درباره تعداد ايرانياني که اکنون در ژاپن مهاجر هستند، به همان دليل مهاجرت هاي غيرقانوني، آمار دقيقي در دست نيست. تعداد اين مهاجرين حدود 7 تا 10 هزار نفر تخمين زده ميشود که اين رقم در مقايسه با گذشته ظاهرا به يک پنجم تقليل پيدا کرده است.
از جمله مکان ها و اجتماعات مهمي که اين تعداد ايراني مقيم ژاپن را به هم نزديک کرده و انسجام هرچند محدود ميان آنها را باعث ميشود، مي توان به حدود ده تا پانزده فرش فروشي که در سه اتحاديه فرش مختلف و يا در سه گروه حرفه اي دور هم اجتماع مي کنند، نام برد.
پنج خواربار فروشي و سه رستوران (انار، علاالدين و زعفران) از ديگر عوامل انسجام ايرانيان ساکن ژاپن است. در ميان مکان هاي ديگر ارتباطي ميتوان به يک حسينيه و يک مهدويه متعلق به ايرانيهاي مهاجر و فرش فروش اشاره کرد.
ايرانيان مهاجر توکيو دو ماهنامه نيز دارند. ماهنامه هاي روشنايي و پل ابريشم هر دو در اوايل سال هاي 1370 به صورت هفته نامه چاپ ميشدهاند.
در اواخر دهه شصت هجري شمسي و همزمان با زمزمه هاي پايان جنگ و شروع دوباره ارتباط با دنياي خارج با موج جديدي از مهاجرت روبرو ميشويم که مقصدي بسيار متفاوت با گذشته پيش روي دارد: مقصدي نه به طرف اروپا و آمريکا بلکه به طرف سرزمين آفتاب تابان، ژاپن.
پنج سال پس از آن، سفر به توکيو به يکي از روياهاي مهاجرتي پرطرفدار تبديل ميشود، سفري که نه تنها دو پرواز هفتگي هواپيمايي جمهوري اسلامي پاسخگوي نياز آن نيست که صفهاي طويل مقابل آژانسهاي مسافرتي و ليستهاي انتظار دو ساله بحراني ميآفريند که دادستان تهران را مجبور به حضور در استاديوم آزادي ميکند تا در آشفته بازار اين سفر پر اميد و بحران، نظمي برقرار کند.
موضوع، باعث نگراني دولت ژاپن ميشود که با تغيير در سياستهاي کنسولي خود، ورود ايرانيان را مشروط به درخواست رواديد در سفارت متبوعش در تهران ميکند، رواديدي که تا آن تاريخ بدون شرايط خاص در هنگام ورود به توکيو و براي مدت سه ماه به تمام مسافران ايراني داده ميشد. علاوه بر آن، ايرانيان براي رسيدن به مقصد موعود دست به دامن خروج هاي غير مستقيم و به قولي قاچاقي و بسيار پر هزينه مي شوند، خروجي که تا به امروز نيز ادامه دارد.
اينکه تاريخ عطش سيراب ناشدني براي خروج از ايران با تاريخ انقلاب اسلامي و پيامدهاي آن به ويژه جنگ ايران و عراق و بحران اقتصادي ايران گره خورده است،جاي ترديد نيست. اما اينکه چگونه توکيو در مدتي کوتاه به انتخابي اين چنين سرنوشت ساز و پرهياهو تبديل شد، به سختي در کادر چارچوبهاي قبلي و تا حدي شناخته شده مهاجرت قرار مي گيرد.
مهاجران توکيو نه براي تحصيل يا ادامه تحصيل، نه براي درخواست پناهندگي و نه حتي براي ملحق شدن به خانواده و نه براي ترک وطن که براي تن دادن به کارهاي يدي و ساختماني سخت براي دستيابي به کليد خوشبختي ديروز و کمابيش امروز جامعه ايران، دلارهاي سرنوشت ساز زرين، عازم ديار آفتاب تابان ميشوند.
اين مهاجران بنابر طنز لطيف خود آنها از حاشيه "جردن جنوبي" آمده اند و اکثرا از محله هاي معروف تهران قديم يعني خزانه، نازي آباد، راه آهن، گمرک، شوش، فلاح، جواديه و سرآسياب هستند، محله هايي همچنان قهرمان پرور. قهرماني در اين تهران خاص براساس سه اصل هميشگي ارزيابي مي شود: عرق ملي تنها افتخار، زوربازو حربه استقلال و نام و ياد علي اسطوره عشق، اميد و ايمان. و اين چنين است که در ميان ايرانيان مقيم ژاپن به کمتر کسي بر ميخوري که گريزي به خاطراتي از دوران جنگ و جبهه نزند.
و شايد نيز به همين دليل حکايت زندگي در توکيو از جنس افسانه است و تداعي گر حکايت قهرمانان يعني همان افرادي است که ظرف يک شب راه صد ساله پيمودهاند. قهرماناني که به نيرو و توان خود بدون پشتوانه ديگران تکيه کردهاند، قهرماناني که از صفر و يا زير صفر، يعني با قرض آغاز کرده اند و به قول مهاجران، "از فرش به عرش رسيده اند."
هزينه خريدهاي اساسي خانواده فرد مهاجر از جمله خانه، خودرو، مغازه، جهيزيه کامپيوتر و ... بدون حمايت دلارهاي ارسالي او ناممکن است و در توان درآمدهاي ريالي نيست. تعداد افرادي که چشم اميد به دست مهاجر مقيم توکيو داشته و از سر تصدق اين مهاجرت به اشکال مختلف به نوايي ميرسند، گاهي به سختي در قامت يک قاب عکس گنجاندني است و از خانواده درجه اول شخص مهاجر فراتر ميرود.
طولاني بودن دوران جدايي ( زيرا فرد مهاجر به دليل حضور غيرقانوني خود گاهي با پانزده سال از ديدار خانواده اش محروم است) و اينکه مهاجرت ها در اکثريت 95 درصد آن مربوط به قشر مردان و شاغلين بدون تخصص است، از ديگر ويژگي هاي مهاجرت به توکيو به شمار ميرود.
هر چند در جمع مهاجران هميشه اشاره به ميزان پولي ميشود که به ايران فرستاده شده اما به ندرت صحبت از کاري ميشود که ارسال آن پول را امکان پذير ميسازد. کار در رستوران از شستن ظرف تا مديريت يک مکان، ساختمان سازي يا کارگري، کار در کارگاه هاي کوچک صنعتي و يا مونتاژ و يا بسته بندي، کارخانجات مواد شيميايي، فرش فروشي، رفوگري فرش، رانندگي، فروش کارت تلفن و بالاخره "کارهاي خلاف" مثل خريد و فروش کارت تلفن، پاسپورت و کارت اقامت از جمله مشاغل ايرانيان مهاجر به ژاپن است.
از تغييرات مهم در دهه دوم اقامت مهاجران ژاپن ميتوان به ازدواج آنها با ژاپني ها و تقليل آمار اقامت هاي غيرقانوني اشاره کرد.


