يك پژوهشگر دانشگاه "جانز هاپكينز" آمريكا معتقد است كه اتحاديه اروپا نتوانست ميانجي مناسبي براي مذاكرات هستهاي بين ايران و آمريكا باشد.
"تريتا پارسي" در مقالهاي كه در پايگاه اينترنتي "فايننشال تايمز" منتشر كرده نوشت: اتحاديه اروپا در مذاكرات خود موفق شد تا از ايران امتيازهاي مختلفي بگيرد، در حالي كه در كسب اجازه از آمريكا براي تاييد و يا رد فعاليت غنيسازي ايران براساس معاهده "ان.پي تي" عاجز ماند.
" حال آنكه حق غنيسازي ايران براساس ان.پي.تي و ديگر قوانين آژانس بينالمللي انرژي هستهاي كاملا قانوني بوده و درخواست تعليق اين فعاليتها نيز داوطلبانه و صرفا براي اعتماد سازي صورت گرفته است."
به نوشته پارسي، تصميم اتحاديه اروپا در رد پيشنهاد ماه آوريل ايران در مورد از بين بردن تاسيسات غنيسازي در ازاي حفظ چند دستگاه سانتريفوژ تحت نظارت دقيق بازرسان آژانس منجر به بياعتمادي ايران از يك سو و عدم اعتماد به قابليتهاي بازرسان سازمان ملل براي كنترل آن كشور شد و در عمل به اين تصميم دولت "بوش" منتهي شد كه واشنگتن زيربار هيچ قراردادي براي دادن اجازه به فعاليت مجدد چرخه سوخت هستهاي و فعاليت غنيسازي ايران نرود.
""آمريكا منتظر بود تا ايران در مذاكرات خود فريب بلوفهاي اتحاديه اروپا را بخورد. اروپاييها نيز در مقابل اميدوار بودند تا بتوانند همه تقصيرهاي شكست مذاكرات را بر دوش ايران بنهند و با انتخاب "محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري ايران دستاويز مناسبي نيز براي اين امر پيدا شد.""
پارسي در ادامه از قول يك ديپلمات آسيايي پيشنهاد اخير اتحاديه اروپا به ايران را پيشنهادي توخالي توصيف كرد كه با علم به رد شدن از سوي ايران و در جهت بحران سازي براي دولت احمدي نژاد ارايه شده است.
به گفته اين پژوهشگر، مشكل اصلي پيشنهاد اخير هستهاي اروپا به ايران از يك سو عدم به رسميت شناختن حق غني سازي توسط ايران و از سوي ديگر ارايه تضمينهاي امنيتي صرفا از جانب اروپا و نه از سوي آمريكا بود.
در ادامه اين مقاله مساله هسته اي ايران امري فراتر از قوانين منع گسترش سلاحهاي كشتار جمعي دانسته و ادعا شده كه"اگرچه جامعه بينالمللي در زمينه حقوق بشر و فقدان دمكراسي به ايران اعتماد ندارد، همين جامعه بينالمللي به سازمان ملل و بازرسان هستهاي آن نيز اطمينان ندارد."
پارسي در ادامه افزود : اتحاديه اروپا با رد پيشنهاد ايران به جاي جلوگيري از يك برخورد احتمالي از سوي آمريكا نشان داد كه از بحران عراق درس نگرفته و سياست راهبردي فرار از مسئوليت پذيري را در پيش گرفته است.
اين پژوهشگر نوشت: تنها با ارايه تضمين كامل از سوي آمريكا و اروپا براي حفظ امنيت ايران و تضمين دسترسي آن كشور به سوخت هستهاي است كه ميتوان تهران را به توقف غيردايمي غنيسازي قانع ساخت.
پارسي در پايان تاكيد كرد: اگر اتحاديه اروپا از يافتن يك راه حل بدون پشتوانه دهشت افكني دولت بوش خودداري كند، آژانس بايد با درايت ميانجيگري را به دولتهايي واگذار كند كه شجاعت به خرج داده و به تعهدات بينالمللي خود عمل كنند، در غير اين صورت جهان بار ديگر با يك بحران هستهاي روبرو خواهد شد.


