اولين واضع نظريه اتمي يك دانشمند ايراني بود
"اوستانس" كه در زمان خشايار شاه زندگي مي كرد، نخستين واضع نظريه اتمي مواد است كه بسياري از مشاهير يونان از شاگردان وي بودند.
تهران _ ميراث خبر:
گروه فرهنگ، آرزو رسولي: اگر بخواهيم از تاريخ، زبان، دين و سياست ايران باستان بگوييم، اسناد و شواهدي هست اما وقتي نوبت به علم در ايران باستان ميرسد، چيزي نميدانيم. برخي اين پرسش را مطرح ميكنند كه آيا واقعا علم و فلسفه پيشينهاي در اين سرزمين نداشته است يا بوده و مدارك آن از ميان رفته است؟
از زماني كه تاريخ مكتوبي در دست داريم، دانشمندان برجستهاي در حوزه رياضيات و فلسفه و نجومو پزشكي در ايران درخشيدهاند كه به عقيده بسياري از صاحبنظران اين امر بدون پشتوانهاي قوي ممكن نميبود. دكتر پرويز شهرياري، رياضيدان كه مطالعات زيادي بر تاريخ علم در ايران انجام داده است، از سرگذشت علم ميگويد.
* علم در ايران باستان چه جايگاهي داشت؟
_ در مورد دانش قبل از اسلام خيلي حرفها ميشود زد. از جمله وجود قنات يا كاريز كه ابداع ايرانيان بوده است، نشان از دانش رياضي پيشرفته آنان دارد. ما در ايران قناتهايي داريم كه بيش از 2500 سال عمر دارند و هنوز پابرجا هستند. ساختن قنات نياز به محاسبات دقيق رياضي دارد. مرحله نخست آن پيدا كردن منبع آب است كه كار دشواري بوده و ظاهرا آن را از روي گياهاني كه ريشهاي عميق داشتند، تشخيص ميدادند.
پس از دستيابي به منبع آب، از زيرزمين تونلي ميكندند كه اطرافش را با قطعههاي سفال مانند درست ميكردند. اين تونل را تا دشت كه محل زراعت بوده، ادامه ميدادند و گاه اين مسافت سه تا چهار كيلومتر بوده است. اين كار نياز به تجربه و علم بسيار زيادي داشته است.
* در مورد گاهشماري ايرانيان هم نظراتي مبني بر دقيق بودن اين گاهشماري است. نظر شما در اين خصوص چيست؟
_ همين طور است. ما از زماني كه سند و مدرك داريم، از حدود پنج هزار سال پيش از گاهشماري خورشيدي استفاده ميكرديم.
زمان كشت و برداشت را هم بر اساس گاهشماري خورشيدي ميتوان مشخص كرد. چون ارباب يا دولت بايد بداند كه چه زماني محصول برداشته ميشود تا سهم خود را از دهقان طلب كند و اين مساله به گاهشماري خورشيدي احتياج دارد.
حتي در اوايل اسلام هم وقتي ميخواستند تاريخ را مشخص كنند، از تاريخ اسكندري يا يزدگردي (روز به سلطنت رسيدن يزدگرد) استفاده ميكردند و روز و ماه هجري قمري را هم كنار آن ذكر ميكردند. مثلا در اسنادي كه ابوالوفاي بوزجاني امضا كرده، همه جا از تاريخ يزدگري يعني گاهشماري خورشيدي نام برده است.
ابوالوفاي بوزجاني رياضيداني بوده همزمان با ابوريحان بيروني كه در بوزجان، منطقهاي در نزديكي مرز افغانستان و ايران، زندگي ميكرده است اما چون برخي كتابهايش را به عربي نوشته است، فرنگيها او را به نام رياضيدان عرب ميشناسند. نميدانم اهالي فارس در مرز خراسان كي عرب شدند؟
* در منابع غربي بسياري از دانشمندان ما را عرب گفتهاند؟
_ بله. چهار پنج سال پيش به مناسبت هزارمين سال تولد خيام، كنگرهاي در پاريس تشكيل شد كه من تقريبا همه سخنرانيهاي آن كنگره را خواندم. همه شركتكنندگان از خيام به «الخيام» اسم بردند و هيچ كس در هيچ جا او را رياضيدان ايراني نگفت. در حالي كه خيام اهل نيشابور بود و اهالي نيشابور هم معلوم است كه ايرانياند.
* ظاهرا گاهشماري امروزي ما همان گاهشماري خيام است؟
_ بله و اين گاهشماري، بسيار دقيق است. يكي از كارهاي مهم خيام ساختن رصدخانهاي در اصفهان بود. ظاهرا او به مدارك قبل از اسلام هم دسترسي داشته و به كمك اين رصدخانه، سالنامه يا گاهشماري خورشيدي را تدوين كرد. اين گاهشماري كه امروز هم ما آن را به كار ميبريم، در هر ده هزار سال تنها دو روز اشتباه ميكند.
در حالي كه گاهشماري گرگوري كه 550 سال پس از خيام درست شد و امروز همه كشورهاي مسيحي از آن استفاده ميكنند، در هر 10 هزار سال سه روز اشتباه ميكند. يعني گاهشماري خيام دقيقتر از گاهشماري گرگوري است.
* از هيچ يك از دانشمندان پيش از اسلام نامي باقي نمانده است؟
_ در تاريخ از كسي نام برده شده به اسم «اوستانس» كه در زمان خشايارشا زندگي ميكرد. آن زمان مصر هم ايالتي از ايران بود. اوستانس مكتب خود را در ري داير كرده بود، اما بعد به مصر ميرود و شاگرداني تربيت ميكند. بسياري از مشاهير يوناني كه امروز ميشناسيم، شاگردان اوستانس بودهاند. از جمله دموكريت كه واضع نظريه اتمي است و بسياري اعتقاد دارند كه نظريه اتمي مال اوستانس است. اوستانس كتابهاي زيادي نوشته كه بسياري از اين كتابها باقي مانده بود و بعد از اسلام، به عربي ترجمه شد و مورد استفاده ديگران قرار گرفت.
* كتابهايي كه به عربي ترجمه شده، مشخص است كه مال اوستانس است؟
_ بله و هنوز هم اين كتابها هست اما به فارسي ترجمه نشده است. بسياري كتابها هست كه به فارسي ترجمه نشدهاند. مثلا در اواخر قرن دوم و اوايل قرن سوم، رياضيداني ايراني زندگي ميكرده به نام حاتم فضل نيريزي كه فرنگيها او را «اونتاريوس» و رياضيدان عرب مينامند.
نميدانم اين اسم را از كجا آوردهاند و نميدانم اهالي نيريز فارس كي عرب شدهاند.
نيريزي 33 اثر در زمينه اخترشناسي و رياضي داشته كه هيچ كدام از اينها به فارسي ترجمه نشدهاند. ما به دانشآموزان و دانشجويان ميگوييم تحقيق كنيد. از روي چه منبعي تحقيق كنند؟
* از دانشمنداني كه در قرون اوليه اسلامي زندگي مي كردند چه آثاري به فارسي ترجمه شده است؟
_ يكي كتاب جبر و مقابله خيام است كه مرحوم غلامحسين مصاحب آن را ترجمه كرده است. كتاب جبر و مقابله خوارزمي را خديو جم به فارسي برگردانده است و اگر دقت كنيد ديگر هيچ. از كتاب سه جلدي «موسيقي الكبير» فارابي هم تنها يك جلد به فارسي ترجمه شده است.
فارابي بنيانگزار موسيقي علمي است كه در جلد سوم كتابش صفحات زيادي را به حفظ آثار موسيقي قبل از اسلام و بعد از اسلام تا زمان خودش اختصاص داده است و آنچه نوشته در واقع يك نوع نتنويسي است. اما با عدد نوشته شده است. بايد همتي كرد و آن عددها را به صورت نتهاي امروزي درآورد و از آنها استفاده كرد كه ميتواند موسيقي قبل از فارابي تا زمان فارابي را براي ما روشن كند.
* چگونه است كه سهم دانشمندان ما در جهان اين چنين كمرنگ مانده است؟
_ تاريخ تمدن ويل دورانت كه در 17 تا 18 جلد نوشته شده و به فارسي هم ترجمه شده، فقط يك جلد به تمدن شرق اختصاص داده و در آن تنها حدود 10 صفحه در مورد ايران است.
اصولا در دنياي غرب همه جا با ايران دشمني ميكنند. در حالي كه زماني كه اروپاي غربي در جهل قرون وسطايي بسر ميبرد و در هيچ جاي دنيا جز هندوچين، سوسوهايي از علم وجود نداشت، هيچكس در علم جلودار ايرانيان نبود. از اوايل قرن سوم هجري موقعي كه مردم كمي خود را بازيافتند و كشت و كشتارهاي دو قرن اوليه تمام شد تا قرن نهم هجري، يعني 600 سال كامل تمام علم و به خصوص رياضي جهان در دست ايرانيان بود.
* مشهور است كه ايران بيشتر سنت شفاهي داشته اما اين طور كه شما ميگوييد كتابهاي علمي هم داشتهايم؟
_ بله. همه جا در جنب آتشگاهها كتابخانه بوده است و همه اينها با هجومهاي مختلف از بين رفتهاند. اول هجوم اسكندر و بعد عربها، مغولها، تيمور و هلاكو و...
روايتي است كه در اوايل دوران اسلامي، طاهر ذواليمينين كه خودش هم ايراني بود، پسر برادرش را حاكم كرمان ميكند. او دستور ميدهد هر كس كه مسلمان نيست، به جاي جزيه به تعداد افراد خانواده كتاب بياورد. طبيعي است پدر خانوادهاش را دوست داشته، هر چه كتاب داشته ميبرد تا بچههايش كشته نشوند. و به اين ترتيب، كتابها از بين رفتهاند.
اين مساله در تمام دوران تاريخ ايران از جمله اسكندر به اين طرف ادامه داشته است. به همين دليل هر چه باقي مانده بيشتر به صورت شفاهي است و يا تك و توك بايد در منابع يوناني و رومي و... جست و جو كرد كه كار آساني نيست. اين روايتها در كتابهاي اسلامي آمده است. اين روايت را هم كه گفتم دكتر ابراهيم باستاني پاريزي در مقالهاي در يكي از شمارههاي مجله «چيستا» ذكر كرده و منبع روايت خود را هم آورده است.


