عباسعلي وفايي؛ رئيس مرکز گسترش زبان و ادبيات فارسي

اعلام مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مبني بر ادغام دبيرخانه شوراي گسترش زبان فارسي در مرکز گسترش زبان و ادبيات فارسي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي از سوي برخي کارشناسان و مسئولان مربوطه در وزارت علوم با ديدگاهها و نقطه نظرات متفاوتي روبه رو شده است به گونه اي که کارشناسان اين وزارتخانه تنها جايگاه دبيرخانه شوراي گسترش زبان فارسي را در اين وزارتخانه مي دانند. سايت کتاب خبرگزاري ميراث فرهنگي با اطلاع بر نظرات موافق و مخالف درصدد برآمد تا گفتگويي را با وفايي، رئيس فعلي مرکز گسترش زبان و ادبيات فارسي انجام دهد و دلايل او و مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در لزوم انجام اين ادغام را از نزديک جويا شود.
دلايل زماني دارد و اينجا جاي پرداختن به آن نيست. درباره انتقال شوراي گسترش زبان فارسي به سازمان فرهنگ و ارتباطات بايد بگويم که اين تصميم قبل از اينکه بنده مسئوليت اين مرکز را عهده دار بشوم، ابلاغ شده است و به عقيده من، علت آن قطعا" به خاطر توان و ظرفيت اجرايي فراواني است که در سازمان فرهنگ و ارتباطات است و وزارت ارشاد هم خود به اين موضوع واقف است. از ابتدا وزارت علوم و سازمان ارتباطات در زمينه اعزام استاد دخالتي در کار يکديگر نداشتند و از اين به بعد هم همينطور خواهد بود.
شايد بشود گفت که در بين کشورهاي دنيا، ايران يکي از کشورهاي فعال در عرصه فرهنگي است اگر چه درباره فعاليتهاي فرهنگي اين کشور انتقاداتي بر ما وارد است و نبايد منکر آن شد اما شما وقتي که به بسياري از کشورهاي اطراف و همجوار ما مراجعه مي کنيد به خوبي درمي يابيد که ما در عرصه فرهنگي حضور درخشاني داريم بنابراين اينکه اعلام شده شوراي گسترش زبان فارسي بايد به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي منتقل شود به خاطر توان اجرايي بالاي اين سازمان است چنانکه اگر شما به کشورهاي همسايه مثل تاجيکستان، ترکمنستان، ازبکستان، افغانستان و کشورهاي حوزه خليج فارس و ارمنستان سفر کنيد، به وضوح مي بينيد که ما در اين کشورها تشکيلات بسيار قوي و منسجمي داريم براي مثال رايزني هاي فرهنگي ما داراي ساختمان هاي بزرگ با 10 نفر يا بعضا" 30 نفر نيرو هستند. در هر يک از رايزني هاي ما، اتاق ايران تاسيس شده است به طوري که در تاجيکستان زير نظر رايزني هاي فرهنگي در اتاق ايران،17 جا زبان فارسي تدريس مي شود، کتابهاي آموزشي زبان فارسي ارائه و به علاقه مندان غيرايراني آموزش داده مي شود يا استاد دانشگاه اعزام مي شود و همه اين موارد در ازبکستان، ترکمنستان و ساير کشورهاي همجوار و همسايه نيز انجام مي شود.

_ متولي اين فعاليتهاي فرهنگي چه کسي است؟
* سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي است که در اين زمينه هم سرمايه گذاري هاي فراواني کرده است. شما حالا فرض کنيد که يکبار ديگر سازماني تشکيل شود و بخواهد اين قبيل کارها و فعاليتها را انجام دهد، دوباره دولت ايران چقدر بايد سرمايه گذاري کند در حالي که هم اکنون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي اين ظرفيت و توان اجرايي را دارد و اتفاقا" در اين زمينه سرمايه گذاري هاي فراواني کرده است. ضمن آنکه سنخيت وزارت ارشاد و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي از جهت بودجه اي در راس هر دو وزير کاملا" هم مبرهن و مشخص است و به همين خاطر است که دبيرخانه شوراي گسترش زبان فارسي قرار است به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي منتقل شود. البته در اين ميان شيوه فعاليت وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري در عرصه هاي علمي بر کسي پوشيده نيست بحث آوردن دانشجو و تربيت آنها و اعزام اساتيد به خارج از کشور از جمله مسئوليتهايي است که اين وزارتخانه برعهده دارد و در حال حاضر رسالت آن را هم بر دوش مي کشد بنابراين انتقال دبيرخانه شوراي گسترش زبان فارسي به مرکز، باري از مسئوليت آنها کم نمي کند همچنان که اضافه هم نمي کند چون آنها وظايف و مسئوليتهاي خود را دارند اما اگر اين شورا به مرکز گسترش زبان فارسي منتقل شود بازوي تصميم گيري اجرايي سازمان در خارج از کشور خيلي بيشتر مي شود.

_ آيا موازي کاري به وجود نمي آيد؟چون شما يک سري استاد اعزام مي کنيد وزارت علوم هم يکسري اعزام استاد دارد، شما يک سري کرسي زبان و ادبيات فارسي براي آموزش زبان فارسي ايجاد مي کنيد، آنها هم همانطور که خودتان اشاره کرديد، مي توانند در اين زمينه ها فعاليت کنند و اتفاقا" از نظر علمي اين جايگاه را هم دارند بنابراين انجام اين کارها توسط دو متولي باعث موازي کاري نمي شود؟
* بايد بدانيد که تا امروز فعاليت وزارت علوم در اين زمينه ها با واسطه رايزن فرهنگي بوده است و رايزن فرهنگي بيشترين نقش را در هماهنگي اين فعاليتها بر عهده داشته است. اما درباره اينکه فرموديد موازي کار اتفاق مي افتد بايد بگويم که نه اينطور نيست چون همانطور که قبلا" هم خدمتتان عرض کردم تربيت دانشجو در خارج از کشور بر عهده وزارت علوم است و وزارتخانه ما پيش بيني مي کنيم که از نظر کمي و کيفي بتوانيم در سال آينده دو سه برابر بتوانيم انشاء الله بودجه خود را افزايش دهيم تا بتوانيم برنامه هاي در دست اقدام خود را انجام دهيم.
متولي اين کار است و نه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي اما اعزام استاد از طريق وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري براساس تفاهم نامه اي است که ميان اين وزارتخانه با وزارتخانه هاي خارج از کشور منعقد مي شود که يکي از آنها قرارداد توسعه کرسي هاي زبان فارسي و اعزام استاد زبان فارسي به آن کشورهاست و اين با اعزام استاد توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات کاملا" متفاوت است. براي مثال بنده براي ميان ترم يک ماه آينده قرار است 27 استاد اعزامي را براي دوره هاي کوتاه مدت دو هفته تا يک ماهه به خارج از کشور اعزام کنم در حالي که وزارت علوم براي اين مدت کوتاه استادي را اعزام نمي کند، اين وزارتخانه، استاد را براي مدت دو سال به دانشگاههاي خارج از کشور مي فرستد آنهم براساس تفاهم نامه اي که با دانشگاههاي خارج از کشور بسته است که اگر آن تفاهم نامه نباشد، اعزام استاد امکان ندارد. جهت اطلاعتان بايد بگويم که در اين يک هفته اخير، از 7تا 8 دانشگاه مختلف دنيا از قبيل: هند، پاکستان، يونان و چندين کشور مختلف براي من نامه فرستاده اند که ما يک سمينار علمي داريم و يک استاد متخصص در حوزه ادبيات معاصر مي خواهيم که در اين همايش سخنراني کند و ما هم قرار است که استادي را براي آنان اعزام کنيم.

_ استاد خود را از کجا تامين مي کنيد؟
* از دانشگاههاي مختلف با ما همکاري مي کنند.

_ با چنين شرايطي آيا بهتر نيست که وزارت علوم و سازمان فرهنگ و ارتباطات هر يک بر اساس توان اجرايي خود به طور مشارکتي دبيرخانه را اداره کنند يا اينکه وزارت علوم در اين زمينه به عنوان متولي عمل کند چون شما نيروهاي علمي خود را از وزارت علوم مي گيريد. براي دوره هايي هم که مي خواهيد در خارج از کشور برگزار کنيد باز از وزارت علوم کمک مي گيريد...
* نه هميشه اينطور نيست. به عنوان مثال ما براي نمايشگاههاي هنري که برگزار مي کنيم هم از صدا و سيما و هم از مراکز فرهنگي شهرداري نيرو مي گيريم يا مثلا" در حوزه اسلامي از حوزه علميه براي تبليغ مسائل مختلف نيرو مي گيريم آيا گرفتن نيرو به اين معناست که رسالت و وظيفه خود را زمين بگذاريم و اين مسئوليت را به آنها بسپاريم يا مثلا" در نمايشگاههاي خارج از کشور ما از صدا و سيما در زمينه موسيقي بهره مي گيريم حالا چون از آنها نيرو مي گيريم اين کار را بايد کاملا" بر عهده آنها بگذاريم نه اينطور نيست. شوراي عالي انقلاب فرهنگي در رسالت خود يک نهاد است و اين مراکز و سازمانها هم هرگز با همديگر منافات ندارند چنانکه رايزن فرهنگي که در خارج از کشور هست، از همين مملکت است. اما نکته اي که در اينجا مطرح است توان اجرايي است و خيلي از مسائل را نمي توان بازگو کرد. بايد بدانيد تعداد استادي که ما اعزام مي کنيم با تعداد استادي که وزارت علوم اعزام مي کند اصلا" قابل مقايسه نيست حتي شکل اعزام استاد در سازمان با وزارتخانه متفاوت است يا مثلا" در زمينه تاليف کتاب بيشترين کار را سازمان ارتباطات انجام مي دهد. گسترش زبان فارسي تنها از طريق اعزام استاد نيست ما در حال حاضر چيزي در حدود 800 عنوان کتاب در حوزه زبان و ادبيات فارسي به زبانهاي مختلف دنيا چاپ کرده ايم و اين به خاطر آنست که ما رابطي به نام رايزن فرهنگي در کشورها داريم که در ظاهر چند نفر نيرو دارد اما بيش از 30 تا 40 نفر از اساتيد آن کشورها را به عنوان مترجم، پژوهشگر، معلم و ايرانشناس در اختيار دارد. بنابراين مسئله ما تنها اعزام استاد نيست و ادغام شوراي گسترش زبان فارسي در مجموعه وزارت علوم همانطور که قبلا" هم گفتم چيزي به آن اضافه نمي کند زيرا وزارت علوم همين حالا وظيفه خود را انجام مي دهد اما براي مرکز گسترش زبان و ادبيات فارسي مهم است چون رسالت ما در خارج از کشور گسترش زبان فارسي به شکل ها و شيوه هاي مختلف است و هر چقدر که اين مرکز تقويت بشود و وزارت علوم هم يکي از کساني باشد که در پيشبرد کار و منطقي کردن و علمي کردن کار به ما کمک کند، قطعا" اين رسالت موثر تر واقع خواهد شد بنابراين انتقال اين شورا به مرکز موجب تقويت فعاليتهاي مرکز از جهات مختلف خواهد شد. واقعيت اين است که در کشورهاي مختلف اعزام استاد و اعزام دانشجو حتي يک ابزار است اما براي ما اگر چه اصل گسترش زبان و ادبيات فارسي است اما در بسياري از موارد ما از اين طريق مي توانيم کارهاي بايسته تر فرهنگي انجام دهيم .

_ من برداشتي که از اين بخش صحبت شما دارم اين است که بحث اعزام استاد يا دانشجو به خارج از کشور مي تواند يکسري اهداف سياسي و فرهنگي را دنبال کند. شما قصدتان اين است که در اين مرکز به دنبال اهداف سياسي هم باشيد؟
* نه، اصلا" چنين اهدافي را دنبال نمي کنيم چون اگر به آن سمت برويم قطعا" بخش فرهنگي مختل خواهد شد. بهره گيري ما از اين شورا، در جهت رسالت فرهنگي است و غير از اين نيست چنانکه اگر مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات ببينند که رايزن فرهنگي در خارج از کشور گامهاي سياسي برمي دارد، به او انتقاد مي کنند زيرا مي دانند در چنين فضايي نمي توان کار فرهنگي انجام داد. همواره رايزناني در خارج از کشور موفق بوده اند که چهره فرهنگي داشته اند، مقاله و کتاب نوشته اند و شخصيت علمي بوده اند و حرفي هم براي گفتن داشته اند. حتي رايزن فرهنگي که صرفا" يک چهره مذهبي دارد نمي تواند چندان در جهت پيشبرد اهداف خود موفق باشد بنابراين رايزن فرهنگي بايد اهداف همه جانبه اي را دنبال کند چنانکه اگر او شم سياسي نداشته باشد نمي تواند حرکت کند، نمي تواند فضاسنجي کند و آن کشور را بشناسد. بنابراين ما در کنار گسترش زبان فارسي اهداف ديگري هم داريم و آن مسائل ايران، مسائل فرهنگي، مسائل ديني و اهداف انقلاب اسلامي است و نمي توانيم اينها را ناديده بگيريم و صرفا" به گسترش و آموزش زبان فارسي بپردازيم ما وقتي مولوي، حافظ و يا سعدي را درس مي دهيم آيا فقط دغدغه زبان فارسي را داريم؟ اگر ما بحث اخلاق، معرفت، عرفان، دين و قرآن را از آنها استخراج کنيم و به فارسي آموزان بگوييم که تنها مي خواهيم زبان فارسي را به شما درس بدهيم، آيا اين آموزش براي ما مفيد خواهد بود؟در اينصورت ديگر براي ما چيزي نمي ماند تنها شير بي يال و دم و اشکم.
گاهي اوقات « بشنو از ني چون حکايت مي کند/ وز جدايي ها شکايت مي کند » ابزاري مي شود که ما بتوانيم دهها مسائل فرهنگي، اخلاقي و مسائل مختلف ديگر را مطرح کنيم و سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي اين ديد را دارد البته شايد بسياري از دوستان علمي اين ديد را قبول نداشته باشند ولي واقعيت اينست. امروزه بسياري از کشورها در اين زمينه سرمايه گذاري مي کنند و اين را من ديده ام. در کشوري تعداد 500 نفر از دبيراني را که زبان انگليسي درس مي دهند، جمع مي کند و براي آنها يک آزمون مي گذارد و به 100 نفر از آنها که رتبه خوبي مي آورند يک کامپيوتر مي دهد و سپس از ميان اين تعداد، 30 نفر را انتخاب مي کند و در يک امتحان مجدد 30 نفر را براي يک ماه و دو ماه به کشور خود مي برد اما شما فکر مي کنيد که هدف از اين کار تنها زبان آموزي است؟ چگونه ياد دادن است يا مسائل ديگري هم در آن هست. در ايران هم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به دلايل قابليتها و رسالتهايي که دارد اين نقش را بهتر مي تواند بازي کند ضمن آنکه الحمدالله توفيقات زيادي هم در حوزه زبان فارسي داشته است به طوري که رايزني هاي فرهنگي ما در خارج از کشور به اين کار مشغولند بنابراين فعاليت در اين زمينه ها موازي کاري نيست اگر چه در اين ميان يک وزارتخانه ديگري هم هست که اين رسالت را دارد و خوب هم عمل مي کند و حتي مي تواند بهتر از اين هم عمل کند و در اين زمينه اگر با کمبود بودجه مواجه است مي تواند با برنامه ريزي مناسب در در رديف بودجه ساليانه خود استدلال بياورد تا به جاي اينکه 10 نفر يا 15 نفر استاد اعزام کند، بتواند 100 نفر استاد اعزام کند و پيش بيني هاي لازم را براي افزايش تعداد کرسي هاي زبان و ادبيات فارسي در کشورهايي که با آنها روابط سياسي و فرهنگي خوبي داريم، بعمل بياورد اما واقعيت اينست که با انتقال دبيرخانه شوراي گسترش زبان فارسي به اين وزارتخانه مشکلي حل نمي شود. اخيرا" اگر شورايعالي انقلاب فرهنگي تصميم گرفته است که اين شورا بايد زير نظر مرکز گسترش زبان فارسي سازمان فرهنگ و ارتباطات فعاليت کند، قطعا" به خاطر سنخيت است.

_ بنابراين شما در سازمان فرهنگ و ارتباطات قصد داريد يکسري اهداف فرهنگي خاصتري را هم دنبال کنيد و همانطور که خود اشاره کرديد در اين سازمان اهداف فرهنگي در خدمت اهداف سياسي_ عقيدتي قرار مي گيرد . من معتقدم اگر چه رايزنهاي فرهنگي ايران در خارج از کشور اهداف فرهنگي بسيار خوبي را دنبال مي کنند اما اين اهداف بيشتر در خدمت اهداف سياسي دولت جمهوري اسلامي قرار مي گيرد و نه در خدمت اهداف علمي صرف، چنانکه دوره ها، نشستها و جلساتي که برگزار مي کند بيش از آنکه بازتاب فرهنگي داشته باشد بيانگر حضور سياسي است البته اين ابزاري است در خدمت همه دولتها و کشورها در حوزه مشارکت ها و فعاليت هاي برون مرزي.اما کشورهاي ديگر اگر چنين مواضعي را دنبال مي کنند يا غيرملموس است يا به گونه اي است که حرکتهاي کلي را تحت الشعاع خود قرار نمي دهد. با توجه به اين مسئله در حال حاضر نگراني مسئولان وزارت علوم اينست که تا امروز انعکاسي که از فعاليتهاي اين وزارتخانه در داخل و خارج از کشور بوده است، کاملا" علمي بوده و از بده بستانهاي سياسي و تبليغاتي به دور بوده است و مسئولان اين وزارتخانه معتقدند که مراکز علمي، فرهنگي و دانشگاهي خارج از کشور به عملکرد و فعاليت اين وزارتخانه اطمينان بيشتري دارند تا به سازمان فرهنگ و ارتباطات. بنابراين آنها انتقال دبيرخانه شوراي گسترش زبان فارسي را به عنوان يک شوراي برنامه ريز و سياست گذار در حوزه گسترش زبان فارسي در سراسر دنيا حق مسلم خود مي دانند.
* البته که جايگاه علمي وزارت علوم بر کسي پوشيده نيست اما درباره جنبه سياسي که شما در فعاليتهاي رايزن هاي فرهنگي ما اشاره کرديد بايد بگويم که وظيفه و مسئوليتي که نمايندگي هاي ما در خارج از کشور دارند در بخشهاي مختلف، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و امنيتي است يعني اگر هر يک از اين بخشها مختل و يا کمرنگ شود آن نمايندگي خيلي توفيق ندارد بنابراين زماني ما مي توانيم به مطلوب خود برسيم که اين چهار بخش با تفاوت کوچکي بتوانند حرکت کنند و اگر يک بخش ناقص بماند و حرکت نکند رايزن فرهنگي در انجام مسئوليت ها و وظايف خود آنطور که بايد و شايد به موفقيت نمي رسد. به نظر شما چرا نمايندگي هاي فرهنگي ما در زير مجموعه وزارت امور خارجه قرار نگرفته است در حالي که اين وزارتخانه در خارج از کشور فعاليت دارد؟ چرا اين نمايندگي ها در زير مجموعه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي قرار گرفته است؟ بايد بگويم که اين نگاه سياسي درباره فعاليتهاي رايزنان فرهنگي ما در خارج از کشور بسيار کمرنگ است براي آنکه رايزن فرهنگي که در خارج از کشور کار فرهنگي انجام مي دهد، ترتيب آدابي را که در مسائل ديپلماتيک است، ندارد و به همين دليل هم به راحتي با روساي دانشگاهها ارتباط برقرار مي کند در حالي که يک ديپلمات سياسي حتما" بايد از طريق وزارت امور خارجه مجوز ملاقات داشته باشد و بدون مکاتبه و هماهنگي اجازه ملاقات را ندارد. در حالي که رايزنان فرهنگي ما به دليل آنکه کارهاي فرهنگي انجام مي دهند و خيلي در مسائل تعريف شده ديپلماتيک نيستند به راحتي مي توانند اين ارتباط را با روساي دانشگاهها و مراکز علمي خارج از کشور برقرار کنند. براي مثال بنده به عنوان رايزن فرهنگي با بسياري از روساي دانشگاهها دوست صميمي بودم و در محافل آنها شرکت مي کردم و بدون آنکه از وزارت امور خارجه مجوز بگيرم وارد دانشگاهها مي شدم چون آن رنگ و فضاي سياسي در کار ما نبود. اما درباره اينکه فرموديد وزارت علوم جنبه علمي دارد، کسي منکر نيست. وزارت علوم با سابقه ديرينه و بهره مندي از فرهيختگان و دانشمندان و واقعا" آدمهاي توانا بايد چنين جايگاهي داشته باشد اما اگر دبيرخانه شوراي گسترش زبان فارسي به مرکز گسترش زبان فارسي منتقل شود مشکلي براي اين وزارتخانه به وجود نمي آيد و او مي تواند همچنان فعاليتهاي خود را داشته باشد و حتي قوي تر هم باشد ضمن آنکه مي تواند تعامل خوبي هم با مرکز گسترش زبان و ادبيات فارسي برقرار کند و موجب تقويت فعاليتهاي همديگر شوند.

_ اگر استادان دانشگاهها به دليل وجه سياسي که براي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي قائل هستند، حاضر به همکاري نشوند...
* اين به دليل عدم آشنايي است چون کسي که با اهداف سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي آشنا باشد هرگز اين تصور را نمي کند. البته بايد بگويم که ما براي آموزش زبان فارسي در بسياري از کشورها از استادان بومي استفاده مي کنيم چون تعداد زيادي کرسي داريم. ما فقط چيزي در حدود200 اتاق ايران به زبان فارسي در کشورهاي آسياي اقيانوسيه و آسيايي داريم و اگر براي هر اتاق بخواهيم يک استاد بفرستيم بايد در مجموع 200 استاد اعزام کنيم که اين در توان ما نيست.

_ بحث بودجه مرکز گسترش زبان و ادبيات فارسي مطرح مي شود. اين بودجه از کجا تامين مي شود؟
* در مرکز گسترش زبان و ادبيات فارسي ده نفر از اساتيد علمي حضور داشتند که بنده هم يکي از آنها بودم و ما در اين مرکز در زمينه تدريس، تحقيق ، اعزام استاد بحث مي کرديم و سعي مي کرديم که در اين مرکز سياستهاي علمي را دنبال کنيم، الان هم انشاء الله به آن سمت خواهيم رفت و شورايي متشکل از اعضاي علمي داير خواهيم کرد.

_ اعضاي اين شورا چه کساني خواهند بود؟
* کساني که بيشتر تجربه خارج دارند و متخصص زبان و ادبيات فارسي هستند اما درباره بودجه که به آن اشاره کرديد بايد بگويم که بودجه اين مرکز به عنوان زيرمجموعه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي از طريق سازمان مديريت و برنامه ريزي با واسطه گري ارشاد تهيه و تامين مي شود.

_ ظاهرا" بخش اعظم بودجه هايي که وارد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي مي شود براي گسترش زبان فارسي و کرسي هاي زبان اختصاص مي يابد؟
* اصلا" اينطور نيست. از آنجا که حجم عمده فعاليتهاي رايزني هاي فرهنگي در زمينه گسترش و آموزش زبان و ادبيات فارسي است و اين رايزني ها زير نظر ادارات کل منطقه اي مثل آسيا، اقيانوسيه، آفريقا، اروپا و امريکا فعاليت مي کنند، اين اداره خود برنامه ساليانه دارد و بودجه کاملا" مستقلي دارد که البته اين بودجه را مرکز گسترش زبان فارسي تاييد مي کند. يا مثلا" سمينارهاي مختلف و بخشهاي مربوط به چاپ و انتشار کتاب، مجله و ... به طور مستقل بودجه خود را دريافت مي کنند منتهي با تاييد مرکز گسترش زبان و ادبيات فارسي. اينکه مرکز گسترش بودجه فراواني دارد، نه اينطور نيست البته به دليل آنکه حجم کار اين مرکز بايد متناسب با درخواستها باشد، شايد بتوانيم سال آينده بودجه هايي را از بخشهاي مختلف سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي براي اين مرکز بگيريم و اين بخش را تقويت کنيم.

_ تا امروز وزارت علوم براي اعزام استاد به خارج از کشور يک آزمون علمي برگزار مي کرد آيا از اين بعد هم اين آزمون توسط اين وزارتخانه برگزار مي شود يا سازمان فرهنگ و ارتباطات براي اعزام استادان برنامه ريزيهاي مستقل خود را دارد و آزمون جداگانه اي را برگزار مي کند؟
* از ابتدا وزارت علوم و سازمان ارتباطات در زمينه اعزام استاد دخالتي در کار يکديگر نداشتند و از اين به بعد هم همينطور خواهد بود. اصلا" قرار نيست استادي که توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اعزام مي شود، در آزمون وزارت علوم شرکت کند.

_ يعني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، استادان خود را بدون آزمون اعزام مي کند؟
* مي دانيد که فرستادن استاد از طريق وزارت علوم منوط به انعقاد قرارداد و تفاهم نامه ميان اين وزارتخانه با دانشگاههاي خارج از کشور است بنابراين اگر اين وزارتخانه قراردادي نداشته باشد، نمي تواند استادي را اعزام کند. در چنين مواردي است که رايزن فرهنگي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي وارد عمل مي شود و بنابه درخواست روساي دانشگاههاي آن کشور براي دوره هاي کوتاه مدت 5 ماهه يا 6 ماهه و بعضا" يکساله و دو ساله استاد به اين مراکز مي فرستد. در حال حاضر ما در بسياري از کشورها از قبيل هند، پاکستان، روسيه مراکز تحقيقاتي داريم که استادان زبان فارسي ما در آنجا مشغول آموزش زبان فارسي به علاقه مندان غيرايراني هستند.

_ شما براي اعزام اساتيد خود آزمون علمي برگزار مي کنيد يا خير؟
* وزارت علوم هم آزمون علمي برگزار نمي کند. در آنجا تنها يک گروه علمي هست که از استادان متقاضي مصاحبه علمي مي کند.

_ همان مصاحبه علمي آيا توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار مي شود؟
* مگر مي شود استادي را به خارج از کشور اعزام کنيم اما با او مصاحبه نکنيم. اغلب ما استاداني را اعزام مي کنيم که مي دانيم صاحب رتبه است، تاليفات فراوان دارد و در زمينه زبان و ادبيات فارسي تخصص دارد.

_ اين مصاحبه توسط استادان سازمان فرهنگ و ارتباطات انجام مي شود يا توسط استادان وزارت علوم؟
* سازمان فرهنگ و ارتباطات استاد ندارد. هر مجموعه يکسري استاد و مشاور دارد که از آنها بهره مي گيرد. اساسا" ما معتقديم استادي که در ايران داراي تاليفات عديده اي است و در دوره هاي متعدد دانشگاه تدريس مي کند ديگر چه معنا دارد که کسي از او امتحان بگيرد؟ حتي وزارت علوم هم از افرادي که صاحب تاليفات هستند، صاحب عنوان هستند و متخصصند، امتحان نمي گيرد. همانطور که قبلا" هم اشاره کردم شکل اعزام استاد در سازمان فرهنگ و ارتباطات با وزارت علوم متفاوت است. در وزارت علوم، افراد متقاضي اعزام به خارج از کشور هستند و به همين دليل هم از آنها امتحان مي گيرند در حالي که سازمان فرهنگ و ارتباطات خود از افراد درخواست همکاري مي کند و در اين انتخاب هم اختيار دارد.

_ آيا شما براي استادان خود امکان فرصت مطالعاتي فراهم مي کنيد يا آنها را ملزم مي کنيد که در طي دوره تدريس زبان فارسي براي علاقه مندان غيرايراني ، به کار تحقيق و پژوهش و يا تاليف کتاب بپردازند؟
* فرصت مطالعاتي هيچ ارتباطي به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ندارد اين اصلا" در رسالت او نيست اين در رسالت وزارت علوم است تا حالا هم چنين کاري را مرکز نکرده و نمي تواند انجام هم بدهد.

_ وزارت علوم تا امروز از استادان اعزامي خود خواسته است که از فرصت دوره اقامت خود در آن کشور به خصوص استفاده کنند و يکسري کارهاي تحقيقاتي انجام دهند يا کتابي را تاليف کنند و اين جزء امتيازات کار استادان بشمار مي آمده است آيا در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي اينگونه نيست؟
* بايد بدانيد که فضاي کاري رايزني هاي فرهنگي ما در خارج از کشور به گونه اي است که استادان اعزامي خودبخود به اين نوع فعاليتها مي پردازند چنانکه اغلب استاداني که به خارج از کشور رفته اند در اين زمينه فعاليت کرده اند براي مثال بنده کتابي را دو روز پيش چاپ کردم با عنوان "تاثير زبان فارسي بر ازبکي" که 180 صفحه است،و همينطوردانشنامه زبان و ادبيات فارسي که شامل 700 مدخل و 800 صفحه است. به طور کلي استاداني را که ما اعزام مي کنيم، فرصت را مغتنم مي شمارند و چنين کارهايي را انجام مي دهند و اين به خاطر آنست که علاقه واشتياق به کار مطالعه،تحقيق و پژوهش در سرشت استاد نهاده شده است. استادي هم که توسط وزارت علوم اعزام مي شود باز همين کارها را انجام مي دهد بدون آنکه اجباري در کار او باشد.

_ فکر مي کنيد مرکز گسترش زبان فارسي براي آنکه بتواند برنامه هاي خود را در سال آينده دنبال کند، به چه مقدار بودجه نياز دارد؟
* از آنجا که قصد داريم بيشتر فعاليتهاي اين مرکز جنبه علمي و محتوايي داشته باشد تا کمي و صوري، حداقل به دو يا سه برابر بودجه امسال نياز داريم که البته صحبتهايي هم در اين زمينه با مسئولان امر داشته ايم و توافق هايي هم حاصل شده است اما واقعيت آن است که کميت بودجه چندان مهم نيست در برخي مواقع بودجه هاي زيادي تعلق مي گيرد اما بهينه مصرف نمي شود. ما پيش بيني مي کنيم که از نظر کمي و کيفي بتوانيم در سال آينده دو سه برابر بتوانيم انشاء الله بودجه خود را افزايش دهيم تا بتوانيم برنامه هاي در دست اقدام خود را انجام دهيم. براي مثال يکي از بخش هايي که بايد درباره آن زياد سرمايه گذاري کنيم، سايت مرکز گسترش زبان سازمان فرهنگ و ارتباطات است. بخشي از اين سايت قرار است به صورت کتابخانه اي پر محتوا براي استفاده دانشجويان و استادان سراسر دنيا طراحي و راه اندازي شود و بخشي ديگر به آموزش زبان و ادبيات فارسي تخصص دارد که در مرحله اول قرار است اين بخش را با چند کشور اروپايي که اينترنت پرسرعتي هم دارند، آزمايش کنيم به اين ترتيب که استاد در تهران تدريس کند و استفاده کنندگان از راه دور از آن آموزش بهره مند شوند و در مراحل بعد قرار است براي جاهايي که به سيستم رايانه اي مجهز نيستند، امکاناتي قائل شويم تا آنها هم بتوانند رايانه خريداري کنند و به سايت ما وصل شوند و ما به صورت آزمايشي زبان فارسي را به آنها را در طي چند ساعت در هفته آموزش دهيم. قطعا" راه اندازي اين سايت باعث صرفه جويي هزينه ها خواهد شد زيرا ما ديگر مجبور نخواهيم بود که براي آموزش زبان فارسي استاداني را به کشورهاي خارج اعزام کنيم و همين امر کلي براي ما منفعت خواهد داشت.
يکي ديگر از کارهايي که تا امروز مهمل مانده و بايد انجام مي شد ارائه اطلاعات درباره فعاليتهايي است که در زمينه زبان و ادبيات فارسي صورت مي گيرد و دانشجويان و استادان خارج از کشور از آن بي اطلاعند. براي برقراري اين ارتباط در حال حاضر ما گروهي را تشکيل داده ايم تا کساني که براي آموزش زبان فارسي به ايران مي آيند و پس از مدتي با پايان يافتن دوره تحصيل به کشور خود باز مي گردند از اطلاعات روز زبان و ادبيات فارسي دور نمانند و بدين ترتيب ما اطلاعاتي را درباره کتابها، مقالات و مجلات تازه منتشر شده و سمينارهايي که برگزار مي شود، با ذکر منبع براي آنها از طريق اينترنت ارسال مي کنيم و بدينگونه با آنها ارتباط برقرار مي کنيم. يا مثلا" يکي از مباحثي که براي ما خيلي مهم است و به نظر ما بايد به آن پرداخته بشود، بحث تکريم از خادمان زبان و ادبيات فارسي و از کساني است که واقعا" نسبت به آموزش زبان فارسي تشنه هستند و در اين زمينه تا امروز کاري انجام نشده است.

_ يکي از مشکلات موجود براي دانشجويان غيرايراني کرسي هاي زبان وادبيات فارسي نبود آشنايي با ادبيات معاصر است و در اين زمينه وقتي با استادان و کارشناسان غيرايراني متخصص در زمينه زبان و ادبيات فارسي صحبت کرديم آنها هم بر اين مسئله اذعان داشتند و معتقد بودند که دانشجويان غيرايراني شاغل به تحصيل در رشته زبان و ادبيات فارسي، متاسفانه ادبيات معاصر ايران را نسبت به ادبيات و متون کهن ايران کمتر مي شناسند و اين به خاطر آنست که در اين زمينه منابعي در اختيار آنان نيست.لطفا" در اين باره توضيح دهيد.
* البته خيلي نبايد تعجب کرد چون در داخل هم ادبيات معاصر مورد مظلوميت واقع شده است. چنانچه در دانشگاهها هم اين مشکل ديده مي شود. ما به زودي يک سميناري برگزار مي کنيم با همکاري وزارت علوم، جهاد دانشگاهي، دانشگاه علامه طباطبايي و مرکز گسترش زبان فارسي در حوزه بايدها و نبايدها در رشته زبان و ادبيات فارسي برگزار مي کنيم و در آنجا به همين موضوع مي پردازيم اينکه در واحدهاي درسي رشته زبان و ادبيات فارسي، کدام واحد سنتي بايد حذف شد و کدام واحدها بايد به ادبيات معاصر اضافه شود البته ناگفته نماند که در برخي از کشورها ادبيات معاصر ما را به خوبي مي شناسند چنانکه در ازبکستان يک خانم 18 ساله تحت تاثير فروغ فرخزاد و سهراب سپهري اشعاري سروده است که براي يک خواننده ايراني بسيار مايه تعجب است. بايد بدانيد که در برخي از کشورها کساني هستند که شخصيت هاي ادبي معاصر ايران را کاملا" مي شناسد و حتي تحقيقات و تاليفات زيادي هم درباره آنها انجام داده اند اما ما ممکن است آنها را نشناسيم و کاملا" از کارهاي آنان بي اطلاع باشيم.


[ چاپ اين مطلب ]

Back