فعاليتهاي نجومي ايران كه در چند سال اخير مورد توجه محافل و رسانههاي علمي جهان قرار گرفته است، اينك توجه و نظر مراجع خبري جهان را نيز به سوي خود جلب كرده است.
در اين گزارش به گسترش دانش اخترشناسي در بدنه جامعه ايران اشاره شده كه چگونه در شهرهاي مختلف ايران در تركيب با فرهنگ بومي ترويج مي شود.
اين مقاله كه در رسانههاي مختلف جهاني از جمله CNN و «الجزيره» نيز بازتاب داشته است مي تواند نشاندهنده اهميت فعاليتهاي علمي در كشور باشد كه باعث مي شود تصويري متفاوت از يك جامعه به جهان ارايه شود.
در بخشي از اين گزارش آمده است: «مردم سعادت شهر در 625 كيلومتري جنوب تهران، علاقه عجيبي به ستارهها و علوم ستاره شناسي دارند كه بازتابي از يك گرايش و هيجان ملي در سراسر ايران است كه در هجوم اعضاي جديد به باشگاههاي نجوم براي آگاهي از آنچه در آسماي بالاي سرشان رخ ميدهد نمود يافته است.
در اين ميان زنان سعادت شهري حتي جواهرات گرانبهاي خود را فروختهاند تا به اصغر كبيري معلم علوم كمك كنند كه بتواند رويايي هميشگي خود يعني ساخت يك رصدخانه را تحقق بخشد. همچنين سرايدارها و معلمان مدارس، همگي بخشي از حقوق خود را جهت كمك به ساخت اين رصدخانه اختصاص دادند. »
كبيري در گفت و گو با خبرگزاري رويترز ميگويد: «اين رصدخانه اكنون مايه غرور اين شهر شده است.
وي افزود: ستاره شناسي يك علم الهي و مورد تاكيد اسلام است از اين رو در شهر كوچكي همچون سعادت شهر مردم همانند مشاركت در ساخت يك مسجد، در فعاليتهاي علمي آن مشاركت دارند.»
كبيري ميگويد: « نكته جالب آن است كه مردم اين شهر حتي به دخترانشان اين اجازه را ميدهند تا در صورت مطلع ساختن والدينشان تا پاسي از شب بيرون مانده و به تماشاي ستارگان بپردازند.»
در بخشي ديگر از اين گزارش آمده است: « شواهد محكمتر ديگري نيز در خصوص علاقه عجيب مردم سعادت شهر به مشاهده ستارگان وجود دارد؛ از جمله اين كه اگر پديده نجومي مهمي پيش آيد كه امكان رصد آن باشد، اصغر كبيري جهت مشاهده و رصد كردن بهتر آسمان به راحتي اين اجازه را از مقامات رسمي ميگيرد تا برق شهر قطع شود.
بابك تفرشي، ويراستار مجله ستاره شناسي «نجوم» ميگويد كه شمار مشتركان مجله افزايش يافته است و در همين حال باشگاههاي ستاره شناسي اعضاي بيشتري به خود جذب ميكند.
به گفته وي، در هنگام پديدههايي مثل خسوف و كسوف و همچنين پرتاب شاتلها شمارگان مجله نجوم تا ده هزار نسخه نيز افزايش مييابد.»
رويترز در اين گزارش ميافزايد: « برنامه تلويزيوني شبانه تفرشي در شبكه چهار تلويزيون ايران ( برنامه «آسمان شب» به تهيهكنندگي سياوش صفاريان پور) بيشترين مخاطب را به خود جذب كرده است و حتي گاهي به وسيله تماشاگران اين برنامه در خيابان محاصره ميشود.
نكته جالب آن است كه مجله نجوم در سال گذشته و در زماني كه مردم وحشت زده تهران به مشاهده وضعيت عجيب زهره مشغول بوده و ميترسيدند كه يك بشقاب پرنده سرگردان در بالاي سرشان در حال پرواز باشد، آماج تلفنهاي بيشمار مردم جهت اطلاعات بيشتر در اين خصوص قرار گرفت.
از سوي ديگر «مايك سيمونز» از ستاره شناسان امريكايي كه همواره از ايران ديدن مي كند معتقد است كه ستارهشناسي براي ايرانيان، طنين تاريخي قدرتمندي دارد.
وي ميگويد: ايرانيها در اماكن تاريخي با يكديگر ديدار ميكردند و احساسات آنها به شدت با گذشتهشان در ارتباط بوده است.
به گفته اين اخترشناس آماتور آمريكايي اين ارتباط احساسي از طريق ستارهشناسي تقويت ميشود.
تفرشي معتقد است: در ميان علاقهمنداني كه از رصدخانه واقع در نيشابور ديدن كردهاند احساس ذوق و شوق عجيبي وجود دارد. اين شهر زادگاه «حكيم عمر خيام» ستاره شناس، شاعر و رياضيدان گذشته ايران بوده است.
با اين حال به رغم جذابيتهاي مربوط به گذشته، اكثر ستارهشناسان ايراني از هم اكنون به عنوان «جلوه و صورتي از آينده» مطرح هستند.
تفرشي در اين باره ميگويد: ميانگين سني آنها 19 سال است و 60 درصد از آنها را دختران تشكيل ميدهند.
اين در حالي است كه به گفته سيمونز در آمريكا اكثر ستارهشناسان ميانسال بوده و در ميان آنها زنان كمي ديده ميشوند.
نكته جالب آن است كه حدود 30 تن از دختران ستارهشناس جوان ايراني، در رصدخانه نقرهيي رنگ زعفرانيه واقع در شمال تهران دور هم جمع ميشوند تا به مشاهده اجرام آسماني بپردازند.»
در اين ميان خبرگزاري رويتر به علايق جوانان ايراني در اين خصوص اشاره كرده و مينويسد: «فريبا يزداني مدير رصدخانه زعفرانيه ميگويد كه هر هفته بالغ بر 280 جوان به طور داوطلبانه در كلاسهاي اين رصدخانه شركت كرده و از مباحث عملي و تئوريك اين كلاسها استفاده ميكنند.
به گفته وي دختران با سر و صداي حاكي از ذوق و شوق از طريق تلسكوپ آسمان را رصد ميكنند.»
رويترز در خاتمه به نقل از يكي از اين دختران مينويسد: «مشاهده آسمان كه برايش به صورت يك اعتياد در آمده است. اين چيزي بيش از يك مشاهده عادي است، هر چه كه درباره آسمانها ياد ميگيريد بيشتر و بيشتر كنجكاو ميشويد.»


