وقايع سرنوشتساز اخير عراق، به ويژه تدوين قانون اساسي اين كشور كه بيترديد بر روي تمام كشورهاي منطقه تأثيرگذار خواهد بود و نيز تحركات چند ماه اخير دشمنان ايران عليه تماميت ارضي ايران، به ويژه در خليج هميشه فارس، فرصتهايي است كه لزوم توجه بيش از پيش سياستگذاران، رسانههاي گروهي و مردم ايران را نسبت به پيشينه روابط ايران و دولتهاي عربي نمايان ميسازد.
23 مرداد ماه، سالگرد دو رويداد مهم در تاريخ روابط ايران و دولتهاي عربي بوده است. 23 مرداد 1350، جدايي نافرجام بحرين از ايران و 23 مرداد 1369، اعلام مجدد پايبندي عراق به قرارداد مرزي 1975 الجزاير توسط صدام حسين، رئيسجمهور وقت عراق.
در سالي كه به نام سال همبستگي ملي ايرانيان ناميده شده است، كشورهاي عربي حملات خود را عليه منافع ملي و تماميت ارضي ايرانيان، شدت بخشيدهاند؛ مسئلهاي كه متأسفانه حساسيت لازم رسانههاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي ايران را برنيانگيخته است.
نقش عملكرد شبكه «الجزيره» ـ كه تحت حمايت دولت قطر است ـ در واقعه خوزستان آنچنان واضح بود كه به واكنش مقامات ايراني انجاميد. هم زمان با اين فتنهانگيزي، دولت امارات نيز با راهاندازي سايتي با عنوان تجاوزگرايانه (3emirates-islands.org.ae/maps.htm) با نمايش چند عكس به زعم خود از آنها با عنوان اسناد تاريخي تعلق جزيره سهگانه به امارات ميكند. علاوه بر اين نكته بسيار مهمي كه در آن به چشم ميخورد، ادعاي جديد امارات مبني بر اشغالي بودن جزيره «سيري» در خليج فارس است!
بررسي عملكرد كشورهاي عربي در دهههاي گذشته و حتي پس از پيروزي انقلاب در ايران ثابت كرده است كه روحيه نژادگراي كشورهاي عرابي به مراتب از علاقه اسلامي اين دولتها در ارتباطشان با ايران تأثيرگزارتر بوده است.
جمهوري اسلامي، از آغاز تشكيل خود بزرگترين مسئله عرب يعني فلسطين را به عنوان اصليترين دغدغههاي ملت ايران مطرح كرد و اين حسن نيت را تا بدانجا پيش برد كه حمايت از فلسطين و قيام مبارزان آن را به عنوان يكي از اصول سياست خارجه خود منظور نمود. در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب، اين حمايتها همواره به صورتهاي بودجه ساليانه ملي ايرانيان براي فلسطين نشاندهنده اوج انساندوستي دولتمردان ايران بوده است، ولي آنچه تاكنون كمتر بدان توجه شده، واكنشهاي دولتهاي عربي و به ويژه دولتهاي به ظاهر دوست ايران بوده است كه نسبت به منافع ملي و تماميت ارضي ايران اسلامي، مينمايد.
برخلاف انتظار و با تأسف، مشاهده ميشود كه تمامي بيانيهها و اعلاميههايي كه توسط اعراب عليه تماميت ارضي ايران در خليج فارس، از جمله جزاير سهگانه و تغيير نام خليج فارس و به عنوان جزاير سهگانه اشغالي در خليج به اصطلاح عربي به امضا ميرسد، نام كشورهاي سوريه، لبنان و فلسطين هم مشاهده ميشود، عملي نادرست كه هيچگاه از سوي ايرانيان مورد بازخواست قرار نگرفته است. با توجه به كمكاري رسانههاي دولتي و خصوصي ايران نسبت به دغدغههاي ملي ايرانيان و با توجه به نياز نسل جوان، نگاهي اجمالي به ادعاهاي عربي نسبت به تماميت ارضي ايران بسيار به جا خواهد بود.
ادعاهاي عربي به طور كلي شامل 5 بخش ميباشد كه عبارتند از:
1ـ ادعا بر عربي بودن و تغيير نام خليج فارس،
2ـ ادعا نسبت به بحرين (كه متأسفانه به انجام رسيد)،
3ـ ادعا نسبت به جزاير ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك،
4ـ ادعا نسبت به حاكميت كامل عراق بر اروندرود،
5ـ ادعا نسبت به تجزيه خوزستان به دليل عرب بودن بخشي از ساكنانش. در زير ريشههاي تاريخي هر يك از اين ادعا را به اجمال بيان ميكنيم، باشد كه هر يك به تفصيل مورد پرداخت ميهن دوستانه ايراني قرار گيرد... .


