مميزي مترجمان و نويسندگان را با معضل بزرگي روبهرو كرده است. مترجم رمانهاي «شهر شيشهاي» و «كشور آخرينها» نوشته پل استر گفت: فضاي ايجاد شده توسط مميزي فضايي است كه به آساني نميتوان از پس آن برآمد و گاه به مثله شدن كتاب ميانجامد.
خجسته كيهان مترجم در گفتوگويي با خبرنگار كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در پاسخ به ارزيابياش از وضعيت ترجمههاي اخير منتشرشده از ادبيات غرب در ايران و اين كه آيا در حوزه ترجمه داراي وضعيتي روبه جلو هستيم توضيح داد: ترجمههايي كه منتشر ميشود يكنواخت نيستند. بعضي از ترجمهها واقعا درخشان است. در حالي كه خواندن بعضي ديگر آدم را ناراحت و متاسف ميكند. به خصوص براي اين كه ترجمه معرف يك اثر فرهنگي ديگر است و باعث ايجاد درك نادرست از اثر و نويسندهاش ميشود.
وي متذكر شد: براي ترجمه، دانستن اندكي زبان خارجي كافي نيست. بلكه بايد با فرهنگ غرب نيز آشنا بود.
مترجم رمان «شب پيشگويي» تازه ترين اثر منتشره از پل استر دربارهي استقبال از آثار نويسندگان غربي همچون كوندرا، استر، رومن گاري و اشميت از سوي خوانندگان ايراني اظهار كرد: درباره اين كه اين استقبال صورت گرفته است موافقم، درست است كه از يك ديدگاه ترجمه بعضي از آثار ادبي مثل «كشور آخرينها» با استقبال روبرو شد ( كه در مدت نسبتا كوتاهي سه بار تجديد چاپ شد). اما فراموش نكنيم كه تيراژ آثار ادبي در ايران بسيار پايين است و معمولا از دو يا سه هزار نسخه فراتر نمي رود.
كيهان در ادامه به خبرنگار ايسنا ياد آور شد:با توجه به اينكه تعداد جمعيت فرانسه مانند ايران ٧٠ ميليون نفر است مقايسه تيراژ آثار ادبي در اين دو كشور ميتواند روشنگر باشد. در فرانسه يك اثر ادبي در هر بار انتشار بيش از صدهزار نسخه چاپ ميشود.
وي خاطرنشان كرد: به گمان من در ايران يك قشر كتابخوان وجود دارد كه با استقبال از يك كتاب باعث اقبال آن ميشود و از آنجا كه كتابخوان است آثار با ارزش را تشخيص ميدهد.
از سويي ديگر نوجويي و حس كنجكاوي نسل جوان ما نسبت به غرب نيز در اين ميان نقش دارد. خودم وقتي ترجمه آثار استر را شروع كردم نميدانستم كارهايي چنين مدرن كه خاستگاه آن جامعه ما بعد صنعت است در جامعه ما چه بازتابي خواهد داشت و چگونه از آن استقبال خواهد شد.
اين مترجم درباره امر مميزي در مورد برخي آثار در ايران و آسيبهاي اين مساله با توجه به اصل وفاداري مترجم به متن و رعايت هنجارهاي جامعهاش تصريح كرد: به مساله مهمي اشاره كرديد. بله اين شرايط مترجمان و نويسندگان را با معضل بزرگي روبرو كرده كه نميتوان به آساني از پس آن برآمد اين فضا در انتخاب رمان هم تاثير ميگذارد.
مثلا رمان «معشوق خانم چترلي» شاهكار دي.اچ.لارنس كه از آثار ادبي مشهور جهان است و از رمانهاي مورد علاقهام،اما با توجه به وضع موجود از ترجمه آن خودداري كردهام و معمولا كتابهايي را ترجمه ميكنم كه اروتيسم محور اصلي آن نباشد. چون وفاداري به متن و نماياندن روح اثر برايم خيلي مهم است.
خجسته كيهان اضافه كرد: به همين سبب هم علت ترجمه كتابهايي مانند «سبكي تحمل ناپذير هستي» اثر ميلان كوندرا و «معشوق» مارگريت دوراس (كه هر دو با تغيير عنوان منتشر شدهاند) با توجه به حذف قسمتهاي عمده آنها برايم مبهم مانده است، در حالي كه با همه اين مسائل اروتيسم بخشي از وجود و روابط انساني است و هيچ رماني نيست كه بويي از آن نبرده باشد به همين خاطر هم حذف نوشته درباره اروتيسم، باعث از ميان رفتنش نميشود.
وي درباره تاثير ويژگيهاي آثار نويسندهاي همچون پل استر كه مورد توجه خواننده ايراني است در انتخاب آنها براي ترجمه عنوان كرد: هدف من معرفي آثار خوب نويسندگان معاصر غربي است بنابراين سبك كار و نو بودن آن برايم اولويت دارد. با وجود اين اول به عنوان يك خواننده عادي رمان را ميخوانم و جذابيت يكي از معيارهايم است، اين نكته مهمي است چون با آدمهايي سروكار داريم كه اهل كتاب خواندن نيستند و بايد آنها را به رمان علاقمند كرد.
كيهان افزود: البه با ترجمه آثار صرفا پرفروش موافق نيستم و بيشتر ارزش ادبي و سليقهي شخصيام در گزينش تاثير دارد.
اين مترجم با اشاره به ترجمهاش از آثار استر، يادآور شد: در مورد استر بايد بگويم كه در ساير كشورها نويسنده كاملا شناخته شدهاي بود. او را نويسندهاي پسامدرن ميدانند بيشتر از اين جهت كه در كتابهايش سبكهاي مختلفي را كنار هم به كار ميبرد، اما از نظر من زاويه و نحوه ديدگاه او اهميت دارد و جنبه پسامدرن آثار او نيز به همان مربوط ميشود.
وي ادامه داد: ويتگنشتاين گفته است« در آنچه انجام مي دهيم هيچ چيز مطلق و براي هميشه قابل دفاع نيست» اين جمله را ميتوان كليد انديشه مدرن به حساب آورد. موقتي بودن همه ايدهها و انديشهها نظرگاه محوري پسا ساختارگرايي و پسامدرنيسم است. آثار استر بر دو مقوله استوار است؛ گذرا بودن يا عدم يقين و تصادفي بودن گذشته از تم، سبك و ساختار كه در هر يك از رمانهاي او متفاوت است اين دو مقوله را همواره باز مييابيم. زيرا اركان اصلي تفكر او را تشكيل ميدهند. از سوي ديگر استر زندگي را پر از رمزوراز مييابد و مرا به ياد خيام مياندازد كه ميگفت «اسرار ازل را نه تو داني و نه من ...» جاذبه آثار او نيز به همين رمز آلودي مربوط ميشود همه چيز مثل خود زندگي غريب و نامنتظر است.
خجسته كيهان، متولد ١٣٢٧ تهران است. در رشتههاي علوم اجتماعي، برنامهريزي شهري و ادبيات و ترجمه انگليسي تحصيلات عاليه را گذرانده و در سالهاي اخير بيش از ١٦ جلد كتاب را ترجمه كرده است.
از اين مترجم كه در حال حاضر مقيم فرانسه و ايران است تاكنون كتابهاي «جام شكسته» از آلن رب گريه «يادداشتهاي روزانه ويرجينيا ولف» با مقدمهاي از لئوناردو وولف «اسطوره سوپرمن» امبر تواكو، در دست انتشار «شب پيشگويي»، «ارواح» ، «هيولا»، «كشور آخرينها»، «شهر شيشهاي» از پل استر.
به گفتهي كيهان اين اثر از سوي ناشر داراي توزيع نامناسب بوده است.
«چخوف جوان» مجموعه داستان كوتاه، «زندگي من» مصاحبه با پائولو كوئيلو، «پمپئي» توماس هريس، مجموعه «من قهرمان نيستم» پييراوتن گرونيه در دست انتشار «ساعت ٣٠/١٠ شب تابستان» كه اين اثر نيز جز منتشرههاي كتابهاي ارغواني بوده و خوب پخش نشده است.


