به همت پژوهشگران دانشگاه تربيت مدرس، عوامل ژنتيكي مؤثر بر مرگ سلولهاي پايه پس از تمايز سلول عصبي شناسايي شد.
دكتر محمد مهدي يعقوبي، نخستين دانش آموخته دكتري ژنتيك مولكولي كشور از دانشگاه تربيت مدرس در گفتوگو با خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره يافتههاي اين طرح كه در قالب رساله وي انجام شده است، اظهار داشت: تحقيقات اخير نشان ميدهند كه در هنگام تبديل سلولهاي پايه به سلولهاي عصبي، چه در شرايط آزمايشگاه و چه در بدن موج زنده، سلولها دچار مرگ ميشوند كه اين امر با توجه به هدف پيوند كه درمان ضايعات است نامطلوب ميباشد. در اين پروژه درصدد شناسايي ژنهاي مؤثر در مرگ سلولي بوديم.
وي خاطرنشان كرد: برخي از ژنها به عنوان ژن مهار كننده مرگ و برخي به عنوان ژن القا كننده مرگ هستند كه مطالعات نشان داد در هنگام تمايز سلولها به سمت سلولهاي عصبي ژن مهار كننده مرگ نظير سوروايوين غير فعال شده و در مقابل ژن القاء كننده مرگ (گيرندهاي به نام P75) فعال ميشود.
يعقوبي تصريح كرد: سلولهاي بنيادي به سلولهايي اطلاق ميشود كه پتانسيل تمايز و تبديل به انواع سلول را دارند و در اين طرح به نحوه تمايز سلولهاي بنيادي استروماي مغز و استخوان پرداخته شد.
وي افزود: اين سلولها از نظر پتانسيل تمايز شباهت زيادي به سلولهاي بنيادي جنيني دارند اما برخي معايب و محدوديتها نيز در اين زمينه وجود دارد.
يعقوبي در بيان معايب اين سلولها گفت: علاوه بر اين كه جداسازي اين سلولها كار دشواري است، هنگامي كه براي درمان بيماريها و ضايعات مختلف آنها را پيوند ميدهيم، ممكن است اين سلولها از سوي سيستم ايمني ميزبان دفع شوند.
وي ادامه داد: سلولهاي بنيادي مغز استخوان كه جزو سلولهاي بنيادي پايه بزرگسالان به حساب ميآيند،علاوه بر رفع اين مشكلات، پتانسيل تمايز يافتن به انواع سلولهاي بنيادي را دارند كه در ميان آنها سلولهاي بنيادي استرومايي مغز استخوان با پتانسيل تمايزي بالا در صورت جدا سازي و تمايز به ساير سلولها نظير سلولهاي ماهيچهيي قلب، سلولهاي عصبي، سلولهاي كبد و سلولهاي ديواره رگ، قابليت استفاده در درمان بيماريها از جمله درمان بيماريهاي مختلف سيستم عصبي مركزي نظير بيماريهاي پاركينسون، آلزايمر، سكته مغزي، درمان تروماي مغز و ضايعات نخاعي را دارد و فرصت جديدي را براي درمان اين قبيل بيماريها ايجاد ميكند.
وي در ادامه گفتوگو با ايسنا با اشاره به اين كه ژنها تمام فرايندها و عملكردهاي سطح سلول را كنترل كرده و فعال يا غير فعال شدن ژنها، واكنشهاي سطح سلول را تعيين ميكند، اظهار داشت: در صورت اطلاع از اتفاقات رخ داده در سطح فعاليت يا بيان ژنها در هنگام تمايز سلول استرومايي مغز استخوان به سطح سلول عصبي، مي توان مسير تمايز را به صورت كاملا هدفدار كنترل كرده و سلول استرومايي را به سمت سلول مورد نظر هدايت كرد.
دكتر يعقوبي افزود: در اين پروژه كه به راهنمايي دكترسيد جواد مولا - عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس - انجام شده، به دنبال آن بوديم كه در سلولهاي جداسازي شده از استروماي مغز و استخوان كداميك از ژنها و ماركرهاي سلول پايه بيان و فعال ميشوند.
همچنين بررسي شباهت آنها با ساير سلولهاي پايه مد نظر بوده است.
وي در خصوص ساير نتايج حاصل از اين تحقيقات، اظهار كرد: اين سلولها دو فاكتور رشد عصبي (نوروتروفين) به نامهاي NGF وBENF را نيز ترشح ميكنند كه اين فاكتورها براي ترميم سلول هاي عصبي آسيب ديده و آكسون هاي ترد شده، مورد نياز ميباشد و در اين حالت موقعيت بسيار خوبي را براي درمان ضايعات عصبي ايجاد مي كنند.
اين پژوهشگر در ادامه اظهار كرد: در تحقيقات آينده به دنبال راههاي جلوگيري از فعاليت ژن القاء كننده مرگ هستيم كه در صورت موفقيت در اين بخش به استفاده هر چه بهتر از سلولها كمك شده و موفقيت بزرگي در درمان اين بيماريها حاصل ميشود.
گفتني است نتايج اين پژوهشها به صورت يك مقاله در مجلات علمي معتبر بينالمللي آمريكا منتشر شده و دو مقاله ديگر در مرحله بررسي نهايي است و همچنين در ششمين كنگره بينالمللي رويان نيز به عنوان بهترين طرح ملي انتخاب شده است.


