اعلام تهديدهاي اقتصادي ايران در قبال برنامههاي هستهاي، بازتاب گستردهاي در رسانههاي جهان داشته است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «آسياتايمز» در تحليلي با عنوان «با تحريم نفتي، موقعيت ايران، محكمتر ميشود»، پيشبيني كرد، تحريم ايران، قيمت نفت را در جهان به 100 دلار خواهد رساند.
در اين تحليل آمده است: احتمالا سه متحد اروپايي، سخنان علي لاريجاني، رئيس شوراي امنيت ملي ايران را زياد جدي نگرفتهاند. او فردي بسيار نزديك به آيتالله خامنهاي، رهبر ايران، است. وي در اين هفته، مسئله هستهاي ايران را با مبارزه مردم ايران عليه استقلال صنعت نفت مقايسه كرد كه با شكست انگليس در دهه 1950، بازتاب وسيعي در داخل و خارج ايران ايجاد كرد.
اما لاريجاني از اين هم فراتر رفت و گفت: «كشورهايي كه با ايران روابط اقتصادي دارند، به ويژه در زمينه نفت، از حقوق ايران دفاع نكردهاند».
نتيجه كاملا روشن است؛ بر اساس ميزان دفاع آنان از حقوق ايران، شكست آنان در معاملات نفتي اين كشور بيشتر ميشود؛ بنابراين، احتمال منطقي اين است كه با ايجاد فشار، ايران تحريم ميشود؛ مانند تحريمي كه پس از جنگ اعراب و اسرائيل در سال 1973 اعمال شد.
اين نخستين بار است كه مقامات ايراني رابطه حساسي را بين سياست هستهاي خود و نفت ايجاد ميكنند. مطمئنا اين امر، بخشي از يك جنگ رواني است. اما زنگ خطر را به صدا درآورده است.
كارشناسان اروپايي پيشبيني ميكنند، با تحريم ايران، قيمت نفت به بشكهاي 100 دلار برسد.
«تيري دمارست»، مدير اجرايي شركت «توتال فينا الف» ميگويد: «دنيا نميتواند بدون نفت ايران زندگي كند».
تصميم اخير شوراي حكام، نشانه ديگري از روند معاملات اقتصادي جهان بود؛ آمريكا و سه رفيق اروپايي در يك سمت و كشورهاي در حال توسعه، در سوي ديگر.
رفقاي اروپايي درواقع از همان لحظه تصويب نخستين صفحه پيشنويس قطعنامه، باز هم شكست خوردند، حال آنكه در اين قطعنامه، ارجاع به شوراي امنيت نبوده كه احتمال تحريم عليه ايران را بدهد.
گروه غيرمتعهدها نيز موضع آهنيني دارند. آنان از كشورهايي چون آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين نميخواهند كه پرونده ايران باعث سابقهاي در آژانس براي آينده باشد، در حالي كه تعليق غنيسازي ايران نيز كاملا داوطلبانه بوده است.
وزير امور خارجه روسيه در همين هفته و آژانس نيز پيش از آغاز به كار تأسيسات اصفهان، اعلام كرده بودند كه فعاليتها مطابق «NPT» است.
نتيجه اين امر، دستكم براي همين لحظه، موضعگيري افكار عمومي در داخل ايران عليه اروپا و آمريكاست و اينكه هيچ حمايتي از آنان ـ كه جامعه بينالملل خوانده ميشوند ـ ندادهاند.
اين در حالي است كه «كين ژانگ»، وزير امور خارجه چين، اعلام كرده است كه هنوز فضاي زيادي براي مذاكره باقي است.
پيشنهاد احمدينژاد هم در مجمع عمومي سازمان ملل، خود دادن نوعي «حق نظارت» به قدرتهاي خارجي است، به گونهاي كه آمريكا، فرانسه، انگليس و آلمان سر و صداي زيادي در رسانهها به راه انداختند تا به اين پيشنهاد، برچسب «غيرمفيد» بزنند. اما حتي در صورت ارجاع به شوراي امنيت نيز ايران اعلام كرده كه از «NPT» خارج نميشود و تنها به از سرگيري غنيسازي اورانيوم و لغو تعليق داوطلبانه فعاليتها دست خواهد زد.
ايران تاكنون دو بار از سوي اروپا بلوف خورده و ميداند كه دوباره هم خواهد خورد. اين است كه ميگويند، قدرت هستهاي براي اهداف توليد انرژي، موضوع «غرور ملي» است. اين موضوع مورد اجماع ايرانيان، از تندروهايي كه قدرت را در دست دارند تا اصلاحطلبان و مردم عادي است.
قيمت نفت به حداكثر خود ميرسد و هيچ كشوري اگر درست فكر كند، نميخواهد تحت خطر تحريم نفت ايران قرار گيرد. ايرانيان نيز درست به مانند وزراي خارجه سه رفيق اروپايي ميدانند كه غنيسازي اورانيوم بنا بر «NPT» ممنوع نيست و خوب ميدانند كه «جامعه بينالملل»، هيچ واكنشي در برابر اسرائيل، هند و پاكستان در مورد برنامه هستهايشان نشان نداده است.


