گروه هنر، آزاده شهميرنوري:
اشاره: پس از چند ماه بلاتكليفي بالاخره قرار شد نادر مشايخي رهبري اركستر سمفونيك تهران را براي يك فصل هنري بر عهده بگيرد. او بعد از پايان تحصيلات در خارج از كشور، اركستري به نام وين 2001 راه اندازي و با آن برنامه هاي متعددي برگزار كرد. به غير از آن فعاليت هاي ديگري هم داشته است كه به مشروح آن در انتهاي گفتگو اشاره شده است. درباره فعاليت هاي او و برنامه هايي كه براي اركستر دارد به گفتگو نشستيم.
* شما در سال 1369 اركستري تاسيس كرديد با نام وين 2001، كه با آن پروژههاي تلفيقي زيادي انجام داديد، آيا اين اركستر هنوز هم فعال است؟
ـ اين اواخر من كمتر فرصت ميكنم خودم را مشغول اين اركستر كنم. در حال حاضر بيشتر در اين فكر هستم كه بتوانم جشنواره اي در سه شهر تهران، اوسنابروك و وين برگزار كنم، كه برنامههايي مشترك در آن به اجرا در بيايد . در مرحله اول بايد اركستري درست شود كه نوازندگان آن از سه كشور تهران، آلمان و اتريش باشند.
* هزينههاي اركستر وين 2001 چه طور تامين ميشود؟
_ شهرداري وين قسمتي از هزينه كنسرتها را تقبل ميكند .ولي قسمت اعظم آن از طرف وزارت فرهنگ و هنر اتريش تامين ميشود.
در اتريش غير از رهبري اركستر چه كارهايي كرده ايد؟
اركستر هاي مختلفي را رهبري كردم اما بيشتر از آن آهنگسازي مي كردم. سال 57 ، نوزده سالم بود، كتابي داشتم كه همه موسيقي دانان و رهبران اركستر را معرفي كرده بود. مي دانستم كجا و پيش چه كسي مي خواهم بروم. در آن كتاب درباره آهنگسازان مختلف توضيح داده بود كه من از يكي از رومن هاوبن اشتراك راماتي Romati Roman Hasbensteek خيلي خوشم آمد. پيش او رفتم و كارهايم را نشانش دادم. او سالي دو شاگرد بر مي داشت. گفت: «خوب بلدي فرش را جارو بزني اما آنها را ميزني زير فرش. خنديد و گفت اما من تو را بر مي دارم.»
جزو آخرين شاگردان او بودم. او باعث شد آرام آرام سبك خودم را پيدا كنم. يادم مي آيد آن موقع ها سعي مي كردم روشي براي خودم پيدا كنم ولي نمي توانستم. وقتي كارهايم را مي ديد مي گفت اين ها مجموعه اي از كارهاي ديگران است. پس خودت كجايي؟ حتي مي خواستم آهنگسازي را رها كنم. تا اينكه كم كم همه چيز تغيير كرد. سيستم تدريس او اين طور بود كه دانشجو را از هر موسيقي اي پاك مي كرد. بعد او مي توانست سبك خودش را پيدا مي كرد.
* از اتفاقاتي كه در حوزه موسيقي ايران افتاده است و وضعيت آن با خبر هستيد؟
_ بله، من چند سال پيش هم به ايران آمدم و جريان هاي ايران را دنبال مي كنم.
* تشكيل اركستري از نوازندگان سه كشور بسيار جالب است اما به تامين هزينههاي آن و چگونگي فعاليتش با توجه به مشكلاتي كه در ايران هنوز هم دست به گريبان اركستر سمفونيك است فكر كرديد؟
_ اعتقاد من در اين باره اين است كه اركستر به صورت نيمه خصوصي درآيد و براي قسمتي از هزينه اركستر اسپانسر پيدا كنيم. اتفاقا امروز بهترين زمان است كه بهتر ببينيم. عملي كردن اين ايده، مستلزم آن است كه آدمها تصور درستي از اين اركستر داشته باشد. اركستر نبايد به عنوان يك وسيله تجملاتي نگاه شود. ساعت بستن ضروري نيست اما از روي آن مي توان صاحبش را شناخت. اركستر سمفونيك تهران بايد يك صورت داشته باشد. تواناييهاي كه در اركستر وجود دارند زياد هستند بايد آنها را يافت و استفاده كرد.
*تجربه رهبري اركستر سمفونيك تهران چطور بود؟
_شش سال پيش كه به ايران آمدم و اجراي اركستر سمفونيك را ديدم خيلي خوشحال شدم چون فكر نمي كردم در اين سطح باشد. خيلي خوب بود. با اركستر دو بار سال 2000 و 2002 رفتيم اتريش. نوازندگان با عشق و علاقه مي نواختند . آنها انگيزه مي خواهند . يكي از تجربه هاي فراموش نشدني من بود. خود نوازندگان باور نمي كردند كه اركستر هچنين صدايي هم مي تواند داشته باشد.
*بعد از درگذشت آقاي ناصري وقتي شنيديد كه براي اركستر به دنبال يك رهبر مي گردند چرا نيامديد و اعلام آمادگي نكرديد؟
_به دليل همان مشكلاتي كه قبلا هم داشتم. اما امروز موضوع فرق كرده است. تعداد كساني كه مي خواهند وضع اركستر را درست كنند زياد شده است و به نظر مي آيد شرايط بهتري وجود دارد. ما بايد الگوسازي كنيم. من اسم هاي بزرگ نمي خواهم. گنبد هاي دوره صفويه خيلي كوچكتر از گنبدهاي امروز است. حالا همه آنها را خراب مي كنند و گنبدهاي بزرگ مي سازند. اما هيچكدام زيبا نيست. گنبد مخروطي امام زاده صالح را خراب كردند و يك گنبد بزرگ ساختند در حالي كه همان گنبد كوچك قبلي خيلي قشنگ تر بود.
* با وجود تجربههاي تلخي مثل آمدن و رفتن رهبران ديگر، تعمير سازهاي اركستر سمفونيك كه سالهاست قرار است انجام شود، دستمزد كم نوازندگان و مسايل ديگري كه وجود دارد، فكر ميكنيد سر وسامان دادن به اين اركستر عملي است؟
ببينيد انتقاد از وضعيت فعلي خيلي آسان است. اينكه نوازندگان دستمزد كم ميگيرند، سازهايشان نقص دارد و بايد تعمير شود و غيره كشف فوقالعادهاي نيست. لازم نيست براي انتقاد از كمبودها الزاما از خارج يك نفر را بياوريم. خودمان بهتر ميدانيم چه مشكلاتي وجود دارد. مهم راه حل است، راه حلي كه بهبودهاي مالي و معنوي را در بر دارد. ببينيد نوازنده اركستر اساسا احتياج به دو انگيزه دارد. انگيزه مالي و معنوي. اگر اين دو برآورده شوند وضع اركسترمان درست ميشود. و وقتي اركستر ما اين انگيزه ها را داشته باشد، خواهيم ديد كه قادر به انجام چه كارهايي است. بهترين راه براي اركسترها نيمه خصوصي شدن است. بيشتر اركستر هاي اروپا هم همين طورند. وقتي چهار سال پيش آمدم مثل شما فكر مي كردم. اما در اين سال به اين مشكلات فكر كردم و سعي كردم گره ها را باز كنم.
فيض روحالقدس ار باز مدد فرمايد / ديگران هم بكنند آنچه مسيحا ميكرد
از طرف ديگر يك مشكل اساسي فكر را مشغول ميكند و آن انتظاراتي است كه از اركستر وجود دارد. به نظر من اگر مردم تصوري واقعي از اركستر داشته باشند، انتظارات آنها هم به همان نسبت محقق مي شود. باز هم ميگويم كاري كه ما بايد در ابتدا انجام دهيم، شناساندن اركستر سمفونيك تهران به مردم است. مردمي كه علاقمند به موسيقي هستند، كم كم دارند ياد مي گيرند كه با عادت ديگري موسيقي را بشنوند. . همه يك نوع موسيقي گوش مي دهند. همه چيز هايي كه شبيه هم هستند گوش مي دهند. اما اين بحث بايد باز شود و مردم با موسيقي هاي ديگر آشنا شوند.
* چه برنامهاي براي اركستر ريختهايد؟
_ برنامهريزي در چند زمينه است. اول بايد مسائلي از قبيل حقوقها، فرم استخدامي و به طور كل مسائل داخلي را از اهداف موسيقايي جدا كرد. بگذاريد از اهداف موسيقاييمان صحبت كنم.
هدف اول ما كه در واقع پايه اصلي هر اركستر سمفونيك است اجرا و شناساندن آثار اركسترال است. من فقط از موسيقي كلاسيك صحبت نميكنم چون اين كلمه خيلي از آثاري را كه ما در آينده اجرا خواهيم كرد شامل نميشود.
هدف دوم اجراي آثار آهنگسازان ايراني است. ما تلاشمان اين است كه آثار اين آهنگسازان را نه تنها در ايران بلكه در كشورهاي ديگر هم اجرا كنيم. در اين زمينه خيلي باز و گسترده عمل ميكنيم. يعني نه تنها از آهنگسازان معتبر و شناخته شده ايراني، بلكه از آهنگسازان جوان و آن دسته از آهنگسازاني كه به هر دليل هنوز آن طور كه بايد شناخته نشدهاند استفاده مي كنيم. براي آهنگسازان جوان حتي در فكر هستيم كه كنكوري ترتيب دهيم.
هدف سوم اين است كه كارهاي تلفيقي با موسيقي اصيل انجام دهيم. در اين حوزه تصميم داريم كارهاي تازه اي در زمينه تلفيق انواع موسيقي را در اركستر تجربه كنيم. از كمك اساتيد بزرگ موسيقيمان هم استفاده ميكنيم .
چهارم، تصميم دارم پروژه هايي تعريف كنم كه در آن موسيقي اركستر با هنرهايي چون نقاشي، نويسندگي و سينما همراه شود و فعاليت هاي مشتركي در اين زمينه داشته باشد. اين پروژه كار جديدي است ولي برد بسيار قوياي دارد. اركستر را از خمودگي درميآورد و آن را تبديل به نهادي پويا ميكند.
به نظر من امروز زماني است كه بايد تمام سعي مان را بكنيم تا يك اركستر سمفونيك سرزنده، پويا و توانمند ايراني داشته باشيم طوري كه اين اركستر بتواند سمبلي از روح ما ايرانيان باشد.
*مي دانم كه براي نسل جوان هم اهدافي داريد؟
_ هدف بعدي ما تشكيل يك اركستر سمفونيك جوان است. اين اركستر علاوه بر فعاليت ،نوازندگان جوان را براي حضور در اركستر سمفونيك تربيت مي كند. نوازندگان حرفهاي و مجرب اركستر سمفونيك به تربيت جوانان مشغول خواهند شد. علاوه بر اين كنكور هايي در زمينه هاي نوازندگي، آهنگسازي و رهبري اركستر برگزار و دانشجوياني براي ادامه تحصيل و همكاري با اركستر سمفونيك انتخاب مي شوند.
*و فكر مي كنيد تمام اين كارها را در اين فصل هنري بتواند آغاز كنيد؟
_تلاشمان اين است. تنها نيروي محرك اركستر و من ،اميدواري است. با اميدواري ميتوانيم همه مشكلات را تحمل كنيم. از جان كيج آهنگساز آمريكايي پرسيدند: «شما چرا اينقدر اميدوار هستيد؟» گفت: «چاره ديگري ندارم.»
درباره نادر مشايخي:
نادر مشايخي 1337 در تهران متولد شد. در سال 1353 نزد پري بركشلي شروع به آموختن پيانو كرد.
در سال 1355 وارد هنرستان عالي موسيقي شد و نزد اقدس پورتراب به نوازندگي پيانو و مصطفي پورتراب به تحصيل هارمون و كنترپران پرداخت.
در سال 1357 براي ادامه تحصيل به وين رفت و شروع به تحصيل در رشته آهنگسازي، رهبري اركستر كرد. او رهبري را نزد كارل اوبسترايش Karl Osterren Cher، موسيقي الكترونيك را نزد كاوفمن Dieter Kavfirnae و آهنگسازي را نزد رومن هاوبن اشتراك راماتي Romati Roman Hasbensteek، يكي از برجستهترين آهنگسازان قرن بيستم فراگرفت و در سال 1366 با درجه ممتاز از اين رشته فارغالتحصيل شد.
مشايخي از اواخر دهه 60 به ترجمه كتب، همكاري با هنرمندان در رشتههاي ديگر هنري مانند نقاشي، مجسمهسازي، ويدئو، فيلم، تئاتر و ادبيات مشغول است.
همكاري با هنرپيشه برجسته آلماني، هانو شيگولا Hanoo Schygulla و نويسنده مشهور اتريشي، پترتوريني Peter Turinni از اين جمله است.
غير از پروژههايي كه خودش انجام داده، بسياري از آثارش توسط اركسترهاي معتبر جهان به اجرا درآمده كه بسياري از اين اركسترها توسط خود او نيز رهبري شدهاند. از جمله اركسترهايي چون درك ايل پروگيرس work in Progress با اجرايي در تالار كنسرت هاويس wiener Konzwthans، اركستر راديوي اتريش در فستيوال پاييز اشتاير Festival steierische Herloot اركستر مجلسي comtrs در زاگرب، اركستر مجلس the word Bunch در فستيوال سالزبورگ، اركستر ژونس در افتتاحيه فستيوال دانوب را ميتوان نام برد.
در سال 1376 او به مدت يك سال به عنوان هنرمند ميهمان Festspielhous در شهر سن پولتن Samkt Polten انتخاب شد. حاصل اين همكاري 5 پروژه بود كه از آن بين ميتوان پروژه تلفيقي موسيقي اصيل ايراني و موسيقي مدرن و همين طور پروژه شب فروغ فرخزاد را نام برد.
يكي از پروژههاي مهم او اپرايي بر اساس رومان معروف بهرام صادقي، «ملكوت» است. اين اپرا در سال 1376 در فستيوال وين مدرن به روي صحنه رفت.
از جمله فعاليتهاي او ميتوان به سخنرانيهايش در زمينههاي موسيقي مدرن و موسيقي تلفيقي در كشورهاي مختلف اروپا، آمريكا و آسيا اشاره كرد.
نادر مشايخي در سال 1379 موفق شد كه براي اولين بار در تاريخ ايران اركستر سمفونيك تهران را به اروپا ببرد و اين اركستر را در اروپا رهبري كند.
در سال 1381 اركستر مجلس سوليستهاي تهران را تاسيس كرد و با آن اركستر كنسرت افتتاحيه فستيوال Horgange را در وين اجرا كرد.
آثار او توسط سوليستهاي مشهوري اجرا و ضبط شدهاند. افرادي چون ژان پير رامپال، اورل نيكوله و رابرت ابتكن از اين گروه اند.
آثار او تاكنون روي سي ديهاي مختلف ضبط شدهاند. براي اطلاع بيشتر به سايت www.zeitvertrieb.mur.at
مراجعه يا كاتالوگ آثار او را از طريق آدرس پستي و تلفن زير مطالبه كنيد:
zeitveytrib wien - Berlin
Zolleng. 5-13
Wien 1070
Austria
Tel & fax: 00431- 5242800


