شكست، استارت پيروزي است

"مهدي سلوكي" بازيگر سريال‌هاي تلويزيوني:

شكست، استارت پيروزي است

‏"مهدي سلوكي" از بازيگران جوان و خوش آتيه تلويزيون است. اهل مصاحبه نيست، لااقل حالا كمتر مصاحبه مي‌كند. موقع مصاحبه‌ي ما مي‌گفت : من تنها دو جا مصاحبه كردم، اما نشريات ديگر از دست هم كپي مي‌كنند بدون اين كه احترامي به ما بگذارند.
مهدي با ايفاي نقش "بهروز" يكي از بهترين بازيهايش را به معرض نمايش گذاشت. او به خوبي در گيريهاي دروني و بيروني يك جوان را به تصوير كشيد.
گفتگوي مفصل "مريم احمدي"خبرنگارو نائب رئیس کمیته فرهنگی ، هنری را با مهدي سلوكي بخوانيد.
mehdi.jpg

o مهدي سلوكي كيست؟
• مثل همه آدمهاي ديگر. چون من هم از همين جامعه برخاسته‌ام. اما اگر منظورتان اين است كه خودم را بيشتر معرفي كنم؛ من متولد 14 خرداد 1361 اصفهان، ديپلم گرافيك، دانشجوي اخراجي رشته نمايش و بازيگري هستم كه با بالاترين رتبه قبول شدم اما به دليل اينكه در حال بازي در يك سريال بودم نتوانستم سركلاس‌ها حاضر شوم و از دانشگاه اخراج شدم.
من در خانواده‌اي به دنيا آمدم و بزرگ شدم كه پدرم نظامي بود. به همين خاطر ديسيپلين خاصي در خانه ما حكمفرما بود. مادرم نيز خانه‌دار بودند و هستند. يك برادر به نام محمد دارم كه او به كار اجرا مشغول است. ديگه چي بگم؟
o خب بگوييد چه جور بچه‌اي بوديد، وضعيت تحصيلي‌تان چگونه بود و...؟
• بچه فوق‌العاه شيطاني بودم و هميشه به بهانه‌هاي مختلف از درس و مدرسه فرار مي‌كردم. مثلاً يك روز به دروغ مي‌گفتم معده‌ام درد مي‌كند، يك روز مي‌گفتم دلم درد مي‌كند و... هميشه هم آنقدر طبيعي و واقعي بازي مي‌كردم كه معلم و ناظم باور مي‌كردند و مرا به خانه مي‌فرستادند. از نظر تحصيلي هم در هنرستان هميشه درس‌هاي تخصصي‌ام بالاي 18 بود. اما دروس عمومي را دوست نداشتم و همه نمراتم پايين بود.
o بدترين نمره‌اي كه آورديد؟
• نمره دو بود از ديكته.
o در طول تحصيل كدام معلم خود را خيلي دوست داشتيد؟
• معلم كلاس اول ابتدايي خانم عشقي‌نژاد. به دليل اينكه از لحاظ فيزيك صورت نسبت به بقيه بچه ها بچه‌تر نشان مي‌دادم اين خانم خيلي به من محبت مي‌كردند.
o در كودكي زياد به سينما مي‌رفتيد؟
• جالب است بدانيد كه خانواده هر موقع مي‌خواستند به سينما بروند من را به زور با خودشان مي‌بردند چون از اينكه بايد مي‌رفتم و يك جاي تاريك مي‌نشستم و مجبور بودم 2ساعت آن جا بنشينم حوصله‌ام سر مي‌رفت. هر موقع هم كه مي‌رفتم هميشه تو سينما مي‌خوابيدم.
o يك تصوير روشن از دوران كودكي‌تان ارائه دهيد؟
• خب خيلي بوده ببينيد پدر و مادر من خيلي مهربان هستند. من هميشه از آن‌ها كادو مي‌گرفتم و مي‌گيرم يعني بابت هر كار خوبي از پدر و مادرم هديه مي‌گرفتم. از وقتي هم كه يادم مي‌آيد هميشه كادو دوست داشتم و گرفتم. به همين خاطر دوران كودكي‌ام پراست از تصاوير روشن.
o شما در ابتدا با گروه كودك همكاري داشتيد توضيح مي‌دهيد كلاً چگونه شد كه وارد اين عرصه شديد؟
• همكاري من با گروه كودك از سال 76 شروع شد. داستان از اين قرار بود كه در هنرستاني كه من درس مي‌خواندم يك روز از طرف صداوسيما آمدند و از 300 نفر تست گرفتند.از اين تعداد، پنج نفر قبول شدند. كه يكي از آنها من بودم. كارم را با سريال "گنجشك و ماه" شروع كردم و بعد چند برنامه اجرا كردم. سپس اجراي برنامه نيم رخ به من سپرده شد. بعد هم در سريالهاي "اسم رمز" "بوي غريب پاييز" "چراغ خاموش" "غريبانه" "تب سرد" "باجناقها" "نرگس" و... بازي كردم.
o مهدي سلوكي علاوه بر كار بازي تجربه كار اجرا را نيز دارد. اگر قرار باشد ميان اين دو يكي را انتخاب كند انگشت روي كدام يك مي‌گذارد و چرا؟

m.jpg
• صددرصد بازيگري، چون از اينكه در نقش آدم ديگري فرو مي‌روم لذت مي‌برم. از سريال "غريبانه" بازيگري برايم جدي شد و از آن زمان سعي كردم تكنيك‌ها و فنون بازي و هرچيزي را كه قرار بود راجع به اين رشته بدانم و قبلاً نمي‌دانستم، بياموزم وهمين براي من قابل توجه و دوست داشتني بود.
o سيروس مقدم را همه به عنوان يك كارگردان فهيم و اينكه توكار به بازيگر حق اظهار نظر مي‌دهد مي‌شناسيم آيا همين طور است؟
• بله، صددرصد. ايشان كارگردان فوق‌العاده‌ايست و معتقد است بازيگر در كار سهيم است به همين خاطر حق اينكه نظرش را بدهد دارد.
البته نظر بازيگر را گوش مي‌كند اگر منطقي و درست بود مي‌پذيرد. به همين دليل در مجموعه "نرگس" من همه تلاشم را كردم تا از كليشه شدن دوري كنم و نقش بهروز حالت شعاري نداشته باشد و همه چيز واقعي باشد. حتي مثلاًنگاه پسر به دختر يا پسر به پدر و...
خدا را شكر كه براي مردم باورپذير شده بود و اين سريال در نوع خود موفق بود.
o وقتي پرونده كاري خود را نگاه مي‌كنيد كدام كار خود را بهتر از بقيه مي بينيد و دوست داريد؟
• نقش بهروز را در سريال "نرگس" خيلي دوست دارم، به دليل اينكه واقعاً نقشي بود كه جاي كار داشت. و من هم با دل و جان مايه گذاشتم.
و اصلاً كم نگذاشتم.
o خيلي‌ها به خاطر رسيدن به شهرت وارد عرصه بازيگري مي شوند. شما چطور؟
• اصلاً. شهرت براي من هيچ وقت مهم نبوده و نيست.
o خب با مجموعه "نرگس" به محبوبيت رسيديد چه احساسي داريد؟
• خيلي خوشحالم. همان طور كه گفتم شهرت را دوست ندارم اما اينكه در ميان مردم محبوب باشم برايم مهم است. از اينكه با بازي در سريال نرگس اين اتفاق برايم افتاد بسيار خوشحالم.
o اگر بخواهيد يك جمله به مردم بگوييد آن جمله چيست؟
• خاك پاي همه هستم و هرچه دارم از آنهاست.
o درمجموعه نرگس مهدي سلوكي نشان داد به يك پختگي رسيده كه در كارهاي قبلش اين طور نبود. فكر مي‌كنيد دليلش چه بود؟
• خب ببينيد، چند چيز باعث اين مسأله شد و به نقش بهروز كمك كرد. اولين نكته خود شخصيت بهروز بود.
نكته دوم، هدايت خوب كارگردان و نكته سوم اعضاي گروه بود. شما مطمئن باشيد پشت يك كار موفق، گروهي موفق و پشت صحنه بسيار خوب و صميمي خوابيده است. اين دلايل كنار هم چيده شد. و به پخته شدن و بهتر شدن مهدي سلوكي در نقش بهروز كمك كرد و مطمئن باشيد اگر اين گروه و اين جمع دوباره دور هم جمع شوند باز يك كار موفق ديگري ارايه خواهند داد.
o از تفريحا‌تتان بگوييد؟
• من با كارم تفريح مي‌كنم. يعني هيچ وقت توكار احساس خستگي و فشار نمي‌كنم چون برايم بازيگري لذت بخش است. به عنوان مثال وقتي براي كار آفيش مي‌شوم همه بچه‌ها مي‌گويند تو چه جوري 5 صبح بلند مي‌شوي مي‌آيي و اينقدر هم سرحال و قبراق هستي. برايشان تعجب‌آور است. اما واقعيت همين است چون من با كارم زندگي مي‌كنم.
جالب است بدانيد كه حتي ماديات در اين كار برايم مهم نيست. زمان بيكاري كتاب زياد مي‌خوانم. ماشين سواري را خيلي دوست دارم. زمستانها به اسكي مي‌روم، تنيس بازي مي‌كنم و با خانواده هستم؛ اينها تفريحات من است.
o به غير از تهران دوست داري در كدام شهر زندگي كني؟
• اصفهان.
o ديگه كجا؟
• همه جاي ايرن سراي من است.
o از چه چيز تهران و اصفهان خوشت مي‌آيد؟
• شب هاي تهران را خيلي دوست دارم و به قدم زدن در 33 پل اصفهان علاقه‌مندم.
o سفر به كدام كشورها برايت جذاب و لذتبخش است؟
• دوست دارم همه جاي دنيا را ببينم و تجربه كنم. چون جهانگردي يكي از چيزهايي است كه براي بازيگر خيلي لازم است.
o اگر قرار باشد به پدر و مادرتان يك جمله هديه كنيد به آنها چي مي‌گوييد؟
• من هميشه به خدا يك چيز گفتم، گفتم كه پيش مرگشان بشوم.
o اولين مسؤوليتي كه برعهده شما گذاشته شد چه بود؟
• معمولاً مسؤوليت سنگيني به من محول نشده اما اگر هم مسؤوليتي به من داده شده هميشه از عهده‌اش برآمدم.
به عنوان مثال بارها پيش آمده كه پدرومادرم به مسافرت رفتند و خانه را به من سپردند. من پخت و پز كردم؛ جاروبرقي زدم و....
o از مسؤوليت‌تان در دوران خدمت سربازي توانستيد برآييد؟
• خب من از قضيه سربازي خيلي مي‌ترسيدم چون شغلم هنري بود و روحيه‌اي هنري داشتم. ولي خودم هميشه پيرو اين هستم كه بايد از شعار فرار كرد. اگر مي‌گويند سربازي سخت است من بايد بروم و سختي آن را بكشم و واقعاً هم رفتم و تلاش خودم را كردم و شرايط را براي خودم مهيا ساختم.
o خاطره يا اتفاق جالبي از دوران سربازي تان داريد؟
• بله، من تنها سربازي بودم كه در پادگان زمان خدمتم موهايم بلند بود و آن به خاطر امريه‌اي بود كه از سازمان داشتم. فرمانده‌مان مي‌گفت تا به حال من نديده‌ام سربازي در اينجا بيايد و موهايش بلند باشد. حتي علي دايي و خيلي كسان ديگر با موهاي كوتاه در اين پادگان خدمت كردند.
o گفتيد غذا خوب درست مي كنيد، خوشمزه‌ترين غذايي كه درست مي‌كنيد، چيست؟
• ماكاروني.
o و غذاي مورد علاقه‌تان؟
• قورمه سبزي
o در حال حاضر مهمترين كاري كه قصد داريد انجام بدهيد چيست؟‏
• خيلي دوست دارم روزي اسكار بگيرم.
o فكر مي‌كنيد به آن برسيد؟
• فكر نمي‌كنم به آن برسم اما آرزوي بزرگ داشتن باعث مي‌شود كه آدم اگر قرار است در جاده موفقيت با سرعت 10كيلومتر گاز بدهد حداقل سرعتش را بيشتر مي‌كند.
o آرزوي هنري‌تان گرفتن اسكار است آرزوي خصوصي‌تان چيست؟
• اينكه هميشه سايه پدرومادرم بالاي سرم باشد.
o اولين باري كه گفتگو‌ي‌تان در نشريه اي چاپ شد را به ياد داريد، چه احساسي داشتيد؟
• روزي كه اولين مصاحبه‌ام چاپ شد با ذوق و شوق بسيار 8 ـ 7 تا روزنامه خريدم و بين افراد خانواده و فاميل پخش كردم.
o آدم انتقادپذيري هستيد؟
• بله هستم، البته بستگي دارد چه كسي انتقاد بكند و چقدر سواد داشته باشد.
o نقطه قوت مهدي سلوكي چيست؟
• آدمي هستم كه اگر چيزي را بخواهم آنقدر تلاش مي‌كنم تا به خواسته‌ام برسم و تا آن را به دست نياورم ول كن نيستم.
o بهترين لحظه زندگي مهدي سلوكي؟
• زماني است كه وارد خانه شوم و پدرومادرم با خنده به من نگاه كنند و فقط دعايم كنند.
o گفتيد در كودكي به زور به سينما مي رفتيد يعني اصلاً علاقه‌اي به بازيگري نشان نمي‌داديد؟
• نه، اصلاً فكرش هم نمي‌كردم كه روزي بازيگر شوم.
o اگر بازيگر نمي‌شديد چه هنري را انتخاب مي‌كرديد؟
• نقاشي را.
o بهترين انتخاب هنري‌تان؟
• بازي در مجموعه نرگس.
o مهدي سلوكي براي رسيدن به اين جايگاه چقدر زحمت كشيده است؟
• ببينيد، من براي اين كار خيلي زحمت كشيدم. اغلب بچه‌ها در 16 ـ 15 سالگي در بغل پدرومادرشان بزرگ مي‌شوند اما من براي بازي در سريال "گنجشك و ماه" سه ماه به شهرستان رفتم. خب 3 روز اول برايم عادي بود اما بعداز آن دچار افسردگي شدم و شب‌ها گريه مي‌كردم. جوري شده بود كه هر هفته پدر و مادرم پنج شنبه‌ها به ديدنم مي‌آمدند. اين طور نبود كه يك دفعه و بدون هيچ زحمتي وارد اين كار شوم.
o به خاطر سن كم‌تان خانواده مخالفت نمي‌كردند؟
• چرا، اوايل خيلي مخالفت مي‌كردند و مي‌گفتند به درس‌هايت لطمه وارد مي‌شود و البته همين طور هم شد. من آدمي بودم كه6 بعدازظهر ديرتر به خانه نمي‌رفتم، ‌اما اين كار نظم زندگي‌ام را به هم زد. آنها مي‌گفتند در كارهايي كه فقط در تهران است برو بازي كن و شهرستان نرو! مخالفتشان در همين حد بود وگرنه با خود اين حرفه مخالفتي نداشتند.
o اولين دستمزدي كه از كار بازيگري گرفتيد چقدر بود و با آن چكار كرديد؟
• ماهي صدهزارتومان بود و با همه آن لباس خريدم.
o در انتخاب و قبول كارها با برادرتان محمد هم مشورت مي‌كنيد؟
• بله، صددرصد. من در همه كارهايم با او مشورت مي‌كنم. ما با هم رفيق هستيم.
o
7.jpg
به دليل شهرتي كه در بين مردم داريد دچار غرور نشده‌ايد؟
• اگر راستش را بخواهيد شايد تا 5 ـ4 سال پيش اين غرور در من بود، اما باور كنيد از وقتي كه سريال "نرگس" پخش شد و بزرگان اين حرفه لطف كردند و با من تماس گرفتند و مرا تشويق كردند ديگر بحث غرور براي من حل شد.
o جالب ترين شايعه‌اي كه در مورد خودتان شنيديد؟
• شايعه مرگم! مدتها پيش گفتند مهدي سلوكي در شمال تصادف كرد و مرد.
o گفتيد به موسيقي علاقه‌منديد، چه نوع موسيقي‌اي؟
• من همه نوع موسيقي گوش مي‌كنم اما موسيقي بدون كلام و كلاسيك را بيشتر دوست دارم.
o از صداي كدام خواننده خوش‌تان مي‌آيد؟
• عليرضا عصار، فرمان فتحعليان و ناصر عبداللهي.
o يك زماني طرفدار تيم پرسپوليس بوديد هنور هم هستيد؟
• الان اصلاً پيرو رنگ نيستم و هر دو تيم آبي و قرمز را دوست دارم و فقط طرفدار تيم ملي هستم.
o از ميان باشگاههاي خارجي به كدام تيم علاقه‌منديدي؟
• اينترميلان.
o بازيكنان خارجي مورد علاقه‌تان؟
• رونالدينهو، ديويد بكهام كه خيلي دوستش دارم، از قديمي‌ها هم ديه گو مارادونا.
o گفتگو را خودتان تمام كنيد؟
• مي‌خواهم به جوانها بگويم بهترين دوست خودتان را پدرو مادرتان بدانيد و اگر قرار است تصميم بزرگي براي زندگي‌تان بگيريد فقط با پدرومادرتان مشورت بكنيد. در ضمن در زندگي تلاش خود را بكنيد چون فقط با تلاش است كه مي‌توان به خواسته‌ها و اهداف خود رسيد.



The Association of Iranophile Tehran -IRAN Tel: +98 (21) 8898 6593 - 8897 6594, Fax: +98 (21) 8897 5734 E-Mail: info@Topiranian.com

اخبار تاپ ایرانیان در سایت شما | دریافت خبرنامه تاپ ایرانیان  |  اخبار تاپ ایرانیان در یاهو مسنجر |  تماس با ما