آموختهام که وقتي نوزادي انگشت کوچک شما را در مشت کوچکش ميگيرد، در واقع شما را به اسارت زندگي ميکشد...
آموختهام: که عشق مرکب حرکت است، نه مقصد حرکت
آموختهام: که اين عشق است که زخمها را شفا ميدهد، نه زمان
آموختهام: که که مهم بودن خوب است، اما خوب بودن از آن مهمتر
آموختهام: که تنها اتفاقات کوچک زندگي است که زندگي را تماشايي ميکند
آموختهام: که پروردگار يکتا همه چيز را در يک روز نيافريد، پس چطور ميشود که همه چيز را در يک روز به دست آورد
آموختهام: که چشمپوشي از حقايق آنها را تغيير نميدهد
آموختهام: که در جستجوي محبت وخوشبختي زماني براي تلف کردن وجود ندارد
آموختهام: که اگر در ابتدا موفق نشدم، با شيوهاي جديد تر دوباره بکوشم
آموختهام: که موفقيت يک تعريف دارد؛ آن هم باور داشتن موفقيت است
آموختهام: که تنها کسي مرا شاد ميکند که ميگويد تو مرا شاد کردي
آموختهام: که گاهي مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموختهام: که هرگز نبايد به هديهيي که از طرف کودکي داده مي شود، نه گفت
آموختهام: که در آغوش داشتن کودکي به خواب رفته، يکي از آرامش بخشترين حس هاي دنيا را درون آدمي بيدار ميکند
آموختهام: که زندگي مثل طاقه پارچه است. هر چه به انتهاي آن نزديک ميشود، سريعتر ميگذرد
آموختهام: که بايد شکرگزار باشيم که هر چه از خدا ميخواهيم، به ما نميدهد
آموختهام: که وقتي نوزادي انگشت کوچک شما را در مشت کوچکش ميگيرد، در واقع شما را به اسارت زندگي ميکشد
آموختهام: که هر چه زمان کمتري داشته باشيم، کارهاي بزرگتري انجام ميدهيم
آموختهام: که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم، دعا کنم
آموختهام: که زندگي جدي است ولي ما نياز به دوستي داريم که لحظهاي با او از جدي بودن دور باشيم
آموختهام: که تنها چيزي که يک شخص ميخواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او وقلبي براي فهميدنش
آموختهام: که لبخند ارزانترين راهي است که ميتوان نگاه را وسعت بخشيد
آموختهام: که باد با چراغ خاموش کاري ندارد
آموختهام: که به چيزي که دل ندارد، نبايد دل بست
آموختهام: که خوشبختي، جستن آن است نه پيدا کردن آن
به نقل از ویلاگ "پرپرواز"


