هر وقت اسم قلعه "فلک الافلاک" رو می شنیدم یاد یک قلعه خیلی خیلی بلند و سر به فلک کشیده و خیلی عظیم، شاید به عظمت ارگ بم، می افتادم.این قلعه درست بر خلاف تمام دژهایی که تا حالا دیده یا شنیده بودم نه در یک جای پرت افتاده قرار دارد نه در میان کوههای صعب العبور، بلکه درست در وسط شهر خرم آباد بر روی تپه ای سنگی و باستانی ساخته شده است.
از دانشگاه خرم آباد درست می تونی قلعه رو ببینی . دژ از شرق و جنوب غربی با رودخانه خرم آباد (رود کشکان) ، از غرب با محله دوازده برجی و از شمال به خیابان فلک افلاک محدود می شود.
وی دانشگاه جوب آب بزرگی جریان دارد که درست از زیر تپه بیرون می آید. در دامنه شمالی تپه سرچشمه پر آب گلستان قرار دارد. اینطور که می گویند قلعه قبلاً در کنار خرم آباد و مشرف به آن بوده ولی با گسترش شهر به داخل آن کشیده شده است.
از داخل خیابان راهی به سمت قلعه منشعب می شود. بالای سر، فلک الافلاک پشت مه صبحگاحی خود نمایی می کند و اولین اشعه های آفتاب عظمتش را بیشتر می کند. راهی پر شیب و سنگ فرش شده پیچ می خورد و تا قلعه بالا می رود.
نای اولیه دژ مربوط به دوره ساسانی بوده و در طول تاریخ به نامهای شاپور خواست یا سابر خاست، دزبَر ،قلعه خرم آباد و سر انجام قلعه فلک الافلاک آن را نامیده اند.
این همه اسم ،این همه قدمت… کنگره های لبه دیوار ها آدم را یاد زندان می اندازد(پس از سقوط دولت مصدق در سال 1332 مدتی به عنوان زندان سیاسی مورد استفاده قرار می گرفته است.)
شهرمنظره زیر پای قلعه بی نظیر است. تمام شهر که روی دامنه کوه خوابیده ،از این بالا پیداست. بازارمحلی و لر هایی که برای خرید آمده اند.
داخل دژ آنقدر ها هم که از بیرون به نظر می آید بزرگ نیست. ارتفاع قلعه با دیوارهای بنا از سطح خیابان های مجاور چیزی حدود 40 متر است. محیط قلعه دارای هشت برج است.
در گذشته قلعه دارای یک حیاط بوده ولی در دوره های بعد با ساختن چند اتاق آن را به دو قسمت تقسیم کرده اند.
در گوشه شمال شرقی حیاط اول چاهی به عمق چهل متر حفر شده که بخش اعظم بدنه آن با برش در داخل صخره ها به سرچشمه گلستان راه یافته است.
اتاقها همگی به هم راه دارند مانند دالانی سرتاسری که امروزه به یک موزه باستان شناسی و مردم شناسی تبدیل شده اند. موزه ای از آداب و رسوم عشایر لر)
هفته نامه الکترونیکی ایران


