مهندس رضا آقازاده معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان انرژي اتمي در يک گفتوگوي زنده تلويزيوني شرکت کرد آنچه در پي ميآيد، متن گفتوگو با وي در برنامه «کنکاش» شبکه تلويزيوني جام جم است.
مجري: نزديک دو سال است که از طرح پرونده جمهوري اسلامي ايران در شوراي حکام آژانس بينالمللي انرژي اتمي ميگذرد و در اين مدت در 6 نشست شورا دلايل ايران و نتايج بازرسيها اعلام شده، اما هنوز پرونده باز است. چرا؟
آقازاده: به همه هموطنانمان در سراسر دنيا سلام ميکنم و به عنوان يک ايراني از شور و هيجان و پشتيباني ايرانيان خارج از کشور و نشان دادن علاقه به وطن و پيشرفتهاي کشورشان تشکر ميکنم اما در مورد سؤال جنابعالي بايد بگويم پرونده ايران در آژانس بيش از آنکه فني باشد سياسي است و تا مسائل سياسي به يک جمع بندي نرسد بعيد ميدانم مباحث فني ما را هم جمع کنند.
مجري: پس بحث ما فني نيست و به لحاظ فني اصلا مشکل نداريم؟
آقازاده: تقريبا در يکسال و نيم گذشته به طور متوسط [روزانه] 3 نفر از بازرسان آژانس در ايران حضور داشتهاند و در کل نزديک به هزار نفر روز در ايران در اين مدت بازرسي کردهاند. اين به اين معناست که به نظر ميرسد آژانس در يکسال و نيم گذشته اطلاعاتي که ميخواست جمع کند جمعآوري کرده به سؤالاتش پاسخ داده شده و درسفر اخير مقامات عاليرتبه آژانس يک جمع بندي نهايي هم با ما داشته اند و احتمالا براي نوامبر گزارش جامعي خواهند داد اما پيش بيني من اين است که اين گزارش هم طوري تهيه خواهد شد که به مباحث سياسي مربوط خواهد بود، اگر روند مذاکرات منجر به نتيجه شود جهت گيري اين گزارش هم مثبت خواهد بود و اگراين مذاکرات نتيجه نگيرد گزارش طوري خواهد بود که همچنان پرونده را بازنگه دارد. من اميدوار نيستم که درنوامبر هم به يک جمع بندي نهايي برسيم اگر مذاکرات سياسي ناتمام بماند.
مجري: شما به عنوان معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان انرژي اتمي در طول اين چند سال بيشتر ازهر کس ديگري بر پرونده هستهاي ايران اشراف داريد لطفا شما بگوييد کار درچه مرحله اي است؟ پروژه هستهاي ما تا چه مرحله اي پيش رفته است؟ ما به چه نتايجي رسيده ايم؟ بالاخره ما چرخه سوخت داريم يا نه واگر غني سازي اورانيوم را متوقف کنيم چه اتفاقي ميافتد؟ آيا ميتوانيم سوخت را از خارج وارد کنيم؟ تا حالا چه کارهايي کرده ايم و اين کارها چه اهميتي دارد؟
آقازاده: در سالهاي گذشته تلاش بنده و همکارانم اين بود که به آنچه که براي يک کشور ميتواند فناوري هستهاي را ره آورد داشته باشد متمرکز شويم روي آن. قبل از انقلاب براي ساخت نيروگاه اقداماتي شده بود اما با انقلاب فعاليت هستهاي ايران دچار دگرگونيهاي مختلفي شد، مسائل جنگ پيش آمد وفعاليتها براي مدتي متوقف شد. محور فعاليت آن سالها بيشتر روي ساخت نيروگاه بود.هرچند تکنولوژي نيروگاه در جاي خود اهميت دارد اما اگر کشوري 100 نيروگاه هم داشته باشد ولي نتواند سوختش را خودش تامين کند نمي گويند که آن کشور داراي دانش هستهاي است بلکه فقط ميگويند آن کشور داراي نيروگاه هستهاي است. داشتن نيروگاه هستهاي به معناي داشتن فناوري هستهاي نيست. آنچه که در يک کشوري ميشود از آن به عنوان دانش هستهاي ياد کرد چرخه سوخت است و اين بدان معناست که بتوانيد ازمعدن اورانيوم استخراج کرده و آن را تامرحله جاگذاري در غلافهاي سوخت آماده کنيد وميله سوخت بدست بياوريد. کشور درهرحلقه اي از چرخه سوخت بتواند به خود کفايي برساند قدمهاي موثري برداشته است.درسالهاي اخير تمرکزمان روي اين بخش از کار بود و گرنه نيروگاه هستهاي با نيروگاههاي ديگرتفاوت چنداني ندارد و صرفا از نظر مسائل ايمني و تکنولوژي ساختاري بالاترنسبت به نيروگاههاي حرارتي دارد.
مجري: در چرخه سوخت تاکنون چکار کرده ايم و براي توليد سوخت چقدر پيشرفت داشته ايم؟
آقازاده: با توجه به اينکه ازبعد از انقلاب در تحريم کامل بوديم ومن اطمينان داشتم که با ورود به اين چرخه نخواهم توانست هيچ کمکي را دريافت کنيم، بزرگترين قدمي که با همکارانم برداشتم اعتماد به نفس و اتکا به خودمان بود، يعني بنده معتقد بودم در اين زمينه پيشرفتي نخواهيم داشت مگر اينکه خودمان روي پاي خودمان بايستيم. اگرازمن سؤال کنند شما درچند سال گذشته چه کرده ايد ميتوانم بگويم که بنده با دوستانم توانستيم فضا را براي بروز استعدادهاي ايراني فراهم کنيم. تقريبا بالاي 90 درصد نيروهاي پروژههاي هستهاي کشور نيروهاي جواني هستند که در همين سالهاي اخير در رشتههاي مهندسي تا مدارج فوق ليسانس و دکترا از دانشگاههاي ايران فارغ التحصيل شده اند يا حتي دورههاي تزهاي دکترا و فوق ليسانسشان را در اين رشتهها گذراندهاند. البته ما فارغالتحصيلان ايراني از دانشگاههاي خارج از کشور هم داريم که نيروهاي ارزشمندي هستند. وقتي من اين فضا را براي آنها باز کردم و با اين حال به آنها گفتم که هر کاري بخواهيد بکنيد بايد اتکايتان به خودتان باشد، اين براي ما در اين چند سال چنان فضايي ايجاد کرد و استعداد جوانان ايراني در اين چند سال چنان شکوفا شد که مورد تحسين تمام متخصصان هستهاي که در قالب آژانس از پروژهها بازديد کرده اند، شده است.
مجري: يعني آنها دانشمندان ما را ديدند؟
آقازاده: آنها نه تنها ديدند بلکه در گزارشات و اظهاراتشان از اين همه استعداد، پيشرفت، خلاقيت و نو آوري اظهار تعجب ميکردند و ميکنند.
تکنولوژي هستهاي يک تکنولوژي برتراست و تکنولوژيي است که بدليل شرايط خاص از دانش بالايي برخورداراست، چون همه چيز در اينجا وارد دقتهاي بسيار بالا ميشود.مثال ميزنم، مثلا يک ماشين سانتريفيوژ که براي غني سازي اورانيوم استفاده ميشود ماشيني است که در نقاط دوراني حداقل 64هزار دور در دقيقه ميچرخد يعني ثانيه اي حدود هزار دور. شما تصور کنيد در ساخت و تکنولوژي اجزاي چنين ماشيني که بيش از 90 قطعه وعموما ميکروني است چه دانشي بکار رفته است.ما در مورد برخي قطعات تا 500 بار آزمايش ميکرديم. درست ميکرديم، بکار ميگرفتيم، نمي شد، بر ميگشت دوباره ميساختيم تا بالاخره موفق شويم اين ماشين را با دانش ايراني بسازيم.بعد از اين مرحله بايد در اين قطعات اتم شکار کنيد که اين هم کار ساده اي نيست. بخصوص اينجا که هيچ کمک خارجي هم وجود ندارد و بايد همه کار را خودت انجام دهي.يک مثال ديگر، شروع کار ما در پروژه UCF اصفهان قدم گذاشتن در تاريکي بود ما خيلي درتاريکي حرکت کرديم تا به روشنايي رسيديم با اين کارهاي شبانه روزي که با انگيزههاي بسيار زيادي انجام دادند با متخصصاني که برخي از آنها صاحب مدرک اين دانش اند. امروز بيشتر از 7-8کشور دنيا کارخانه اي مثل UCF ندارند اما ما امروز محصولات اين کارخانه را داريم.
مجري: ظاهرا سه هفته پيش به اين محصول رسيديم؟
آقازاده: اين فرايند چون محصولات متنوعي دارد از چندماه قبل آغاز شد اما آخرين محصولش يعني UF6 در روزهاي اخير به مرحله نهايي رسيد و بنا براين اگر بخواهم يک اشاره اي به سؤال شما درخصوص چرخه سوخت داشته باشم بايد بگويم ما از معدن شروع کرديم، استخراج از معدن اورانيوم که درايران در اعماق زمين است. مرحله بعد فرآوري اورانيوم است که کيک زرد UCO8 از آن توليد ميشود.اين کيک زرد ماده اوليه کارخانه اي است بنام UCF که محصولات متنوعي دارد مثل UF6 و اکسيد اورانيوم UF2 اورانيوم فلزي مثال اين فرايندها در اصفهان تحقق پيدا ميکند.UF6 ماده اوليه غني سازي است ما از روش سانتريفيوژ استفاده ميکنيم. اين ماده بايد در نطنز غني شود و دوباره بر گردد در کارخانه اي تا فلورش حذف شود بعد برود درکارخانه ديگري که غلافهايشان ساخته ميشود و سوخت در اسمبل سوخت قرار ميگيرد و بعد درراکتور سوخت مورد استفاده قرارگيرد.دراين چرخه اي که گفتم به اين دليل که هيچ کدام از اين حلقهها را از خارج از کشور به ما نمي دهند ما بايد يک خودکفايي بومي درست ميکرديم و اين امروز فراهم شد. البته هنوز راه زيادي در پيش داريم اما از آن گردنه عبور کرديم وامروز اين فرهنگ و دانش در دل هزاران متخصص پخش است.تفاوت ويژگيهاي فعاليتهاي هستهاي ايران با کشورهاي ديگر اين است که اين دانش از ايران بومي شده و آن را نمي توان از ايران گرفت، تعلق ايراني دارد با زور و فشار و تهديدات سياسي نمي شود چيزي که در مغز جوانان است، گرفت. اين دانش در آحاد مردم ايران پخش شده و امروز به عنوان يک فرهنگ در آمده نه سياستمداران ميتوانند آن را بگريرند نه کساني که يک روز بخواهند آن را متوقف کنند.
مجري: آقاي مهندس، طي چند روز گذشته چند تن از نمايندگان کشورهاي خارجي و صاحبان مطبوعات همچنين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ازتاسيسات هستهاي ايران بازديد کردند در پي اين بازديدها برخي در داخل کشور مطرح کردند که ماهنوز نتوانسته ايم فناوري و چرخه سوختمان را تکميل کنيم و کمي زودتر از موعد آن را اعلام کرديم و باعث شد فشارهاي غربيها روي ما زياد شود. ممکن است توضيح بدهيد که آيا واقعا اين اتفاقاتي که تا بحال افتاده قابل پيش بيني بوده يا از اين بهترمي توانستيم عمل کنيم؟
آقازاده: درهيچ کاري نمي شود گفت نقص نيست. بايد مجموعه را کامل و با در نظرگرفتن پيشرفتها و ناکاميها ديد ولي در مجموع راهي که در اين چند سال رفتيم راه موفقيت آميز بود. بطور مثال يکي از موضوعاتي که هنوز ميان ما و آژانس به مرحله نهايي نرسيده و اميدوارم که در اين گزارش ماه نوامبر حل شده باشد، درباره نسل جديدي از دستگاههاي سانتريفيوژ است که به آن P2 ميگويند.متخصص برجسته اي بنام ادوارد براي بررسي اين طرح از آژانس به ايران ميآمد با موفقيتهايي که در اين طرح داشته ايم، وي باور نمي کرد که درمدت يک سال و نيم به چنين موفقيتهايي رسيده باشيم و براين اساس فکر ميکنند وقفه اي وجود داشته است. برايشان قابل تصور نيست که اين حد سرعت در کار به چه شکل تحقق مييابد.ما دوران جنگ را گذاراندهايم درآن دوره هم بنده مسئوليت داشته ام و روزهايي بود که پالايشگاههاي ما روزي 20 بار بمباران و ظرف 10 روز راه اندازي ميشد. ما جماعت و ملتي هستيم که اگر انگيزه روي پا ايستادن را در ما ايجاد کنند حرکتي ازخود نشان ميدهيم که خارق العاده است.در بحث انرژي هستهاي هم چنين اتفاقي افتاده است. کشورها، براي برخورداري از چرخه سوخت، علي رغم استفاده از تجربيات و همراهي ساير کشورها پروسه طولاني را طي ميکنند. اين مقدار کاري که نسبت به زمان طي شده در ايران انجام شده بسيار موفقيت آميز بوده است ولي اينکه آيا ما به آخر قضيه رسيده ايم؟ نه چنين نشده است. از طرف ديگرما فعاليت مان درنطنز بيش از يکسال است که متوقف است اگراين تعليق تحقق پيدا نمي کرد ما بيش از يکسال را ازدست نمي داديم.
مجري: واقعا آيا اين کار به صلاح بود که ما داوطلبانه ؛ يا هر جور که اسمش را بگذاريم؛ فعاليتهاي غني سازي راتعليق کنيم؟
آقازاده: به هر حال ما در يک مقطعي وارد مساله اي شديم. در دنيا با جوسازي و سفسطه و راهاندازي سيستمهاي تبليغات و غيره تلاش کردند که ايران راکشوري غير قابل اعتماد جلوه دهند و ما براي اينکه اين اعتماد را فراهم کنيم ناگزير ازبرخي کارها بوديم، هر چند که به ضرر ما باشد، بالاخره در هر صورت مصالح کشور ايجاب ميکرد که اين کار محقق شود و لذا در اين يکسال گذشته زماني را از دست داده ايم درحالي که ميتوانستيم جلوتر باشيم. اما من درمجموع ناراضي نيستم براي اينکه ما تلاش کرديم که در اين فرصت فراهم شده نواقص خود را تکميل کنيم و به نظرم در اين راه هم کارهاي خوبي انجام داديم. اما آنچه که من ميتوانم در مجموع عرض کنم اين است که بن بستهاي اين کار در ايران شکسته شده ما امروز مانعي پيش رو نداريم که نتوانيم آنرا حل کنيم. ممکن است به زمان نياز داشته باشيم ولي از بن بستها و تاريکيها و ناشناختگيهاي عبورکرده ايم. امروز موضوعي براي ما ناشناخته نيست. به قدري تسلط و تبحر وجود دارد که در زمينههاي گوناگون وقتي به مشکلات ميرسيم به راحتي آنها را از پيش پا بر ميداريم. مثلا در مورد پروژه آب سنگين اولين بارکه پروژه آب سنگين در دنيا براه افتاد، درکانادا، تا به توليد آب سنگين با خلوص 6/99 درصد برسند 10 سال طول کشيد. خوب ما امروز خيلي متحول شده ايم ما اين پروژه را در ايران انجام داديم و به آن تحقق بخشيديم و يک تکنولوژي بسياربرتري را در کشور بومي کرديم و اين پروژه تمام شده در مرحله پيش راه اندازي قرار دارد و امروز ابتکاراتي که دوستان ما از خود به خرج ميدهند،بي نظيراست. بر اين اساس من افق را خيلي روشن و خوب ميبينيم و به همين دليل خيلي محکم گفتم که اين دانش فرهنگ شده است. اين دانش بومي شده و در اجزاي فکري دانشگاهها و جامعه ما رفته است و هيچ مانعي براي ادامه کار در آينده نمي بينيم. من حتي نگران اين نيستم که امروز برخي از اين تحليلگران و خبرنگاران و گزارشگران جوسازي ميکنند و ميگويند که ممکن است به تاسيسات هستهاي حمله شود و آسيب ببينند، اينها يک مشت آهن آلات را از بين ميبرند ولي فکري که اين را بوجود آورده نمي توانند از بين ببرند. اين فکر، نقشه، طراحي و اين کار دقيقا محقق شده و دوباره ساخته ميشود. مگرما در زمان جنگ کم آسيب ميديديم بعضي روزها دهها بار تاسيسات نفتي ما بمباران ميشد ولي آيا صنعت نفت از بين رفت؟ نه همچنان هست، قدرتمند تر و توانمندتر.
مجري: اما پيشنهادي که در حال حاضر آمريکا و اروپا مطرح ميکند درحد تعطيلي کامل اين فعاليتهاست.
آقازاده: خوب اين خواسته آنهاست و بدان معنا نيست که اين چنين خواهد شد.
مجري: ما حالا بعدا ميرويم سراغ اين که در گفتوگوهاي وين چه ميگذرد اما آنچه ميخواهم بپرسم اين است که برخي معتقدند اگر زمان را از دست نمي داديم يا اگر زمان را از دست ندهيم، ميتوانيم چرخه سوخت مان را کامل کنيم و حتي تستهاي اوليه را هم انجام بدهيم وبه کشورهاي داراي فناوري چرخه سوخت بپيونديم.ما شنيده ايم کشورهايي مثل آفريقاي جنوبي و برزيل اين روزها خيلي نگرانند از اينکه آنها را هم از اين فناوري محروم کنند واگر ما بتوانيم طي اين چند روز به اين فناوري برسيم آن وقت نحوه تعامل غربيها با ما تغيير خواهد کرد. نظر شما چيست؟
آقازاده: نه خير. درست برعکس. من برداشتم از اخبار رسانهها و گزارشها اين است که حساسيت غربيها و اينکه سعي ميکنند در اين مقطع جلوي ما را بگيرند به اين دليل است که ميدانند که ما عبور کرده ايم و مشکل آنها اين است که ميدانند اگر در اين مقطع جلوي ما را نگيرند، ديگر امکان بازگشت وجود ندارد.
مجري: عبور کرديم يعني اينکه ديگرتمام شده است و به چرخه کامل سوخت دست يافته ايم؟
آقازاده: آنها ما را صاحب دانش ميدانند اما زمان را از ما ميگيرند که از نظر کمي به اهداف نرسيم چون از نظر کيفي ما به هدف خودمان رسيده ايم الان زمان براي ما هدف کمي است.
مجري: آقاي مهندس يکي از بينندگان سؤالي دارند. الو بفرماييد!
شهرام از لوس آنجلس: سلام عرض ميکنم خدمت شما وآقاي مهندس آقازاده. خيلي ممنونم از خدماتي که براي کشور ما انجام داده ايد. من ميخواستم بگويم دستيابي ايران به اين حد از فناوري اتمي به اين خاطراست که بعد از انقلاب و با تحريمها، ايران استقلال خود را پيدا کرده و اين افتخاري است براي ملت ايران. من معتقدم که آمريکا پشت سر تمام مباحث و جنجالهاي آژانس انرژي اتمي است چون نمي خواهد ببيند که کشوري مثل ايران با آنها در تکنولوژي برابري کند و ميخواهند به هر ترتيبي که شده فعاليتهاي ايران را قطع کنند. به نظر من با ادامه فشار اين کشورها بعد از مدتي ديگر مذاکره معني ندارد و بايد مذاکره را قطع کنيم و به فکر جنگ باشيم. اگر آنها ميخواهند اين طور ادامه بدهند. آقاي آقازاده ميخواهم نظر شما را در اين مورد بدانم.
آقازاده: ببينيد هموطن عزيز، در جمهوري اسلامي ايران، درعاليترين سطوح خطوط قرمزي تعريف شده است که اين خطوط قرمز قابل صرفه نظر نيست و امکان عبور از آن وجود ندارد. امروز در اين مورد که دانش فراهم شده در ايران قابل صرفه نظر نيست يک اجماع ملي و حکومتي وجود دارد.ما به عنوان حکومت بايد تلاش کنيم تا تمام راههاي ممکن را بپيماييم تا مسائل را از راه گفتوگو و مذاکره و اعتماد سازي حل و فصل کنيم. جامعه ما انتظار دارد که حکومت همه تلاشش را براي گرفتن حق خود از راه گفتوگو و مذاکره بدست آورد حتي در جايي که لازم است انعطاف نشان دهد تا از آن مساله عبور کند. البته اگر ما از اين مسير نتوانيم به هدف برسيم طبيعتا نظام و ملت همه روي اين حرف ميايستند.من اين برداشت را ندارم که امروز در کشور ما کسي آمادگي داشته باشد که از اين حقوق صرفنظر کند. لذا ما تلاشهاي مان را خواهيم کرد اما تبليغات جهاني امروز در دست ما نيست ما محدوديتهاي زيادي براي اينکه حقوق حقه و مظلوميت خود را به دنيا برسانيم داريم. راه دشواري در پيش داريم ولي بايد تلاش کنيم.غلام عباس شهبازي از مينه سوتا: سلام به شما، من ميخواهم اين جمله را بگويم که دانش هستهاي حق مسلم ملت ايران است و من که يک ايراني بختياري تبار هستم به سهم خودم از دولت ايران تقاضا دارم که در اين باره از خود نرمشي نشان ندهد و اين را بداند که احتياج پدراختراع است.من فکر نمي کنم حرفهايي که غرب ميزند و تهديدات آنها روي ملت ايران اثري داشته باشد و متاسفانه تلويزيونهاي خارج از کشور که متعلق به جمعيت خاصي از ايرانيان است غيرت خود را از دست داده اند، اما من ميخواستم بگويم ما ايرانيان آماده هستيم براي فاع از حق خود خون مان را اهدا کنيم و من يکي از آنها خواهم بود.
حيدر از شيکاگو: سلام عرض ميکنم خدمت شما و جناب آقاي مهندس آقازاده، من ميخواهم بگويم آنقدراز پيشرفتهايي که شرح داديد، هيجان زده شده ام که نمي توانم چيزي بگويم. فقط بگويم تمام اين کارهايي که ديپلماسي ايران انجام ميدهد کاملا صحيح است اما به هيچ وجه نمي شود به غرب اعتماد کرد. چون از کجا معلوم تجهيزاتي که در اختيار ما ميگذارند آلوده نباشد و از کجا معلوم بازرساني که از طرف آژانس از تاسيسات ما بازرسي ميکنند، خودشان عمدا تاسيسات ما را آلوده نکنند تا بهانه جويي کنند. ما بايد حواسمان جمع باشد و هوشيارانه مواظب همه جنبهها باشيم، ما سر جنگ با کسي نداريم. همانطور که آقاي مهندس گفتند ما ديگر به اين دانش دست يافته ايم و اين موضوع قابل برگشت نيست. اين مطالبي را هم که تلويزيونهاي ايراني در اينجا ميگويند اينها پايگاه مردمي ندارند بلکه يک سري پستوهاي تلويزيوني هستند که از صهيونيستها تغذيه ميشوند. آرزوي موفقيت براي شما دارم.
حميد از کانادا: سلام عليکم. ميخواستم از جناب آقاي مهندس آقازاده تشکر کنم و بگويم که اين افتخار ماست که ملت ايران توانست به سرپرستي ايشان به تکنولوژي هستهاي دست پيدا کند وان شاءالله به سوي خودکفايي کامل پيش خواهد رفت. عرضي ندارم. خداحافظ شما.
آقازاده: ما مسلمانها دين مان حکم ميکند که مراقب و حساس باشيم و زيرکيهاي خود را داشته باشيم و در عين حال هوشياري مان را حفظ کنيم تا در دامهايي که براي ما ميگسترانند، نيفتيم در همين راستا بايد در پاسخ به تلاش دنيا و تلاش غربيها براي اينکه ما را در اذهان بينالمللي ملتي معرفي کنند که به دنبال تکنولوژي غير صلح آميز هستيم تلاش کنيم.من مثالي براي شما ذکر ميکنم. يکي از مقامات از يکي از کشورها چند روز پيش با من صحبت ميکرد و داد سخن ميداد که اين چرخه سوخت براي شما اقتصادي نيست و شما با داشتن اين منابع نفت و گاز چرا به اين سمت ميرويد.
مجري: اروپايي بود؟
آقازاده: صبر کنيد از توضيحات من متوجه خواهيد شد. من به ايشان گفتم شما يک مقام منطقي هستيد، شما از نظر منابع گاز غني تر از ما و از نظر منابع نفت همطراز ماييد چطور اين کار براي کشور شما اقتصادي است ولي براي کشور ما که از نظر نيروي انساني ارزانتر از شماييم و از نظر ابتکارات بيشتر از شما،غير اقتصادي است. من به او يادآوري کردم که کشورش 10 سال پيش براي ما يک راکتور تحقيقاتي پيشنهاد کرد که تمام هزينه اي که من در اين سالها براي همه پروژههاي هستهاي ايران پرداختم هنوز به قيمت راکتور پيشنهادي آنها نرسيده است. يعني اگر من يک راکتور تحقيقاتي با آنها قرارداد ميبستم بيشتر از همه آنچه که تا به حال براي راکتور آب سنگين و چرخه سوخت هزينه کردم، بايد ميپرداختم.
مجري: خوب بايد اين مقام از روسيه باشد.
آقازاده: من با او مطرح کردم که چطور کشور شما بيش از 70 درصد انرژي اش را از انرژي هستهاي تامين ميکند. براي شما اقتصادي است و براي ما که همه هزينههاي مان چندين برابر ارزانتر از کشور شماست غيراقتصادي. سؤال اصلي من از او اين بود که آيا توليد سوخت هستهاي براي همه دنيا غير اقتصادي است يا فقط براي ايران غير اقتصادي شده است.من به آن آقا گفتم، بنده 12 سال وزير نفت بوده ام و تمام گردشهاي مالي و تعادلهاي اقتصادي را ميدانم. ما در اوپک يک گزارش جامع داشتيم مبني بر اينکه اگر قيمت نفت از 18 دلار بالاتر رود انرژيهاي ديگر اقتصادي تر ميشود. الان که قيمت نفت بالاي 50 دلار است منافع ملي ما ايجاب ميکند که نفتمان را بفروشيم و با هزينه زير 18 دلار انرژيمان را توليد کنيم.سؤال اصلي من اين بود که چطور انرژي هستهاي در کشورهايي مثل چين و آمريکا که منابع عظيم نفت و گاز دارند اقتصادي است و در اين عالم خاکي فقط براي ايران غير اقتصادي است پس اين يک سفسطه و جو سازي است.آن مقامي که با او صحبت کردم ميگفت که ما آن وقت که به دنبال انرژي هستهاي رفتيم قصد توليد سلاح داشتيم گفتم خوب حالا که نيازتان برطرف شده چرا متوقفش نمي کنيد. با اين مثال ميخواهم عرض کنم که ما متوجه اين سفسطه بازيها هستيم ولي عقلانيت حکم ميکند که مثل خود آنها پا به پاي آنها جلو برويم تا حقانيت مان را ثابت کنيم، عقلانيت به خرج دهيم و هوشياريمان را حفظ کنيم.
محمود از کاليفرنيا: با سلام خدمت شما. خواستم ببينم اگر چنانچه روزي اشتباهي کنند و بخواهند نيروگاه هستهاي ايران را هدف قرار دهند آيا پدافند هوايي ما آماده است؟
محمود از آلمان: با سلام خدمت شما وآقاي آقازاده که بسيار بسيار زحمت کشيده اند. خواستم بگويم اينکه کشورهاي پيشرفته نمي خواهند به هر طريقي که شده اجازه دهند ما پيشرفت کنيم، از قديم به ما تحميل شده است. من به ياد دارم که زماني که روسها ميخواستند خيابان پاستور تهران را آسفالت کنند اجازه نمي دادند ايران حتي با صنعت آسفالت سازي آشنا شود.
من خلبان نيروي هوايي بودم. دوران پيش از انقلاب را به ياد دارم زماني که همافران فني نيروي هوايي ايران اعتراض داشتند نسبت به اينکه آمريکاييها اجازه تعمير قطعاتي از هواپيما را که به صورت بسته بندي وارد ميشد، نمي دادند. کلا ما هميشه تحت فشار کشورهاي خارجي بودهايم. من معتقدم که اصلا نبايد اجازه دهيم که به ما فشار بياورند و بخصوص امروز که آمريکا و متحدانش در عراق به زمين خورده و به گل نشسته اند و فرصت بسيار مناسبي است که ما از اين به گل نشستن کشتي ظلم و ستم آمريکا استفاده کنيم و مجددا چرخه سوخت را از سر بگيريم و از حالت تعليق در بياوريم. آلمان و انگليس و فرانسه در تمام طول 8 سال جنگ تحميلي هر چه ميتوانستند فشار آورده اند من خودم مجروح شيميايي بودم. من به عنوان يک فرد ايراني حاضرم از حق ميهنم دفاع کنم و جانم را در اين راه بدهم.
فاطمه از لندن: سلام، از شما يک سؤال دارم ميخواستم بپرسم اين ساده انديشي نيست که ما فکر کنيم اروپا با ما خوب شده و آمريکا سر جنگ دارد و آيا اينها دستشان در دست هم نيست؟ بايد بدانيم آنها نيششان را به ما خواهند زد. آنها هيچوقت دوست ما نخواهند شد حتي اگر همه پولمان و طلبمان را هم به ما برگردانند نبايد باور کنيم و بايد کار خودمان را بکنيم. آنها اگر بتوانند از در دوستي وارد خواهند شد تا ضربه را بزنند. مگر انگليس با آمريکا در جنگ عراق از يک آخور نمي خورد که حالا با اروپا همراه شده و ابراز دوستي ميکند. آقاي آقازاده آيا من اشتباه ميکنم؟
علي از آمريکا: سلام عليکم. من خيلي خوشحالم که در زمينه هستهاي آنقدر پيشرفت کرده ايم که خاري به چشم دشمنان مان شده است. آقاي مهندس آقازاده ميخواستم بگويم اينجا ما شنيده ايم که کره شمالي که داراي تکنولوژي پيشرفته هستهاي است با ما همکاريهاي داشته آيا ما از آنها کمک گرفته ايم؟ سؤال ديگرم اين است که اينجا ميگويند ما از کشورهايي که از تجزيه شوروي سابق به جا مانده اند بمب اتمي خريده ايم و بمب اتمي داريم، به همين خاطر کشورهاي ديگر ميترسند به ما حمله نظامي کنند. اين تا چه حد درست است؟ در مورد پاکستان چطور آنها داراي بمب اتم هستند آيا از ما پيشرفته ترند؟
آقازاده: در جواب سؤال آخر بگويم که ما با کره شمالي هيچ مراوده اي در زمينه دانش هستهاي نه در گذشته داشتيم نه حالا داريم و نه برنامه اي براي آينده در اين مورد داريم. ما به کشور ديگري احتياج نداريم و در جايگاهي ايستاده ايم که روي پاي خود ميتوانيم بايستيم. ما همچنين مراوده اي با کشورهاي استقلال يافته بعد از فروپاشي شوروي هم در اين زمينه نداريم. بطور کلي بايد عرض کنم در زمينه دانش هستهاي هيچ کشوري با ما مراوده و همکاري ندارد و هر آنچه که بدست ميآيد نتيجه تلاش و زحمات هموطنان شما در ايران است. نيروهايي که شبانه روز کار ميکنند همانطور که در زمان جنگ هم اين کار را ميکردند. امروز هم اين عرصه براي ما يک جبهه و يک مکان مقدس است و براي خودمان تکليف ميدانيم که همه تلاشمان را براي سربلندي ايران و هويت ايراني بکنيم و ايراني را در همه جهان در جايگاه و منزلت واقعي خودش بشناسانيم.در رابطه با موضوع ديگري که مطرح شد تعبيرم اين است که اين مقطع تاريخ در ايران مقطع برجستهاي است. امروز ورقهاي تاريخ در رابطه با دانش هستهاي در حال رقم خوردن است و ما تلاش ميکنيم که تابلوي برجسته اي از اين مقطع تاريخ ايران برجاي بماند و آيندگان وقتي به اين گذشته نگاه ميکنند اين مقطع را براي ملت ايران مايه افتخار بدانند. نخواهيم گذاشت تابلوي برجسته تاريخ ايران زشت شود. قطعا، شما مطمئن باشيد در ايران کسي نيست که ترفندها و شيطنتهاي آنها را نشناسد و نداند، چه سياستمداران شما، چه مذاکره کنندگان شما و چه افکار عمومي. بنابراين ما با علم به اينها تلاش ميکنيم که روند مذاکرات و روند کار را طوري طراحي کنيم که منافع کشور و ملت ايران را حفظ کنيم.
مجري: آقاي مهندس بيننده اي گفته بود که نگران حمله نظامي است. شما نگران هستيد يا نه؟
آقازاده: نه، من در مورد حمله نظامي نگران نيستم. در 8 سال جنگ تحميلي من در وزارت نفت مسووليت داشتم که مرتبا تاسيسات آن بمباران ميشد. به آن بيننده عزيز هم ميگويم که اگر آن روز به شما همافران اجازه نمي دادند که تخصص پيدا کنيد امروز کسي مانع تخصص ما نيست و امروز ايراني روي پاي خودش ميايستد و تلاش ميکند و من هيچ نگراني از اين تهديدات ندارم و اگر چنين اتفاقي به احتمال بسيار ضعيف روي دهد نتيجه آن به ضرر خود آنها خواهد بود.
مجري: فرصت گفتوگوي ما کوتاه بود و سؤالات زيادي بيپاسخ ماند. آقاي مهندس آقازاده از حضور شما سپاسگزاريم.
منبع : خبرگزاری مهر
|
ارسال
نظر
|