اكراد سوري بمانند ديگر اقوام آريايي در ايران، مناطقي از عراق، تركيه، فلات قفقاز، افغانستان و تاجيكستان، حيات دوبارهي طبيعت را به عنوان عيد ملي باستاني خود جشن ميگيرند.
نظام بعثي حاكم بر سوريه با تفكرات قومي گراي عربي، در سالهاي اخير مداراي بيشتري با اقليتهاي اين كشور از جمله كردها دارد و حتي روز نخست فروردين، به عنوان "روز مادر" در اين كشور تعطيل رسمي است.
اكراد سوري حتي زماني كه جرات برگزاري آشكار آيينهاي نوروزي را نداشتند، اين آداب و رسوم كهن را از خاطر نبردند و اينك در پرتو گشايش در فضاي سياسي، اجتماعي فرهنگي حاكم بر اين كشور، محلات كردنشين پايتخت، "ركن الدين" و "جبل الرز" واقع در دو سوي كوه "قاسيون" مشرف بر دمشق، در كوي و برزن به جشن و شادماني ميپردازند.
جوانان در مناطق كردنشين شمال شرق و محلاتي در شهرهاي حلب و دمشق، آيين برافروختن آتش در شب سال نو را كه بسيار شبيه سنت چهارشنبه سوري نزد ايرانيان است، ولو به شكلي محدود در مناطق كوهستاني و ييلاقي برپا مي سازند.
به گفتهي اكراد سوري، آتش بازي شب عيد، قدمتي بيش از دو هزار سال در ميان اين قوم دارد و برگرفته از اسطورهي "كاوه و ضحاك" است. آنان معتقدند آتش بازي شب عيد نماد "آزادي و تسليم نشدن به ضحاك ظالم" است كه با خوردن خون جوانان كرد ميزيست .
كردهاي سوري ميگويند: كاوهي آهنگر، "ضحاك مار به دوش" را كشت تا كردها آزاد شوند.
"ضحاك" آشوري در نينوا (موصل كنوني در عراق) بر كردها حكومت و به آنان ستم ميكرد، بسياري از كردها از بيم جان خود به كوهها پناه برده بودند.
يك نويسندهي كرد سوري به نام "ابراهيم يوسف" داستان ضحاك و كاوه را چنين براي ما نقل كرد:
در ادبيات كردها، اسطورهيي وجود دارد به قدمت دو هزار و ۶۱۷سال. وقتي كاوهي آهنگر بر ضحاك بيدادگر پيروز شد، براي اين كه پيروزي خود را به مردم اعلان كند، دستور داد، بر فراز كوهستانها آتش بيفروزند.
كاوه بدين وسيله ميخواست، پيروزي خويش را بر ضحاك ظالم به اطلاع همگان رساند و سربازان فراري را كه از ارتش گريخته بودند، فراخواند.
بدين ترتيب، كردها اين روز را عيد ملي و آغاز سال نو ناميدند ولي بعدها اين مناسبت كه در "پايان بهار" بود، به اول بهار منتقل شد.
خانوادهها، دو، سه روز پيش از آغاز سال نو، به بازار ميروند و لباس عيد ميخرند كه بيشتر به رنگهاي سبز و قرمز و زرد (رنگهاي پرچم قومي كردها) است.
اين جشن و شادماني در شهرهاي كردنشين مانند "قامشلي" و روستاها در شمال شرق سوريه تا ۱۳روز جلوه گر است. "نمايشهاي خياباني" و "عروسك گرداني" در شهرها اجرا ميشود.
گروههاي موسيقي دوره گرد با گشت و گذار در سطح شهرها و روستاها، آهنگ هاي سنتي مينوازند و از مردم پاداش ميگيرند.
پيشتر متون سادهيي براي نمايشنامهها تدارك ديده ميشد. مانند روابط ارباب رعيتي اما در ۲۵سال اخير، مضامين هدفمند و خواهان به رسميت شناختن حقوق فرهنگي و اجتماعي اكراد و مطالبات آنان در برخورداري از حقوق شهروندي برابر با ديگر شهروندان سوريه است.
مردم به ميادين شهر و فضاي سبز اطراف شهر ميروند و تا نزديك غروب آفتاب در آغوش طبيعت بهاري به سر ميبرند.
نشانههاي جشن و شادماني در روستاها و شهرهاي كردنشين سوريه كاملا متجلي است . چون اغلب مردم در خارج از منازل هستند.
ابراهيم يوسف گفت: پارسال همزمان با فرارسيدن عيد نوروز درگيري ناچيزي در حومهي حلب ميان جوانان كرد و نيروهاي پليس رخ داد. امسال احزاب كرد از اهالي خواستند، به آتشبازي مبادرت نكنند و به روشن كردن شمع بسنده شود.
وي افزود: روشن كردن شمع هم اسباب اعتراض ديگر اقوام را فراهم نخواهد ساخت و هم بهانهيي براي زد و خورد ميان پليس و جوانان كرد نخواهد شد.
جمعيت اكراد سوريه حدود دو ميليون نفر برآورد ميشود كه حدود ۱۲درصد از جمعيت ۱۸ميليوني سوريه را تشكيل ميدهند.
بزرگترين مشكل بسياري از كردهاي سوري، نداشتن شناسنامه است كه هر از گاهي، به تحصن و درگيري با نيروهاي امنيتي منجر ميشود. دولت سوريه وعده داده است، تابعيت سوريه را به حدود ۹۰هزار تن از مجموع ۳۰۰هزار كرد فاقد شناسنامهي سوري بازگرداند.
كردها در پي سرشماري سال ۱۹۶۲ميلادي تابعيت سوري خود را از دست دادند و در ميهنشان، خارجي شمرده شدند.
ابراهيم يوسف ميگويد: با گذشت زمان، عيد نوروز با معتقدات ديني درهم آميخته و مردم بر اين باورند كه آتش مشركان بر حضرت ابراهيم خليل (ع) در نوروز به گلستان تبديل شد و كشتي حضرت نوح در عيد نوروز بر كوه "جودي" تركيه نشست.
اكثر كردهاي سوريه "سني شافعي مذهب" هستند.
عيد نوروز و تمدنهاي كهن
تمدنهاي مشرق زمين در ايران باستان، سرزمينهاي ماوراءالنهر و مصر از قديم الايام آغاز بهار را جشن ميگرفتهاند. براي مثال "جشنوارهي بهار" يكي از آيينهاي ديرپايي است كه هر ساله در اول بهار و مصادف با عيد نوروز در شهر "موصل" مركز استان نينوا كه در تاريخ قديم، پايتخت آشوريها بود، برگزار ميشود.
مسيحيان آشوري سوري همجوار عراق در شمال شرق سوريه و در كنار كردها در شهر "حسكه" و حومهي آن سكونت دارند.
يكي دو سال اخير، دولت سوريه به آشوريها اجازه داده است، آيينهاي آغاز سال نو خود را در اماكن عمومي شهر دمشق برپا كنند كه با فاصله زماني كمي از عيد نوروز فرا ميرسد.
در برخي كشورهاي عربي با تمدن كهن مانند سوريه، لبنان و مصر، گرچه جشن نوروز وجود ندارد، ولي مردم در آغاز بهار سنتهايي دارند كه با سنتهاي بهاري ايران و كشورهاي مجاور شباهت دارد و گوياي آييني تاريخي در حوزهي تمدن كشورهاي عربي است.
در مصر و بويژه مصر عليا، ساكنان از مسلمان و مسيحي در اين ايام جشني به پا ميكنند كه آن را "شم النسيم" مينامند كه معناي تحت اللفظي آن مي شود: " از نسيم لذت بردن".
"سليمان توفيق" شاعر و روزنامه نگار مصري دربارهي اين مراسم ميگويد:
"در اين روز، از زن و مرد، خرد و كلان براي خود نوشيدني و غذا بر ميدارند و تمام روز را در ساحل رود نيل سپري ميكنند. در آن جا، همه با هم آواز مي خوانند و شادي ميكنند.
به گفتهي توفيق، شم النسيم هميشه در اواخر ماه مارس يعني هفتهي نخست فروردين برگزار ميشود، زماني كه سواحل نيل سرسبز و پر شكوفه است".
مراسم "شم النسيم" در مصر عليا به آيين "سيزده بدر" ايران شباهت دارد.
بويژه كه تهيه و پخش شيريني در ميان نزديكان و دوستان به شكل گستردهيي ديده ميشود.
مصريها اين جشن را با شكوه برگزار ميكنند. تمام روز را در دامن سرسبز طبيعت به سر ميكنند و شيريني و نوشيدني به همراه ميآورند كه نمادي از شادي است .
برخي محققان معتقدند، عيد پاك (اوايل آوريل) پيش از آنكه وارد دين مسيحيت شود، جشن حيات دوبارهي طبيعت بود كه با آغاز بهار رابطه داشت.
وجود عناصر مشترك چون تخم مرغ و سبزي و سنت برافروختن آتش در عيد پاك و عيد نوروز از شباهت ميان اين دو آيين كهن حكايت دارد.


