نتايج آخرين تحقيقات در خصوص مشكلات اصلي زنان و دختران بدون همسر و مجرد جامعه نشان ميدهد اين دسته از افراد از عدم «امنيت خاطر» كافي در زندگي، محل كار و تحصيل رنج ميبرند.
رفتار دور از اخلاق برخي مردان در جامعه با دختران مجرد 28 سال به بالا
دكتر انور صمديراد، محقق اين موضوع در گفتوگو با خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران با اشاره به نتايج و يافتههاي تحقيق فوق كه با عنوان «بررسي مسايل و مشكلات زنان و دختران بدون همسر» با جامعه آماري دختران و زنان 28 تا 55 ساله مجرد و بدون همسر ساكن 22 منطقه شهر تهران» صورت گرفته است، اظهار داشت: رفتار نابهنجار برخي مردان جامعه نسبت به دختران و زنان كه از سن بيست و چند سالگي گذشته و مجرد ماندهاند، باعث آزار روحي و سلب اعتماد و امنيت رواني آنها و خانوادههايشان ميشود.
وي از جمله اين رفتارها به تحقيرها، متلكها و رفتارهاي دور از اخلاق اين دسته از مردان اشاره كرد.
تمايل بيشتر زنان بدون همسر داراي درآمد شخصي به ازدواج نسبت به زنان فاقد درآمد
دكتر صمديراد افزود: بر اساس نتايج اين تحقيق، نزديك به نيمي از زنان مطلقه، داراي درآمد شخصي هستند؛ در حاليكه اين موضوع در مورد تنها 4/27 درصد زنان بيوه صدق ميكند؛ بنابراين ميتوان ادعا كرد زنان شاغل و داراي استقلال مادي آمادگي بيشتري براي رهايي از زندگي مشقتبار و غيرقابل تحمل را دارند.
به گفته وي همچنين بر اساس يافتههاي اين پژوهش زناني كه مستمري دريافت ميكنند كمتر از زناني كه مستمري دريافت نميكنند درآمد شخصي دارند.
اين جامعهشناس تصريح كرد: بر اساس يافتههاي پژوهش فوق، همچنين زنان بدون همسري كه داراي درآمد شخصي بودهاند، بيش از زنان بدون همسر فاقد درآمد شخصي تمايل به ازدواج مجدد دارند.
نقش اساسي استقلال، امكانات تفريحي و ورزشي در ازدواج زنان بدون همسر
دكتر صمديراد افزود: با توجه به اين كه بهرهمندي از امكانات تفريحي و اوقات فراغت يكي از مسايل بسيار مهم در آرامش زندگي و بهداشت رواني فرد است، نتايج اين پژوهش نشان داد زناني كه داراي درآمد شخصي بودهاند بيشتر از زنان فاقد درآمد شخصي در طول يكسال گذشته از برنامههاي ورزشي و تفريحي استفاده كردهاند.
وي به ايسنا گفت: بر اساس اين يافتهها، برخورداري از امكانات تفريحي و ورزشي كه از ضروريات يك زندگي سالم است، پول و درآمد شخصي نقش اساسي در زندگي زنان مطلقه و بيوه را ايفا ميكند. در عين حال زناني كه داراي استقلال بيشتري هستند با آمدن به اجتماع و حضور در مجامع مختلف از جمله مكانهاي ورزشي، فرصت آشنايي بيشتري با فرد مورد نظر دارند و احتمال ازدواج مجدد آنها بيشتر است.
رنج بيشتر زنان مطلقه از پيامدهاي زندگي بدون همسر نسبت به زنان بيوه
وي با بيان اين كه خانوادهها بر اساس تعصبات و با ملاحظه شرايط نابهنجار برخوردهاي اجتماعي با زنان و دختران مجرد، محدويتهاي بيشتري براي زنان جوان مطلقه قائل ميشوند، اظهار داشت: زنان بدون همسر شاغل جامعه آماري بيش از زنان غيرشاغل از مزاحمتهاي خانوادگي شكايت دارند كه شايد علت آن باشد كه زنان غيرشاغل به دليل اجبار در پذيرش هنجارها و قيد و بندهاي خانوادگي كمتر از زنان مستقل از مداخلات خانواده به عنوان مزاحمت ياد ميكنند.
به گفته وي، زنان مطلقه بيش از زنان بيوه از پيامدهاي منفي زندگي بدون همسر احساس ناراحتي و عذاب ميكنند كه علت آن ميتواند نگرش منفي جامعه، خانواده واطرافيان به زنان مطلقه باشد و يا اين كه زنان بيوه از مقبوليت و همحسي بيشتري در جامعه برخوردارند.
وي تصريح كرد: تا زماني كه با نگرشها و باورها و مباحث سنتي غلط مبارزه نشود، زنان يا بايد با زندگي ناهنجار بسازند و يا بايد پس از جدايي زندگي سخت و مشقتباري را دنبال كنند. همان گونه كه تحقيقات نشان ميدهد اين گروه از زنان به ندرت از حمايتهاي خاص اجتماعي برخوردارند.
«مترادف شدن بيهمسري با تحمل مشكلات سخت» ، ناديده گرفتن آزادي و حقوق زن
عضو هيأت علمي دانشگاه در ادامه با اشاره به اين كه تحقيق فوق در بين 3 گروه دختران هرگز ازدواج نكرده، با سنين بالاي 28 سال، زنان مطلقه و زنان بيوه انجام شده است، گفت: به نظر ميرسد مشكل اصلي زنان و دختران بدون همسر تنها مساله فقدان همسر است؛ بنابراين اين طور به نظر ميرسد كه در اين شرايط زنان لزوما و قطعا بايد تحت سرپرستي يك مرد تحت عنوان همسر زندگي كنند تا مشكل نداشته باشند؛ به عبارت ديگر بي همسري، مترادف با مشكل براي زنان است؛ در حاليكه با اين انگاره، آزادي و حقوق فردي زن به عنوان انسان داراي حق اختيار و انتخاب ناديده گرفته ميشود.
وي تأكيد كرد: ساختار سنتي ازدواج دختر در يك سن معين به عنوان عرف جامعه و ماندن زن در خانه شوهر به هر قيمت و با هر مشقت و تحمل كليه مسائل و مشكلات ناشي از يك ازدواج بد، صرفا بخاطر داشتن يك سرپرست كه حداقل بتواند مشكلات اقتصادي را برطرف كند، هم اكنون مطرح است.
دكتر صمديراد به ايسنا گفت: بايد توجه داشت كه همه زنان بيوه و مطلقه، بدبخت و يا خوشبخت مطلق نيستند بلكه نكته مهم توجه به حيثيت، حرمت، شان و منزلت انساني زنان در جامعه است كه اين مساله نيز در گرو وجود نهادها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي ارائه كننده حمايتهاي اجتماعي اقتصادي به زنان نيازمند است.
عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در پايان گفت: در جامعه، دختراني به دلايلي از جمله فقدان تحصيلات كافي، نداشتن كار و درآمد، نداشتن خانواده آبرومند و صاحب مكنت و اعتبار، نداشتن جمال و اندام متناسب، نداشتن امكان معاشرت و آشنايي با افراد مناسب با ازدواج، دختران داراي معلوليتهاي جسمي و ذهني و رواني هستند و يا دختراني كه به دليل فقر محيطي و نابهنجاري وضعيت معيشت در خانه پدري نميتوانند همسر مناسبي براي خود انتخاب كنند و يا مورد انتخاب قرار نميگيرند مشكلات و مسايل خاص خود را دارند كه شناخت ابعاد آن حائز اهميت است.


