مصاحبه با خانم ولدخانی دانشمند جوان آمریکا
خيلی ها می خواستند بداند که چطور توانستی وارد دانشگاه های آمريکايی شوی؟ وقتی ما در ايران بوديم، با وجود نبودن اينترنت (در آن زمان) می توانستيم مقداری اطلاعات به دست آوريم: از طريق کتاب های خارجی و نامه نوشتن به دانشگاه های خارجی. آن موقع تازه ايميل آمده بود. به بعضی از آنها هم ايميل زدم و آنها هم فرم درخواست تحصيل را برای من فرستادند. برای دادن امتحان زبان هم مجبور شدم به ترکيه بروم. آماده شدن برای آن امتحان خيلی سخت نبود. دانشگاه های آمريکايی وقتی ببينند نمره بالايی در امتحان های سنجش سطح زبان مثل تافل به دست آورده ايد، علاقه مند می شوند درخواست شما را مورد بررسی قرار دهند. اين موضوع که من از ايران آمده بودم تاثير مثبتی داشت چون خيلی از آنها ايرانی نديده بودند و کنجکاو بودند ببينند دانشجوهای ايران چطوری هستند. در محيط دانشگاه رفتار دانشجوهای ديگر با خارجی ها به ويژه دانشجوهای ايرانی چگونه است؟ رفتار دانشجوهای ديگر رفتار معقول و غيرتبعيض آميزی بود. فکر می کنم افراد وقتی می شنوند کسی ايرانی است، بيشتر کنجکاو می شوند... ولی هميشه کسانی هم هستند که پيش داوری های بدی دارند، ولی وقتی آدم را می بينند، پيش داوری هايشان را کنار می گذارند.... تقريبا همه برخوردهايی که من ديدم خوب و مثبت بوده است. در محيط های دانشگاهی رفتار ايرانی ها با همديگر چطور است؟ بعضی می گفتند که دانشجوهای ايرانی خيلی به هم کمک نمی کنند... در دپارتمانی (بخشی) که من بودم دانشجوی ايرانی نبود، ولی در دپارتمان های ديگر بود. دوستان خيلی نزديکی با آنها نبوديم، ولی رفتار دوستانه ای با هم داشتيم. هيچوقت پيش نيامد که بخواهيم به هم کمک کنيم چون احتياجی نبود. ولی فکر می کنم که اگر نياز بود کمک می کردند... ايرانی ها بعضی وقت ها متاسفانه با هم خوب برخورد نمی کنند، ولی من خوشبختانه چنين چيزی نديدم. بعضی ها گله کردند که چرا فکر می کنی دانشجوی ايرانی باهوش تر از دانشجوی خارجی است (در گفتگوی قبلی با بی بی سی)؟ من هنوز هم روی حرفم هستم. اولا امتحان کنکوری که ما می دهيم باعث می شود که باهوش ترين افراد وارد دانشگاه های ايران شوند، ولی در کشورهای ديگر اينطور نيست. در ايران افرادی که وارد دانشگاه ها می شوند گزينش شده ترند. به خصوص در دانشگاه های خوب ايران واقعا نخبه ترين دانشجوها می توانند وارد شوند، ولی در دانشگاه های خيلی خوب خارج اين مساله را نمی بينيد... چون در ايران بچه ها توسط کنکور گزينش می شوند. در آمريکا دانشجويان (از سطوح مختلف هوشی) با هم مخلوط می شوند. در ايران دانشگاه های سراسری پولی نيست يعنی کسی نمی تواند به خاطر اينکه پدرش پولدار است وارد شود، ولی در آمريکا کسی که پولدار است می تواند حتی وارد دانشگاه های معتبر مثل هاروارد شود. من واقعا فکر می کنم در ايران کسانی که دور و بر من بودند باهوش تر از کسانی بودند که اينجا در مدرسه پزشکی کلمبيا، ييل و.. می بينم. سئوال شده به خاطر اينکه بعضی از رشته های علوم در ايران کاربردی ندارد، دانشجويان مجبورند به رشته هايی بروند که علاقه ندارند. چطور می شود اين مشکل را حل کرد؟ نکته خيلی خوبی است، ولی متاسفانه من جواب خوبی برای آن ندارم. (در ايران) خود من دوست داشتم فيزيک بخوانم. ولی به من گفتند که اگر فيزيک بخوانی می خواهی بعدش چکار کنی؟ فوقش استاد دانشگاه می شود که حقوقت خيلی کم است... به من گفتند بهترين کار اين است که پزشکی بخوانی که آن روزها نه تنها وجهه خوبی در ايران داشت، بلکه درآمد خوبی هم می شد به دست آورد. اين مشکل در ايران خيلی جدی است. به جز بعضی رشته های مهندسی و پزشکی، بقيه برای گذران زندگی دچار مشکل جدی هستند. مگر اين که سياست های مالی در ايران تغيير جدی بکند و دولت روی علم سرمايه گذاری عظيم کند يا اينکه شانس بياوريم و پای شرکت های داروسازی خارجی به ايران باز شود و بازار کار گرمی برای کسانی که در زمينه های علوم کار می کنند فراهم شود. در دوران دانشجويی چقدر درس می خواندی؟ وقتی دانشجوی پزشکی بودم، دوسال اول تقريبا بازی می کردم و زحمتی به خودم نمی دادم. ولی قبل از امتحان جامع علوم پايه شروع کردم به طور جدی درس خواندن. روزی 12-11 ساعت (به اضافه کلاس هايی که داشتيم) درس می خواندم. از وقتی که اينجا آمدم روزی 13-12 ساعت کار می کنيم. هيچ راه راحتی برای رسيدن به موفقيت وجود ندارد. عرق ريختن و کار سخت کردن تنها راه است. راز موفقيت در چيست؟ نمی دانم آيا چيزی به اسم "راز" موفقيت وجود دارد يا نه. اگر آدم سخت کار کند و ايمان داشته باشد و لذت ببرد از کاری که می کند، می تواند خيلی موفق باشد. انتخاب رشته و اعتماد به نفس هم خيلی مهم است. اگر ايران بودی می توانستی تا اين حد موفق باشی؟ اگر ايران بودم احتمالا پزشکی را ادامه می دادم و يک پزشک متخصص ايرانی می شدم مثل اين همه بچه های بسيار بسيار باهوش ايرانی که به نهايت جايی که می توانند برسند اين است که استاد دانشگاه می شوند در دانشگاه های خوب. نه اينکه اين بد باشد، خيلی هم خوب است، ولی آخر خط است. از ديد يک زن، وضعيت خود را چطور می بينی؟ وقتی در ايران بوديم به ما گفته می شد که شما ضعيفه هستيد... فکر می کنم همه دخترهای ايرانی به خاطر اين برخورد بی ادبانه که جامعه با آنها می کند، خشمی در دل خود دارند. تواناهايی ما کمتر از مردان نيست و بايد اين طرز فکر غلط را بکشنيم. زنان را به عنوان کسانی که حتما بايد مادر شوند و خانه داری کنند می شناسند. من ازدواج کردم ولی قصد ندارم بچه دار شوم. ما در درجه اول يک انسان هستيم و بايد به عنوان يک شهروند با ما برخورد شود... آيا قصد بازگشت به ايران را داری؟ متاسفانه نه. چون من از کار علمی که می کنم خيلی لذت می برم و اگر برگردم به ايران، نمی توانم اين کار را بکنم. البته اين خيلی برای من دردناک است چون خيلی به ايران و شهر تهران و خانواده ام دلبستگی دارم ولی فکر می کنم اگر برگردم ايران آدم ناخرسندی می شوم. مگر اينکه تغييرات بزرگی (در ايران) رخ دهد که به نظر نمی آيد چنين باشد. پرسيده اند که آيا فکر نمی کنی که دينی به ايران داری که بايد ادا کنی... من چطور می توانم دينم را به ايران ادا کنم... اگر می شد کاری کرد حتما برمی گشتم، ولی راهی نيست و فضايی نيست، نه امکان مالی آن وجود دارد و نه امکان اجتماعی، و نمی شود کاری کرد. من اتفاقا فکر می کنم ما که در خارج زندگی می کنيم بهترين کاری که می توانيم بکنيم اين است که سفيران کشورمان باشيم و به ديگران نشان دهيم ايرانی ها کی هستند و فرهنگ خودمان را معرفی کنيم. من فکر می کنم دينم را اينطور می توانم ادا کنم که به بقيه بچه های باهوش ايرانی کمک کنم وارد دانشگاه های آمريکايی شوند. برگشتن من کمکی به کسی نمی کند. پروژه بعدی شما چيست؟ علاقه منديم همين کاری را که کرديم گسترش دهيم. ما الان دستگاه ساده شده ای داريم که می توانيم با آن بفهميم آماده سازی اطلاعات ژنتيکی چطوری انجام می شود و بيماری هايی که در اثر اشتباهات اين دستگاه ها ناشی می شوند، چطور به وجود می آيند... پرسيده اند: آيا تحقيق شما برای ساخت هارد جديدی که که توسط دی ان ای کار می کند مفيد خواهد بود؟ اگر چنين است شما با شرکت هايی که روی اين پروژه کار می کنند مثل مايکروسافت همکاری می کنيد؟ ما در آن زمينه کار نمی کنيم. ما بيشتر روی فيزيولوژی کار می کنيم تا استفاده های کامپيوتری. آيا در مورد پذيرش در رشته هايی غير از علوم پايه، مثل جراحی به خارجيان اجازه تحصيل داده می شود؟ همسر من ايرانی و جراح هستند و اينجا جراحی می خوانند... پس امکان اين کار هست. الان مشکل پزشکان ايرانی وارد آمريکا شدن است... اگر کسی که امتحان می دهد نمره های "يو اس ال ام ای " بالايی داشته باشد و يک طوری بتواند وارد آمريکا شود، می تواند چند سال تحقيق کند و سی وی (شرح سوابق کاری) خود را تقويت کند... من خيلی ها را ديدم که يک سال وارد دوره رزيدنت داخلی شده اند و پس از يک سال تغيير رشته داده اند و وارد رشته جراحی شدند... امکانش هست ولی خيلی راحت نيست. هيچ چيز خوبی آسان و راحت نيست.
The Association of Iranophile Tehran -IRAN Tel: +98 (21) 8898 6593 - 8897 6594, Fax: +98 (21) 8897 5734 E-Mail: info@Topiranian.com
اخبار تاپ ایرانیان در سایت شما | دریافت خبرنامه تاپ ایرانیان | اخبار تاپ ایرانیان در یاهو مسنجر | تماس با ما