در پي توافق غيرمنتظره اين هفته با كره شمالي در مورد برنامههاي هستهاي اين كشور، ديپلماتها و كارشناسان بر يك نكته توافق دارند؛ رسيدن به چنين توافقي با ايران بسيار دشوار است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، روزنامه «لوسآنجلستايمز» در تحليلي، با توجه به اهرمهاي قدرتمند ايران در زورآزمايي با آمريكا تأكيد كرده كه جايگاه ايران با كشور منزوي كره شمالي تفاوت اساسي دارد.
ستوننويس اين روزنامه همچنين به سابقه منفي و موضعگيري رسواي برخي سياستمداران كاخ سفيد اشاره كرده كه باعث ميشود كشورهاي دنيا از اقدامات آمريكا عليه ايران حمايت نكنند.
در اين گزارش آمده است: كره شمالي، كشوري منزوي به شمار ميرفت كه برنامه هستهاياش، تنها نيروي مؤثر بينالمللي اين كشور بود، اما ايران توانايي تأثيرگذاري بر موضوعات محوري دولت بوش در سياستگذاري خاورميانه را دارد. همچنين ايران، شركاي مؤثري مانند روسيه، چين و هند دارد و تاكنون نيز سعي كرده است، اين اتحاد را عليه آمريكا شكل دهد.
تأثير تهران بر گروههاي نظامي سازمانيافته خاورميانه مانند «جهاد اسلامي» به صورت بالقوه قدرت بر هم زدن روند صلح اسرائيل و فلسطين را ـ كه از سوي آمريكا حمايت ميشود ـ دارد.
همچنين مبارزان شيعه عراق كه احتمال داده ميشود از طرف ايران حمايت مالي ميشوند، ثابت كردهاند كه قدرت رويارويي با دولت تحت حمايت آمريكايي بغداد را دارند.
پيشينه تاريخي شامل حمايت آمريكا از شاه سابق ايران و گروگانگيري سفارت آمريكا در ايران، اين بدبينيهاي دوطرفه را عميقتر ميكند. در همين حال، عقايد قدرتمند «كپيتول هيل» عليه ايران، قدرت مانور كاخ سفيد را محدود كرده است.
«مايكل كرپون» از مقامات آژانس كنترل و خلع سلاح ارتش ميگويد: «رسيدن به توافقي همانند كره شمالي با ايران، نيازمند ديپلماسي طاقتفرسايي است».
اين در حالي است كه اشتهاي رو به افزايش بازارهاي آسيا براي نفت ايران به عنوان اهرمي ضدغربي مورد استفاده قرار ميگيرد.
طي چهار سال اخير، 40 درصد تقاضاي نفت جهان مربوط به شرق آسيا و عمدتا چين بوده است. براي آمريكا و متحدانش نفت ايران، طعمه مؤثر اين كشور براي توسعه پروژهها و تواناييهاي ديپلماتيكش بوده است و ايران را به يك دشمن سرسختتر ديپلماتيك براي آمريكا تبديل ميكند.
به نظر فاكتورهاي تجاري، نقش مهمي در موضعگيري روسيه و چين در قبال ايران داشتهاند؛ در حالي كه هر دوي آنان همكاري خوبي با آمريكا در قبال كره شمالي داشتهاند، اما در اواخر چهارشنبه، باز هم با تلاشهاي آمريكا عليه ايران مخالفت كردند.
چين هماكنون حدود 15 درصد نياز نفت و گاز خود را از ايران تأمين ميكند و كارشناسان نيز پيشبيني كردهاند كه قدرت و منافع اقتصادي ايران در آسيا، افزايش قابل توجهي را در سالهاي آينده خواهد داشت. روسيه نيز كه هماكنون هشتصد ميليون دلار سرمايهگذاري را در نيروگاه بوشهر برنده شده است، ميتواند سود سرشارتري از ادامه همكاري با ايران به دست آورد.
چين و روسيه در شوراي امنيت داراي حق وتو هستند و هرگونه ارجاع به شوراي امنيت توسط آژانس بدون حمايت اين كشورها، تنها يك پيروزي توخالي است.
نمايندگان كشورهاي غيرمتعهد نيز از ادامه غنيسازي اورانيوم ايران راضي نيستند، اما از اين ميترسند كه هدف بوش در متوقف كردن ايران از توليد سوخت هستهاي ـ حقي كه بنا بر «NPT» تضمين شده ـ روزي در مورد خود آنان نيز اجرا شود.
«رجمه حسين»، نماينده مالزي و رئيس دورهاي جنبش غيرمتعهدها ميگويد: «ما هنوز در حال موضعگيري هستيم، اما موضع اصلي ما، عدم ارجاع است». ديپلماسي مؤثر ايران نيز نقش مهمي داشته است.
«گري سيمور»، مشاور سابق شوراي امنيت ملي آمريكا، ميگويد: «ايران در 5/2 سال گذشته، ديپلماسي رواني را با چين و روسيه اعمال كرده كه در هدف جلب حمايت سياسي آنان در آژانس بوده است».
محمود احمدينژاد نيز در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل، اين تلاشها را نوعي تبعيض هستهاي خواند.
عدهاي از كارشناسان بر اين باورند كه اين پيام در حال انعكاس در جهان است؛ به ويژه با قوي شدن فشار ديپلماتيك آمريكا بر آژانس.
«جورج پركوويچ»، از مقامات بنياد صلح بينالمللي «كارنج اندومنت» ميگويد: «سياست آمريكا براي ترساندن ديگران از برنامههاي ايران به ترسيدن بيشتر جهان از آمريكا منجر شده تا ايران. بنابراين، ما بايد اين ترس را كاهش دهيم».


