵ - برتری مستندات دايره المعارفهاي جديد ايران از دايره المعارفهاي قديم اروپا

ميزگرد "دانشنامه نويسي در ايران و بررسي مشکلات آن" با حضور "کامران فاني" مشاور علمي کتابخانه ملي، "حسن انوشه" سرپرست دانشنامه ادب فارسي، "سيد صادق سجادي" مدير بخش تاريخ دايره المعارف بزرگ اسلامي و دانشنامه ايران و معاون پژوهشي مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي و "رضا رضازاده لنگرودي" مدير گروه تاريخ دانشنامه جهان اسلام و بنياد دايره المعارف اسلامي در محل خبرگزاري ميراث فرهنگي برگزار شد. متني که در ذيل مي خوانيد بخش نخست اين ميزگرد است.

زهرا حاج محمدي: امروزه در ايران به رغم آنکه دانشنامه نويسي اپيدمي شده است و مراکز و موسسات دولتي و خصوصي در يک جريان موازي و همسو فعاليتهايي را در اين زمينه آغاز کرده اند و کتابهاي فراواني را با عنوان دانشنامه تاليف و براي استفاده مخاطبان روانه بازار کتاب کرده اند، اما متاسفانه اين حوزه هنوز آنطور که بايد و شايد براي قشر کتابخوان ايراني معرفي نشده و اهميت و

انوشه:دانشنامه نويسي در ايران سابقه هزار ساله دارد. ما در اين زمينه کارهاي فراواني به هر دو زبان فارسي و عربي داريم منتهي دانشنامه هاي قديم با دانشنامه هاي امروز به دلايل چند از همديگر متمايز مي شوند.

ضرورت تاليف انواع آن روشن نشده است. از همين رو بخش کتاب خبرگزاري ميراث فرهنگي بر آن شد تا با ارائه ديدگاهها و نظرات برخي از متخصصان که هر يک از دست اندرکاران دانشنامه هاي معتبر امروز ايران هستند به بررسي تاريخچه دايره المعارفها، ويژگيها و کيفيت اين آثار، متوليان، سياست گذاريها، برنامه ريزيها و آسيبهاي وارد بر اين حوزه بپردازد. شايد بهتر باشد مقدمه اين ميزگرد را به آقاي انوشه بسپاريم و از ايشان بخواهيم که پيش قدم شوند تا درباره پيشينيه نخستين دانشنامه هاي ايران و چگونگي ورود علم دانشنامه نويسي به ايران مطالبي را عنوان کنيد. اگر اشتباه نکنم دانشنامه علايي نوشته ابن سينا، اولين کتابي است که در کشورمان به عنوان دانشنامه شناخته شده است.

حسن انوشه: دانشنامه نويسي در ايران سابقه هزار ساله دارد. ما در اين زمينه کارهاي فراواني به هر دو زبان فارسي و عربي داريم منتهي دانشنامه هاي قديم با دانشنامه هاي امروز به دلايل چند از همديگر متمايز مي شوند. اول آنکه آنها کار ذوقي و خلاقه بودند يعني يک آدم در گوشه اي مي نشست و بدون اينکه به هيچ منبع و ماخذي نگاه کند، دانشنامه مي نوشت. دوم آنکه کار فردي بودند و ما در قديم نمي بينيم که کسي دانشنامه را جمعي بنويسد، اگر "رسائل الاخوان الصفا" را دانشنامه بدانيم، در تاريخ اسلام اين کتاب، يگانه کتابي بوده که به صورت دسته جمعي تدوين و تاليف شده است. سوم آنکه دانشنامه هاي قديم موضوعي بودند يعني مولف 5 تا 6 موضوع را انتخاب مي کرده و بسته به اهميتي که براي آن موضوع قائل بوده آن را در اولويت قرار مي داده است. چهارم آنکه عموما" دانشنامه هاي قديم تخصصي بودند. يعني دانشنامه هاي عمومي به معناي امروز که ما داريم در قديم وجود نداشته است البته درباره "مفاتيح العلوم" برخي معتقدند اين کتاب، يک دانشنامه عمومي است اما به نظر من آن دانشنامه اي است که براي کار تخصصي اهل ديوان نوشته شده است. مسئله ديگري که درباره دانشنامه هاي قديم مطرح است نامگذاري آنهاست. اغلب دايره المعارفهاي قديم عنوان دايره المعارف را نداشتند و در عنوان کتاب هيچ نشانه اي مبني بر آنکه آن اثر دايره المعارف باشد، به چشم نمي خورد مثل " فرح نامه" يا فرخ نامه" جمالي يزدي يا اوستايي يا نوادر التبادري که در آسياي صغير نوشته شده و " دولت التاج" در حالي که دانشنامه علايي در ميان دانشنامه هاي قديم، تنها دانشنامه اي است که عنوان دانشنامه را دارد. اين دانشنامه يک دانشنامه تخصصي و به زبان فارسي است و درباره فلسفه، منطق و علومي از اين قبيل است. از ويژگي دانشنامه هاي قديم که بگذريم به دانشنامه هاي دوره ناصرالدين شاه قاجار مي رسيم که براي اولين بار به معناي امروزي تدوين شد. يعني يک عده از دانشمندان يک جا جمع شدند و تعدادي کتاب را تهيه و در کتابخانه هاي خود جاي دادند و از روي اسناد و مدارک موجود براساس شيوه تدوين نوين دانشنامه نوشتند. در اين شيوه، آنها کار را الفبايي شروع کردند منتهي تنها به اسامي آدمها بسنده کردند و بعد از آنکه تعدادي آدم را مطرح و معرفي کردند، کار خود را در 7 جلد به پايان رساندند و مابقي کار ناتمام ماند.

زهرا حاج محمدي: اگر اشتباه نکنم دانشنامه در سه دوره قابل تقسيم بندي هستند. يکي دوره عصر يونان تا دوره روشنگري يکي قرن هجدهم به بعد ...

سيد صادق سجادي: اين تقسيم بندي در اروپاست.

زهرا حاج محمدي: مي خواهم پس از تاريخچه دانشنامه ها در اروپا به سابقه دانشنامه نويسي در ايران شايد در دوره اسلامي يا قبل از آن برسيم.

حسن انوشه: احتمالا" منظور شما دانشنامه در ايران باستان است.بايد بگويم ما نه تنها در دوره اسلامي دانشنامه داريم که حتي سابقه اين کار در فرهنگ ما ايراني ها به دوره پيش از اسلام مي رسد.
چنانکه بعضي از افراد کتاب "بندهش" را هم دانشنامه مي دانند و مي گويند اين کتاب هم نوعي دانشنامه ديني است. يا حتي " دينکرد" که به نوعي دانشنامه ديني است و مربوط به دوره

فاني: بشر از آن زماني که فهميد مي تواند چند موضوع را در کنار هم قرار دهد به يک معني به مفهوم دايره المعارف و يا دانشنامه رسيد.

اسلامي است و به زبان پهلوي نوشته شده است، همين نشان مي دهد که دانشنامه نويسي در ايران سابقه هزار ساله دارد البته در يونان، روم و حتي در چين و ژاپن هم دانشنامه هايي نوشته شده است اما دانشنامه به مفهوم امروزي مربوط به قرون اخير است و سابقه زيادي ندارد حتي در اروپا هم نمي تواند سابقه زيادي داشته باشد.

کامران فاني: در تکميل صحبتهاي آقاي انوشه چند نکته را بايد اضافه کنم. در زماني که بشر کتابت را اختراع کرد و مجموعه اي از دانشها و اطلاعات ثبت شد، طبعا" در ذهن بشر نياز به اينکه يک مجموعه پراکنده به نحوي تدوين و گردآوري شود و نظم و سامان بگيرد، پيدا شد. ظاهرا" در اوايل و حتي در حوزه کتاب به مفهوم امروزي اين نظم موضوعي يا منطقي وجود نداشت اما بشر از آن زماني که فهميد مي تواند چند موضوع را در کنار هم قرار دهد به يک معني به مفهوم دايره المعارف و يا دانشنامه رسيد. اين موضوع را شما در درجه اول در کتابخانه ها مي بينيد. چنانکه در کتابخانه هاي قديمي که يکي از قديمي ترين آنها کتابخانه "آشورباني پال" هست و در حدود2800 سال پيش اين کتابخانه تاسيس شده و در قرن نوزدهم از زير خاک بيرون آورده و کشف شد، کاشفان به لوحهايي برخوردند که هر يک از آنها داراي موضوعات خاصي بودند و يکي از آنها مربوط به داستان

امروزه در دانشنامه نويسي جديد، سرعت و سهولت در دستيابي، نحوه تنظيم و تدوين خاص مطالب از نکات بسيار مهم و اساسي بشمار مي آيد.

قديمي حماسه "گيل گمش" بود. به نظر مي رسد که قبل از آن، زندگي اين قهرمان اسطوره اي جهان باستان به صورتهاي پراکنده نقل مي شده است اما بعدها اينها کم کم کنار هم جمع شد و به يک کتاب تبديل شد. در واقع کتاب هم که سوانح مختلف زندگي يک فرد يا مسائل مختلف را طرح مي کند به يک معني دانشنامه است اما دانشنامه به مفهوم کمي جديدتر در دوره يونانيها پيدا شد و در همان زمان در چين هم به کتابهايي مفصلي برمي خوريم که مجموعه اي از دانسته هاي آن زمان را گردآورده اند. در ميان آثار نويسندگان و فلاسفه يونان باستان بايد بگويم که مجموعه آثار " ارسطو" با ديد امروزي به يک معني دانشنامه است. يعني شما در اين مجموعه همه علوم آن زمان را مي بينيد از فلسفه اولي يا متافيزيک گرفته تا فيزيک، گياه شناسي، جانورشناسي، بيولوژي، منطق، رياضيات سياست و حکومت. در ميان آثار رومي ها نيز کتاب معروفي به نام " تاريخ طبيعي" که به نوعي دانشنامه بشمار مي آيد توسط يک نويسنده رومي به نام "کليني" نوشته شده است. اين کتاب در 30 جلد تاليف شده و نويسنده در آن همه معارف آن زمان را گردآوري و به صورت فشرده و خلاصه بيان کرده است. اين سنت بعدها در جهان اسلام همانطور که آقاي انوشه هم گفتند، ادامه پيدا کرد و انواع کتابها تحت عنوان “جامع الفنون” و “جامع العلوم” که عنوان دايره المعارف و دانشنامه نداشت، تاليف و منتشر شد. در ميان کتابهاي اين دوران، کتابهاي ابن سينا کمتر معناي دانشنامه را دارد چون فلسفه است، اين کتاب از منطق شروع شده و طبيعيات، الهيات، رياضيات و به طور کلي علوم آن زمان را در بردارد. به هر حال در اين دوران به دليل آنکه کتاب فراوان بود، گرايش به جمع آوري مجموعه مطالب از علوم مختلف در قالب يک کتاب مدون به وجود آمد و لغت نامه هاي قديمي نمونه اي از آن هستند اما همانطور که آقاي انوشه هم گفتند مسئله اساسي جمع آوري مجموعه اطلاعات در يک کتاب و يا يک مجموعه نيست، مسئله آن است که ما اين اطلاعات پراکنده را به سهولت و به سرعت در اختيار مراجعه کننده قرار دهيم و اين از ويژگي هاي دايره المعارف به معناي امروزي است که آسانترين نوع آن هم الفبايي است. فکر الفبايي فکر جديدي است زيرا تا آنجا که من مي دانم دانشنامه هاي قديم يونان و روم و حتي دانشنامه هاي قديم ما هيچکدام الفبايي نيستند. براي مثال يکي از دانشنامه هاي قديم که بسيار معروف است و آقاي انوشه هم از آن نام بردند "نفايس الفنون" است، اين کتاب در قرن هشتم در دوره حافظ تاليف شده و شامل بيش از 130 علم و فن است به طوري که خواننده در اين کتاب اطلاعاتي درباره فقه، اصول، دستور زبان عربي، تاريخ و رياضيات و به طور کلي همه علوم و حتي اطلاعاتي درباره شطرنج پيدا مي کند اما تنظيم مطالب در اين دانشنامه الفبايي نيست و خواننده اطلاعات مورد نظر خود را بايد از طريق فهرست مندرجات يا تورق کتاب به دست آورد و اين کار بسيار زمان بري است، در حالي که امروزه در دانشنامه نويسي جديد، سرعت و سهولت در دستيابي، نحوه تنظيم و تدوين خاص مطالب از نکات بسيار مهم و اساسي بشمار مي آيد. بايد اضافه کنم در گذشته دانشنامه ها و دايره المعارف ها را معمولا" يک نفر تدوين مي کرده اما امروزه يعني از دوران مدرن _ قرن شانزدهم و قرن هفدهم به بعد _ کمتر کسي جرات مي کند که خود را در همه علوم صاحب نظر بداند و از عهده تاليف و تدوين همه معارف بشري يک تنه بربيايد.

زهرا حاج محمدي: بنابراين احتياط علمي باعث مي شود که امروزه دانشنامه نويسي بيش از آنکه يک علم فردي و متکي بر داشته هاي علمي يک نفر باشد يک کار گروهي بشمار آيد و به صورت سازماني کار شود.

سيد صادق سجادي: در تکميل صحبت آقاي فاني و شما بايد بگويم اگر چه دانشنامه هاي قديمي ترتيب الفبايي ندارند اما در ميان آنها، دانشنامه هاي رجال داراي ترتيب الفبايي هستند. ترتيب کتابهايي مثل "نفايس الفنون" نيز تابع ديدگاه نويسنده در طبقه بندي علوم است يعني اگر نويسنده در نظر دارد علوم را از سير تنازلي به سير تصاعدي طبقه بندي کند، در ترتيب بندي خود از فلسفه بودا به ماده مي رسد بنابراين اين را مي توان بر حسب نظر نويسنده يک نوع ترتيب منطقي دانست.
نوع ديگري از دانشنامه نگاري، دانشنامه تخصصي است که عنوان دانشنامه ندارد مثلا" به عقيده

امروزه دايره المعارفهايي که در ايران نوشته مي شوند از نظر مستندات از دايره المعارف هاي قديم اروپا بهتر هستند.

من "قانون ابوعلي سينا" يک دانشنامه طب است، "الحاوي رازي" هم همينطور،"الفهرست ابن ندي" يک دانشنامه کتاب شناسي است بنابراين از اين ديدگاه هم مي توان به دانشنامه نگاري در دنياي ايران و اسلام نگاه کرد اگر چه اين دانشنامه ها عنوان دانشنامه را ندارند.

کامران فاني: اين منطق طبقه بندي در فنون کتابداري و در فهرست نويسي فوق العاده مهم است زيرا همانطور که مي دانيد در حوزه کتابداري، کتابها بايد شماره گذاري شوند و براي شماره گذاري بايد طبقه بندي شوند و رده هاي مختلف داشته باشند، اين نکته در همه کتابخانه هاي دينا رعايت مي شود. در اين جا بايد از مرحوم دکتر "احمد طاهري عراقي" ياد کنيم که زماني که کتابي را درباره رده بندي علوم اسلامي براي کتابخانه ها و کتابداري تدوين مي کردند، به طور مفصل در مقدمه آن کتاب نوشتند شيوه هاي مختلف رده بندي علوم را در گذشته و مباني آن را بررسي کردند و يک طبقه بندي جديد امروزي براي کل علوم اسلامي و ايراني ارائه دادند.

زهرا حاج محمدي: آقاي لنگرودي براي ما کمي درباره ويرايش ساختاري، صوري و زباني دانشنامه هاي امروزي صحبت کنيد.

رضا رضازاده لنگرودي: دايره المعارف به شکل امروزي ويژگي هاي خاص خود را دارد و يکي از مهمترين آنها ويرايش است به خصوص در "دايره المعارف بزرگ اسلامي" به دليل آنکه مقالات از همان آغاز تاليفي بودند و نه ترجمه، ويرايش اهميت خاصي داشت اما در "دايره المعارف جهان اسلام" از آنجا که از همان ابتدا مقالات ترجمه بودند بيشتر مقابله مطرح بود تا ويرايش اگر چه هم اکنون در اين دايره المعارف نيز ويرايش اهميت خاصي يافته و مقالات يکدست شده اند. امروزه دايره المعارف هايي که در ايران نوشته مي شوند از نظر مستندات از دايره المعارفهاي قديم اروپا بهتر هستند زيرا در قديم ويراستاران معتقد بودند که حق با نويسنده است و وقتي آدم بزرگ و برجسته اي مثل "نيکلسون" يا "بارتول" مقاله اي مي نوشتند، کسي نمي توانست به آنها بگويد که ماخذتان را بياوريد تا استناد آنها را ببينيم در حالي که در دايره المعارفهاي ما، ويراستاران از نويسندگان مقالات در هر مقام و مرتبه اي که باشند، مستندات را مي خواهند البته ويرايش، گاه مشکلاتي را براي مقالات نويسندگان به وجود مي آورد و اين به خاطر آن است که اغلب مقالات با هر موضوعي که باشند توسط ويراستاراني که عمدتا" ادبيات خوانده اند و همانطور که مقالات ادبي را با ويژگي خاصي ويرايش مي کنند، ويرايش مي شوند. همين امر باعث مي شود که ما در اغلب دايره المعارفها با تشابه واژه، تعابير و مفاهيم روبه رو مي شويم، اين از مشکلاتي است که در حال حاضر در همه دايره المعارفها و به ويژه در "دايره المعارف جهان اسلام" وجود دارد و ما نمي دانيم چه زماني مي توانيم اين مشکلات را از بين ببريم.

زهرا حاج محمدي: آقاي سجادي مسلم است که شيوه نگارش مقالات دانشنامه اي با شيوه هاي مرسوم مقاله نويسي متفاوت است و به نظر مي رسد در اين حوزه تنها متخصصاني که به نگارش دايره المعارفها مشغولند، به تربيت نويسندگان تازه کار مي پردازند و دانشگاه ها حتي در رشته هاي نزديک به اين حوزه مانند زبان شناسي و ديگر شاخه هاي علوم انساني فاقد واحدهاي آموزشي در اين حوزه هستند.

سيد صادق سجادي: درباره شيوه دايره المعارف نويسي و فوايد آن نظرات مختلف است بعضي از محققان معتقدند هدف از دايره المعارف نويسي ارائه اطلاعات موجز و مستند به خواننده است. در دايره المعارف جاي اظهار نظر درباره يک موضوع نيست يعني نمي توان در آن تز ارائه داد نويسنده بايد قبلا" نظر خود را در جايي بپروراند، منتشر کند و در معرض نقد و سنجش بگذارد تا بعد از آنکه پخته شد در دايره المعارف به عنوان فاکت ارائه دهد، ولي بسياري از آقايان معتقدند که دايره المعارف محل ارائه نظر نو هم هست اين است که درباره فوايد دايره المعارف يا حتي مخاطبان دايره المعارف بنا بر همين دو عقيده نظر ها هم متفاوت مي شود.
سجادي: دانشگاهها نه تنها به تربيت محقق براي دانشنامه نويسي عنايتي ندارند بلکه در کميته هاي ترفيعات دانشگاهها نيز به مقالات دانشنامه اي نمره نمي دهند.
در دانشنامه هايي که در ايران منتشر مي شوند به خصوص در دايره المعارف بزرگ اسلامي هر دو جنبه را مي توان ديد يعني ما مقالاتي را داريم که بسيار مستند، دقيق و عالمانه هستند اما فقط ارائه اطلاعاتند. در کنار آن باز هم مقالاتي وجود دارد که نويسنده يا واقعا" در آن صاحب نظر است يا خود را صاحب نظر مي داند و براي اولين بار نکته اي را مطرح کرده است اگر چه آنها هم به دلايلي مستند هستند ولي به نظر ما هنوز اين نظر، نظريه يا اين تحليل در جايي منتشر نشده که مورد سنجش قرار بگيرد و ارائه شود. اين به هر حال اختلاف نظري است که در دايره المعارف نويسي در ايران به خصوص در دايره المعارف بزرگ اسلامي وجود دارد اما درباره تربيت محقق در دانشگاهها بايد بگويم که تاکنون کاري صورت نگرفته است و اين مسئله جاي انتقاد دارد. دانشگاه اگر بتواند به وظيفه اصلي خود بپردازد کار زيادي انجام داده است و آنهم تربيت محقق يا دانشجوي فاضل باسواد در حوزه هاي دانشگاهي است که متاسفانه در اين زمينه هم در بسياري از موارد با شکست مواجه شده است بنابراين دانشگاهها نه تنها به تربيت محقق براي دانشنامه نويسي عنايتي ندارند بلکه در کميته هاي ترفيعات دانشگاهها نيز به مقالات دانشنامه اي نمره نمي دهند يا اگر نمره اي هم بدهند بسيار کم است در حالي که دايره المعارفها تا امروز توانسته اند محققاني را در حوزه دانشنامه نويسي تربيت کرده و پرورش دهند. براي مثال آقاي انوشه در "دانشنامه ادب فارسي" تعداد زيادي جوان را جمع کرده و به آنها آموزش مي دهد يا ما در دايره المعارف بزرگ اسلامي براي آموزش جوانان علاقه مند به کار تحقيق امکاناتي را فراهم ساخته ايم تا آنها بتوانند مدتي در بخشهاي پرونده هاي علمي و کتابخانه کار کنند و با منابع و روش تحقيق آشنا شوند که اتفاقا" اين کار بسيار نتيجه بخش بوده است به طوري که هم اکنون بخش اعظم مديران جديد ما را همان جوانهايي تشکيل مي دهند که در اين مرکز تربيت شده اند يعني از همان زمان که دانشجويان کارشناسي بودند به اين مرکز آمدند و در کار دايره المعارف نويسي به ما کمک کردند و با فنون دانشنامه نويسي آشنا شدند و حالا بسياري از آنها در بخش اجرايي به عنوان مديران لايق و فاضل اين مرکز مشغول به کار شده و تعدادي از آنها نيز در خارج از دايره المعارف فعاليت دارند. با انتخاب مديران جديد، استادان باسابقه اين مرکز هم با حفظ عضويت در شوراي عالي به عنوان مشاور عالي با دايره المعارف همکاري دارند.
بنابراين يکي از وظايف دايره المعارف بزرگ اسلامي تربيت محقق است و ما در اين مورد نمي توانيم خود را با دايره المعارف هاي اروپا مقايسه کنيم.
لنگرودي: ويرايش فردي و صوري باعث مي شود که مقالات يکدست باشند،ناهمواري تعدد نثرها، بيانها و زبانها از بين بروند ضمن آنکه به لحاظ علمي نيز موجب مي شود تا سنديت مقاله حفظ شود.
ما در ايران اولا" نياز به کتابخانه داريم ثانيا" بخشهاي علمي مي خواهيم که هر کدام از اين بخشها، استاد با دستيار و معاون داشته باشند. ما به طور مستقيم از ابزار تحقيق بي نياز نيستيم در حالي که دفتر "دانشنامه ايرانيکا" را تنها چهار نفر مي گردانند که افرادي چون آقاي دکتر يار شاطر و آقاي آشتياني و آقاي احمد اشرف و آقاي کاشف هستند اما در ايران چنين چيزي امکان ندارد براي مثال، همين کتابخانه 500 هزار جلدي را که ما امروز در مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي داريم، در طي بيست و دو سال با خون دل تهيه کرده ايم در حالي که در اروپا اينطور نيست دسترسي به کتابها به سهولت امکان پذير است اما در ايران دسترسي به کتاب به خصوص مجموعه هاي خطي مراکز علمي و فرهنگي به دشواري ممکن است به همين دليل ما ناچار هستيم ابزار تحقيق را به طور مستقيم در اختيار نويسنده بگذاريم. تشکيل پرونده علمي هم به همين دليل است که البته در عين حال مضرات زيادي دارد و من شخصا" با اين شيوه مخالفم و دليل آنهم اين است که وقتي ما منابع را در يک پوشه در اختيار نويسنده مي گذاريم اگر نويسنده صد در صد متخصص و اهل نظر نباشد در اولين برخورد با موضوع فقط به آن منابعي استناد مي کند که ما به او داده ايم بنابراين در همان وهله اول خود را در همان چهارچوب محصور مي کند، ديدگاه او تنگ مي شود و از آنجا که منابع ديگر را نمي شناسد، تنها به همان چند مقاله اي که در اختيار او گذاشته ايم، اکتفا مي کند در حالي که ما به نويسندگان درجه يک دايره المعارف پرونده علمي نمي دهيم و خود آنها هم تقاضا نمي کنند. لازم است اضافه کنم اگر چه يکي از مضرات کار تحقيق، پرونده علمي است ولي در عين حال خيلي هم مفيد است. مفيد به اين معنا که چون در ايران کتابخانه هاي متعدد و قابل دسترس براي همگان وجود ندارد وقتي که ما مطلب را براي محققي که در شهرستان هست و به اين منابع دسترسي ندارد مي فرستيم آن محقق براي آنکه يک مقاله بنويسد از اينکه به کتابخانه هاي متعدد مراجعه کند بي نياز مي شود.
مسئله ويرايش دايره المعارف نيز که شما به آن اشاره کرديد مسئله بسيار مهمي است. ويرايش فردي و صوري باعث مي شود که مقالات يکدست باشند، ناهمواري تعدد نثرها، بيانها و زبانها از بين بروند ضمن آنکه به لحاظ علمي نيز موجب مي شود تا سنديت مقاله حفظ شود که در اين زمينه به خصوص در دايره المعارف بزرگ اسلامي بسيار دقت مي شود اگر چه به رغم همه دقت باز هم مقالات مجهول کمابيش مشاهده مي شوند.


ثبت نظرات شما

 

 

 

اخبار مرتبط با این خبر:

ارگ بم، جواهري از خشت و گل...

“گزيده‌ي شعر معاصران” به زبان‌هاي آلماني و تركي منتشر مي‌شود.

گزارش تصویری از مراسم چهره های ماندگار

اعلام آمادگی 120 گروه از چهار قاره جهان برای شرکت در جشنواره بین المللی تئاتر فجر.

همايش و نمايشگاه بين‌المللي هنر هفت انقلاب بزرگ دنيا در تهران برگزار مي‌شود.

ادبیات زبان فارسي،‎ بزرگترين ادبيات‎‎ جهان

برگزاری اولين نمايشگاه بين المللي كتابهاي اسلامي در ایران .

قابل توجه دوستداران کتاب: هفته کتاب از 28 آبان ماه برگزار می شود

رکورد بزرگترين روزنامه ديواري جهان در تخت جمشيد، توسط ایرانیان

بناهاي تاريخي يزد جان تازه مي‌گيرند.

اخبار تاپ ایرانیان در سایت شما | دریافت خبرنامه تاپ ایرانیان  |  اخبار تاپ ایرانیان روی یاهو مسنجر |  تماس با ما

The Association of Iranophile Tehran -IRAN Tel: +98 (21) 8898 6593 - 8897 6594, Fax: +98 (21) 8897 5734 E-Mail: info@Topiranian.com