جمعه 17 فوريه در سالن هارت هاوس دانشگاه تورنتو، نواي موسيقي ارکستر مجلسي سازهاي زهي به رهبري جوزف امينيان لرنر ، پيش درآمدي بر بهار بود.
جوزف امينيان رهبر جوان ارکستر ايراني بود و من اين را تا زماني که فارسي حرف زدنش را نشنيده بودم، نميدانستم.
او سليقه مخاطبان چندفرهنگي خود را ميدانست بهمين خاطر از آهنگسازان مختلفي از موتزارت و ادوارد گريک از قرون 18 و 19 گرفته تا آهنگساز پيشکسوت آذربايجان عاديل بابيروف و آهنگسازان ايراني معاصر بهزاد رنجبران و کامبيز روشن روان، تا برايان هانکه آهنگساز 26 ساله آمريکايي قطعاتي انتخاب کرده بود و همراه با قطعاتي از ساخته هاي خودش به همراه ارکستر سازهاي زهي متشکل از ويلن، چلو(ويلن سل) و دبل بيس (کنترباس) اجرا کرد.
بيش از 200 تن مخاطب از مليت هاي مختلف از اين کنسرت استقبال کرده بودند.
در بخش اول برنامه، رهبر ارکستر قبل از اجراي Meditation and Stream از عاديل بابيروف اجراي اين آهنگ را به مناسبت سالروز تولد آهنگساز، به ايشان تقديم کرد. عاديل بابيروف که در جمع حضور داشت، 15فوريه تولد 72 سالگي اش را پشت سر گذاشته بود. بابيروف متولد 1934 باکو ، يکي از مشهورترين آهنگسازان معاصر آذربايجان است. او پيش از مهاجرت به کانادا در سال 1998، در کنسرواتوار باکو به عنوان پرفسور موسيقي، آهنگسازي تدريس ميکرده است. او اين آهنگ را اختصاصي براي اين اجرا نوشته بود.
به گزارش شهروند، در بخش دوم برنامه، مهسا مداحيان هنرمند جوان ايراني نوازنده چلو(ويلن سل)، "مرثيه"، از ساخته هاي آهنگساز بزرگ ايراني بهزاد رنجبران را تک نوازي کرد.
مهسا مداحيان متولد تهران از 12 سالگي تعليم موسيقي را با ورود به هنرستان موسيقي تهران آغاز و پس از 7 سال ديپلم خود را در رشته ويلن سل دريافت کرده است. در سال 1996 در کنسرواتوار موسيقي کوميتاس ارمنستان به تحصيل موسيقي ادامه داد و با درجه عالي در رشته ويلن سل فارغ التحصيل شد. در سال 2000 از سوي دانشگاه موسيقي تهران براي تدريس ويلن سل دعوت شد . او به عنوان تکنواز با ارکستر سمفونيک تهران، ارکستر زهي ارسباران، ارکستر فيلارمونيک ارامنه و Armenian String Virtuosi Ensemble همکاري داشته است.
مهسا در سال 2004 به کانادا مهاجرت کرد و در حال حاضر در دانشگاه تورنتو در مقطع فوق ليسانس به تحصيل موسيقي اشتغال دارد.
جوزف امينيان لرنر آهنگساز، رهبر ارکستر و تهيه کننده که رهبري اين ارکستر را به عهده داشت، عليرغم جواني به موفقيت هاي بسياري در طول اشتغال به حرفه موسيقي دست يافته. او جوايز متعددي دريافت داشته که آخرين آن در سال 2000 در جشنواره موسيقي کيوانيس جايزه First Composition بود.
او در حال حاضر سمت CEO انجمن هنرهاي هزاره را دارد.
براي آشنايي بيشتر، گفت وگوي کوتاهي با ايشان انجام دادم که در زير ميخوانيد:
جوزف امينيان، در سال 1972 در تهران در يک خانواده آذربايجاني هنردوست به دنيا آمد. مادرش ويلن و دايي اش پيانو مينواخت و آهنگساز بود. از کودکي عشق به موسيقي داشته، ميگويد:
از هشت سالگي با آقاي داود گنجه اي ويلن سنتي را شروع کردم بعد به موسيقي کلاسيک علاقه پيدا کردم. با آقاي بهروز وحيدي که در هنرستان موسيقي ملي درس ميداد ويلن کلاسيک را شروع کردم. با آقايان حشمت سنجري، مرتضي حنانه، سعيد شريفيان، فرهاد فخرالديني به طور خصوصي کار کردم و همينطور با آقاي فريدون ناصري که رهبر ارکستر سمفونيک تهران بودند و من يک سال دستيارش بودم.
ميپرسم تمام تحصيلات شما در موسيقي بوده يا موسيقي در کنار رشته ديگري؟ ميگويد: من رياضي فيزيک هم در مدرسه خوانده ام ولي تمرکزم روي موسيقي بوده و هنرستان موسيقي هم ميرفتم. يکي از مسائلي که در رشته هاي هنري خيلي مهم است اين که شما با سختي ها بسازيد و تمرکزتان را روي هدف از بين نبريد. براي اينکه رسيدن به هدف طول ميکشد و اگر آدم عشق داشته باشد به کارش هيچوقت از اين شاخه به آن شاخه نميپرد.
آيا خانواده با کار موسيقي شما موافق بودند؟
ــ پدر و مادرم اول ها موافق نبودند ولي بعد که ديدند من عشق دارم ديگر قبول کردند و خوشحال شدند که من در اين راه باشم.
هميشه در ايران توهمي در بين خانواده ها بوده که هر کس به هنر بپردازد از فقر سر درمي آورد و پول درنمي آورد و اين برداشت غلطي از هنر است در صورتي که هنر يک شغل است. همانطور که ما دکتر داريم و مهندس داريم، موسيقيدان بودن و نقاش بودن هم يک شغل است و گاه درآمد اينها ممکن است بيشتر از يک پزشک هم باشد.
جوزف امينيان در سال 1993 از ايران مهاجرت کرد. ابتدا با يک بورس تحصيلي همراه يک تيم هنرمند به لوگانو در سوئيس رفت و پس از مدتي به کانادا مهاجرت کرد. براي دليل مهاجرتش ميگويد:
من با بيشتر اساتيد موسيقي دانشگاه در ايران کار کرده بودم و سبک آنها را ميدانستم و ميخواستم بيام بيرون تا تجربه واقعي به دست بياورم. موسيقي يک شغل بين المللي ست. يعني شما بايد بتوانيد با مردم همه جا در تماس باشيد و درکشان کنيد. آن موقع بهتر ميتوانيد موسيقي بنويسيد و بهتر ميتوانيد اجرا کنيد. و من به همين خاطر آمدم بيرون که ميخواستم اين تجربه فيزيکي را انجام دهم. هدف من بيشتر تحصيل نبود. من تيپ آکادميک نيستم بلکه بيشتر دوست دارم با تجربه چيزي را به دست بياورم.
آقاي امينيان تاکنون کنسرت هاي بسياري را در تورنتو برگزار کرده است، اما براي اولين بار بود که از طريق درج آگهي در نشريات فارسي زبان تورنتو نظر مخاطب ايراني را جلب ميکرد. به همين خاطر به تنوع آثار منتخب توجه خاص داشت. ميپرسم دليل انتخاب آثار بهزاد رنجبران و کامبيز روشن روان آهنگسازان بنام ايراني چه بود؟ ميگويد:
يکي از هدفهاي من اين است که تا ميتوانم آثار آهنگسازان ايراني را اجرا کنم. من وقتي اثري را ميبينم و ميشنوم همان لحظه با احساسم انتخاب ميکنم. وقتي هم آثار اين آهنگسازان را گوش کردم، خوشم آمد و انتخاب کردم. چون کار من رهبريست وقتي اثري را انتخاب ميکنم به اين توجه دارم که اثري باشد که از لحاظ ساختار اجرايي باشد و با سه بار تمرين بشود آن را اجرا کرد. يعني علمي نوشته شده باشد. در موقع انتخاب به اين فکر ميکنم که چه نوع موسيقي به برنامه تعادل ميدهد.
جوزف امينيان در کنار موسيقي، به روزنامه نگاري هم ميپردازد. او روزنامه نگار آزاد در بخش هنري ست و مصاحبه هاي زيادي با هنرمندان و دست اندرکاران رسانه ها انجام داده که در نشريات مختلف به چاپ رسيده است. او ميگويد، کادر ثابت نشريه اي نيست و استقلالش را ميخواهد حفظ کند، ضمن آنکه حق التاليف(کپي رايت) خودش را هم داراست.
در پاسخ به اين پرسش که آيا به کنسرت هاي ايراني هم ميرود؟ ميگويد: کنسرت هاي کلاسيک باشد بله ميروم، مثلا اگر خانم مهسا مداحيان کنسرت داشته باشد ميروم. او نوازنده پرقدرتي ست، آدم سختکوشي ست و به عنوان تکنواز آينده درخشاني خواهد داشت، ولي به موسيقي که روي آن آواز باشد کمتر تمايل دارم ضمن اينکه براي همه موسيقيدانان سنتي و پاپ ايراني احترام قائلم .
از کنسرت "بوي بهار" در جشنواره زير گنبد کبود گفتم، ميگويد: از اين کنسرت اطلاع دارم. اين کار بسيار بزرگي ست. آقاي مهدي جوانفر رهبر پرقدرتي ست هم از لحاظ معلومات و هم سازماندهي. و ارکسترشان هم 50 نفره است. يکي از آثار کامکارها و آقاي فرهت هم اجرا ميشود. دانشجوها هم خيلي زحمت کشيده اند، برويد و کار آنها را گوش کنيد.
ارکستر سازهاي زهي سه ماه ديگر کنسرت دارد. از آقاي امينيان ميپرسم، آيا جامعه ايراني خبردار خواهد شد؟
ــ خبرش را حتما در شهروند خواهيم داد. مايلم شنونده داشته باشم. موسيقي مليت ندارد ولي وقتي ميبينم کسي که هموطن من است در سالن حضور دارد برايم خوشحال کننده است.
آقاي امينيان در پايان با جوانها حرفي دارد:
ــ جواناني که موسيقي ميخوانيد يا دلتان ميخواهد بخوانيد، نگران اين نباشيد که بايد حتما پزشک شويد يا مهندس، موسيقي هم يک شغل است. در اين شغل هم بايد مردمدار بود، شم تجاري داشت، بايد تلاش کرد مثل هر شغل ديگري و اگر کسي عشق و علاقه داشت برود بخواند و موفق خواهد شد. اين شغل، شغل شريفي است. مثل شغل هاي ديگر. آرزوي من اين است که يک روزي به همان تعداد که مليت هاي ديگر مثل روسها، انگليسي ها نوازنده کلاسيک دارند ما هم نوازنده داشته باشيم که بشود يک ارکستر ملي تشکيل داد مثل ارکستر فارابي که بشود خيلي از اثرها را اجرا کرد.
گفتني ست جوزف امينيان در استوديوي خصوصي تدريس پيانو، آهنگسازي و بداهه نوازي ميکند.
براي آشنايي بيشتر با او و ارکستر سازهاي زهي از سايت www.tonalvo.com ديدن کنيد.


