<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>mosahebe</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/" />
<modified>2007-02-25T04:38:48Z</modified>
<tagline></tagline>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.17">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2007, himia</copyright>
<entry>
<title>مصاحبه با منصور تاييد کارگردان تئاتر در آمریکا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_19.html" />
<modified>2007-02-25T04:38:48Z</modified>
<issued>2007-02-25T04:24:44Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.752</id>
<created>2007-02-25T04:24:44Z</created>
<summary type="text/plain">منصور تاييد چهل ونه ساله، از شانزده سالگی درآمريکا به سرمی برد وبيست وپنج سال است که به فعاليت های هنری می پردازد. اوابتدا ليسانس فيزيک خود را ازدانشگاه برکلی می گيرد ولی بعدش وارد فعاليت های هنری می شود...</summary>
<author>
<name>himia</name>

<email>mozafari@topiranian.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>منصور تاييد چهل ونه ساله، از شانزده سالگی درآمريکا به سرمی برد وبيست وپنج سال است که به فعاليت های هنری می پردازد. اوابتدا ليسانس فيزيک خود را ازدانشگاه برکلی می گيرد ولی بعدش وارد فعاليت های هنری می شود و تصميم می گيرد دراين عرصه ماندگار شود. بيست وپنج سال پيش او، فرهاد آييش، سپيده کوشا و بلاواردا گروه تئاتر " داروگ" را تاسيس می کنند ونوشته هايی از خود ونويسندگان ايرانی وغيرايرانی ديگر را به روی صحنه می آورند. </p>

<p></p>

<p><img alt="javaneh1.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/javaneh1.jpg" width="412" height="250" /></p>

<p></p>

<p>تاييد می گويد هم کارهای خودش را کارگردانی کرده وهم نوشته های ديگران را. ازجمله کارهای خودش " هفت وادی" است که اجرايی همراه با رقص وموسيقی بوده است. ايستگاه ويکتوريا نوشته هارولد پينتر که درتئاتر شهر برکلی اجرا شده ويا نمايش "چمدان" نوشته فرهاد آييش که با هنرمندان ايرانی وآمريکايی (ويا ايرانی –آمريکايی) به زبان انگليسی درسان فرانسيسکو اجراهای موفقی داشته، ازجمله ديگر فعاليت های کارگردانی تاييد است. </p>

<p>چهل پنجاه کارکوچک وبزرگ درکارنامه هنری تاييد است. بعد ازيکی ازاجراهای گروه جوانه که بخش هايی از آن به زبان انگليسی وبخش هايی هم به زبان فارسی بود، با کارگردان "شاپرک خانوم" گفت وگو کردم. حال وهوای بچه هايی که برخی شان با لهجه بانمکی فارسی حرف می زدند و تشويق چند دقيقه ای دهها تماشاگر در "تئاتراشبی" گرمی خاصی به آخرين اجراهای اين گروه جوان داده بود که به کارتئاتر از از نورگرفته تا صداو صحنه ونمايشنامه نگاهی جدی دارند</p>

<p>کی کار جوانه را شروع کردی؟</p>

<p>سال ۲۰۰۵. حدود سيزده سال است با کلاسی فارسی که در اين منطقه وجود دارد کار تئاتر می کنم. شهين وبيژن جرجانی مسئول اين کلاس ها هستند. من هم به آنها درکار تئاتر وکارهايی که دراين ارتباط است کمک کردم. اين بچه ها ده سال است کار تئاترمی کنند وبا آن آشنايی دارند. البته همه بچه های حاضر گروه از اول نبودند ولی فهميدم دراين مدت که اين بچه ها انرژی خاصی دارند و می توانند به راحتی روی صحنه بيايند.</p>

<p>آيا چنين گروه تئاتری با مشخصاتی که شما داريد قبلا درآمريکا بوده است؟</p>

<p>تا حالا کسی به عنوان يک گروه اين کار رونکرده است. همه بچه ها درآمريکا متولد شده اند. قبلا نوشته ای ازبهمن مفيد رو که به فارسی بود روی صفحه آوردند. موسيقی آن کار رو کوروش تقوی ساخت همراه با آهنگ هايی که خود بيژن مفيد گذاشته روی آن... اين نمايش با موفقيت بسيبار زياد مواجه شد...من که خودم اين همه سال کار کردم وهمين طور پدرومادر ها فکر نمی کردند بچه ها بتوانند اين کار را بکنند. کاری که الان انجام می دهيم، کار دوم است.</p>

<p>کار "شاپرک خانوم" گروه خيلی موردتوجه قرارگرفت. الان چه کارهايی را روی صحنه می بريد؟</p>

<p><br />
بله، به همين خاطر کار شاپرک خانم را تور کرديم وبه جنوب کاليفرنيا، سن ديوگو، ايرواين، لس آنجلس وسانتا کلارا، که آنجا هم خيلی با موفقيت انجام شد. سال ۲۰۰۶ اين کار را تمام کرديم. دومين کار گروهی مان سه نمايش کوتاه است: "عشق ونفرت" نوشته پگاه بديعی وخودم، نمايش دوم "جروبحث به سبک ايرانی" که يک قسمت کوتاهی ازنمايش چمدان است که هم به فارسی وانگليسی اجرا می شود (چراغ خاموش می شود وبعد به انگليسی اجرا می شود) وسومين نمايش"اپرای خوک تيزهوش" است که نوشته روحام شيخانی وموسيقی آن راکوروش انگالی نوشته و يک اپرای کامل است وموسيقی آن ابتکاری ونسخه اوليه به شمارمی رود و درمورد سه خوک وآن گرگ ناقلا است که می خواهد خوک ها را بخورد، اما به سبک سه سوپرانويی است.</p>

<p>اگر اپرای سه ايتاليايی معروف را به ياد بياوريد می توانم بگويم سبک اين اپرا که مطلبش بسيار خنده دار است را بچه ها با صداهای عالی به زبان فارسی می خوانند که همه اينها کارگردانی اش با من است. </p>

<p></p>

<p><img alt="mansor taeed.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/mansor%20taeed.jpg" width="407" height="228" /></p>

<p></p>

<p>گروه جوانه چند نفره است؟ آيا همشون می توانند فارسی صحبت کنند؟</p>

<p>الان ۱۲ نفر دراين سه نمايش داريم. نمايش قبلی ۱۳ نفر بودند، محدود سنی شان بين ۹ تا ۲۰ است. همگی درآمريکا متولد شده اند واتفاقا همگی هم فارسی بلدهستند اگر چه با هم انگليسی صحبت می کنند، ولی وقتی روی صحنه می آيند چنان فارسی صحبت می کنند که متوجه نمی شويد.</p>

<p>چطوری اين بچه ها را از ميان دانش آموزان انتخاب می کنيد؟</p>

<p>درمدرسه کسانی که فارسی ياد می گيرند ۶۰-۷۰ نفر هستندو چون بخش تئاتر با من است توانشان را می بينم وخودم انتخاب می کنم. گروه جوانه را براين اساس انتخاب کردم که بتوانم آنها را کنار هم بچينم.</p>

<p>می خواهيد آخرش چه بکنيد؟ برای خودت هدف جمع کردن اين بچه ها چه بوده است؟</p>

<p>نيت اين گروه جوانه وآوردن "شاپرک خانم" اين بودکه بتوانيم نمايش را برای بچه هايی که محروم هستنداجرا کنيم. فکر تشکيل گروه برای من بعد ازجنگ افغانستان شروع شد. فکر کردم من به عنوان کسی که کار تئاتر می کند چه کاری می توانم برای بچه های افعانستان کنم. بچه ها را جمع کردم وگفتم کار تئاتری کنيم که يک روزی ببريم به افغانستان. اين نيت ما است. همه پدر ومار ها اين را می دانند وخيلی استقبال می کنند اگر بتوانيم يک جايی مثل افعانستان برويم وآنها را خوشحال کنيم.</p>

<p>چطوری هزينه های اين گروه غيرانتفاعی را تامين می کنيد؟</p>

<p>فعلا فقط وفقط از طريق فروش يليط و کمک خانواده ها تامين شده است. اخيرا تقاضای کمک ازچندين سازمان مانند پارسا کرديم. تازه يک خورده داريم سرمان را بيرون می کشيم والبته مسلما افرادی هستند که به ما کمک می کنند مثلا ايرانيان دات کام وتلويزيون نيما. وقتی می بينند که ريشه های ما اينجا ست به ما کمک می کنند که اين حرف را بتوانيم به بقيه بزنيم.</p>

<p>وقتی گروه لس آنجلس بود همه تلويزيون ها به ما کمک کردند که تبليغ کنيم بدون هيچ هزينه ای. من خودم هنرمندم، آنها يا کسانی مثل هوشنگ توزيع، پرويز کاردان وپرويز صيياد بدون هيچ جشم داشتی برنامه های ما را اعلام کردند برای انيکه اين بچه ها آينده جامعهما هستند. همه اين را درچشم های بچه ها می بييند واحساس می کندن بايد کمک کرد.</p>

<p>آيا ازشهر برکلی هم کمک می گيريد؟</p>

<p>هنوزسراغ آن نرفتيم. اولين کاری که کرديم فارسی بود وفکر نمی کرديم مورد توجه آنها قرار بگيرد اما الان که به انگلبسی اجرا داريم می خواهيم با هاشون تماس بگيريم. مسلما اين کار را خواهيم کرد که به اصطلاح هنر بچه های ايرانی آمريکايی را بشناسانيم. اينها هم ايرانی هستند وهم آمريکايی واز اين طريق است که می توانيم اين گفتگو را ايجاد کنيم. مثلا قطعه عشثق ونفرت خيلی مسائل انسانی را مطرح می کند هم جامعه ايرانی وهم جامعه آمريکايی برايشان اين موضوع جالب است.</p>

<p>مثلا يک خانم آمريکايی که برای ديدن نمايش امده بود به سختی تحت تاثير قرارگرفته بود وگريه می کرد ومی گفت که چطور بچه هايی به اين سن می توانند درمورد مسائلی مانند تبعيض نژادی روی صحنه صحبت کنند. مساله هنری موضوع برای ما خيلی مهم است ومی خواهيم مطمئن باشيم که کارحتما تئاتری است. بنابراين برروی اينکه نور خوب، کارگردانی خوب وديگر کاراکترهای تئاتری خوب باشد تاکيد داريم.</p>

<p>آيا بچه ها ازشهرهای مختلف درتمرين ها شرکت می کنند تا تمرکز دارند؟</p>

<p>کمابيش نزديک هستند. خوشبنتخانه کسانی که انتخاب می کنيم سعی می کنيم محلی باشند البته با فاصله نيم ساعت تا يک ساعت دورتر ازمحل تمرين. برای اينکه کارتئاتر بايد محلی باشد. قرار است کاررا به نيويورک ببريم وبرای اين کار اميدواريم بودجه داشته باشيم تا حداقل ده شب اجرا کنيم.</p>

<p>با تئاتر ايران در تماس هستيد؟</p>

<p>تا حدودی، دوست بسيار خوبم فرهاد آييش آنجا کار می کند و با او درتماس هستم ولی دوست داشتم بدانم کار بچه ها چطور است وآنها چطور با مسائل دست وپنجه نرم می کنند. ان شاء الله يک موقع بروم ايران اين کار را انجام می دهم.</p>

<p>چقدر آماده کردن يک اجرا کار وزمان می برد؟</p>

<p>موقعی که نوشته اش آماده است يک چيزی حدود چهارماه طول می کشد. ازجايی شروع می کنيم که بچه ها نمی توانند متن نمايش را بخوانند، بعد بايد متن را بفهمند وبعد لهجه هاشان نرم تر ونرم تر بشود وبعدازآن اينکه چطور تئاتر بشود. نصف انرژی صرف اين می شود که آماده يک کار تئاتری شود. اما بازده اينقدر خوب است که باعث می شود مشکلاتش را قبول کنيم.</p>

<p>مشکلات عمده تان را درچه چيزهايی می توانيد خلاصه کنيد؟</p>

<p>مشکل جا ومحل تمرين مهمترين مساله است واينجا که هستيم تازه اجاره کرده ايم وفقط کار تئاتردرآن انجام نمی شود. با شهرزداخرسندی که کار رقص می کند شريک هستيم. تا قبل از آن، بالای دفتر اين وآن همين طور بی خانمان بوديم هنر هم وقتی بی خانمان است به جايی نمی رسد. مشکلات ديگر مسائل مالی است که بتوانيم خيلی ازچيزها را بخريم وتبليغ کنيم وروی پای خودمان بايستيم. اصولا کار تئاتر سخت است چه برسد بخواهيم آن رابه فارسی و البته با بچه ها انجام بدهيم.</p>

<p>جداب ترين خاطره؟</p>

<p>درنمايش شاپرک خانوم يک قسمت بچه ها رقص جارو دارند که يک شب آن جاروهايی را که آورده بودمی مستخدم آنجا برده بود وبچه ها مجبور شدند که با چوب گردگيری کاررا انجام بدهند</p>

<p>برنامه های آينده ؟</p>

<p>يکی ازکارهای آينده مان کارگاه است که يک نمايش خوبی را توسعه بدهيم با کمک کسانی که دست اندر کار تئاتر هستند چه درنوشتنش وچه دراجرا. کارديگری که می خواهيم انجام بدهيم همان رفتن به افغانستان است.</p>

<p>درضمن می خواهيم دی وی دی شاپرک خانم را که به فارسی ضبط کرديم می خواهيم زير نويست انگليسی کنيم ومنتشرکنيم.</p>

<p><br />
<a href="http://www.javane.org/">سایت جوانه</a><br />
منبع: بی بی سی <br />
    </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>گفتگو با رئيس دفتر مدارس ايرانيان خارج از کشور</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_18.html" />
<modified>2007-02-15T17:03:46Z</modified>
<issued>2007-02-15T17:03:09Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.649</id>
<created>2007-02-15T17:03:09Z</created>
<summary type="text/plain"> با اشاره به ساختار دفتر مدارس ايراني خارج از کشور، درباره فعاليتهاي اين دفتر توضيح دهيد. * دفتر مدارس خارج از کشور کار تعليم و تربيت و آموزش و پرورش فرزندان ايرانيان مقيم در خارج از کشور را به...</summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>soheil@soheil-ghaffari.de</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p> با اشاره به ساختار دفتر مدارس ايراني خارج از کشور، درباره فعاليتهاي اين دفتر توضيح دهيد.<br />
* دفتر مدارس خارج از کشور کار تعليم و تربيت و آموزش و پرورش فرزندان ايرانيان مقيم در خارج از کشور را به عهده دارد. مي دانيد که ما بحمدالله، هموطنان زيادي در کشورهاي مختلف دنيا در خارج از کشور داريم که به کار و تحصيل مشغول هستند. <br />
آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران خود را نسبت به فرزندان عزيزان هموطن مسئول مي داند يعني به دنبال اين هست که کار تعليم و تربيت فرزندان آنها به خوبي انجام شود. از آن طرف، هموطنان ما نسبت به ميهن شان احساس فراواني دارند که يقيقا" اين موضوع براي شما هم روشن و مسجل هست. اين را تاريخ فرهنگ کشور ما در طول تاريخ هم نشان داده است. براي مثال، ما ايرانياني را در کشورهاي مختلف دنيا داريم که سالهاي زيادي است که از مام ميهن دور هستند اما احساس آنها اين است که فرزندانشان نسبت به فرهنگ، زبان و ادب فارسي و ساير مسائل فرهنگي کشور ما اطلاعات آشنايي خوبي داشته باشند. اخيرا" با يک دکتر متخصص در يکي از پژوهشگاههاي بزرگ امريکا آشنا شدم. او مي گفت که با همسرش براي يک ماه به ايران آمدند و به اين نتيجه رسيدند که فرزندشان را در کلاسهاي مدارس ايران ثبت نام کنند تا فارسي را در اين مدارس ياد بگيرد و از فرهنگ ما دور نماند. ما مشابه اين موارد زياد داريم و اين احساس و دلبستگي، وظيفه ما را در تعليم و تربيت و آموزش و پرورش فرزندان سنگين تر مي کند. به همين دليل در سياست جديد وزارت آموزش و پرورش اعلام شده، هر کجا هموطني يا هموطناني از ما درخواست کردند که براي فرزندانشان مدرسه تمام وقت و يا پاره وقت داير کنيم، اين کار را انجام خواهيم داد و اين موضوع از سياستهاي جديد دولت جمهوري اسلامي است چنانکه در جلسه اي که چند ماه پيش با رياست رئيس جمهور محترم تحت عنوان "شوراي عالي ايرانيان" تشکيل شد بر اين مسائل بسيار تاکيد شد. اگر تمامي اين مواردي را که به آن اشاره کردم را کنار هم بگذاريد به خوبي درمي يابيد که وظايف و مسئوليتهاي دفتر مدارس ايرانيان خارج از کشور، حفظ و گسترش زبان و ادب فارسي، فرهنگ و فرهنگ ديني کشور ما هست. بايد يادآور شوم که هم اکنون در 103 شهر از 80 کشور جهان، ما 120 مدرسه با تعداد متفاوتي از دانش آموزان داريم براي مثال مامدرسه اي داريم با جمعيت 5 نفر دانش آموز و مدرسه اي هم داريم با جمعيت 2100 نفر دانش آموز که همه ايراني هستند. بعضي اوقات نيز از بعضي از مليتها کساني هستند که علاقه مندند فرزاندشان در مدارس ما درس بخوانند که آنها را هم به صورت موردي داريم.</p>

<p>_ آيا مدارس ايراني در خارج از کشور همانند مدارس ايراني در داخل کشور از نظر دوره هاي آموزشي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه مطابقت دارد؟<br />
* ما دو شيوه کار در مدارس داريم يکي با عنوان مدارس تمام وقت و ديگري با عنوان مدارس پاره وقت. در مدارس تمام وقت عينا" برنامه هاي داخل کشور از جهت برنامه ريزي، زمان بندي، ميزان ساعات و محتواي تحصيلي دنبال مي شود. شيوه آموزش پاره وقت نيز داريم. ايرانيان زيادي را داريم که فرزندانشان در مدارس خارجي در کشورهاي مختلف درس مي خوانند. از طرفي شوراي عالي آموزش و پرورش مصوبه اي در مجموعه قانونگذاري خود دارد که بر اساس آن ما مي توانيم مدارس پاره وقت داير کنيم. يعني دانش آموز ايراني که در مدارس خارجي درس مي خواند، در روزهايي که به آن مدرسه نمي رود و عمدتا" روزهاي تعطيلي هست، به مدرسه اي که ما داير کرده ايم، مي رود و در آنجا دروس ادبيات فارسي، علوم اجتماعي و ديني و قرآن را که در پايه هاي مختلف دوره ابتدايي، راهنمايي و متوسطه بين 9 تا 13 واحد هستند، مي خواند و بدين ترتيب از فرهنگ و ادب فارسي دور نمي ماند و او علاوه بر مدرک خارجي، يک مدرک ايراني هم دريافت مي کند و اين به خاطر آن است که او در اين مدارس دروس علمي مثل رياضيات، فيزيک، شيمي و يا حرفه و فن را هم مي گذراند. بنابراين ما با اين دو شيوه کار را در آنجا انجام مي دهيم. </p>

<p>_ در اين مدارس فقط فرزندان ايرانيان تحصيل مي کنند يا فرزندان خارجيان علاقمند به فرهنگ و تمدن ايراني نيز تحصيل مي کنند؟ <br />
* از نوع دوم هم در اين مدارس داريم اما تعدادشان خيلي کم هست البته اخيرا" از بعضي از کشورها درخواست داشته ايم که فرزندانشان علاوه بر آنکه سيستم آموزش و پرورش کشور خود را فرامي گيرند، زبان و ادبيات فارسي هم بياموزند و ما هم اميدواريم اين کار وسعت بگيرد و در اين راستا بتوانيم مدارس بين الملل زبان و فرهنگ و ادب فارسي تاسيس کنيم که در اين رابطه در حال حاضر در مرحله تمهيد مقدمات هستيم. </p>

<p>_چقدر در تاسيس مدارس بين المللي در خارج از کشور اميدوار هستيد؟ <br />
*البته کار بسيار سختي است. چون متاسفانه نه بخش دولتي ما در اين زمينه تجربه دارد و بخش خصوصي هم متاسفانه وارد اين کار نشده است. همين جا از فرصت استفاده کنم و اعلام کنم که حتما" بخش خصوصي بايد وارد اين قضيه بشود و البته ما هم کمک کنيم که انجام بشود. به هر حال اميدوار هستم که ما اين طلسم را بشکنيم و اين کار را انجام بدهيم و به ياري خداوند متعال انجام هم خواهيم داد. اميدوار هستم در مهرماه يا آستانه شروع سال تحصيلي بعدي ما بتوانيم حداقل در دو سه کشور چنين مدرسه اي را داير کنيم.</p>

<p>_ در يک نگاه آماري بفرماييد در حال حاضر چه تعداد معلم در مدارس ايراني خارج از کشور مشغول به کار هستند؟ <br />
*ما سه نوع معلم در کشورها داريم. يکي معلم اعزامي، ديگري معلم تبعه و همچنين معلم محلي يا بومي. <br />
معلمين اعزامي از طريق يک کنکور دو مرحله اي در داخل کشور انتخاب و اعزام مي شوند و خوشبختانه اقبال به اين موضوع هم خيلي زياد است چون پرسنل آموزش و پرورش، پرسنل زيادي است. شما اطلاع داريد ما حدود يک ميليون نفر پرسنل آموزش و پرورش داريم به طوري که امسال وقتي براي انتخاب معلمين اعزامي خود در فاصله خدمتي 10 تا 25 سال کنکور برگزار کرديم، 22 هزار نفر شرکت کننده داشتيم که از اين تعداد ما نزديک به 600 نفر را انتخاب کرديم. </p>

<p>_ امتحان معلمان اعزامي را به صورت علمي برگزار مي کنيد يا گزينشي؟ <br />
*مشابه بسياري از دانشگاهها دو مرحله اي برگزار مي شود. يعني هم علمي که به صورت آزمون کتبي است و هم به صورت سنجش و آزمون حضوري که در اين مرحله، وضعيت حرفه اي و شخصيتي اشخاص بررسي مي شود. برگزاري اين آزمون بيشتر از آن جهت است که معلم علاوه بر اينکه از جهت علمي و حرفه اي بايد توانمند باشد، لازم است از جهت شخصيتي هم توانايي انجام کار را داشته باشد. در اين رابطه مثال ساده اي عرض مي کنم. ما در اعزام معلمين نمي توانيم معلمي را که لهجه غليط محلي دارد به خارج از کشور اعزام کنيم چون بچه هاي ايراني که مدتي است از زبان و فرهنگ ما دور مانده اند وقتي با چنين معلمي مواجه مي شوند، نمي توانند زبان فارسي را آنطور که بايد و شايد فراگيرند بنابراين معلمي که فرستاده مي شود بايد زبانش، يک زبان فارسي معيار باشد چون او مي خواهد فرهنگ ايراني و اسلامي را به فرزندان منتقل کند و اگر غير از اين باشد اين وظيفه به درستي انجام نمي شود. از طرفي ما نمي توانيم معلمي را که داراي خانواده پرجمعيت است به هر کشوري مثل پاريس، لندن، آلمان و ... اعزام کنيم چون مي دانيم اعزام چنين معلمي کلي مسئله و مشکل بهمراه دارد . بنابراين توجه به همه اين مسائل در انتخاب معلمان اعزامي موثر است اگر چه برخي از افراد نمي توانند با اين معيارها کنار آيند اما اين وظيفه ماست که به اين مسائل توجه کنيم. ما هر ساله حدود 300 نفر معلم را از طريق آزمون، انتخاب و براي مدت دو سال و در صورت تمديد براي سه سال اعزام مي کنيم. درباره معلمان تبعه نيز بايد بگويم ما ايرانيان زيادي را در کشورهاي مختلف داريم که در در مشاغل مختلف اعم از دولتي و غير دولتي مشغول به کارند و همسران آنها معلم هستند. اينها به ما درخواست مي دهند که به عنوان معلم در مدارس ايراني خارج از کشور با ما همکاري کنند، ما بررسي مي کنيم و چنانچه توانايي داشته باشند آنها را تحت عنوان معلم تبعه به کار مي گيريم و اگر چه تعداد اين معلمان در سالهاي مختلف، متفاوت است اما به طور متوسط حدود 600 نفر معلم تبعي را ساليانه در مدارس خود به کار مي گيريم. دسته سوم معلمين مدارس ايراني خارج از کشور، معلمين محلي يا بومي هستند. در کشورهاي با جمعيت دانش آموز زياد مثل حوزه خليج فارس، ما از فارغ التحصيلان مدارس خود که توانايي لازم را دارند، به عنوان معلمان اين مدارس استفاده مي کنيم از طرفي چون در ترکيب اين نوع مدارس، ما ساير کارکنان را هم داريم،از اين دسته از افراد استفاده مي کنيم. در حال حاضر در 120 مدرسه ايراني خارج از کشور تعداد معلمان ما در انواع مختلف اعزامي، تبعي و بومي در حدود 1650 نفر هستند. </p>

<p>_ يکي از انتقاداتي که به کار مدارس ايراني خارج از کشور وارد است، کمبود تعداد اين مدارس است. در حال حاضر تعداد متقاضيان اين مدارس زياد است و به نظر مي رسد که بايد تعداد بيشتري از اين مدارس تاسيس شود و امکانات بيشتري در اختيار آنها گذاشته شود.حتي درباره مدارسي که هم اکنون موجود است به نظر مي رسد که کلاسها بايد از نظر آموزشي تجهيز شوند و کتابخانه هايي بايد داير شوند که با داشتن کتابها و منابع فراوان بتوانند نيازهاي مطالعاتي دانش آموزان را برآورده کنند. در حال حاضر بيشتر اين مدارس از نظر تعميراتي مشکلات فراواني دارند و بسيار فرسوده اند. با توجه به اين مسائل، شما چه راهکاري را در نظر گرفته ايد براي آنکه تعداد مدارس را افزايش دهيد و چرا دربرابر آسيب هايي که تا به امروز بر اين مدارس وارد آمده هيچگونه اقدامي براي رفع آن صورت نگرفته است؟ <br />
*به مطلب خوبي اشاره کرديد. بايد بگويم يکي از دلايل اصلي اين مشکلات اين بوده که ما تا به امروز يک سياست و يک راهبرد کلي نسبت به مدارس خارج از کشور نداشتيم اما خوشبختانه از اولين کارهاي وضعيت جديد وزارت آموزش و پرورش مخصوصا" نظر خود وزير محترم بر اين بوده است که ما اهداف، اصول و سياستهاي حاکم بر مدارس خارج از کشور را تعيين کنيم و در اين زمينه، ماهها همکاران ما وقت گذاشتند و در شورايي در آموزش و پرورش تحت عنوان شوراي راهبردي وزارت آموزش و پرورش که رياست آن با خود وزير محترم آموزش و پرورش هست ما برنامه اي را باعنوان " اهداف، اصول و سياستهاي حاکم بر مدارس ايراني در خارج از کشور" تصويب کرديم تا به واسطه آن سر و ساماني به وضعيت مدارس کنوني در خارج از کشور بدهيم. انشاءالله با اجراي اين برنامه بتوانيم تعداد مدارس را افزايش دهيم. ناگفته نماند که پيش از اين نيز چنين اهدافي دنبال مي شد اما چون اين اهداف مکتوب و مدون نبود، در زمانهاي مختلف شدت و ضعف پيدا کرده است. مثلا" زماني، نظر بر اين بوده که کار اين مدارس را وزارت امور خارجه انجام بدهد، زماني ديگر نظر بر اين بوده بخش خصوصي انجام بدهد يعني متولي آن خيلي مشخص نبوده و به همين خاطر هم ضعف هايي که شما به آن اشاره کرديد درباره اين مدارس وجود داشته است. ضمن آنکه در طي 10 تا 12 ساله اخير، ما متاسفانه هيچگونه بودجه عمراني و تعميراتي در مجموعه اعتبارات آموزش و پرورش نداشتيم. من اميدوار هستم با تصويب مجموعه اهداف، اصول و سياستهاي حاکم بر مدارس ايراني خارج از کشور اين کار سامان بگيرد و در اين زمينه هم رايزني هايي با کميته آموزش و پرورش و کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي داشته ايم که اتفاقا" بسيار هم با ما همکاري داشته اند و در همين جا بايد از آقاي دکتر عباسي؛ رئيس محترم کميته آموزش و پرورش تشکر کنم که نگاههاي بلند خوبي را داشتند و از ما خواستند به وضعيت اين مدارس رسيدگي کنيم و همينطور از وزارت امور خارجه و سازمان محترم مديريت و برنامه ريزي کشور مي خواهم که بخش عمراني را هم دراصل بودجه آموزش و پرورش در نظر بگيرند. </p>

<p>_ يعني از سازمان مديريت و برنامه ريزي مي خواهيد که در سال آينده بودجه اي را براي بخش عمراني مدارس ايراني خارج از کشور لحاظ کند چون به امسال که ديگر نرسيد. <br />
*اگر چه نرسيده است ولي ما از همين الان پيگير هستيم تا اين کار را انجام دهيم به طوري که در طي چند ماهه اخير در کشوري که بيشترين جمعيت دانش آموزي را داريم، امارات متحده عربي شهر دبي، بزرگترين پروژه خود را که يک پروژه 12 ميليارد توماني هست، شروع کرديم و اميدوار هستيم تا پيش از پايان سال اين پروژه جديد افتتاح شود. در بعضي از کشورهاي ديگر هم براي گرفتن زمين رايزني کرديم تا در زمينه تاسيس مدارس جديد اقداماتي را بعمل آوريم. اميدوار هستم در همين چند ماهه باقي مانده از سال مالي هم کمکهايي را دريافت کنيم تا بتوانيم در اين زمينه کارهايي را به انجام برسانيم. در همين جا لازم است به هموطنان داخلي و به خصوص هموطنان خارج از کشور يک مطلب اساسي را يادآور بشوم و آن اينست که معمولا" پرداختهاي ما در خارج از کشور به ارز خارجي است بنابراين کار آموزش و پرورش در خارج از کشور به نسبت داخل بسيار هزينه بردار است يعني سرانه دانش آموز بسيار بسيار بيشتر از داخل کشور است از طرفي مي دانيد که جمعيت دانش آموزي و جمعيت فرهنگي کشور ما، يک جمعيت وسيعي است گر چه در سالهاي اخير ما کاهش جمعيت داشتيم اما به لحاظ مشکلاتي که از قبل از انقلاب داشتيم و بنده در آن دوران در سه استان محروم خدمت مي کردم بايد بگويم که ما در آن زمان ما استانهايي داشتيم که پوشش تحصيلي آنها بسيار پايين بود به طوري که زير 40 درصد بود، بنابراين همه اين مشکلات بايد بعد از انقلاب حل مي شد و الان هم اطلاع داريد که اين نوع مشکلات را آموزش و پرورش دارد، و همين باعث مي شود که وزارت آموزش و پرورش و مجموعه دولت به تنهايي نتواند جوابگوي نيازها در خارج از کشور باشند، بنابراين من اميدوار هستم که در کنار اعتبارات دولتي ما بتوانيم از کمک خيرين خارج از کشور هم برخوردار باشيم کما اينکه برخوردار هم هستيم هم اکنون در مدارس خارج از کشور بخشي از نيازهاي ما را خانواده ها تامين مي کنند که اين نيازها به عنوان کارهاي فوق برنامه اي در مدارس انجام مي شود منتهي اميدوار هستيم که اين شدت و قوت بيشتري بگيرد و ما بتوانيم آن کسري هاي مانده خود را درکشورهاي مختلف به کمک هموطنان عزيز جبران بکنيم. ما اين مقوله را مدتي است که آغاز کرده ايم و خوشبختانه در اين زمينه مجموعه اي از هيات محترم دولت بسيار با ما همکاري داشته اند به طوري که لازم است حتما" يادآوري کنم که جناب آقاي اشعري، مشاور محترم رئيس جمهور قويا" يار ما هستند يا آقاي الهام؛ سخنگوي دولت بسيار پيگير و کمک کار ما هستند. خوشبختانه در حال حاضر در مجموعه دولت درباره سر و سامان دادن وضعيت مدارس ايراني خارج از کشور با نگاههاي مثبت و خوبي روبه رو هستيم و من اميدوارم که انشاء الله بتوانيم مدارس خود را در خارج از کشور به لحاظ مکاني به وضعيت مطلوبي برسانيم و در اين زمينه کارهايي را شروع کرده ايم. تا رسيدن به ايده آلها يک راه طولاني در پيش داريم که اميدوار هستم با اين پيگيريها از طريق امکانات دولتي و همچنين از طريق کمک هاي هموطنان عزيز مردمي بتوانيم آن مشکلات گذشته را برطرف کنيم. </p>

<p>_به نظر شما چه تعداد مدرسه بايد به مدارس فعلي اضافه شود؟ <br />
*ما وضعيت مان در خارج از کشور با داخل کشور بسيار متفاوت است مثلا" ما در لبنان دو مدرسه استيجاري داشتيم و در اين کشور به دنبال آن بوديم که زمين بگيريم و مدرسه داير کنيم اما مسائل جديدي که در لبنان ايجاد شد وضعيت ترکيب دانش آموزي ما را به هم ريخت در خيلي از کشورهاي ديگر هم اين مسائل وجود دارد اينست که من مي توانم به صورت کلي عرض کنم که نيمي از مدارس ما در کشورهاي مختلف نياز به بازيابي دارند و نياز به تهيه مکان جديد دارند که اگر طرح ايجاد مدرسه بين الملل را که عرض کردم بتوانيم انجام بدهيم آنوقت کار ما وسعت مي گيرد و لازم است که در کشورهاي جديد برويم واين کار را انجام بدهيم اگر ما هر سال در ده کشور که وضعيتشان هم از جهت تعداد دانش آموز هم از جهت ترکيب و هم از جهت هزينه ها با يکديگر متفاوت است، بتوانيم مدرسه تاسيس کنيم يعني ساختمان بسازيم اين به ما کمک مي کند که در يک دوره 5 ساله بتوانيم وضعيتمان را نو و جديد کنيم .</p>

<p>_ انتقادي ديگري که بر کار مدارس خارج از کشور وارد است درباره وضعيت پرداخت دستمزد کارکنان و مستخدمان مدارس خارج از کشور است، اينکه وزارت آموزش و پرورش مانند ساير وزارتخانه ها درخصوص پرداخت دستمزد کارکنان خود براساس مصوبه هيات دولت عمل نکرده و پرسنل اين مدارس از حقوق کمتري برخوردارند، براي رفع اين مشکل آيا فکري کرده ايد و برنامه اي در دست انجام داريد؟ <br />
* اين مشکل هم ناشي از هزينه هاي بالاي مدارس ما در خارج از کشور و تعداد پرسنل ما در خارج از کشور بود. هيچکدام از سازمانهاي دولتي به اندازه آموزش و پرورش پرسنل ندارند از آن طرف مي دانيد که اعتبارات آموزش و پرورش جوابگو نيست بر اين اساس متاسفانه در سالهاي گذشته تا سقف 80 درصد مصوبه هيات دولت به کارکنان دولت تعلق مي گرفت که ما هم قرار است به ياري خداوند متعال تمهيداتي را فراهم کنيم و احکامي را صادر کنيم که عينا" اين مصوبه اجرا بشود و پرسنل آموزش و پرورش هم مشابه ساير کارکنان دولت کاملا" از آن حقوق مختلف قانوني خود برخوردار شوند. </p>

<p>_يکي از مسائلي که درباره برخي از کارکنان دولتي مامور به خدمت مانند سفرا يا رايزنهاي فرهنگي وجود دارد، اينست که آنها در طي دوران ماموريت دو سال يا سه ساله خود، فرزندانشان را براي تحصيل به مدارس خارجي مي فرستند و از ثبت نام آنها در مدارس ايراني خارج از کشور سرباز مي زنند که اين شايد به دليل کمبود مدارس ايراني و عدم کيفيت آموزشي در اين نوع مدارس باشد، در حالي که به نظر مي رسد آنها به عنوان نمايندگان و مسئولان فرهنگي ايران بايد از قوانين کشور خود تبعيت کنند اما گاها" اينطور نيست در اين باره چه صحبتي داريد؟ <br />
* متاسفانه تعداد قليلي از ماموران دولت هستند که اين کار را انجام مي دهند و اين کار هم وجاهت قانوني ندارد. در مصوبه هيات دولت آمده در هر کجا که مدارس ايراني هست کارکنان دولت حق ندارند فرزندانشان را به مدارس خارجي بفرستند بنابراين هر کجا اين کار را کردند، خلاف قانون انجام دادند. انشاء الله با گسترده کردن مدارسمان و بالا بردن کيفيت هايشان فضايي را ايجاد مي کنيم که اين موارد غير قانوني که شما بدان اشاره شد، ديگر اتفاق نيافتد. از فرصت استفاده مي کنم و به يک نکته که مربوط به تجربه دوران معلمي بنده است اشاره مي کنم و آن اينست که عده اي از اين کارکنان که براي سه تا چهار سال مامور مي شوند و فرزندانشان را به مدرسه خارجي مي سپارند، وقتي که با پايان مدت ماموريت به کشور خود برمي گردند، بايد فرزندان خود را براي ادامه تحصيل به مدارس ايران بفرستند که بخشي از آنها در مدارس تطبيقي که در تهران هست، ادامه تحصيل مي دهند. به تجربه ثابت شده که اين تعداد از دانش آموزان دچار دوگانگي فرهنگي و ضربه روحي رواني مي شوند به طوري که والدين آنها هم متوجه اين موضوع مي شوند. ممکن است يک ايراني مقيم در خارج از کشور بتواند فرزند خود را به مدرسه خارجي بفرستد و آن فرزند هم تا انتهاي دوران تحصيل بتواند در آن مدارس درس خوانده و فارغ التحصيل شود بدون آنکه دچار دوگانگي فرهنگي و تعارض شخصيتي شود اما کارکنان دولت چون بعد از اتمام ماموريت خود بايد به ايران بازگردند و نمي توانند فرزندانشان را در آن کشورها بگذارند، وقتي که به ايران برمي گردند، ناخواسته گرفتاري هاي فراواني را براي فرزندان خود به وجود مي آورند به عبارتي اوليايي که بر خلاف مصوبه دولت عمل مي کنند در واقع به فرزندان خود لطمات فرهنگي، علمي و روحي رواني وارد مي کنند به همين خاطر است که همواره ما بر اين موضوع تاکيد داريم که آنها حتما" متوجه اينگونه مسائل باشند. ممکن بود 30 سال يا 40 سال قبل که ما در کشور خود دانشگاههاي فراوان و توانمند نداشتيم، اين اتفاقات به وجود مي آمد و يا همينطور در ساليان پيش ممکن بود که هزينه تحصيلات خارج از کشور خيلي خيلي پايين تر بود اما امروزه هم بحمدالله در داخل کشور دانشگاههاي خوب و فراوان داريم و هم هزينه ها در خارج از کشور واقعا" سرسام آور است اينست که اين اتفاق تقريبا" دارد رنگ مي بازد و انشاء الله آن مصوبه دقيقا" اجرا خواهد شد. </p>

<p>_ در حال حاضر در ايران چه نوع مدارسي زير نظر اداره مدارس ايرانيان خارج از کشور فعاليت مي کند؟ <br />
* ما خود را درباره تعليم و تربيت و آموزش و پرورش همه هموطنان عزيز متعهد و مسئول مي دانيم. طبعا" عده اي از ايرانيان که فرزندانشان در مدارس خارجي تحصيل مي کنند، اينها بعد از مدتي تصميم مي گيرند که به ايران برگردند در چنين شرايطي يکي از مسائل آنها ادامه تحصيل فرزندانشان در داخل کشور است و اينکه چکار کنند که فرزندانشان لطمه نبينند. در اين زمينه آموزش و پرورش پيش بيني هاي لازم را کرده است به طوري که دو نوع مدرسه در تهران داير کرده است يکي مدرسه بين الملل و ديگري مدرسه تطبيقي. در واقع مدرسه بين الملل براي ايرانياني است که بسيار موقت به داخل کشور مي آيند و فرزندانشان را با خود مي آورند. اين دسته از دانش آموزان مي توانند به طور موقت در مدرسه بين الملل که زبان آن زبان انگليسي است، درس خوانده و ادامه تحصيل دهند و بعد از مدتي هم به همراه والدين خود به کشور محل زندگيشان بازگردند. سيستم اين مدرسه يک سيستم بين المللي کاملا" پذيرفته شده است و ديپلم بين الملل هم ارائه مي دهد. در اين مدارس علاوه بر اين نوع ايرانيان که تعاريف و قوانين خاص خود را دارند، الان در دو مجتمع بين الملل دخترانه و پسرانه که ما در همه دوره هاي تحصيلي در تهران داريم علاوه بر ايرانيان از 17 مليت خارجي هم در اين مجتمع ها با اين سيستم تحصيل مي کنند. </p>

<p>_ چه تعداد دانش آموز دختر و پسر در اين مجتمع ها تحصيل مي کنند؟ <br />
*رويهمرفته حدود 600 نفر دانش آموز دختر و پسر در همه پايه هاي تحصيلي _ آمادگي، ابتدايي، راهنمايي و متوسطه _اين دو مجتمع تحصيل مي کنند. از اين تعداد 300 نفر مربوط به دانش آموز دختر در مجتمع دخترانه و حدود 300 نفر مربوط به دانش آموز پسر در مجتمع پسرانه هستند. يکي ديگر از مدارس ما، مدارس تطبيقي است. ما اين مدارس را براي ايرانياني که پس از سالها زندگي در خارج از کشور قصد دارند به کشور بازگردند اما فرزندان آنها در خارج از کشور درس خوانده و فارسي را نمي دانند، داير کرده ايم تا اين دسته از دانش آموزان بتوانند در اين نوع مدارس ادامه تحصيل دهند به اينصورت که ابتدا مدارک آنها ارزيابي مي شود و پس از آن وارد سيستم تطبيقي شده و به تدريج زبان آموزي مي شود يعني فارسي را همزمان با آموزش ساير دروس مانند علوم، رياضي و ... فرا مي گيرد به عبارتي آهسته آهسته زبان فارسي را مي آموزد بدون آنکه از ساير دروس عقب بماند و اينگونه وارد سيستم آموزش و پرورش ما مي شود. مدارس تطبيقي هم در قالب دو مجتمع دخترانه و پسرانه براي هر سه دوره تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه تاسيس و داير شده است.</p>

<p>_ در يک نگاه مقايسه اي وضعيت فضاهاي آموزشي مجتمع هاي تطبيقي و بين المللي در ايران را با مدارس ايراني خارج از کشور چطور ارزيابي مي کنيد؟ <br />
*خوشبختانه مجتمع هاي بين المللي و تطبيقي از فضاهاي آموزشي بسيار وسيع و خوبي برخوردارند. درباره اين مدارس ما مي توانيم از مردم کمک بگيريم و اين کمکها لازم هم هست چون ما بخشي از نيروهاي انساني اين مدارس را از نيروهاي غير آموزش و پرورش تامين مي کنيم يعني از همکاري استادان دانشگاه بهره مي گيريم و اين به خاطر آنست که در مجتمع هاي بين المللي همه دروس به زبان انگليسي و در مجتمع هاي تطبيقي نيز به زبان فارسي و هم به زبان انگليسي تدريس مي شوند بنابراين براي آن دسته از دانش آموزاني که زبان فارسي را نمي دانند بايد استادي باشد که بتواند از طريق زبان انگليسي، زبان فارسي را به آنها آموزش دهد، به همين خاطر اين مجتمع ها نيز اگر چه در ايران هستند اما از هزينه هاي بالايي برخوردارند که عمدتا" خود ما آنها را تامين مي کنيم و البته از مردم هم کمک مي گيريم. اما درباره سوال شما بايد بگويم که مجتمع هاي بين الملل و تطبيقي ما در تهران نه تنها به لحاظ کيفيت، فضا و امکانات از مدارس ايراني در خارج از کشور بهتر هستند بلکه با بهترين مدارس خارجي هم علي القول والديني که بچه هايشان در انگليس، فرانسه، آمريکا و کانادا تحصيل کردند، رقابت کرده و حتي مناسب ترند. در نگاههاي تازه اي که به اين مجتمع ها داشته ايم، قرار است که آنها را به صورت فضاهاي کاملا" ممتاز در بياوريم و تمام نيازهاي تکنولوژيکي شان را برآورده کنيم که در اين زمينه کارهايي را نيز آغاز کرده ايم و هدف ما از اين کار آنست که اين مجتمع ها را به عنوان الگوهاي آن مدرسه بين الملل که بدان اشاره کردم قصد داريم در برخي از کشورها داير کنيم، در نظر بگيريم. </p>

<p>_ قصد داريد مدارس بين المللي را بيشتر در کدام کشورها تاسيس کنيد؟ <br />
*اجازه بدهيد که وارد اين موضوع نشوم چون اين کار تدبير خود را مي طلبد و ممکن است از آن طرف کساني باشند که نخواهند فرهنگ و ادب کشور ما توسعه يابد و مانع شوند بنابراين اجازه بدهيد در حال حاضر از کشوري نام نبرم. </p>

<p>_ هم اکنون دفتر امور مدارس خارج از کشور چه کارهايي را در دست انجام دارد؟ <br />
* اين دفتر علاوه بر وظايفي که بدان اشاره شد، دو وظيفه ديگر بر عهده دارد که يکي از آنها نظارت بر تاسيس و اجراي برنامه هاي مدارس خارجي در داخل ايران است. ما در حال حاضر 19 مدرسه خارجي در داخل کشور داريم که اين مدارس هم اکنون در حال فعاليتند. آنها مجوز خود را از آموزش و پرورش دريافت مي کنند تا بتوانند به فعاليتهاي خود ادامه دهند به عبارتي کار نظارت بر اجراي برنامه ها و جهت دهي و پشتيباني از اينگونه مدارس به عهده اين دفتر هست. هم اکنون 13 مدرسه خارجي مانند مدرسه آلمان ها، مدرسه انگليس ها، مدرسه فرانسوي ها، مدرسه ايتاليايي ها،مدرسه هندي ها، پاکستاني ها و امثال اينها در تهران و 6 تعداد از مدارس خارجي نيز در شهر قم مستقر هستند. وظيفه ديگر دفتر امور مدارس خارج از کشور، ارزشيابي مدارک تحصيلي دانش آموزان ايراني شاغل به تحصيل در خارج از کشور است. همانطور که قبلا" هم اشاره کردم تعداد زيادي از دانش آموزان ايراني وجود دارند که در مدارس خارجي درس مي خوانند. آنها وقتي که مي خواهند به ايران بازگردند از آنجا که توسط خانواده خود با زبان فارسي آشنا شده و آن را آموزش ديده اند، نيازي ندارند که براي ادامه تحصيل به مجتمع بين المللي و يا مجتمع تطبيقي بروند بنابراين مدارک اين دسته از دانش آموزان از طريق کميسيوني در اين دفتر ارزشيابي و معادل سازي مي شود و پس از آن، آنها به ادارات آموزش و پرورش مورد تقاضاي خود معرفي شده و در آنجا به ادامه تحصيل مي پردازند. اين نيز در کنار آن مجتمع هاي بين المللي و تطبيقي به عنوان راهکار ديگري است که مي تواند ادامه تحصيل فرزندان هموطنان عزيز را که در ساير کشورها تحصيل مي کرده اند، تسهيل کند. راهکار ديگري است در کنار آن مجتمع هاي بين المللي و تطبيقي که تسهيل کند ادامه تحصيل بچه هاي هموطنان عزيزي را که در ساير کشورها تحصيل مي کردند. </p>

<p>_ در پايان اگر صحبتي داريد ... <br />
* نکته خاصي براي گفتن ندارم فقط اميدوار هستم که خداوند متعال به ما کمک کند و به ما همت بدهد تا امکانات فراهم بشود. حتي مردمي که توان دارند کمک کنند تا ما انشاء الله مدارسمان را سر و سامان بدهيم و با برنامه ريزي بهتر بتوانيم کوشش خود را براي دانش آموز ان ايراني در خارج از کشور وسيعتر کنيم و تکليفمان را نسبت به حفظ و توسعه و گسترش فرهنگ و ادب فارسي و ديني مان به ياري خداوند متعال به خوبي انجام دهيم. </p>

<p><br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>گفتگوی اختصاصی خبرنگار انجمن دوستداران ایران با استاد رحیم نوه سی (بعد از 13 سال حاضر نیستم به اتریش برگردم)</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_17.html" />
<modified>2007-02-12T13:51:39Z</modified>
<issued>2007-02-12T11:28:55Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.583</id>
<created>2007-02-12T11:28:55Z</created>
<summary type="text/plain"> • دانشمندان ایرانی ناسا به کشورشان خدمت کنند • ایرانی های خارج از کشور به دامن وطن خود بازگردند • ایرانی تمام وجودش مهماندوستی است • من ایرونی رفتم و ایرونی هم برگشتم • یکی از مشکلات ایرانی های...</summary>
<author>
<name>shirin</name>

<email>shirink_2000@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>	<br />
•	<img alt="navasi9.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi9.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p><br />
دانشمندان ایرانی ناسا به کشورشان خدمت کنند <br />
•	ایرانی های خارج از کشور به دامن وطن خود بازگردند <br />
•	ایرانی تمام وجودش مهماندوستی است <br />
•	من ایرونی رفتم و ایرونی هم برگشتم <br />
•	یکی از مشکلات ایرانی های خارج از کشور نداشتن زبان است </p>

<p>گفتگو و عکس </strong>: علی احمدی نیا</p>

<p><img alt="navasi2.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi2.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p></p>

<p><br />
اشاره : <br />
استاد « رحیم نوه سی » از نقاشان خوب و توانای کشورمان است که نمایشگاه های زیادی در ایران و خارج از مرزهای کشور داشته است .<br />
استاد برای این که بتواند نقاشی را بطور جدی تری دنبال کند ، به اتریش رفت و وارد آکادمی وین شد . او پس از اتمام تحصیلات 13 سال در اتریش زندگی کرد و آنگاه به خاطر عشق به وطن به ایران بازگشت .<br />
گفتگوی علی احمدی نیا خبرنگار و دبیر کمیته فرهنگی، هنری انجمن دوستداران ایران را با این هنرمند بخوانید :<br />
•	فعالیت هنری رو از کجا شروع کردید ؟<br />
o	من 6 ساله بودم و تو خانمان یک مستاجر به اسم قاسم داشتیم . یه روز که از مدرسه اومدم ، دیدم اون یه طراحی از صورت خواهرم با مداد کشیده و براش بال گذاشته . اونقدر برای من عجیب و گیرا بود که فکر کردم </p>

<p><img alt="navasi6.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi6.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p></p>

<p><br />
که در آینده قطعا نقاشی رو ادامه میدم . همین جرقه ای برای یادگیری نقاشی در من شد . دوران دبستان و دبیرستان نقاشی ام مورد توجه بود . اما به طور جدی از سال 48 نقاشی رو در خدمت استاد کازاریان شروع کردم که در حال حاضر تو آلمان زندگی می کند . سال 51 برای ادامه تحصیل به اتریش رفتم و وارد آکادمی وین شدم . بعد از اتمام تحصیل و 13 سال زندگی تو اتریش به ایران برگشتم .<br />
•	چرا ؟<br />
o	می خواستم که نقاشی برای مملکت خودم باشه . از موقعی که به ایران اومدم ، کلاسهام تا به امروز دایر بوده .<br />
•	انگیزه تان چی بود ؟<br />
o	اگه شعار نباشد ، می خواستم اونهایی که علاقمند به تقاشی هستند ، و چیزهایی که یاد گرفتم به اونها یاد بدم ، نقاشی بالاترین نیایش . وقتی آدم رو سه پایه نشسته به پاکی فرشته می مونه . برای اینکه داره کار می کند . نقاشی آدم رو از خیلی خلاف ها مصون می داره . هنر نجابت عجیبی داره . ما این همه داستان و سوژه در مورد کشورمان ایران داریم که واقعا غنیه . از بچگی فکر میکردم که اگر نقاشی رو یاد بگیرم خیلی سوژه های عالی داریم که می شد نقاشی کرد . مثل عشایر و به اون وعده ای که به خودم داده بودم ، عمل می کنم . یا کوچه باغ های بچگی هممون . کوچه باغ هایی که بوی آرزو می ده ، بوی هزاران ، هزار ساله می ده ، بوی مولوی ، حافظ ، خیام، سعدی . این چیزهایی که آدم با آن پرواز می کنه و در حقیقت به پرواز روح رو به کسانی که علاقمندند ، آدم می تونه به آنها ارائه بده ، </p>

<p></p>

<p><img alt="navasi3.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi3.jpg" width="400" height="533" /></p>

<p>این بالاترین انگیزه است و خیلی از جوان ها را متوجه این می کند که تو چیزی به اسم هنر داری و می تونی از خیلی خلاف کاری ها رها شی و بیای تو آغوش هنر و بالاترین و پاکترین دامنی که وجود داره . حداقل یکی از پاکترین ها هنره . این انگیزه من بوده و الان هم هست تا مادامی که زنده ام . <br />
•	سبک کاریتان چیه ؟ <br />
o	من رئالیسم امپرسیونیسم را تلفیقی کار می کنم . من قبل از رفتن به آکادمی به سبک ها هیچ آشنایی نداشتم و می ترسیدم . فکرمی کردم یه چیزهایی هست که من آنها را نمی دونم ولی وقتی رشته تحصیلی ام شده دیدم که همان احساسم به من دروغ گفته و امروز خیلی از سبک ها مرسوم شدند . دلیلش این که واقعیت نداشت . ما تو قرآن یه جمله ای داریم که یه سری از واقعیت ها از بین رفتنی هستند آن واقعیتی که ثابت شده آبه . و اونی که از بین می ره کف آبه . نقاشی هم همین طوریه . یعنی ما هیچ وقت نمی توانیم هیچ نوشیدنی را جای آب بذاریم ، برای اینکه یک واقعیت محض است . نقاش هم اینجا اینطوریه . شما یه چیزی را باید انجام بدین که به اون معتقد هستید . اگه یه فردی به کوبیسم معتقده من نیستم به دادائیزم معتقد من نیستم . من به این سبک ها اعتقادی ندارم و به نظرم کوبیسم سبک نیست . نگاه یه نفری بوده که صورتی را می خواهد نیمرخ ، تمام رخ ببیند . ولی در رئالیسم یا امپرسیونیسم چرا ، چون چیزی است که واقعیت دارد و سبک های خیلی مشکلی هستند و بسیار مشکل بدست می یاد . برای ساختن یه دانه حبه انگور ، اگه </p>

<p><img alt="navasi15.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi15.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p></p>

<p>حبه انگور بخواد حبه انگور میشه . اولا همچنین چیزی نداریم . تمام دنیا اگه جمع شوند نمی توانند یه حبه انگور رو نقاشی کنند . شبهی از اون دارند یا یه عکسی از انگور می توانیم داشته باشیم . رنگ هایش غیر ممکنه که اصلا به دست بیاد . حالا شما فکر کنید این همه ناتوانی آدم . بعد بیان در کنارش یه چیزی یا کانالی بزنند . من اون رو قبول ندارم .<br />
•	نظرتون راجع به سبک مدرن چیه ؟ چه فرقی بین مدرن و رئال وجود داره ؟ اصلا سبک مدرن رو قبول دارید ؟<br />
o	هر نقاشی ، نقاش مدرن امروزه به نظر من مدرن ترین نقاشی ها بچه ها هستند . دخترم چند وقت پیش دو تا اسب کشیده بود که دارن دوش می گیرند . من وقتی مدرسه دخترم می رم و نقاشی بچه هایی رو که به دیوار زدند می بینم ، انقدر ایده های جالب توی آنهاست . چون اینها مدرن ترین نقاش های روی زمین هستند . دلیلش اینه که برای مردم نقاشی نمی کشند . هیچ کس مخالف مدرنیته نیست ولی آیا میشه به سادگی شما یه چیز مدرنی کشید که مردم بتوانند درک کنند . شما هر چیز مدرنی که می خواهید بسازید اگر با مردم نتوانید ارتباط برقرار کنید محکوم به شکست خواهید بود . در هنر هیچ وقت بسته نیست . فردا شاید نقاشی بیاید و سبکی رو در نقاشی به وجود بیاره که مهم هاج و واج بمونند . هیچ کس مخالف نقاشی مدرن نیست . نقاشی مدرن سر جاش هست . اما محتوا چیه . امروز می گویند در نقاشی مدرن طرح نباشد ، معنایی ندارد . رنگ ها هم هر چیزی که دلت بخواد بذار . </p>

<p><br />
<img alt="navasi11.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi11.jpg" width="400" height="533" /></p>

<p></p>

<p>•	و این سبک امروزه در دانشگاه های هنر توسط اساتید در حال آموزش به دانشجو ها هستند ؟<br />
o	بله . خیلی رک میگم . اون ها رو بیچاره می کند . <br />
•	چرا اون اساتید اصلا سبک رئال و مدرن را قبول ندارند ؟<br />
o	اصلا قبول ندارند . اولا یکسری شاگرد های افسار گسیخته در به در فارغ التحصیل می شوند . یه سری جماعت کاملا عصبانی که نه اخلاق و نه آداب را قبول دارند . شما وقتی استاد یا معلمی که الان نه بویی از اعتقاد داره ، نه بویی از فرهنگ خودش داره و اعتقادی به خودش نداره و معلوم نیست که مدرکش رو چطوری گرفته و از اینها در اتریش کم نبودند و اکثرا آدم های علافی بودند .ما باید کاری کنیم که مردم ، شاگرد ها در به در نشوند و شاگرد الان از دانشگاه فارع التحصیل می شود ، یا راننده آژانس است یا شغل دیگه ای پیدا کرد و قطعا دیگه نقاشی نخواهد کرد . چون ارتباطی با مردم نداره . چند تا نمایشگاه می ذاره و مطالبی که تو دفتر یادداشت  براش می ذارند آن رو بیچاره می کند . من معتقدم دانشجو ها خیلی گناه دارند و یه نفر باید پیدا بشه . یک دلیری بزرگی که اینها را نجات بده . این بچه هایی که استعدادهای ناب هستند به این جوان ها بگن اول طراحی رو یاد بگیرند یا از روی آثار بزرگان کپی کنن . یه فردی می خواد نویسنده بشه حداقل چندین آثار بزرگان رو می خواند الان هم نقاشی همینه . از روی یه کاری کپی تا سایه روشن بدست بیاد . قدیم ها  در اروپا نقاش ها اول از روی آثار بزرگان کپی می کردند تا شاگردی خوب کنند . اما الان این کاملا از بین رفته است . مخصوصا در ایران نقاشی مدرن در حال از بین رفتن است چند وقت پیش در فرانسه نمایشگاهی با آثار 2 هزار نقاش برگزار شد که در این نمایشگاه 7 تابلوی نقاشی و اون هم رئالیسم به فروش رسید . فرانسه ای که مهد هنره . مردم فرانسه هم خیلی ظاهرا امروزی فکر می کنند . ولی خبری نبود . چرا ؟ چون نمی توانند با آن نقاشی ارتباط برقرار کنند .</p>

<p><br />
<img alt="navasi16.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi16.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p> <br />
•	نقاشی ما کجای دنیا قرار داره ؟         <br />
o	نقاشی ما همین سبکی مثل نت موسیقی است . چرا ؟ ما چند تا نقاش خوب داریم . اگر به این چند نقاش گیر ندند . اینها کاری ندارند . این نقاش های مدرن امروزی به این چند نقاش رئال گیر می دهند چون اینها جایگاه خوبی دارند و مخاطبان واقعی آنها مردم هستند جایی که نقاشی اصولش رو رعایت می کند . اینها موقعیت خوبی دارند . برای اینکه یاد گرفتند که چه جوری کار انجام بدن .<br />
•	با توجه به حضورتان تو نمایشگاه های خارجی برخورد دوستداران نقاشی خارجی با آثار ایرانی چگونه بود؟</p>

<p><img alt="navasi20.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi20.jpg" width="400" height="533" /></p>

<p></p>

<p>o	اگر ما تابلوی خودمان رو می کشیم برای اونها جالب تره تا ما تابلوی اونها رو بکشیم . مثل ساخت فیلم می مونه . امروز اگه ما یه وسترن بسازیم برای سینمای رئال جالب نیست . چون آنها بهترین نوع اون رو ساختند. نقاشی خودمان برایشان جالب تر و زیبا تره تا نقاشی اونها هیچ جای دنیا طرفدار و علاقمند به نقاشی مثل ایرانی نیست .<br />
•	شما 13 سال تو اتریش زندگی کردید ؟چرا به ایران برگشتید ؟ زندگی در اونجا رو دوست داشتید یا اینجا؟<br />
o	اینجا . من ایرونی از اینجا رفتم و ایرونی برگشتم . برای اینکه اونجا مال ما نیست ما با اونها فاصله داریم و دایما در حال مقایسه هستیم . مثلا عید من عید اونها نبود و عید اونها عید من نبود . اونها اگه زندگی خوبی دارند به ما ربطی نداره ما تازه اونجا می فهمیم که چقدر زندگی ایرانی خوبه خیلی ها هستند عشق خارج دارند وقتی از ایران می رند ، تازه می فهمند که ایران چی بود ، خوشبختی تو مملکت خودمونه . من 13 سال آنجا زندگی کردم و حداقل به اندازه 13 سال حاضر نیستم به اونجا برگردم .<br />
•	تا به حال در چه کشور هایی نمایشگاه داشتید ؟<br />
o	من در اکثر کشور های اروپایی نمایشگاه داشتیم . انگلیس ، فرانسه ، اتریش ، آلمان ، رومانی ، چک و در یک سری نمایشگاه های گروهی که از طرف آکادمی برگزار می شد شرکت می کردم .<br />
•	عمده ترین مشکل ایرانیان در خارج از کشور چیه ؟<br />
o	مشکل عمده ایرانی ها در خارج از کشور زبان است . مثل این می مونه که انسان چیزی رو می خواهد بگوید ، ولی خفه اش کرده باشی نداشتن زبان انگلیسی و تسلط که خیلی ها ندارند یکی از عمده ترین مشکلات ایرانیان خارج از کشور است . نگاه تحقیر آمیز اینها که هیچ شناختی از ایران ندارند . غروب روزهای یکشنبه کشنده تر از جمعه ایران است . عدم ارتباط واقعی روحی با اروپایی ها که ما هیچ سنخیتی با اون ها نداریم و این یک واقعیت است . اونها به چیز هایی معتقدند که ما معتقد نیستیم . به یک زندگی اعتقاد دارند که ما اون رو بلد نیستیم . ایرانی تمام وجودش مهماندوستی است . اونها اصلا بلد نیستند و این ما رو به شدت آزار می ده . خیلی از مشکلات مادی ، تحصیلی و عاطفی برای ایرانی ها وجود داره .<br />
•	ایرانی های داخل کشور اعم از بخش دولتی و غیر دولتی چه وظیفه ای در قبال ایرانی های خارج از کشور به عنوان یک هموطن دارند ؟</p>

<p><img alt="navasi23.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi23.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p></p>

<p>o	با آنها همدردم و درد دوری از ایران خیلی بده . خود من 13 سال دوری از ایران رو کشیدم چون خیلی غربت تلخ است به آنها می گویم به ایران برگردند . هیچ جا مثل وطن خودمان نیست .اگه کار ، سرمایه و یا علمی دارند اون رو به ایران بیارند و حتما این کار رو انجام بدن . چرا دانشمند های ما تو ناسا فعالیت کنند ، بیایند به ایران و کشورش خرمت کند ، ایران خودش رو بسازه ، ایرانی که به این بچه هایی که دیروز رفتن مدرسه تعلق دارد . آنها نیاز به معلم و آدم های موفق دارند پیام من در یک جلسه به ایرانی های خارج از کشور اینه که به دامن وطن خودشون برگردند .<br />
<strong>پاسخ های کوتاه استاد رحیم نوه سی </strong>:<br />
•	خیلی  مشکله ؟<br />
o	نقاشی <br />
•	کافکا میگه ما محکوم به زنده بودنیم ؟<br />
o	درست میگه <br />
•	زندگی را ساده میکند ؟<br />
o	عشق <br />
•	مرد خدا ؟</p>

<p><img alt="navasi25.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi25.jpg" width="400" height="533" /></p>

<p></p>

<p>o	ایمان درست <br />
•	اون کسی که وقتی به خودش نگاه کند لذت ببره ، وقتی تحسین کند خودشو ؟<br />
o	اشتباه است <br />
•	صمیمیت چیه ؟<br />
o	مردم رو دوست داشتن<br />
•	جایی که خاطره هاتون نباشن یا همراهتان نیان ؟<br />
o	غربت <br />
•	تصور و تصویر شما از خودتان ؟<br />
o	نا توانی </p>

<p><img alt="navasi.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p></p>

<p>•	لازم شون داریم ؟<br />
o	عشق<br />
•	زمان صراحت شما ؟<br />
o	ساعت 3 نیمه شب <br />
•	شده از چیزی بترسین ؟<br />
o	آینده <br />
•	چه وقت اهل محاسبه نیستین ؟<br />
o	هیچ وقت <br />
•	کاری که شایسته انسانه ؟<br />
o	خدمت به مردم <br />
•	فاجعه ؟<br />
o	اضطراب روحی <br />
•	از اهداف فراموش شده تان ؟<br />
o	طراحی که مدتهاست کنار گذاشتم <br />
•	ایران ؟<br />
o	عشق کامل<br />
•	هنرمندان معمولا پیشگویند ؟<br />
o	بعضی هاشون هستند <br />
•	از امتیازات شماست ؟<br />
o	پشتکار <br />
•	ما چه وقت ایرانی می شویم ؟<br />
o	موقعی که خارج رو ببینیم<br />
•	رویای تابلوهای شما ؟<br />
o	وفتی تابلویی رو به غرب کار می کند <br />
•	رنگ سفید ؟<br />
o	 سایه اش خیلی مشکله <br />
•	رویای این رنگ ؟<br />
o	سایه های زیبا <br />
•	رنگ سرخ ؟<br />
o	سایه اش بسیار مشکله <br />
•	همه رنگ ها ؟ <br />
o	بی نظیره <br />
•	اگر نیاز داشته باشیم به رنگ ؟<br />
o	که داریم <br />
•	رنگ سیاه ؟<br />
o	عروس رنگهاست <br />
•	خاصیتش ؟</p>

<p><br />
<img alt="navasi21.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi21.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p><br />
o	چون همه رنگ ها رو می خوره و هیچی پس نمیده .<br />
•	اگه می تونستین بهشت رو چه رنگی می کردین ؟<br />
o	آبی آکرومالی <br />
•	جهنم چی ؟<br />
o	پشت کردن به مردم که هنر را دوست دارند <br />
•	از سوال های مدرسه ؟<br />
o	ریاضیات <br />
•	خب انشا چه رنگیه ؟<br />
o	آبی <br />
•	شیمی چه رنگیه ؟<br />
o	خاکستری <br />
•	جغرافیا چی ؟<br />
o	رنگارنگ <br />
•	از سایر تداعی رنگها ؟<br />
o	نمی دونم <br />
•	رنگ دایی ؟<br />
o	سرخ <br />
•	خاله چی ؟<br />
o	بنفش <br />
•	مادر و پدر ؟<br />
o	از کودکی از دست دادم <br />
•	شده تابلویی چیزی از شما بخواد ؟<br />
o	دقت بیشتر <br />
•	امضای پای یک اثر هنری ؟<br />
o	باید مختلف باشه <br />
•	قاب خالی از تابلو ؟<br />
o	قشنگ نیست <br />
•	این قاب مثل چیه ؟<br />
o	مثل یه آدم بی ایمان <br />
•	اگه تابلو ها زبون درازی کنند ؟<br />
o	خیلی از من انتقاد می کنند که چقدر ناتوانی <br />
•	اگر بوم ها اعتصاب کنند و نقش نپذیرند ؟<br />
o	ما قطعا جنون می گیریم <br />
•	اگه تابلو ها از شما فرار کنند ؟<br />
o	ما دنبالشون میریم <br />
•	اگه قلم موها فرار کنند چی ؟<br />
o	باز دنبال شون می ریم <br />
•	الهام از شعر فارسی ؟<br />
o	خیلی خیلی زیباست <br />
•	اگر ناگهان ببینی تابلوها در آتلیه نیستن ؟<br />
o	ای کاش قدرشون رو می دونستیم <br />
•	اگر پرتره ها زنده بشن و بیان بیرون ؟<br />
o	فاجعه میشه <br />
•	تابلو های چیده شده روی هم در گوشه انبار ؟<br />
o	خیلی بی انصافی است <br />
•	دوای افسردگی ؟<br />
o	کار <br />
•	چه چیزی اوقات را آباد می کند ؟<br />
o	فکر آبی <br />
•	فرزندتان ؟<br />
o	مثل همه بچه ها <br />
•	دوست داشتین چه کاره بشه ؟<br />
o	پیانیست<br />
•	خودش چی ؟<br />
o	ورزشکار <br />
•	آشنایی با همسر ؟<br />
o	شاگردم بود <br />
•	توصیف لحظه اول ؟<br />
o	خیلی مهربون بود <br />
•	قضاوت الان ؟<br />
o	مهربون تر است <br />
•	پیش بینی هایتان از زندگی مشترک ؟<br />
o	جواب هر حرفو نباید داد <br />
•	کار هنری یعنی ؟<br />
o	مقاومت <br />
<img alt="navasi10.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi10.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p></p>

<p><br />
•	حس انجامش ؟<br />
o	ناتوانی <br />
•	سعادت؟<br />
o	هر روزگار، هر روزگار <br />
•	به رویاتون رسیدین ؟<br />
o	رسیدم <br />
•	بی سعادتی ؟<br />
o	عشق از دست دادن<br />
•	شباهت شما و درخت ؟<br />
o	ای کاش می تونستم مثل اون کامل باشم <br />
•	فرق شما و درخت ؟<br />
o	که اون خیلی کامله <br />
•	دانشجوی قدر نشناس ؟<br />
o	خودشو آزار می ده <br />
•	شاخص کار خوب ؟<br />
o	مفید و کوتاه کار کردن <br />
•	اگه پرنده بودین ؟<br />
o	حتما پرواز می کردم<br />
•	یکی از فضیلت های انسان ؟<br />
o	ایمان<br />
•	بچه ها ؟<br />
o	آبی رنگین <br />
•	اگه این کاره نبودین ؟<br />
o	شطرنج باز می شدم <br />
•	وقتی آدم باهاشون زندگی می کند ؟<br />
o	عشق رو تجربه می کند <br />
•	از رویاهای بچگی هاتون ؟<br />
o	نقاشی ، نقاشی <br />
•	شده تابلویی شما رو ببلعد ؟<br />
o	چندین بار <br />
•	آندرو واید ؟<br />
o	خوبه <br />
•	رامبراند ؟<br />
o	بی نظیره <br />
•	ادوار هویه ؟<br />
o	بعضی کاراش خوبن<br />
•	لوترک ؟<br />
o	آشنایی ندارم <br />
•	دیوید هاکنی ؟<br />
o	شاید خوبه <br />
•	محسن وزیری مقدم ؟<br />
o	احساسی نداره <br />
•	کلانتری ؟<br />
o	دوستته <br />
•	کمال الملک ؟<br />
o	بی نظیره <br />
•	کاتوزیان ؟<br />
o	قابل احترامه <br />
•	مهمترین عناصر یک کار ؟<br />
o	ناتوانی<br />
<img alt="navasi8.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi8.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p></p>

<p><br />
•	کی خسته می شین ؟<br />
o	هیچ وقت <br />
•	پس از خستگی ؟<br />
o	دیدن فیلم<br />
•	شهری برای زندگی ؟<br />
o	 تهران <br />
•	این آتلیه اگر گوشه ای از صحرای آفریقا بود ؟<br />
o	بقیه اش رو تهران مرسوم می کردم <br />
•	مهمترین تصمیم زندگیت ؟<br />
o	ازدواج با همسرم <br />
•	چه جور آدم هایی رو تحمل نمی کنی ؟<br />
o	خسیس <br />
•	وقت عصبانیت چه کار میکنی ؟<br />
o	گفته پیغمبر را به کار می برم <br />
•	کجا با خودت خلوت می کنی ؟<br />
o	در آتلیه <br />
•	خبرنگار ؟</p>

<p><br />
<img alt="navasi27.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/navasi27.jpg" width="400" height="533" /></p>

<p><br />
o	آدم های شجاع <br />
•	دوربین عکاسی ؟<br />
o	گاهی در لحظات بد غافلگیر می کند<br />
•	دوست دارین مصاحبه رو چه جور تمام کنید ؟<br />
o	خواننده باور کند ، حرف هایی که زدم حرف دلم بود.   <br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>پرفسور شهریار مباشری استاد شیمی در امریکا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_68.html" />
<modified>2007-02-11T18:26:30Z</modified>
<issued>2007-02-08T10:38:05Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.527</id>
<created>2007-02-08T10:38:05Z</created>
<summary type="text/plain">استاد مباشری دکترای شیمی خود را از دانشگاه شیکاگو در سال 1985 اخذ کرده است. وی از سال 86 تا 1988 تحقیقات فوق دکترای خود را در دانگاه راک فلر دنبال کرده است. پرفسور مباشری در سال 1989 به عضویت...</summary>
<author>
<name>shirin</name>

<email>shirink_2000@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>استاد مباشری دکترای شیمی خود را از دانشگاه شیکاگو در سال 1985 اخذ کرده است. وی  از سال 86 تا 1988 تحقیقات فوق دکترای خود را در دانگاه راک فلر دنبال کرده است.  پرفسور مباشری در سال 1989 به عضویت دانشگاه وین پیوست و در سال 1997 به مقام استادی این دانشگاه رسید. وی در سال 2003 به عضویت دانشگاه نوتردام در امده است. پرفسور مباشری برنده جایزه بهترین حوزه تحقیقاتی در زمینه شیمی بیواورگانیک ( الی - زیستی ) سمترالی ، شیمی پروتئینی و انزیمولوژی می باشد.<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>برزین مبشر استاد دانشگاه امریکا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/_1983.html" />
<modified>2007-02-11T18:06:51Z</modified>
<issued>2007-02-08T10:00:14Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.526</id>
<created>2007-02-08T10:00:14Z</created>
<summary type="text/plain">دکتر مباشر در سال 1983 لیسانس خود را ار دانشگاه وسیکونزین و در سال 1985 فوق لیسانس خود را از دانشگاه نورث استیرن و در سال 1990 دکترایش را از همان دانشگاه در رشته مهندسی عمران اخذ کرده است. -...</summary>
<author>
<name>shirin</name>

<email>shirink_2000@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>دکتر مباشر در سال 1983 لیسانس خود را ار دانشگاه وسیکونزین و در سال 1985 فوق لیسانس خود را از دانشگاه نورث استیرن و در سال 1990 دکترایش را از همان دانشگاه در رشته مهندسی عمران اخذ کرده است.<br />
- سوابق دانشگاهی :<br />
- 1997 تا خال استاد دانشگاه اریزونا<br />
- 1997 - 1991 استاد یار دانشگاه اریزونا<br />
- 1989 تا 1986 محقق دانشگاه نورث استیرن<br />
- 1985 تا 1983 محقق و اموزشیار دانشگاه نورث استیرن<br />
-1983 - 1980 دانشگاه ویکونزین</p>

<p>سوابق حرفه ای<br />
- 1991 - 1989 عضو فنی شرکت usg محقق<br />
-1986 - 1985 محقق مرکز اتوبانهای فدرال<br />
1984 محقق شرکت گریس کمبریج<br />
وی عضو موسسه بتن امریکا ، جامعه سرامیک آمریکا ، جامعه تحقیق مواد ، جامعه مهندسی عمران امریکا و عضو هیئت تحقیق نقل و انتقالات بوده است.<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>پرفسور هوشنگ حسن یاری استاد دانشگاه در رشته روابط بین الملل دانشگاه کبک کانادا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_67.html" />
<modified>2007-02-11T18:06:51Z</modified>
<issued>2007-02-08T08:43:07Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.525</id>
<created>2007-02-08T08:43:07Z</created>
<summary type="text/plain">اقای حسن یاری از سال 1994 تاکنون استاد روابط بین الملل ( موضوعات استراتژیک و نظامی ) در کالج نظامی سلطنتی کاتادا و نیز استاد دانشگاه کبک 2001 - 1985 بوده است. وی در بین سالهای 1993 تا 1994 استاد...</summary>
<author>
<name>shirin</name>

<email>shirink_2000@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>اقای حسن یاری از سال 1994 تاکنون استاد روابط بین الملل ( موضوعات استراتژیک  و نظامی ) در کالج نظامی سلطنتی کاتادا و نیز استاد دانشگاه کبک  2001 - 1985 بوده است. وی در بین سالهای 1993 تا 1994 استاد مدعو در دانشگاه شهید بهشتی تهران بوده است. وی در کالج نظامی سلطنتی کانادا استاد و رئیس گروه اقتصاد و علوم سیاسی است.<br />
وی عضو کمیته9 های تحقیقی زیر می باشد :<br />
- کمیته تحقیقاتی ، نامزدی ترکیه در اتحادیه اروپا و روابط نظامی مدنی در این کشور سال 2003<br />
- فدراسیون تحقیات علوم اجتماعی و انسانی کانادا <br />
- شورای روابط خارجی کانادا سال 2002 <br />
- عضو کمیته روابط خارجی و تجارت بین الملل 2003<br />
- عضو کمیته استماع مجلس نمایندگان در موضوع ساست کانادا در ارتباط با شرایط پیش امده در عراق</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>پرفسور محمد حسینی استاد دانشگاه کانزاس امریکا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_66.html" />
<modified>2007-02-11T18:06:51Z</modified>
<issued>2007-02-08T08:27:03Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.523</id>
<created>2007-02-08T08:27:03Z</created>
<summary type="text/plain">اقای حسینی دکترای خود را در سال 1989 ار دانشگاه ایالتی می سی سی پی دریافت کرده است. نامبرده در حال حاضر استاد و رئیس موقت دانشکده مکانیک و علوم هسته ای دانشگاه کانزاس می باشد. وی از 1993 تا...</summary>
<author>
<name>shirin</name>

<email>shirink_2000@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>اقای حسینی دکترای خود را در سال 1989 ار دانشگاه ایالتی می سی سی پی دریافت کرده است. نامبرده در حال حاضر استاد  و رئیس موقت دانشکده مکانیک و علوم هسته ای دانشگاه کانزاس می باشد. وی از 1993 تا 2001 مدیر موسسه تحقیقاتی زیست محیطی دانشگاه کانزاس بوده است.<br />
پرفسور حسنی برنده جوایز متعددی از جمله جایزه بهترین تدریس در سال 1997 موسوم به جایزه مایرز الفورد گردیده است.<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>پرفسو محمود حقیقی استاد دانشگاه براولی امریکا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_65.html" />
<modified>2007-02-11T18:06:51Z</modified>
<issued>2007-02-08T08:20:11Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.522</id>
<created>2007-02-08T08:20:11Z</created>
<summary type="text/plain">پرفسور حقیقی لیسانس خود را از کالج معلمین تهران و فوق لیسانس خود را از دانشگاه هوفسترا گرفته است. همچنین فوق لیسانس علوم را از کالج نیویورک و دکترا را از دانشگاه نیویورک اخذ نموده است. حوزه مطالعاتی وی الگوریتم...</summary>
<author>
<name>shirin</name>

<email>shirink_2000@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>پرفسور حقیقی لیسانس خود را از کالج معلمین تهران و فوق لیسانس خود را از دانشگاه هوفسترا گرفته است. همچنین فوق لیسانس علوم را  از کالج نیویورک و دکترا را از دانشگاه نیویورک اخذ نموده است. حوزه مطالعاتی وی الگوریتم سیستمهای منوالی و موازی و نیز زبانهای برنامه نویسی می باشد. اقای حقیقی استاد دانشکده سیستمهای اطلاعاتی و کامپیوتر دانشگاه براولی می باشد.<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>نگاهی کوتاه به کارنامه تحصیلی محمد حاجیان پور جراح ارتوپد در امریکا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_64.html" />
<modified>2007-02-11T18:06:51Z</modified>
<issued>2007-02-08T08:13:14Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.521</id>
<created>2007-02-08T08:13:14Z</created>
<summary type="text/plain">دکتر حاجیان فارغ التحصیل دانشگاه ملی ایران بوده و دوره رزیدنتی خود را در دانشگاه میامی گذرانده است. وی در بیمارستان کودکان میامی بخش ارتوپدی و نیز اکادمی جراحیهای عصبی و ارتوپدی کالج بین المللی جراحان فعالیت می نماید. مشارالیه...</summary>
<author>
<name>shirin</name>

<email>shirink_2000@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>دکتر حاجیان فارغ التحصیل دانشگاه ملی ایران بوده و دوره رزیدنتی خود را<br />
در دانشگاه میامی گذرانده است. وی در بیمارستان کودکان میامی بخش ارتوپدی و نیز اکادمی جراحیهای عصبی و ارتوپدی کالج بین المللی جراحان فعالیت می نماید. مشارالیه عضو انجمن های مختلف از جمله انجمن جراحان امریکا می باشد.<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>گفت‌وگواختصاصی خبرنگار انجمن دوستداران ایران  با «افسون افشار» بازيگر</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_54.html" />
<modified>2007-02-11T18:06:51Z</modified>
<issued>2007-02-05T11:38:58Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.466</id>
<created>2007-02-05T11:38:58Z</created>
<summary type="text/plain">گفت‌وگواختصاصی خبرنگار انجمن دوستداران ایران با «افسون افشار» بازيگر سريال ، «بچه‌هاي هور» خيلي خيال پرداز و بلند پرواز بودم بزرگترين بخشنده خداست! گفت‌وگو: علي‌احمدي‌نيا «افسون افشار» از جمله بازيگران خوب تلويزيون است كه آرام و بدون جنجال در كارهاي...</summary>
<author>
<name>shirin</name>

<email>shirink_2000@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p><strong>گفت‌وگواختصاصی خبرنگار انجمن دوستداران ایران  با «افسون افشار» بازيگر سريال ، «بچه‌هاي هور» <br />
خيلي خيال پرداز و بلند پرواز بودم</p>

<p>بزرگترين بخشنده خداست! <br />
گفت‌وگو: علي‌احمدي‌نيا </strong></p>

<p><br />
«افسون افشار» از جمله بازيگران خوب تلويزيون است كه آرام و بدون جنجال در كارهاي مختلف حضور پيدا مي‌كند. بسيار ساده و صميمي و با احساس است. <br />
بازي‌هاي او را به خاطر داريد؟ خودش به لحاظ شخصيتي حتي از نقش‌هاي مثبت خود، مثبت‌تر است!<br />
هم‌اكنون سريال «بچه‌هاي هور» با بازي او از تلويزيون پخش مي‌شود.<br />
افشار فروتنانه در گفت‌وگوي ما شركت كرد تا در مورد هنر و زندگي صحبت كند.<br />
*چه عامل يا انگيزه‌اي در وجود يك آدم باعث مي‌شود كه بازيگر شود؟ اين خاصيت در وجود يك شخصيت فرورفتن و بدل شدن با يك موجود ديگر چه جذابيتي براي يك بازيگر دارد؟ </p>

<p><br />
<img alt="afshar.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/afshar.jpg" width="400" height="398" /></p>

<p></p>

<p>فكر مي‌كنم زماني‌كه نقشي را بازي مي‌كني در قالب كسي ديگر فرو نمي‌روي. بلكه بخشي يا بعدي از وجود خودت را به  تصوير مي كشي، باور من اينه كه يك بازيگر يك نفريست. بازيگر اين قدر ؟ كه زندگي را از جنبه‌هاي بسيار متفاوت لمس مي‌كنه و همين اصل باعث ايجاد ادراك چند جانبه‌ايي از زندگي براي او مي‌شود. پس وقتي بخشي از زندگي در شكل يك شخصيت مكتوب به او ارايه مي‌شود سريع مي‌تواند آن شخصيت را در بخشي از زندگي خود و تجارب گذشته‌اش پيدا كرده و به اجرا بگذارد. <br />
*فكر مي‌كنيد اگر فردي تحصيلات دانشگاهي در رشته بازيگري داشته باشد ولي پول، پارتي و... نباشه آيا در اين حرفه دوام مي‌ياره؟ <br />
موفق شدن در اين حرفه به‌خصوص در بخش بازيگري بيشتر حاصل يك اتفاق است. اين را من نمي‌گويم، بلكه بازيگران بزرگي مثل آلن‌دولون هم به اين حقيقت اذعان دارند. گاهي اين اتفاق خيلي زود، گاهي دير و گاهي هرگز نمي‌افتد و فاكتورهايي كه شما نام برديد مي‌توانند وقوع اين اتفاق را تسريع كنند. <br />
*پارتي چقدر در ورود شما به دنياي بازيگري موثر بوده؟ <br />
هيچ نقشي نداشته است. من براي هر نقشي تست دادم و قبول شدم.<br />
*چه چيزي در بازيگري باعث گرايش شما به اين رشته يا در واقع گمشده شما در بازيگري است؟<br />
رهايي روان، بيرون ريختن و تخليه تلاطمات دروني در شكل اجرا و ارايه حس‌هاي متفاوت، شناخت بهتر خودم و شايد، شايد... ماندني شدن. از يادها نرفتن، بودن به‌واسطه هنر. <br />
*از دوران كودكي و نوجواني خودتان برايمان بگوييد؟<br />
كودكي كنجكاو، جسور، در عين حال حساس، عاشق فيلم و سينما.<br />
*در كدام دبستان درس مي‌خوانديد؟<br />
دبستان هنري با مديريت خانم زهرا معزي كه اميدوارم هر جا كه هستند سالم و سلامت باشند.<br />
*بچه شيطون بوديد يا‌ آروم؟<br />
بچه خيلي شيطوني بودم، مرتب دوست داشتم از درخت بالا برم و آنجا از ميوه‌هاش بخورم. اهل بازي و جست و خيز بودم و البته خيلي خيال‌پرداز و بلند پرواز اما هيچكس خبر نداشت! <br />
*جمله‌اي از چارلي‌چاپلين به يادگار مانده كه او در آن گفته، شايد با بازي‌ات بتواني كارگردان را فريب دهي، اما به چشم تيزبين و دقيق تماشاگر نمي‌تواني دروغ بگويي، از اين حرف چه تفسيري داريد؟ <br />
شايد كارگردان در زمان كار درگير بخش‌هاي تكنيكي و حرفه‌ايي كار باشد و لحظه‌ايي بتواني از زير نگاه او بگريزي اما تماشاچي كه اول تا آخر كار را با چشمي بي‌غش،عاري از لغز و تكنيك نگاه مي‌كند چشمي بكر ملاك قضاوتش زندگي واقعي است، دروغ تو را مي‌فهمد زودتر از هر فردي. <br />
*اصولا با يك نقش چگونه برخورد مي‌كنيد؟<br />
اين سوال را از هر بازيگري بپرسيد، بسته به تجربه، جايگاه و درك خود پاسخي مي‌دهد.</p>

<p><img alt="afshar2.jpg" src="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/afshar2.jpg" width="400" height="386" /></p>

<p><br />
من هم همينطور. نقش را مي‌خونم بسته به اينكه چقدر تمايل به كار داشته باشم و يا چه مدت كار نكرده باشم. نوع برخوردم متفاوت خواهد بود. البته كارگردان كار هم در تصميم‌گيري من خيلي موثر خواهد بود و همينطور نوع برخورد گروه در هنگام ديدار و صحبت در مورد نقش و... سعي مي‌كنم اول به نقش خيلي نزديك نشوم. چون تجربه به من نشان داده كه وقتي اين اتفاق بيفتد و به هر دليلي نشود آن نقش را بازي كنم از لحاظ روحي اذيت مي‌شوم، و باور‌ن‌هايي از نقش را به صحبت با كارگردان موكول مي‌كنم.<br />
*به نظر شما ممكن است يك بازيگر موقتا نتواند از قالب شخصيتي كه ايفا كرده جدا شود؟ <br />
بله ممكنه. شما وقتي بخشي از روحتون‌رو كه خواب بوده‌ بيدار مي‌كنيد و به نمايش مي‌گذاريد نمي‌توانيد به سادگي بهش فرمان خواب مجدد بدهيد.<br />
*آيا نوع بازي با نوع بار آوردن حس و نوع تكنيك و تمهيداتي كه در بازي به كار مي‌بريد، در مورد فيلم سينمايي و يا مجموعه تلويزيوني فرق مي‌كند؟<br />
من سعادت اين را نداشتم كه در فيلم‌هاي سينمايي زيادي بازي كنم. به‌جز يكي دو كار. پس بهتره در اين زمينه چيزي نگم. اما در مورد تلويزيون و تئاتر مسير پرورش حس براي من يكي است. اما اجرا و نوع تكنيك متفاوت است. <br />
*به نظر شما براي بارآوردن يك نقش بايد همه چيز را درباره او بدانيد؟<br />
شما با خواندن يك نقش اينها را پيدا مي‌كنيد و بسته خيلي نرم و نازك طوري كه نه تصورات خودتون و نه تصورات كارگردان به هم بريزه سعي مي‌كني آنها را با باورهاي كارگرداني‌ات پيوند بزني. خود من سعي مي‌كنم جواب اين سوالات‌رو توي متن پيدا كنم و بعد با كارگردان چك كنم كه آيا درست تصور كردم يا نه. <br />
*آيا اين اتفاق در «بچه‌هاي هور» و «دوست بزرگ» بچه‌ها افتاده است؟ <br />
بله. دقيقا اين اتفاق در سريال بچه‌هاي هور كه از شبكه پنج در حال پخش است صورت گرفته. آقاي باكيده به تمام سوالات من پاسخ مي‌داد و مرا در درك نقش كمك مي‌كرد. كار شبكه 3 هم «دوست بزرگ» كاري نبود كه شناخت شخصيت خيلي منو با مشكل مواجه كند. <br />
*از بچه‌هاي هور بگوييد؟ <br />
من در اين مجموعه نقش عبيد كه زني جنوبي است كه عادت كرده هميشه بشنود و حرف نزند اما وقايعي باعث مي‌شود كه او ديگران  را وادار به شنيدن كند و حنجره خشكيده‌اش را به كار گيرد. اما در كار دومم «دوست بزرگ بچه‌ها» نقشم يك خانم ناظم جدي و رئوف است را ايفا مي‌كنم، كه شخصيتي دنيا ديده، پخته و مهربان است كسي كه هميشه براي به اثبات رساندن دوستي‌اش به بچه‌هاي مدرسه‌اش آماده است. <br />
*به نظر شما ارتباط و درك متقابل بين كارگردان و بازيگر چقدر در بالا بردن سطح كيفي فيلم تاثير دارد؟ <br />
بي‌نهايت. باور نمي‌كنيد وقتي قراره پلاني‌رو اجرا كني و مي‌داني فهميدي نقشت چيه و كارگردان چي مي‌خواهد احساس پرواز بهت دست مي‌ده و با چه اعتماد به نفسي كاررو اجرا مي‌كني. اما زماني كه با كارگردان اختلاف نظر داري و تصور هم مي‌كني كه خودت درست ميگي گاهي مجبور باشي ميانه‌روي كني و يك چيز بي‌خودي از آب در بياري كه نه حرف خودته و نه كارگردان.<br />
*آيا توضيحات كارگردان حس بازيگر را مي‌تواند باور كند؟ يا قدرت استفاده از تكنيك را بيشتر مي‌كند؟ آيا به چنگ‌آوردن حس به توضيحات مربوط است؟ <br />
بله، وقتي كارگردان براي بازيگرش وقت مي‌زاره و توضيح مي‌ده، مي‌فهمي كه براي كار و براي بازيگرش ارزش و احترام قايل است و باعث مي‌شود بازيگر هم ميدان را براي هنرنمايي وسيع بدونه. بازيگر براي اجرا به حس نياز داره اما توضيحات كارگردان مسير حسي را مشخص مي‌كند و حس بازيگر و زحمت بازيگر‌رو در مسير كار و هماهنگ با بازيگران ديگه قرار مي‌دهد. <br />
*چقدر بازي يك بازيگر به تكنيك ارتباط دارد و چقدر به حس؟ <br />
به نظر من عصاره كار يك بازيگر روي حس بنا شده. تكنيك براي بهتر انتقال دادن اين حس و نمايشي كردن اونه. تكنيك‌ مي‌تونه حس‌رو بارور و تصويري كند. <br />
*بازيگري يك فن تكنيكي است؟ <br />
بازيگري يك هنر تكنيكي است. <br />
*آيا اين اتفاق افتاده كه در هنگام بازي احساس كني نقش را بلد نيستي و آن را نمي‌فهمي آن موقع چكار مي‌كني؟ <br />
بله، اتفاق افتاده. متاسفانه بعضي مواقع اونقدر با عجله و تندي همه چيز پيش مي‌ره و سر بعضي از كارها اونقدر بعد مادي كار قويه كه هنر فداي بخش مالي كار مي‌شه بايد سريع و به‌خوبي جلوي دوربين بري اون‌وقته كه احساس ذلت مي‌كني در اين لحظات من احساس مي‌كنم مثل دوربين يا سرويس رفت و آمد فقط يك وسيله‌ام در خدمت كار و هنر اين وسط هيچ كاره است. اما تا به حال تا جايي كه توانستم در اين موارد مقاومت كردم تا جايي كه توي كار تنش ايجاد نشه درخواست تاخير كردم اما همانگونه كه گفتم تا جايي كه ... تا حدي كه... <br />
*براي اينكه يك نقش را پيدا كنيد و خصوصيات و ويژگي‌ها و نحوه‌بار آوردنش را پيدا كنيد چقدر وقت لازم داريد؟ <br />
اين بستگي به پيچيدگي نقش داره و به زماني كه بين خواندن متن و كليدخوردن كارداشتي و خيلي چيزاي ديگه.<br />
*بعد از پذيرش بازي در يك مجموعه ابتدا فيلمنامه را كه مي‌خوانيد در خانه با خودتان تمرين مي‌كنيد؟ كار مي‌كنيد يا همه چيز را به روي صحنه و جلوي دوربين موكول كنيد كه حس بيايد؟ <br />
قبل از پذيرش، فيلمنامه را چندين بار مي‌خوانم و حتي بعضي صحنه‌ها را توي خونه با خودم مرور مي‌كنم. گاهي اوقات هم كار به اجراي تك‌نفره توي خونه براي خودم مي‌رسه و حتي تو ذهنم ميزانسن به خودم مي‌دم و اجرا مي‌كنم. ولي مي‌دونم هيچكدام از اين‌ها حتمي نيست و همه چيز قراره عوض بشه. تصميم نهايي و ريتم نهايي كار جلوي دوربين مشخص مي‌شه. <br />
*آيا به تمرين قبل از اجرا معتقديد؟ فكر مي‌كنيد تاثير دارد؟<br />
براي من آشنايي با فضا و بازيگر مقابل و عوامل كار خيلي مهمه. روخواني را هم خيلي مي‌پسندم، تمرين را هم كمك بسيار موثرتري مي‌دونم اما تمرينات مكرر مي‌تونه به حس بازيگر به‌خصوص در صحنه‌هاي حسي لطمه بزنه. <br />
*فكر نمي‌كنيد مقداري از محدوديت‌هاي سينما و تلويزيون در ايران كه شامل منهيات و موانع بازيگري است از توان بازيگر به خصوص در نقش‌هاي درام و ملودرام مي‌كاهد؟ بازي در ملودرام مقداري تاكيد روي چهره دارد و نياز به كار با چهره و نماهاي درشت و نزديك اما محدوديت‌هاي بازيگران زن اين توان بالقوه و امكان استفاده را مي‌گيرد. فكر نمي‌كنيد اين محدوديت‌ها لطمه زده؟ آيا بازيگر ايراني اين مشكل را حل كرده است؟<br />
خوشبختانه در كارهاي اخيري كه در سينما و تلويزيون مي‌بينيم مصونيات كلوزآپ و نماهاي نزديك و خيلي نزديك از بين رفته و شايد بشود گفت كه فعلا نماهاي فوق نزديك يا Extreme closup نداريم. ولي منهيات ديگر چرا. به هر حال اين هنر مضاعف بازيگران به‌خصوص بازيگر زن ايراني است كه تمام عواطف و احساسات خود را از طريق چشم و بيان و صدا به نمايش بگذارد. اگر از من مي‌پرسيد كه آيا كار به تمام و كمال انجام مي‌شود مي‌گويم نه شايد واقعا در صحنه‌ايي پس از سال‌ها دوري پدر و فرزند تماشاچي منتظر است كه پدر و فرزند به گرمي ديدار كنند و در آغوش هم پس از سال‌ها دوري اشك بريزند كه بازيگران خوب و هنرمند ما البته با تمهيدات زيبا و هنرمندانه كارگردانان توانا اين صحنه‌ها را به انحا مختلف به نمايش مي‌گذارند كه البته با واقعيت فاصله دارد. <br />
*فكر نمي‌كنيد كه استفاده از صورت و فيزيك باعث شده كه بازيگران ايراني به صدا، به فرياد پناه آورده‌اند بنابراين موارد استفاده از فرياد زدن را در سينما و تلويزيون مي‌بينيم؟<br />
مدتي اين روش متداول شده بود ولي در حال حاضر مي‌بينيم كه جنبه‌هاي هنري كارهاي تلويزيوني بسيار مشهودتر شده و نيز سينماي ما دورخيزي جدي براي جهاني شدن دارد. تنها چيزي كه در اين مسير براي من سوال مانده تفاوت خاصش بين سياست‌هاي حاكم بر سينما و تلويزيون است كه كمي دل ما بازيگران تلويزيون را كه افتخار حضور در كارهاي سينمايي را كمتر داشته‌ايم به درد مي‌آورد.<br />
*در زمان كار كردن براي يك فيلم، مي‌توانيد عصر بعد از پايان كار به راحتي به خانه برگرديد و با يك باز و بسته شدن در منزل به خانم خانه‌دار هميشه بدل شويد و دوباره فردا صبح با بسته و باز شدن همان در بازيگر شويد؟<br />
مسلما به اين سادگي كه شما تعريف كرديد نه. نه بازيگر، كه تمام مردم دنيا بخشي از فضاي كاري خود را همراه خود به منزل مي‌برند و يا بخشي از محيط منزل خود را به سركار منتقل مي‌كنند. حال در مورد بازيگري كه با حس و روان بازيگر مربوط است اين كار كمي دشوارتر است. اينجاست كه بودن افرادي با درك بالا در محيط منزل كمك بسياري به بازيگر است كه حداقل در محيط خانه منزوي نشود.<br />
*چرا رشته زبان و ادبيات انگليسي را براي تحصيل انتخاب  كرديد؟<br />
آشنايي با زبان‌هاي مختلف و به كمك آن آشنايي با فرهنگ مملكت‌هاي مختلف هميشه برام جالب و جذاب بوده. چون باعث ايجاد ارتباط گسترده‌تري با آدم‌ها و شناخت آنها و كمك به شناخت بهتر زندگي و درست زندگي كردن مي‌شود.<br />
*آيا انتخابتان هدفمند بود يا تصادفي؟ <br />
كاملا اين انتخاب هدفمند بود. من به دو رشته مختلف علاقه داشتم كه يكي از آنها زبان و ادبيات انگليسي بود و خوشبختانه موفق شدم در اين رشته تحصيل كنم.<br />
*آيا مي‌توان گفت مترجم، به‌ويژه مترجم متون ادبي بايد به لحاظ فكري و روحي با نويسنده متني كه آن را ترجمه مي‌كند همخواني داشته باشد؟<br />
البته اين ايده‌آل‌ترين شكل ممكنه و زماني امكان‌پذيره كه شما قدرت انتخاب و قدرت  ترجمه آنچه را دوست داريد داشته باشيد اما زماني كه ترجمه به شغل و كسب كار آدمي باشد جريان كمي فرق مي‌كند درست مثل بازيگري كه انتخاب نقش‌هاي متناسب با سليقه و توان بهترين شكل ممكن است  اما عملا براي كسي كه بازيگري را به عنوان حرفه انتخاب مي‌كند چنين امكاني هميشه وجود ندارد.<br />
*ميانه‌تان با مطبوعات چطور است؟ <br />
هر وقت سلامي كردند، عليك سلام گرمي عرض كرده‌ام، در غير اين صورت خيلي كاري به كار هم نداريم. به من كم لطفي و بي‌مهري نكرده‌اند. مصاحبه‌هايم هرگز تحريف نشده و خبرهاي كذب يا خصوصي از من هرگز به چاپ نرسيده اين يعني ارتباط خوب و احترام متقابل. <br />
*بهترين و بدترين خبري كه غافلگيرت كرده باشد؟ <br />
بدون تعارف خبرهاي خوب و بد بسياري در زندگي شنيده‌ام. شايد يكي از بهترين آنها خبر قبولي‌ام در دانشگاه در رشته زبان بود و بدترينش را هم بگذاريد كه نگويم.<br />
*كلام آخر؟ <br />
بياييد همه با هم براي هم دعا كنيم من براي تو، تو براي او و او براي من دعا كنيم كه همه مهربان و پاك و سالم باشيم و اشتباهات همديگر را ببخشيم چرا كه بزرگترين بخشنده خداست. </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ديدار و گفت و گوي رايزن فرهنگي كشورمان با پروفسور هانس كونگ تئولوگ مسيحي نامدار معاصر</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.topiranian.com/mosahebeh/archives/2007/02/post_53.html" />
<modified>2007-02-11T18:06:51Z</modified>
<issued>2007-02-05T08:58:14Z</issued>
<id>tag:www.topiranian.com,2007:/mosahebeh/4.465</id>
<created>2007-02-05T08:58:14Z</created>
<summary type="text/plain">در شهر دانشگاهی و زیبای توبینگن با پروفسور هانس كونگ تئولوگ برجسته مسیحی معاصر دیداری داشتم. قبلاً از طریق پست الکترونیکی به من اطلاع داده بود که مایل است با هم مباحثه‌ای داشته باشیم. بهانه‌ی بحث نیز چاپ کتابش «درباره...</summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>soheil@soheil-ghaffari.de</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.topiranian.com/mosahebeh/">
<![CDATA[<p>در شهر دانشگاهی و زیبای توبینگن با پروفسور هانس كونگ تئولوگ برجسته مسیحی معاصر دیداری داشتم. قبلاً از طریق پست الکترونیکی به من اطلاع داده بود که مایل است با هم مباحثه‌ای داشته باشیم. بهانه‌ی بحث نیز چاپ کتابش «درباره اسلام» (der Islam) بود که متن آلمانی آن را تهیه نموده بودم و پس از مرور و مطالعه به نکات تأمل انگیزی برخورده بودم که علاقمند به بحث درباره ی آنها بودم.</p>

<p> </p>

<p>تئولوگ پیر با نشاطی هرچه بیشتر و برقی که در چشمانش می درخشید به گرمی از من استقبال کرد. لحظاتی یکدیگر را در آغوش گرفتیم و سپس یادآوری کردم که بیش از پنج سال قبل نخستین بار در «پارلمان جهانی ادیان» در بارسلون اسپانیا با هم ملاقات داشته ایم. تقریباً به خاطر آورد اما نسخه ای از مجله کیهان فرهنگی را که با خود داشتم به او نشان دادم که عکسی که در بارسلون با یکدیگر به یادگار گرفته بودیم در آن چاپ شده بود. مجله را در دستش گرفت و با اشتیاق به عکس خیره شد. </p>

<p> </p>

<p>سپس گفت که آری به خاطر دارم که نخستین بار یکدیگر را در آنجا دیده ایم و صحبت کرده ایم. از او به خاطر چند کتاب از آثارش که از طریق پروفسور لینمان برای من به ایران فرستاده بود سپاسگزاری نمودم. کتاب «اسلام» او را از کیفم در آوردم و روی میز گذاشتم و بحث آغاز شد.</p>

<p> </p>

<p>از ایشان پرسیدم که در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید آیا در حال حاضر در دانشگاه هم تدریس می کنید؟ پاسخ داد در حال حاضر استاد بازنشسته هستم. اما کلاسی در مورد «رابطه علم و دین» دارم. گاهی سخنرانی می کنم و جلساتی هم با برخی شاگردان سابق که هم اکنون استاد دانشگاه توبینگن هستند دارم و بیشتر وقتم برای اداره «بیناد اخلاق جهانی»(Global Ethic Foundation)  می گذرد.</p>

<p> </p>

<p>به زودی ترجمه انگلیسی کتاب «اسلام» منتشر خواهد شد و برای شما نیز نسخه ای خواهم فرستاد. اکنون مشغول نگارش جلد دوم این کتاب هستم که هنوز به پایان نرسیده است. من بیشتر در حوزه تئولوژی یا الهیات کار می کنم. گاهی نیز درباره «تاریخ ادیان» نیز مطالعه می کنم. در واقع من کوشیده ام تا یک سلسله ی سه گانه یا سری کتاب تریلوژی درباره اسلام ، مسیحیت و یهود تألیف کنم و اکنون خوشحالم که کتاب مربوط به «اسلام» نیز منتشر شده است. به او گفتم که من درباره نگرش الهیاتی شما و نیز تز شما درباره «اخلاق جهانی» مقالاتی نگاشته ام که بسیار خوشحال شد. نیز گفتم در مورد دو استاد او کارل بارت و کارل رانر و نظام «الهیات دیالکتیکی» و «الهیات استعلائی» آن دو  مقالاتی نگاشته ام. همینطور به او توضیح دادم که با پروفسور جان هیک دوست هستم و ملاقات و مکاتبه داشته و دارم . همچنین با پروفسور پل نیتر ارتباط و آشنایی دارم. بسیار خوشحال شد و پس از دیدن شرحال (c.v)  و سوابق علمی من پرسید شما تحصیلاتتان در کجا بوده است. برایش توضیح دادم که قریب سه سال در آمریکا بودم، در ایالتهای اوهایو و پنسیلوانیا تحصیل می کرده ام و قریب یکسال نیز در دانشگاه علیگر در هند مشغول به تحصیل بودم. در ابتدا به رشته ی جامعه شناسی علاقه داشتم ولی از کودکی و نوجوانی سئوالات مهم فلسفی برایم مطرح بود که در نهایت نیز همان پرسش ها مرا به حوزه فلسفه کشاند. لیسانس و فوق لیسانم را در رشته ی «فلسفه و کلام اسلامی» از دانشگاه تهران گرفتم و دکترایم را در «رشته ادیان و عرفان تطبیقی» و از اینکه پزشکی نخواندم و به رشته فلسفه ی و ادیان و عرفان روی آوردم بسیار خرسندم. پزشکی حرفه ای بسیار مقدس است ولی با روحیه من سازگاری نداشت. همواره غرق در تأملات فلسفی بودم و عرفان نیز بخشی از زندگی حرفه ایم را اشغال کرده بود. هانس کونگ به سخنانم با دقت عجیبی گوش فرا می داد و گاه با جنباندن سر و یا حرکت چشم تأیید و تحسین می کرد. از استادانم پرسید بخصوص در رشته ادیان و عرفان. چند استاد را نام بردم. بخصوص از استاد محبوبم جناب دکتر فتح الله مجتبایی نام بردم که پیشکسوت استادان ادیان ایران است. و خود در هاروارد تحصیل کرده و با مرحوم استاد  ویلفرد کنترل اسمیت تز دکترایش را گذرانده بود. سانسکریت می دانست و با چند زبان آشنا بود. من تقریباً همه واحدهای ادیان را با ایشان گذراندم. و خود او بود که مرا نخستین بار با اهمیت «پدیده شناسی دین» و بخصوص «اپوخه» در پدیده شناسی و کسانی مانند فاندرلیو، ویدنگرن، ژوزف بلیکر، برده کریستنسن، میرجهاالیاده و پل تیلیخ و بولتمان آشنا کرد.</p>

<p> </p>

<p>او در فلسفه دین به افکار هگل بسیار اهمیت می داد و مرا به مطالعه هگل ترغیب می نمود. هرمونیک دینی بخصوص آثار بولتمان و شلایر را او به من معرفی کرد. و خود که یکی از بوداشناسان نامدار جهان بود مرا متوجه اهمیت بودیسم ، شخصیت و افکار بودا و متون بودایی ساخت. ادیان ایران بخصوص مطالعه ی اوستا و دین زرتشتی و مانی را با او گذرانده بودم. که او خود یکی از اوستاشناسان بزرگ جهان است. </p>

<p> </p>

<p>به متون عبری تسلطی کم نظیر داشت و دین یهود را نزد ولفسن در هاروارد فرا گرفته بود. مدتی نیز شاگرد پُل تیلیخ بوده است و مرا با افکار و آثار او آشنا ساخته است. هانس کونگ تا اینجا به سخنانم با دقت گوش داد و از سیر زندگی و تحصیلاتم بسیار تعجب کرد و خوشش آمده بود. دائماً با حرکت سرحرفهایم را تأیید می کرد و با چشمانش تحسین می کرد. سپس از من پرسید کدام یک از کتابهایم را نداری تا به تو هدیه کنم به او گفتم کتابهای «آیا خدا هست؟»، «راههای دیالوگ» و «درباره ی دین یهود»، «الهيات براي هزاره‌ي سوم» را دارم. «اعلامیه اخلاق جهانی» و نیز «کتاب کلیسای کاتولیك معاصر» و «تاریخ کلیسا» را که اخیراً از او به فارسی ترجمه و منتشر شده است خوانده ام. مقاله ها و مطالعات او را نیز مطالعه نموده‌ام. بعضی از کتابهای او را نیز به زبان اصلی يا ترجمه انگلیسی مطالعه کرده ام. ولی دوست دارم کتاب جنجال انگیز اورا «درباره‌ي عصمت پاپ» ((Infallibe  و رساله ی دکتری او را که با کارل بارت تحت عنوان درباره‌ی آموزش برائت از گناه (On justification) و نیز کتاب «درباره ی مسیحی بودن» ، «درباره ی مسیحیت» را دوست دارم که در کتابخانه‌ي شخصیم داشته باشم. که لطف کردند و گفتند در همین جلسه تقدیم شما خواهم کرد. سپس به ایشان گفتم می خواهم نظر شما را درباره ی «رابطه عقل و ایمان» بدانم. یکی از دانشجویان من که دوشیزه ای هندی است و در کشور اندونزی رساله ی پایان نامه فوق لیسانس خود را با من گرفته است. من نیز در باب نظرات شما به عنوان استاد راهنمای او راهنمایی های لازم را کرده ام.  اما دوست دارم در این باب نیز با هم کمی بحث کنیم. كونگ گفت: موضوع بسيار جالبي است. توضيح دادم كه در کشور من طبق نظرات فیلسوفان معاصر سه موضع اصلی در رابطه با ایمان و عقل وجود دارد. که مطمئن هستم که شما با آنها آشنا هستید. آن سه موضع عبارتند از: «راسیونالیسم انتقادی» ، «فیدئیسم یا ایمانگرایی» که دو نوع و دو مدل خاص دارد یکی از سورن كي يركگور و دیگری از آن ويتگنشتاين و سوم رئالیسم . و اخیراً بعضی طرفداران پوزيتيويستهاي منطقی به تبع فیلسوفان تحلیلی انگلیسی به نوعی نسبی گرایی معرفت شناختی معتقد شده اند که در کشور من نیز طرفدارانی دارد و می دانید که بحثهای مربوطه به ع