تهران – 22 شهريور 1384 – ميراث خبر
گروه بينالملل، تايمزآنلاين – همچنان كه تيمور لنگ در يكي از نمايشنامههاي كريستوفر مارلو ميپرسد، آيا پشيزي ارزش دارد كه پادشاه باشي، ولي پيروزمندانه در تختجمشيد نتاخته باشي؟ اگر كريستوفر مارلو به چشم خود شكوه آن پايتخت افسانهاي را ديده بود، شايد ميتوانست بيش از اين در توصيف ثروتهاي ايران باستان جولان دهد: برجستهكاريهاي وسيع جنگجويان و سوارهنظامها كه زينتبخش كاخها و پلكان هستند، ستونهاي سنگي پر از ظرافت، شيرهايي از سنگ لاجورد، جامهاي نقرهاي و طلايي، نقشبرجستههاي صف افرادي كه از سرتاسر امپراتوري، از هند گرفته تا ليبي، هدايايي براي داريوش ميآورند، و گردنبندهاي منحصربهفرد، جامهاي دستهدار لعابي به شكل بز بالدار.
اين امپراتوري توسط كوروش بنيان گذاشته شد و جانشيناني همچون داريوش و خشايارشاه موفق به فتح قسمت اعظم جهاني شدند كه مردم در آن زمان ميشناختند. اين امپراتوري به سطحي از فرهيختگي، صناعت و بداعت رسيده بود كه به هيچ وجه با روم يك هزار سال بعدش هم قابلمقايسه نيست: نخستين سيستم پستي، پول رايج، نظام مالياتي و ارتباطي، كانالي كه رود نيل را به درياي سرخ متصل ميسازد، نظام اجرايي مبتني بر حكومتهاي محلياي كه به نام ساتراپ شناخته شده بودند، تسامح مذهبي، و مهمتر از همه دليري و شجاعتي مثالزدني.
ما ميراثبران دوردست، چهقدر از اين نكات را امروزه به ياد داريم؟ افسوس، بسيار اندك. امپراتوري ايران دو قرن دوام يافت، از 550 تا 330 پيش از ميلاد، هر چند كه پاياني فاجعهآميز داشت، وقتي اسكندر مقدوني تختجمشيد را به آتش كشيد و اين نظام امپراتوري را ويران ساخت.
ما جنگهاي ترموپيلا، ماراتن و توسيديد ميان ايران و يونان را هميشه از چشم دشمنان ايرانيها ديدهايم. ولي حتي صد سال پيش هم به نسبت امروز چيزهاي بيشتري درمورد اين امپراتوري ميدانستيم: موزه بريتانيا از همان نخستين روزهاي آغاز به كار، همواره آثار باستاني، جواهرات و زينتهايي از دورترين مناطق تحت حاكميت امپراتوري ايران به نمايش گذاشته است. بسياري از اين آثار در قرن نوزدهم كشف شده و به نام «گنجينه آمودريا» شناخته شدهاند.
حال اين موزه تمام اينگونه آثار را از موزه ملي ايران و موزه لوور قرض گرفته تا نمايشگاهي جديد از كل اين آثار به راه بياندازد: «امپراتوري فراموششده: جهان ايران باستان».
موزه اين روزها عرصه شكوه و جلال است و آثاري را در خود جاي داده كه تاكنون يا از ايران خارج نشدهاند يا اصلاً در معرض ديد قرار نداشتهاند. از جمله آثار بهنمايشدرآمده، كاشيهاي رنگي و آثار باستاني مربوط به كاخها و نيز ظروف ضيافتهاي شاهانه است. يكي از اتاقهاي موزه به سيستم پستي مسير طول و دراز بين شوش و سرديس اختصاص داده شده است. كتيبههاي خشتياي در موزه به نمايش درآمدهاند كه جزئياتي از توافقهاي طلاق و پيامهاي سربازان يهودي در حال خدمت به ارتش را نشان ميدهند.
تنديس سگ نگهبان 2500 ساله از سنگ صيقليافته نيز بسيار جالب توجه است. تجملات زندگي و مراسم مرگ و نيز تأثير و تأثرات فرهنگ يونان و ايران نيز از جمله نكات بهنمايش درآمده در اين نمايشگاه هستند. همچنين، منشور مشهور كوروش كه به يهوديان در بند بابل اجازه بازگشت داده نيز بسيار ارزشمند است.
تدارك اين نمايشگاه كه چهار سال به طول انجاميده با تنشهاي سياسي بسياري همراه بوده است، اما حالا فرصتي استثنايي براي بازديد از ماترك امپراتوري ايران باستان مهيا شده است.


