تهران _ ميراث خبر
گروه هنر، فرزانه ابراهيمزاده: دوره هخامنشي يكي از تاثير گذارترين دوره هاي تاريخي هنر و معماري ايران است. دورهاي كه هنر از مرزهاي ايران فراتر رفته و در سرزمينهاي ديگر تاثير گذشته است.
دكتر محمد باقر وثوقي استاد تاريخ و عضو هيات علمي دانشگاه تهران درباره هنر هخامنشي با بيان اين مطلب افزود:« مهمترين ويژگي هنر دوره هخامنشي كه آن را از ساير ادوار متمايز كرده ، اين است كه تكرار شدني نيست. بسياري از حكومتها خواستند اين دوره را تكرار كنند اما نتوانستند روح اين دوره را در آثار خود وارد كنند.
وي پيش از ورود به بحث هنر هخامنشي اين نكته را يادآور شد:« وقتي درباره يك دوره تاريخي صحبت ميكنيم از يك عقيده خاص و يا سياست فردي حمايت نمي كنيم. كوروش، داريوش و يا خشايارشا به عنوان يك فرد مد نظر ما نيست يك جريان و بخشي از تاريخ است. با اين نگاه يك تمدن، مدنيت، هنر و فلسفه همه با هم مورد بررسي قرار مي گيرد. تمدني كه برپايه شمشير و هنر و عقلانيتي از پيش طراحي شده بنا گذاشته بود ميزان تاثير گذاري اش از مرزهاي خودش فراتر رفته است. زماني كه هنر اين دوره تاريخي را نسبت به زمان و مكان خود مقايسه كنيم، متوجه عظمت يا ضعف آن دوره تاريخي ميشويم.»
وثوقي معتقد است:« با اين نگاه تخت جمشيد يك عنوان نماد هنر و معماري اين دوره تكرار نشدني است. اين اثر تنها بنايي است كه با عظمت گذشتهاش باقي مانده است. اين نشانه است كه هنر هخامنشي از مرزهاي ايران فراتر رفته و استحكامتش از پيش برنامه ريزي و تفكر شده بود. »
تخت جمشيد تلفيق معماري ايراني و هنر بين النهرين و حتي تمدن يونان است اما در اوج. هخامنشيان واهمهاي از اخذ مظاهر هنري از همسايگانشان نداشتند اما فقط تقليد نكردند، بلكه نشانهها را گرفتند و بخشهايي از خود را به آن افزودند. »
استاد تاريخ دانشگاه تهران راز ماندگاري هنر دوره هخامنشي را در اين نكته ميداند كه هنر بومي و خاص يك منطقه نيست، يك هنر چند مليتي است كه در محدوده خودش به اوج رسيده است:« رفتارهاي اقتصادي ، فرهنگي و سياسي هخامنشيان چند مليتي است كه به هنرشان هم راه پيدا كرده است. هر جامعه در لحظهاي از تاريخ موفق بوده است كه توانسته در مواضع سياسي فرهنگي و اقتصادي خود از هنر و معماري به نحو احسنت استفاده كند. »
وثوقي به اين نكته اشاره مي كند كه:« هخامنشيان از نظر سياسي اقتصادي نسبت به دوره خود چند گام جلوتر بودند . قبل ازاين سلسله و حتي همزمان با آن ها در بين النهرين تمدنهايي مانند آشور بودند كه در دوره خود با تمام قدرت حكمراني مي كرد، اما اثر قابل تاملي از خود به جاي نگذاشتند چون هنر خود را برپايه نظامي گري بنا كرده بودند. نكته مهم اين است كه هخامنشيان الگوي معماري خود را از آشور گرفتند. اما معماري هخامنشيان يك گام به جلو بود و فراتر از معماري آشور بود.»
بر اساس آن چه در منابع تاريخي و كتيبه هاي باستاني آمده است آشوري ها حكومتي درون گرا بودند كه تحمل ورود آرا و افكار هيچ قوميت ديگري را نداشتند:« در نوشتارهاي به جاي مانده از حكومت آشوري به كرات از افتخاراتي كه در كشتن غارت زدن و آتش زدن سرزمينها صحبت ميشود. در حالي كه به فاصله 50 سال پس از سقوط آشور كوروش بابل را بدون خونريزي فتح كرد و در منشور خود نفرت خود را از كشتار اعلام ميكند. اين يعني فرهنگ تحمل. فرهنگ هخامنشي يك فرهنگ بيروني است كه نگاهش به خارج از مرزهاي خود معطوف است. تحمل در درون فرهنگ هخامنشي در ذات آن نهادينه شده به همين دليل آن چه را از خارج اين فرهنگ به داخل ميآيد، پس نمي زند. به حرف ها و ايدههاي ديگران احترام مي گذارد. »
نگاه چند مليتي به هنر در دوره هخامنشيان ناشي از تفكر سياسي اين حكومت است . امپراطوري كه در رفتار خود با ديگران سهيم نشود و همسايگانش را به چشم دشمن ببيند محكوم به فراموشي است و هخامنشيان چنين نبودند. دشمنان هخامنشيان در تكميل كردن تمدن آن ها سهيم بودند.
به گفته دكتر وثوقي :«داريوش و كوروش محصول زمان خود بودند و در جامعه اي رشد كردند كه فلسفه تساهل و تسامح بر آن حكم فرما است. گزنفون از قول كوروش مي گويد: وقتي ما كاهليم نبايد چيزي از خدا بخواهيم. اگر تيراندازي بلد نيستيم نمي توانيم از خدا پيروزي بخواهيم. اگر تخمي نكاريم نبايد از زمين ثمر بخواهيم. اين نگاه يك انسان مسئول است انساني كه واقع گرايانه به همه چيز برخورد مي كند.»
هخامنشيان اين نگاه واقع گرايانه را در هنر نيز وارد كردند و آثار خود را بر پايه همين نگاه پديد آوردند:«تخت جمشيد را با نگاه واقع گرايانه ساخته شد. به شكلي كه پس از گذشت زمان مي توان آن را باور كرد. هيچ چيز غير واقعي در اين مجموعه وجود ندارد. جلوههاي هنري را از ساير مناطق به شكل ايراني هنر هخامنشي را شكل ميدهد.»
اين هنر در خارج از مرزهاي فلات ايران هم نشانههايي از خود را به جاي ميگذارد:« داريوش كتيبه هاي خود را به سه زبان پارسي، عيلامي و بابلي مي نويسد. با اين انديشه كه اگرچه پارسي و آريايي است اما به زبان قومي كه در تسخير او است است، احترام مي گذارد . اين نقطه قوت هخامنشيان است و رمز موفقيت آن ها .به اين نكته تنها دوستان ايران اشاره نمي كنند دشمنانمان هم به آن اعتراف دارند. انديشه قوي همه را تحت تاثير قرار مي دهد هخامنشيان در جاهايي كه رفتند يادگاري از هنر خود گذاشتند اما اسكندر با تمام فرهيختگي چه چيزي را در ايران به يادگار گذاشت يا حكومت سلوكي كدام بناي مشهور را به جاي گذاشت. داريوش در مصر سه يادگاري بزرگ از خود مي گذارد. سيستم آبياري ايراني تا شاخ آفريقا مي رود و در آن جا مستقر مي شود. »
دكتر وثوقي با اشاره به برگزاري موفقيت آميز نمايشگاه هنر هخامنشي در موزه بريتانيا و توجه محافل علمي جهان به اين رويداد عظيم تاريخ افزود:« نگاه به بيرون و تحمل ديگران و نگاه فرا وطني دوره هخامنشيان باعث ماندگاري هنر هخامنشيان در طول تاريخ شد و چنانكه امروز شاهد هستيم پس از گذشت بيش از 2500 سال از اين حكومت اروپاييان در برابر عظمت تاريخ و فرهنگ و هنر ايران سر تعظيم فرود آوردند. »


