گفتگوي اختصاصي انجمن دوستداران ايران با مجيد اخشابي
موسيقي را از مردم ياد گرفتم
گفتگو : مريم احمدي
هنر متعهد اين قابليت را دارد كه به ذهن يك نااميد، اميد ببخشد!
يك هنرمند فقط از طريق انديشه و تفكرش ميتواند موفق شود نه چيز ديگر.
اشاره :
مجيد اخشابي بدون شك يكي از محبوب ترين چهرههاي موسيقي كشور است كه اثر آثار او با اقبال خاص مخا طبان مواجه شده است .
او در27 دی ماه سال 1351 در خانوادهاي هنردوست در شهر تهران چشم به جهان گشود علاقه او به موسيقی در سنين کودکی به حدی بود که صدای هر سازی، خصوصا سنتور وی را شديدا تحت تاثير قرار ميداد.
در سن 9 سالگی با استفاده از وسائل ابتدايي توانست سازی شبيه به سنتور بسازد و خود را با نواختن آن سرگرم کند. با توجه به اين علاقه وافر، والدين او يک ساز سنتور برای وی تهيه کردند و جالب اينکه او توانست بدون هيچگونه آموزش قبلی، اين ساز را به درستی کوک کند و بنوازد! البته در آن زمان به دليل سکونت در يکی از شهرستانهای شمال کشور، امکان دسترسی به استاد برای وی ميسر نبود و او تنها از طريق مراجعه به کتابها و نوارهای کمک آموزشی ميتوانست امر فراگيری را دنبال کند که خوشبختانه از همين طريق در مدت کوتاهي به پيشرفت قابل توجهی دست يافت. همچنين در کنار فراگيری نوازندگی، هنر آهنگسازی و خوانندگی را با علاقه دنبال مينمود. به هر حال در تمام اين دوران او مجبور بود که خود، استاد خود باشد!
فعاليت حرفهاي وی از سال 1370 در زمينههای نوازندگی، آهنگسازی، تنظيم، نظارت بر ضبط و توليد آثار موسيقی آغاز شد. حاصل اين تلاش آثار متعددی در گونهها و فرمهای مختلف موسيقی است که به صورت کاست و CD منتشر شده است. وی از سال 1375 با تشکيل گروه هنری مهرآوا ضمن همکاری با صدا و سيما کنسرتهای متعددی را در ايران و مراکز معتبر علمي و فرهنگی کشورهايی چون انگلستان، روسيه، اسپانيا، ژاپن (فستيوال مين اون)، کره، هندوستان، مالزی و ... به اجرا در آورده که همگی آنها به لطف الهی با موفقيت روبرو بوده است.
مجيد اخشابی بدون ترديد از جوانان فعال، با استعداد و موفق در عرصه هنر موسيقی کشورمان است که افتخار همکاری با استادانی چون محمدعلی معلم، فريدون شهبازيان، همايون خرم و بسياری از هنرمندان صاحب نام ديگر تجربيات ارزندهاي را برای وی به ارمغان آورده است. تحصيلات وی در رشته مهندسی عمران است و دوره کارشناسی دانشکده موسيقی ميباشد.
آثار مجید اخشابی در بازار موسیقی عبارتند از:
گمگشته ، همراز و پریزاد.
آثار دیگر مجید اخشابی :
موسیقی انتهایی برنامه مردان آهنین -موسیقی انتهایی برنامه گل بیار گل ببر- تیتراژ پایانی سریال متّهم گریخت- تیتراژ پایانی سریال خانه به دوش{ آهنگ، تنظیم } - آسمان اطلسی{ آهنگ، تنظیم }
- تنها - مژدگانی بهار است{ آهنگ، تنظیم } - شیشه عمر اهرمن{ آهنگ، تنظیم } - دريا{ آهنگ، تنظیم } - رايحه فيض - قاصدك{ آهنگ } - وصف علی ( از آلبوم ماه غریبستان از محمد اصفهانی) { آهنگ } - وقت سحر ( از آلبوم گلچین از محمد اصفهانی) {آهنگ، تنظیم } - یار دلنواز ( از آلبوم قصه شمع از علیرضا افتخاری) { آهنگ، تنظیم } و...
• بالاخره مجيد اخشابي خواننده است يا آهنگساز؟
اگر قابل باشم يك هنرمند. يك هنرمند اين اجازه را دارد كه هر خلاقيتي را كه قادر است از خود بروز بدهد در اختيار مخاطبان بگذارد.
• شما را يك آهنگساز و نوازنده سنتور ميشناختيم، اما ناگهان در سريال «گمگشته» صدايتان را هم شنيديم و كلي غافلگير شديم.
خوانندگي را در سالهاي 71-70 بارها تجربه كرده بودم، آن هم با كارهايي كه در زمان خودش موفق بود. مثل «بهار آمد» و «انتظار» و يقين دارم كه اين ملوديها را مردم هنوز به خاطر دارند.
اما بعد از آن سالها در كار خوانندگي من وقفه افتاد و من بيشتر به جنبههاي ديگر موسيقي مثل آهنگسازي و نوازندگي در كنسرتهاي موسيقي سنتي در نقاط مختلف دنيا پرداختم. در سريال گمگشته پيشنهاد آهنگسازي و خوانندگي از طرف دوستگراميام آقاي «ثقفي» و «مهران رسام» شد كه پذيرفتم و مشغول انجام اين كار شدم و در مدت كوتاهي موسيقي آن را آماده كردم.
با عنايت خدا اين كار با اقبال مردم مواجه شد و در آنجا بود كه قابليتهاي خوانندگي و خصوصا صدايم مورد توجه مردم قرار گرفت.
• نگران نبوديد كه كارتان با اقبال مردم مواجه نشود؟
چرا ولي نه به اندازهي زماني كه تيتراژ «خانه به دوش» و «مهتاب» را اجرا كردم. چون قبل از گمگشته كار خواندن تيتراژ در سريالها آن هم در حول و حوش آن سالها كار تكراري نبود.
بعد از گمگشته كار برايم سختتر شد چون معيار آن كار شده بود.
• براي خواندن در تيتراژ سريال، هر پيشنهادي را ميپذيريد؟
اصلا چنين نيست، در وهله اول اين است كه بتوانم با آن اثر و عوامل اجرايي آن ارتباط برقرار كنم. از طرفي نيز اين شانس را هميشه داشتم كه دوستاني به من پيشنهاد انجام كار دادهاند كه خودشان قابليت اجرايي بسيار خوبي داشتهاند و به لحاظ روحي و فكري با هم سازگار بوديم.
• فكر ميكنيد در عرصهي خوانندگي موفق بوديد يا آهنگسازي؟
خب خوانندگي من را بيشتر معرفي كرد و به مردم شناساند و توجه بيشتر مردم به سوي خوانندگي من بوده است.
• در زندگي شخصيتان بيشتر موفق بوديد يا عرصههاي هنري؟
زندگي من از هنر جدا نيست. اگر قرار است موفق بشوم، بايد در هر دوي اينها بشوم. چون كه من زندگي خود را به طور شبانهروزي در راستاي آن چه كه دوست دارم، يعني موسيقي وقف كردهام و مجالي براي پرداختن به چيزي به غير از موسيقي ندارم. البته اين مساله برايم لذتبخش است. البته بايد به اين نكته اشاره كنم هر هنرمندي بايد بداند در اجتماعي زندگي ميكند كه اگر دانش زندگي در آن را نداشته باشد، به هنر نخواهد رسيد.
• چه تعريفي از هنر داريد؟
هنر به تصويركشيدن زيباييهاي موجود و نهفته طبيعت است و يك هنرمند فقط اين زيباييها را به زبان سادهتري براي مردم روزگار خود و مردم آينده روايت و يا ترجمه ميكند. همه زيباييها يقينا در درون طبيعت و روح جهان وجود دارد و آفريدگار بزرگ، براي اينكه هنرمندان هم در اين دنيا دلمشغولي و كاري براي پرداختن داشته باشند، به يك باره خود اين ترجمه زيباييها را انجام نداده و كشف آن را به هنرمندان واگذار كرده است!
*موفقيتهاي شما مرهون تلاش چه كسي است؟
خيليها، من موسيقي را از مردم ياد گرفتم، وقتي به صورت حرفهاي وارد اين كار شدم تنها 18 سال داشتم و بديهي است كه طي اين سالها از دريافت نظريات مخاطبين و اطرافيانم بهرهمند شدهام. اما در وهله اول نزديكترين افراد پدر و مادرم بودند و بعد از آن خانوادهام و تمام هنرمنداني كه با آنها سر و كار داشتم و توجه من را به ظرايف و رموز اين كار جلب كردند. به عنوان مثال استاداني چون علي معلم در سوق دادن تفكراتم به سوي معنويات و هنر متعهد به جامعه تاثيرگذار بودند همچنين استادي چون «فريدون شهبازيان» كه در همدلي و آگاهي بخشيدن به فنون موسيقي راهنماي من بودند و همه و همه موزيسينهايي كه با آنها همكار بودم و همكاري كردم، در كسب تجربه زندگي من موثر بودند.
*هنر متعهد چه نوع هنري است؟
هنر هدفمند و هنري كه با نگاه و توجه مستقيم به مخاطبيني كه قرار است با آنها ارتباط برقرار كنند، ساخته ميشود. هنري كه انديشه مخاطب را وادار به فعاليت و تاثيرپذيري در جهت مثبت و موفقيت ميكند. هنري كه خود باعث تربيت هنرمند متعهد ميشود و هنرمند متعهد را به جامعه تحويل ميدهد. اگر شنونده از شنيدن يك اثر فقط بتواند لحظات را با سرعت بيشتري طي كند، از اثر دريافت با ارزشي نداشته است. ولي در عوض هنر متعهد اين قابليت را دارد كه به ذهن يك نااميد، اميد ببخشد و شوق موفقيت و پيروزي را در شنونده افزون كند و همراه خوبي براي لحظات او باشد. بعضي موسيقيها تنها تاثيري كه در برخي از مخاطبين آن هم جوانترها ميگذارد بيشتر فشار آوردن بر روي پدال گاز است و گوش كردن يك باره يا صدباره آن اثر، فرقي به حال شنونده ندارد.
• ساز تخصصيتان سنتور است، چرا سنتور را براي خود انتخاب كرديد؟
چون صداي اين ساز براي من به گونهاي تاثير آسماني داشت. وقتي در كودكي صداي اين ساز را ميشنيدم، بدون اغراق مسحور ميشدم و واقعا سنتور از خوش صداترين سازهاي موسيقي نه تنها ايران بلكه دنياست. به همين دليل علاقهمند به يادگيري اين ساز شدم.
• چرا همان موسيقي اصيل را ادامه نداديد و به وادي موسيقي پاپ هم گام گذاشتيد؟
گرايش من در موسيقي پاپ همچنان به سوي موسيقي سنتي بوده و من اين نوع موسيقي را با هم تلفيق كردهام.
البته شايد بعضي مواقع به صورت نمادين از يك ساز موسيقي سنتي در يك آهنگ پاپ استفاده بكنم تا از نغمه موسيقي سنتي و گردش ملودي در فضاي موسيقي سنتي بهره بجويم.
• از ايدهآلهاي مجيد اخشابي بگوييد؟
يكي از ويژگيهاي ايدهآلها فاصله با آنهاست، ذات پوياي انساني به گونهاي خلق شده كه آنچه را به دست ميآورد موجب گشوده شدن افقهاي تازهتري در ديدگاهش ميشود.
ولي من ايدهآلهايم فقط در به دستآوردن تفكر و به طور كلي دستيابي به محصولات نرمافزاري و فكري است و ديگر به دستآوردن چيزي برايم آن قدر مهم نيست كه خودم را به دردسر بيندازم، با اين همه به دست آوردن يك حس و يك زاويه ديد منحصر به فرد ممكن است من را وادار به پيمودن ارتفاع يك كوه و يا پيمودن عرض يك صخره بكند.
يك هنرمند فقط از طريق انديشه و تفكرش ميتواند موفق شود نه با چيز ديگري. در نهايت هم من مثل همه انسانها به دنبال سعادت ميگردم و اين كيميا به جز در كارگاه ذهن يك متفكر و انديشمند و يك مخلوق مرتبط با خالق به دست نميآيد.
* قدري از كودكيتان بگوييد، از شكلگيري موسيقي در ذهن مجيد اخشابي.
از شانسهاي بزرگي كه از بدو تولدم با آن روبهرو شدم داشتن يك پدر و مادر خوب بود. زندهياد پدرم مرد صاف و ساده، بيريا و مهرباني بود كه هم از اولين معلمين زندگي من بوده و هم از اولين معلمين موسيقيام. او موزيسين نبود ولي يك شنونده بسيار حرفهاي بود. مادرم نيز همانند پدرم بسيار دانا و انديشمند بود و هست.
اين دو موجود در پرورش و هدايت من بسيار زحمت كشيدند. شايد من الان مثل پدر و مادرم در آن روزگار فكر نكنم، چون آنها در آن سنين حاصل زندگي خود را، فرزندانشان ميدانستند و براي خود حق ديگري از زندگي قائل نبودند. بايد چقدر گذشت لازم باشد تا انسان براي فرزندانش اين چنين زندگي كند. آنها هر

چه وقت و توان داشتند در اختيار ما بود و من هنوز كه هنوز است واقعا بدون مشورت مادرم كاري را انجام نميدهم.
• غير از خودتان برادر يا خواهري داريد؟
بله دو برادر و دو خواهر و من تهتغاري خانه هستم.
• با تشكر از شما كه در اين گفتوگو شركت كرديد.
من هم از شما تشكر ميكنم.