از دوم تا دوازدهم فوريه در گالري AWOL نمايشگاه انفرادي اينستاليشن پروانه رادمرد هنرمند ساکن تورنتو برپا بود.
مجموعه کارها زير عنوان"خاطره" گرد آمده بودند تا همگي يادآور بخشي از زندگي خالقشان باشند؛ گذشته و حال، وطن پيشين و وطن دوم ، ديروز او و امروز او.
به گزارش شهروند، پروانه رادمرد در ايران از هنرستان هنرهاي زيبا در رشته نقاشي مدرن ديپلم گرفت و سپس به دانشکده هنرهاي تزئيني رفت و در سال 1973 در رشته گرافيک ليسانس گرفت. يکي از استادان تاثيرگذارش در اين دوره را پرويز تناولي ميخواند. در نمايشگاه هاي گروهي بسياري در ايران شرکت کرد و آخرين نمايشگاه او به صورت انفرادي در گالري قندريز برگزار شد.
سال 1979از ايران مهاجرت ميکند و در کالج Camden انگلستان به درسش در رشته نقاشي ادامه ميدهد و سپس به همراه همسر و دو دخترش به ونکوور کوچ ميکند. در آنجا هم به يادگيري ادامه داده و در کالج Capilano مشغول تحصيل ميشود. ميگويد با يکي از استادان برجسته کانادايي به نام آلن وود کار کرده و حمايت هاي او در پيشرفتش موثر بوده. قبل از نقل مکان به تورنتو در دو نمايشگاه در ونکوور شرکت ميکند.
از سال 1982 ساکن تورنتوست. در تورنتو چون به هنر حکاکي (کنده کاري) علاقه داشته در دانشگاه يورک اين رشته را پي ميگيرد و مدرک معادل فوق ليسانس دريافت ميکند.
ميگويد، هدف من از درس خواندن حضور در محيط و محافل هنري و يادگيري هنر غرب بود نه کسب مدرک.
از همسرش به نيکي ياد ميکند و او را همسري ميداند که به برابري زن و مرد اعتقاد داشته و هميشه مشوق و حامي او بوده حتي همين نمايشگاه حاضر با کمک هاي او برگزار شده است.
تصويرسازي “Night Perception”(کتاب سياسي درباره مسائل زنان ــ1997) ، تصويرسازي کتاب شعر “Water Footsteps” (صداي پاي آب ــ 1998) و تصويرسازي و طراحي کتاب شعر “Another Birth” براساس شعر تولدي ديگر فروغ فرخزاد در سال 99 از کتابهاي منتشر شده او هستند. رادمرد 18 جايزه و لوح تقدير از کانادا، واشنگتن، لهستان و برزيل در سالهاي مختلف دريافت کرده است. از سال 1986، 15 نمايشگاه انفرادي در شهرهاي مختلف کانادا و همچنين در شيکاگو برگزار کرده و در 31 نمايشگاه گروهي مشارکت داشته است. عضو هيئت داوران مسابقات هنري در تورنتو بوده، طراحي داخلي موزه رويال انتاريو را در ارتباط با نمايشگاه هاي ايراني به عهده داشته، عضو کميته هاي هنري گالري هاي بسياري در تورنتو بوده و همچنين طراحي صحنه تئاتر پريمير دنس تورنتو در سال 97 با او بوده است.
از او ميپرسم، چرا نام نمايشگاه "خاطره" (Reminiscence) است؟ ميگويد: خاطره مترادف است با گذشت زمان و زندگي سپري شده. يادآوري خاطرات گذشته که مجموعه اي است از تصاوير گنگ و مبهم، يادآور درد و از دست رفتن ها، سرسپردگي و دلبستگي ها، اندوه و شادي هاست. بازگشت به اين لحظه هاي تلاش و تحرک، اندوه و خشم و يا شاديهاي رنگ باخته در کل، اثري عميق بر ما ميگذارد.
اين مجموعه از لايه هاي متمرکز برهم از خاطرات ماست که قسمت بزرگي از شخصيت ما را تشکيل ميدهد. يادآوري آن وقايع که خود محور اصلي آن بوده ايم و با اختيار و اراده خود آنها را آزموده ايم بخش مهمي از ما را به خود ميشناساند و به درک روشني از خود واقف ميسازد. در اين مرحله ميل به خلق و بازآفريني آن لحظه هاي دور در ما بيدار ميشود و به جستجوي نشانه هايي ميرويم که در مجموعه شخصي خود گرد آورده ايم. ميخواهيم آنها را دوباره به صحنه زندگي بياوريم و با بازسازي اين اشياء که شاهد مدت زماني از گذشته ها بوده اند به آنها معنا و ارزشي دوباره ببخشيم.
به همين خاطر با داشتن اين فکر و ايده قبلي که براي پروژه نمايشگاهي در گالري در پيش داشتم عنوان "يادگار" را براي موضوع نمايشگاه خود انتخاب کردم.
از خانم رادمرد خواستم در مورد کارهاي ارائه شده در نمايشگاه برايم توضيح دهد و صادقانه اعتراف کردم که من از هنر مدرن چيزي سر درنمي آورم.
پروانه رادمرد گفت: وسايل شخصي را که به دليل علاقه طي سالها حفظ کرده بودم زمينه اصلي پروژه ام قرار دادم. براي اين پروژه از هنر عکس بهره گرفتم که در سالهاي اخير بيشترين تکنيک کارهاي هنري ام بوده اند.
در اين نمايشگاه کارهاي ارائه شده به صورت Installation انجام شده که ترکيب هنر عکاسي با اشياء شخصي ميباشد. زمينه تصاوير و عکس ها همه در رنگ خاکستري هاي تند و روشن مشترک هستند. انتخاب رنگ دودي زمينه معرف رمز و ابهام گذشته است.
در ميان کارها، دو کار متفاوت از بقيه وجود دارد: يکي پالتو پوستي که روي آن با قاب هاي کوچک کار شده و ديگري دامني با قاب هاي کوچک با عکس فيگورهاي مختلف دست. از خانم رادمرد در مورد اين دو کار ميپرسم.
در پاسخ ميگويد: روي پالتو ــ که يکي از لباسهاي بسيار قديمي من است و آن را حفظ کرده ام ــ تصاويري از کتابهاي مختلف هنر که در طول ساليان در آرشيو شخصي ام گردآوري کرده ام ، نصب کرده ام، چون کتاب خود بيانگر زمان و تاريخ نوشته و مستند ميباشد و سمبل و معرف دانش و آگاهي است که محتوايي فرهنگي دارد و به صورت مجموعه اي ست از اطلاعات که در آرشيو حفظ و بايگاني ميشود.
در روي آن دامن قديمي ابريشمي هم عکس هاي کوچکي از تصوير دستهاي مختلف آويخته شده، دستي که در طول سالها با آن آثارم را خلق کردم و يا حتي در خود زندگي معمولي اين دستها بوده که وسيله اثرگذاري بوده است.
چند کار ديگر تلفيقي است از عکس دريا و شعرهايي از فروغ فرخزاد و سهراب سپهري که روي مشمع پرينت شده. "هيچ صيادی در جوی حقيری که به گودالی ميريزد، مرواريدی صيد نخواهد کرد"، "پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی ست"، "گردش محزونی در باغ خاطره ها"، "هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است "
ميگويد بيشتر از همه از فروغ، سپهري، شاملو و اخوان ثالث ملهم شده ام.
پروانه رادمرد علاقه خود را در هنر مدرن يافته و اين هنر را با فرهنگ و ادب سرزمين مادري تلفيق کرده است. ميگويد، اينجا من مشهورم به اين که کارهايم ملهم است از ايران و يا از ادبيات آن. و اضافه ميکند: تم اکثر کارهايم سياسي و فمينيستي است. من نميتوانم در زمينه هاي ديگري که علاقه ندارم کار کنم.


