تهران، ميراث خبر
گروه هنر: جو کريب، رييس بخش سکه هاي موزه بريتانيا با اشاره به اختلافاتي که ميان ايران شناسان و کارشناسان تاريخ يونان وجود دارد، تاکيد کرد اين مسئله نبايد مانع بررسي ميزان نفوذ امپراتوري ايران در هند و افغانستان باشد.
به عقيده اين محقق، پاسخ به مسايلي که از سوي کارشناسان تاريخ و فرهنگ يونان مطرح مي شود آنقدر ذهن ايران شناسان را به خود مشغول کرده که تا حدودي ميزان تاثير ايرانيان به ويژه هخامنشي ها بر اقوام ساکن در شرق ايران را فراموش کرده اند.
او اهميت نمايشگاه «امپراتوري فراموش شده:جهان هخامنشي» در زمينه بررسي نفوذ امپراتوري ايران در هند را انکار ناپذير مي داند:«مقايسه نمادها و نشانه هاي ارائه شده در اين نمايشگاه با نمادهاي موجود بر آثار به دست آمده از دوران حکومت پادشاهان گوپتا که در قرن 3 ميلادي در هند حکم مي راندند، نشان مي دهد هنر هخامنشي 300 سال بعد از فروپاشي همچنان تاثير گذار است.»
به گفته کريب استفاده از صحنه هاي شکار و جنگ با حيواناتي قوي چون شير از نقش برجسته ها و مهرهاي ايراني ميان گوپتاها رواج يافته است.
کوشانيان، قوم حکومت گري در افغانستان امروزي ساکن بودند و در قرن اول از آسياي مرکزي وارد بلخ شدند، نيز از ديگر اقوامي هستند که در برهه اي از زمان به نمادهاي رايج در دوره هخامنشي روي مي آورند. کريب توضيح مي دهد:«آنها در بدو ورود به باکتريا زبان و خدايان يوناني را برگزيدند اما بعد از مدتي به ويژه در دوران کانيشکا، بزرگترين پادشاه کوشانيان آنها خط و ايزدان ايراني را بر مي گزينند. پيدا شدن کتيبه اي از کانيشکا که در آن از الفاظ و شيوه داريوش هخامنشي استفاده شده،نشان مي دهد کوشانيان از چند و چون حکومت هخامنشيان آگاه بوده اند و با آن آشنايي داشته اند.»
کريب از نام هايي چون بهرام و ميترا در سنگ نوشته هاي کوشاني ياد مي کند:«نه تنها اين واژه ها که نوع ضرب سکه ها نيز نشان از تقليد کوشانيان از امپراتوري ايراني دارد. در دوره اي خاص تصاوير موجود بر سکه ها تغيير مي کند. کوشانيان ابتدا مانند يونانيان تصوير صورت پادشاه را روي سکه ها ضرب مي کردند اما بعد از مدتي اين شيوه تغيير مي کند. سکه هايي از آنها به جا مانده که پادشاه را با لباس هاي هخامنيشي، تمام قد نشان مي دهد. درست مثل نمونه سکه هاي هخامنشي.»
سر دودمان واقعي کوشان ها «کاجولا کادفيس» بود که در قرن اول ميلادي توانست ناحيه قندهار را از پادشاهان سکايي که دودماني هند و پارتي داشتند، بگيرد.
کوشان ها الفباي يوناني را اختيار کردند و به جذب فرهنگ يوناني پرداختند.
دورهي کوشانيها را ميتوان دورهي تمدن جديدي براي افغانستان محسوب کرد. اين خاندان در پيکرتراشي پيشرفتهاي بسياري کرد و بتهاي 35 و 53 متري باميان که توسط طالبان نابود شدند، از يادگارهاي همين دوره بودند. خاندان کوشان در حوالي سال 220ميلادي منقرض شد. انقراض خاندان کوشاني پايان يک عصر يا دوره شکوفايي فرهنگي و هنري بود که ديگر هيچگاه در افغانستان تکرار نشد.


