گفتوگواختصاصی خبرنگار انجمن دوستداران ایران با «افسون افشار» بازيگر
گفتوگواختصاصی خبرنگار انجمن دوستداران ایران با «افسون افشار» بازيگر سريال ، «بچههاي هور» بزرگترين بخشنده خداست! فكر ميكنم زمانيكه نقشي را بازي ميكني در قالب كسي ديگر فرو نميروي. بلكه بخشي يا بعدي از وجود خودت را به تصوير مي كشي، باور من اينه كه يك بازيگر يك نفريست. بازيگر اين قدر ؟ كه زندگي را از جنبههاي بسيار متفاوت لمس ميكنه و همين اصل باعث ايجاد ادراك چند جانبهايي از زندگي براي او ميشود. پس وقتي بخشي از زندگي در شكل يك شخصيت مكتوب به او ارايه ميشود سريع ميتواند آن شخصيت را در بخشي از زندگي خود و تجارب گذشتهاش پيدا كرده و به اجرا بگذارد.
خيلي خيال پرداز و بلند پرواز بودم
گفتوگو: علياحمدينيا
«افسون افشار» از جمله بازيگران خوب تلويزيون است كه آرام و بدون جنجال در كارهاي مختلف حضور پيدا ميكند. بسيار ساده و صميمي و با احساس است.
بازيهاي او را به خاطر داريد؟ خودش به لحاظ شخصيتي حتي از نقشهاي مثبت خود، مثبتتر است!
هماكنون سريال «بچههاي هور» با بازي او از تلويزيون پخش ميشود.
افشار فروتنانه در گفتوگوي ما شركت كرد تا در مورد هنر و زندگي صحبت كند.
*چه عامل يا انگيزهاي در وجود يك آدم باعث ميشود كه بازيگر شود؟ اين خاصيت در وجود يك شخصيت فرورفتن و بدل شدن با يك موجود ديگر چه جذابيتي براي يك بازيگر دارد؟

*فكر ميكنيد اگر فردي تحصيلات دانشگاهي در رشته بازيگري داشته باشد ولي پول، پارتي و... نباشه آيا در اين حرفه دوام ميياره؟
موفق شدن در اين حرفه بهخصوص در بخش بازيگري بيشتر حاصل يك اتفاق است. اين را من نميگويم، بلكه بازيگران بزرگي مثل آلندولون هم به اين حقيقت اذعان دارند. گاهي اين اتفاق خيلي زود، گاهي دير و گاهي هرگز نميافتد و فاكتورهايي كه شما نام برديد ميتوانند وقوع اين اتفاق را تسريع كنند.
*پارتي چقدر در ورود شما به دنياي بازيگري موثر بوده؟
هيچ نقشي نداشته است. من براي هر نقشي تست دادم و قبول شدم.
*چه چيزي در بازيگري باعث گرايش شما به اين رشته يا در واقع گمشده شما در بازيگري است؟
رهايي روان، بيرون ريختن و تخليه تلاطمات دروني در شكل اجرا و ارايه حسهاي متفاوت، شناخت بهتر خودم و شايد، شايد... ماندني شدن. از يادها نرفتن، بودن بهواسطه هنر.
*از دوران كودكي و نوجواني خودتان برايمان بگوييد؟
كودكي كنجكاو، جسور، در عين حال حساس، عاشق فيلم و سينما.
*در كدام دبستان درس ميخوانديد؟
دبستان هنري با مديريت خانم زهرا معزي كه اميدوارم هر جا كه هستند سالم و سلامت باشند.
*بچه شيطون بوديد يا آروم؟
بچه خيلي شيطوني بودم، مرتب دوست داشتم از درخت بالا برم و آنجا از ميوههاش بخورم. اهل بازي و جست و خيز بودم و البته خيلي خيالپرداز و بلند پرواز اما هيچكس خبر نداشت!
*جملهاي از چارليچاپلين به يادگار مانده كه او در آن گفته، شايد با بازيات بتواني كارگردان را فريب دهي، اما به چشم تيزبين و دقيق تماشاگر نميتواني دروغ بگويي، از اين حرف چه تفسيري داريد؟
شايد كارگردان در زمان كار درگير بخشهاي تكنيكي و حرفهايي كار باشد و لحظهايي بتواني از زير نگاه او بگريزي اما تماشاچي كه اول تا آخر كار را با چشمي بيغش،عاري از لغز و تكنيك نگاه ميكند چشمي بكر ملاك قضاوتش زندگي واقعي است، دروغ تو را ميفهمد زودتر از هر فردي.
*اصولا با يك نقش چگونه برخورد ميكنيد؟
اين سوال را از هر بازيگري بپرسيد، بسته به تجربه، جايگاه و درك خود پاسخي ميدهد.
من هم همينطور. نقش را ميخونم بسته به اينكه چقدر تمايل به كار داشته باشم و يا چه مدت كار نكرده باشم. نوع برخوردم متفاوت خواهد بود. البته كارگردان كار هم در تصميمگيري من خيلي موثر خواهد بود و همينطور نوع برخورد گروه در هنگام ديدار و صحبت در مورد نقش و... سعي ميكنم اول به نقش خيلي نزديك نشوم. چون تجربه به من نشان داده كه وقتي اين اتفاق بيفتد و به هر دليلي نشود آن نقش را بازي كنم از لحاظ روحي اذيت ميشوم، و باورنهايي از نقش را به صحبت با كارگردان موكول ميكنم.
*به نظر شما ممكن است يك بازيگر موقتا نتواند از قالب شخصيتي كه ايفا كرده جدا شود؟
بله ممكنه. شما وقتي بخشي از روحتونرو كه خواب بوده بيدار ميكنيد و به نمايش ميگذاريد نميتوانيد به سادگي بهش فرمان خواب مجدد بدهيد.
*آيا نوع بازي با نوع بار آوردن حس و نوع تكنيك و تمهيداتي كه در بازي به كار ميبريد، در مورد فيلم سينمايي و يا مجموعه تلويزيوني فرق ميكند؟
من سعادت اين را نداشتم كه در فيلمهاي سينمايي زيادي بازي كنم. بهجز يكي دو كار. پس بهتره در اين زمينه چيزي نگم. اما در مورد تلويزيون و تئاتر مسير پرورش حس براي من يكي است. اما اجرا و نوع تكنيك متفاوت است.
*به نظر شما براي بارآوردن يك نقش بايد همه چيز را درباره او بدانيد؟
شما با خواندن يك نقش اينها را پيدا ميكنيد و بسته خيلي نرم و نازك طوري كه نه تصورات خودتون و نه تصورات كارگردان به هم بريزه سعي ميكني آنها را با باورهاي كارگردانيات پيوند بزني. خود من سعي ميكنم جواب اين سوالاترو توي متن پيدا كنم و بعد با كارگردان چك كنم كه آيا درست تصور كردم يا نه.
*آيا اين اتفاق در «بچههاي هور» و «دوست بزرگ» بچهها افتاده است؟
بله. دقيقا اين اتفاق در سريال بچههاي هور كه از شبكه پنج در حال پخش است صورت گرفته. آقاي باكيده به تمام سوالات من پاسخ ميداد و مرا در درك نقش كمك ميكرد. كار شبكه 3 هم «دوست بزرگ» كاري نبود كه شناخت شخصيت خيلي منو با مشكل مواجه كند.
*از بچههاي هور بگوييد؟
من در اين مجموعه نقش عبيد كه زني جنوبي است كه عادت كرده هميشه بشنود و حرف نزند اما وقايعي باعث ميشود كه او ديگران را وادار به شنيدن كند و حنجره خشكيدهاش را به كار گيرد. اما در كار دومم «دوست بزرگ بچهها» نقشم يك خانم ناظم جدي و رئوف است را ايفا ميكنم، كه شخصيتي دنيا ديده، پخته و مهربان است كسي كه هميشه براي به اثبات رساندن دوستياش به بچههاي مدرسهاش آماده است.
*به نظر شما ارتباط و درك متقابل بين كارگردان و بازيگر چقدر در بالا بردن سطح كيفي فيلم تاثير دارد؟
بينهايت. باور نميكنيد وقتي قراره پلانيرو اجرا كني و ميداني فهميدي نقشت چيه و كارگردان چي ميخواهد احساس پرواز بهت دست ميده و با چه اعتماد به نفسي كاررو اجرا ميكني. اما زماني كه با كارگردان اختلاف نظر داري و تصور هم ميكني كه خودت درست ميگي گاهي مجبور باشي ميانهروي كني و يك چيز بيخودي از آب در بياري كه نه حرف خودته و نه كارگردان.
*آيا توضيحات كارگردان حس بازيگر را ميتواند باور كند؟ يا قدرت استفاده از تكنيك را بيشتر ميكند؟ آيا به چنگآوردن حس به توضيحات مربوط است؟
بله، وقتي كارگردان براي بازيگرش وقت ميزاره و توضيح ميده، ميفهمي كه براي كار و براي بازيگرش ارزش و احترام قايل است و باعث ميشود بازيگر هم ميدان را براي هنرنمايي وسيع بدونه. بازيگر براي اجرا به حس نياز داره اما توضيحات كارگردان مسير حسي را مشخص ميكند و حس بازيگر و زحمت بازيگررو در مسير كار و هماهنگ با بازيگران ديگه قرار ميدهد.
*چقدر بازي يك بازيگر به تكنيك ارتباط دارد و چقدر به حس؟
به نظر من عصاره كار يك بازيگر روي حس بنا شده. تكنيك براي بهتر انتقال دادن اين حس و نمايشي كردن اونه. تكنيك ميتونه حسرو بارور و تصويري كند.
*بازيگري يك فن تكنيكي است؟
بازيگري يك هنر تكنيكي است.
*آيا اين اتفاق افتاده كه در هنگام بازي احساس كني نقش را بلد نيستي و آن را نميفهمي آن موقع چكار ميكني؟
بله، اتفاق افتاده. متاسفانه بعضي مواقع اونقدر با عجله و تندي همه چيز پيش ميره و سر بعضي از كارها اونقدر بعد مادي كار قويه كه هنر فداي بخش مالي كار ميشه بايد سريع و بهخوبي جلوي دوربين بري اونوقته كه احساس ذلت ميكني در اين لحظات من احساس ميكنم مثل دوربين يا سرويس رفت و آمد فقط يك وسيلهام در خدمت كار و هنر اين وسط هيچ كاره است. اما تا به حال تا جايي كه توانستم در اين موارد مقاومت كردم تا جايي كه توي كار تنش ايجاد نشه درخواست تاخير كردم اما همانگونه كه گفتم تا جايي كه ... تا حدي كه...
*براي اينكه يك نقش را پيدا كنيد و خصوصيات و ويژگيها و نحوهبار آوردنش را پيدا كنيد چقدر وقت لازم داريد؟
اين بستگي به پيچيدگي نقش داره و به زماني كه بين خواندن متن و كليدخوردن كارداشتي و خيلي چيزاي ديگه.
*بعد از پذيرش بازي در يك مجموعه ابتدا فيلمنامه را كه ميخوانيد در خانه با خودتان تمرين ميكنيد؟ كار ميكنيد يا همه چيز را به روي صحنه و جلوي دوربين موكول كنيد كه حس بيايد؟
قبل از پذيرش، فيلمنامه را چندين بار ميخوانم و حتي بعضي صحنهها را توي خونه با خودم مرور ميكنم. گاهي اوقات هم كار به اجراي تكنفره توي خونه براي خودم ميرسه و حتي تو ذهنم ميزانسن به خودم ميدم و اجرا ميكنم. ولي ميدونم هيچكدام از اينها حتمي نيست و همه چيز قراره عوض بشه. تصميم نهايي و ريتم نهايي كار جلوي دوربين مشخص ميشه.
*آيا به تمرين قبل از اجرا معتقديد؟ فكر ميكنيد تاثير دارد؟
براي من آشنايي با فضا و بازيگر مقابل و عوامل كار خيلي مهمه. روخواني را هم خيلي ميپسندم، تمرين را هم كمك بسيار موثرتري ميدونم اما تمرينات مكرر ميتونه به حس بازيگر بهخصوص در صحنههاي حسي لطمه بزنه.
*فكر نميكنيد مقداري از محدوديتهاي سينما و تلويزيون در ايران كه شامل منهيات و موانع بازيگري است از توان بازيگر به خصوص در نقشهاي درام و ملودرام ميكاهد؟ بازي در ملودرام مقداري تاكيد روي چهره دارد و نياز به كار با چهره و نماهاي درشت و نزديك اما محدوديتهاي بازيگران زن اين توان بالقوه و امكان استفاده را ميگيرد. فكر نميكنيد اين محدوديتها لطمه زده؟ آيا بازيگر ايراني اين مشكل را حل كرده است؟
خوشبختانه در كارهاي اخيري كه در سينما و تلويزيون ميبينيم مصونيات كلوزآپ و نماهاي نزديك و خيلي نزديك از بين رفته و شايد بشود گفت كه فعلا نماهاي فوق نزديك يا Extreme closup نداريم. ولي منهيات ديگر چرا. به هر حال اين هنر مضاعف بازيگران بهخصوص بازيگر زن ايراني است كه تمام عواطف و احساسات خود را از طريق چشم و بيان و صدا به نمايش بگذارد. اگر از من ميپرسيد كه آيا كار به تمام و كمال انجام ميشود ميگويم نه شايد واقعا در صحنهايي پس از سالها دوري پدر و فرزند تماشاچي منتظر است كه پدر و فرزند به گرمي ديدار كنند و در آغوش هم پس از سالها دوري اشك بريزند كه بازيگران خوب و هنرمند ما البته با تمهيدات زيبا و هنرمندانه كارگردانان توانا اين صحنهها را به انحا مختلف به نمايش ميگذارند كه البته با واقعيت فاصله دارد.
*فكر نميكنيد كه استفاده از صورت و فيزيك باعث شده كه بازيگران ايراني به صدا، به فرياد پناه آوردهاند بنابراين موارد استفاده از فرياد زدن را در سينما و تلويزيون ميبينيم؟
مدتي اين روش متداول شده بود ولي در حال حاضر ميبينيم كه جنبههاي هنري كارهاي تلويزيوني بسيار مشهودتر شده و نيز سينماي ما دورخيزي جدي براي جهاني شدن دارد. تنها چيزي كه در اين مسير براي من سوال مانده تفاوت خاصش بين سياستهاي حاكم بر سينما و تلويزيون است كه كمي دل ما بازيگران تلويزيون را كه افتخار حضور در كارهاي سينمايي را كمتر داشتهايم به درد ميآورد.
*در زمان كار كردن براي يك فيلم، ميتوانيد عصر بعد از پايان كار به راحتي به خانه برگرديد و با يك باز و بسته شدن در منزل به خانم خانهدار هميشه بدل شويد و دوباره فردا صبح با بسته و باز شدن همان در بازيگر شويد؟
مسلما به اين سادگي كه شما تعريف كرديد نه. نه بازيگر، كه تمام مردم دنيا بخشي از فضاي كاري خود را همراه خود به منزل ميبرند و يا بخشي از محيط منزل خود را به سركار منتقل ميكنند. حال در مورد بازيگري كه با حس و روان بازيگر مربوط است اين كار كمي دشوارتر است. اينجاست كه بودن افرادي با درك بالا در محيط منزل كمك بسياري به بازيگر است كه حداقل در محيط خانه منزوي نشود.
*چرا رشته زبان و ادبيات انگليسي را براي تحصيل انتخاب كرديد؟
آشنايي با زبانهاي مختلف و به كمك آن آشنايي با فرهنگ مملكتهاي مختلف هميشه برام جالب و جذاب بوده. چون باعث ايجاد ارتباط گستردهتري با آدمها و شناخت آنها و كمك به شناخت بهتر زندگي و درست زندگي كردن ميشود.
*آيا انتخابتان هدفمند بود يا تصادفي؟
كاملا اين انتخاب هدفمند بود. من به دو رشته مختلف علاقه داشتم كه يكي از آنها زبان و ادبيات انگليسي بود و خوشبختانه موفق شدم در اين رشته تحصيل كنم.
*آيا ميتوان گفت مترجم، بهويژه مترجم متون ادبي بايد به لحاظ فكري و روحي با نويسنده متني كه آن را ترجمه ميكند همخواني داشته باشد؟
البته اين ايدهآلترين شكل ممكنه و زماني امكانپذيره كه شما قدرت انتخاب و قدرت ترجمه آنچه را دوست داريد داشته باشيد اما زماني كه ترجمه به شغل و كسب كار آدمي باشد جريان كمي فرق ميكند درست مثل بازيگري كه انتخاب نقشهاي متناسب با سليقه و توان بهترين شكل ممكن است اما عملا براي كسي كه بازيگري را به عنوان حرفه انتخاب ميكند چنين امكاني هميشه وجود ندارد.
*ميانهتان با مطبوعات چطور است؟
هر وقت سلامي كردند، عليك سلام گرمي عرض كردهام، در غير اين صورت خيلي كاري به كار هم نداريم. به من كم لطفي و بيمهري نكردهاند. مصاحبههايم هرگز تحريف نشده و خبرهاي كذب يا خصوصي از من هرگز به چاپ نرسيده اين يعني ارتباط خوب و احترام متقابل.
*بهترين و بدترين خبري كه غافلگيرت كرده باشد؟
بدون تعارف خبرهاي خوب و بد بسياري در زندگي شنيدهام. شايد يكي از بهترين آنها خبر قبوليام در دانشگاه در رشته زبان بود و بدترينش را هم بگذاريد كه نگويم.
*كلام آخر؟
بياييد همه با هم براي هم دعا كنيم من براي تو، تو براي او و او براي من دعا كنيم كه همه مهربان و پاك و سالم باشيم و اشتباهات همديگر را ببخشيم چرا كه بزرگترين بخشنده خداست.
The Association of Iranophile Tehran -IRAN Tel: +98 (21) 8898 6593 - 8897 6594, Fax: +98 (21) 8897 5734 E-Mail: info@Topiranian.com
اخبار تاپ ایرانیان در سایت شما | دریافت خبرنامه تاپ ایرانیان | اخبار تاپ ایرانیان در یاهو مسنجر | تماس با ما