دومين سالگرد درگذشت رضا ژيان هنرمند سينما و تئاتر، يکشنبه 22 فوريه، به همت گروه فرهنگي ــ هنري موج نو در «کانسيل چمبر» شهرداري «نورت يورک» كانادا برگزار شد.
در آغاز اين مراسم به حاضران خوشامد گفته شد و سپس زندگينامه ژيان خوانده شد.
رضا ژيان در 20 شهريور 1328 در محله اميرآباد تهران متولد، در سال 1344 با اسماعيل خلج کارگردان تئاتر آشنا شد و در سال 45 اولين کار بازيگري خود را در نمايش شيطان سفيد آغاز کرد. در سال 48 با تاسيس گروه کارگاه نمايش وارد اين گروه شد و در همان سال به همراهي اسماعيل خلج گروه کوچه را تشکيل دادند.
رضا ژيان از سال 1349 تا 1360 در نزديک به 20 نمايش بازي کرد. ژيان بعد از انقلاب در سريالهايي همچون «محله بروبيا» و «محله بهداشت» بازي کرد.
پس از مهاجرت به آمريکا و در سال 1364 چند نمايش از جمله «آقاي هالو در لس آنجلس»، «آن سفر کرده» و «خانه ما آنسوي مرز»در آنجا بازي و کارگرداني کرد. او در لس آنجلس کارگاه تهران را تاسيس کرد و اجراي نمايش«شبي با رضا ژيان» از آخرين کارهاي او در آمريکا بود.
رضا ژيان در سال 1376 به ايران بازگشت و در چندين سريال تلويزيوني از جمله همسايهها، خانه پدري، و زير آسمان شهر، سلام کوچولو، زير بازارچه، دختر کدو تنبل، نقد و نسيه و عشق روي خرپشته ظاهر شد.
او در سينما هم به فعاليت پرداخت و در مرد عوضي، موميائي 3 و عشق فيلم به ايفاي نقش پرداخت.
رضا ژيان روز يکشنبه 27 بهمن 1382 در سن 54 سالگي در تهران درگذشت.
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، در اين مراسم سهيل پارسا که نمايش «شکفتن» را براي جشن نوروزي آماده اجرا دارد پيام رضا قاسمي به اين همايش را قرائت كرد. در اين بخش همچنين منتخبي از کارهاي ژيان به نمايش درآمد.
پس از تنفس کوتاهي رضا براهني با حاضران سخن گفت.
براهني از رابطه غيرمستقيمش با تئاتر چنين گفت:« به نظر من تئاتر براساس قتل و جنايت ساخته شده، يکي ميميرد و ما دور سرش جمع ميشويم. من در تمام اين جنازهها، جنازه منصور حلاج را ميبينم و اين تاريخ خاورميانه است.»
براهني وضعيت سياسي کنوني را به تئاتري بزرگ تشبيه کرد که با خدعه و نيرنگ امپرياليسم آمريكا در خاورميانه در جريان است. تئاتري که سناريوهاي ويتنام و بغداد را اين بار ميخواهد در تهران پياده کند، «جايي که عزيزان ما در آن زندگي ميکنند، و ما نبايد در مقابل آن سکوت کنيم. »
سپس ويدا قهرماني از ميان جمعيت بيرون آمد و با دايره زنگي به سبک روحوضي اشعار خواند.
قهرماني با عروسکش به نام خاتون با طنز از وضعيت فرهنگي ــ اجتماعي جامعه ايرانيهاي درون و برون مرز انتقاد کرد.
برنامه ويدا قهرماني با استقبال حاضران مواجه شد و آنها را براي لحظاتي شاد کرد و خنداند.
آخرين سخنران اين مراسم معصومه ژيان خواهر رضا ژيان بود. او گفت هنر و هنرمند بدون عشق و توجه ديگران زنده نميماند. او خاطرهاي از دوران دبيرستان و بازيگري رضا ژيان در تئاتر مدرسه عنوان كرد.
معصومه ژيان با اشاره به اينکه عشق به بازيگري و صحنه از دوران کودکي در رضا بود، از اولين نمايشي که به کارگرداني رضا در آن بازي کرد، گفت:«من در سالهاي اوليه دبستان بودم و رضا هنوز به دبيرستان نرفته بود که يک نمايش آماده کرد.اين نمايش را در انتهاي کوچه بنبست خودمان به روي صحنه برديم و به بچههاي محل بليت فروختيم. من نقش زني را داشتم که شوهرش ــ که برادر کوچکترم نقش او را بازي ميکرد ــ کتکش ميزد و رضا نقش پليسي را داشت که ميآمد و آن زن را نجات ميداد. به خاطر کتکهايي که آن روز از برادرم خوردم آن نمايش را هرگز فراموش نخواهم کرد.»
صحنه اين مراسم با تابلوهاي پرترهاي که معصومه از برادرش کشيده بود، تزئين شده بود.حضور در اين برنامه رايگان بود و بيش از پانصد نفر از ايرانيان مقيم كانادا در آن شركت داشتند.


