گروه فرهنگی ، نگار گوهری - علی رهبری ، موسيقيدان و رهبر برجسته اركسترهاي بزرگ جهاني ، اپرای «مانی و مانا» ساخته حسین دهلوی را پس از ماه رمضان به صحنه می برد.
علی رهبری، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران که در ماه های گذشته اجرایی موفق را در تالار وحدت به صحنه برده بود، در پروژه بعدی اش تصمیم دارد اپرای مانی و مانا ساخته آهنگساز ایرانی، حسین دهلوی را به صحنه تالار وحدت ببرد این اپرا نزدیک به 15 سال است که ساخته شده، اما به دلایل مختلف و کمبود بودجه تاکنون اجرا نشده است.
اجرای کر و اپرای کودکان این اپرا را نوجوانان و جوانان ارکستر موسیقی پارس به سرپرستی ناصر نظر به عهده دارند و تنی چند از اعضای گروه کر مرکز موسیقی بخش های دیگر این اپرا را به همراه ارکستر سمفونیک تهران اجرا خواهند کرد.

علی رهبری امروزه یکی از مشهورترین موسیقیدانان ایران در سطح جهان است. سابقه رهبری بیشتر از 120 ارکستر در کشورهای مختلف و مخصوصا انتشار 150 CD که بیش از 35 CD و DVD آن توسط انتشارات Naxos به انتشار رسیده، جایگاه والایی را برای او فراهم کرده است.

علی رهبری نتیجه آزمون پر حرف و حدیث هنرستان ملی به ریاست حسین دهلوی است؛ که هنوز رابطه استاد و شاگردی یا پدر و فرزندی که دهلوی به این شاگرد قدیمیش دارد در روابط این دو هنرمند دیده می شود.

علی رهبری در سال 1352 مدیریت هنرستان موسیقی ملی و 1353 مدیریت هنرستان عالی را بعهده گرفت. در این سالها بارها ارکستر های ژونس موزیکال، ارکستر هنرستان عالی موسیقی، ارکستر صبا، ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون، ارکستر سمفونیک تهران و پس از انقلاب ارکسترهای زیادی از جمله: ارکستر فیلارمونیک برلین ( زمانی که دستیار فون کارایان بود)، ارکستر ملی فرانسه، ارکستر فیلارمونیک لندن، ارکستر رادیو تلویزیون بلژیک BRT(به عنوان رهبر دائم) و ارکستر فیلارمونیک زاگرب ( به عنوان رهبر دائم) کنسرتهایی اجرا کرد.
او بخاطر فعالیتهای بشر دوستانه در سال 1354 مدال طلای حقوق بشر را دریافت کرد و قطعاتی نظیر «هافمون» و «بیروت برای 9 فلوت» را در همین راستا تصنیف کرد. از آثار علی رهبری در ایران اجرای «بیژن و منیژه» اثر حسین دهلوی، «حماسه» اثر احمد پژمان و «کنسرتو ویلنسل سن سانس» با تکنوازی عباس ظهیرالدینی در بازار موجود است.

24 خرداد ارکستر سمفونیک تهران پس از 30 سال با چوب علی رهبری شروع به نواختن کرد. اگرچه ارکستر قدرت ارکستر های اروپایی را نداشت، ولی نشانه هایی از تمرین منظم زیر نظر رهبری کارکشته در نواختن ارکستر مشخص بود.
رهبری 57 ساله با تسلطی چشمگیر سکان ارکستر را در دست داشت و هنگام رهبری این گفته او که «رهبری ساده ترین شغل دنیاست» بخوبی در ذهن تداعی می شد.
در زیر گفتگو با این موزیسین جهانی را به نقل از guitar For all می خوانید:


اواخر بهار امسال، على رهبرى پس از ۳۰ سال به ايران بازگشته بود و روزشمارى براى ديدن اجراى يكى از نام آورترين رهبران اركستر، شنيدن سمفونى دنياى نو - آنتونين دورژاك - و سمفونى شماره ۴ - پيتر ايليچ چايكوفسكى - با اجراى على رهبرى آن هم در تالار وحدت، موافقت وى براى انجام گفت وگو در سالن انتظار هتل كوچك رودكى و بالاخره لحظه خداحافظى از رهبر اركسترى كه ۶ جايزه معتبر از مسابقات جهانى رهبرى اركستر و رهبرى اركستر فيلارمونيك برلين را در كارنامه طويل موفقيت هاى خود دارد.
براى تحقق آرزوهايمان چه طولانى انتظار مى كشيم و اگر بخت افتاد و يكى از ميان صدها محقق شد، ثانيه ها با چه شتابى بى رحمانه از پى هم مى دوند...

«على رهبرى» پس از ۳۰ سال به ايران بازگشته و اركسترى را رهبرى كرده كه به قول دوستى، نوازندگانش، فرزندان دوستان او هستند. اولين روزى كه تمرين را با اين اركستر آغاز كرديد چطور بود؟ تمرين و حضور در سالنى كه مى توانست خاطراتى را براى شما زنده كند. سالن تمرين، ساز ها، پوپيترها و... چه احساسى داشتيد آقاى رهبرى؟ چقدر تلخ بود و چقدر شيرين؟

«فقط» شيرين بود. من ۳۰ سال از اين سالن، اخلاق ايرانى و استعداد بچه ها دور افتاده بودم. بنابراين خيلى چيزها را فراموش كرده بودم. پس از ۳۰ سال برگشتم و به هيچ وجه احساس نكردم كه بين بچه هاى اركستر غريبه هستم و آنها من را نمى شناسند. آن جوان ۳۰ ساله طورى با من حرف مى زد كه انگار همان جوان ۳۰ ساله ۳۰ سال پيش است كه با من كار مى كرد.

اما شما ۳۰ سال پيش با قهر، ايران و اركستر سمفونيك تهران را ترك كرديد.

من سه سال قبل از پيروزى انقلاب ايران را ترك كردم چون احساس مى كردم كه حضور من اينجا لازم نيست. من ديسيپلين دارم و از كودكى طورى تربيت شده ام كه در كارم بسيار جدى هستم. اما آن زمان كنسرت ها و اجراها و تمرين ها بيشتر «نمايش» بود و دليل رفتن من از ايران هم اين بود كه من نسبت به اركستر سمفونيك تهران بسيار تعصب داشتم و معتقد بودم كه بايد به بچه ها برسيم تا آينده ساخته شود.

آن زمان، تركيب اركستر اپرا و اركستر سمفونيك تهران، ۹۰ درصد از نوازندگان خارجى تشكيل شده بود. عيبى نداشت به شرطى كه همان طور كه براى آمدن و بودن نوازندگان خارجى پول خرج مى كردند براى ايرانى ها هم مايه مى گذاشتند.

به هر حال فرهاد مشكات كه آن زمان رهبر دائمى اركستر سمفونيك تهران بود در نظر داشت يك اركستر بين المللى تشكيل دهد و به نظر مى رسد كه علت اصلى استقبال از حضور نوازندگان خارجى به همين نگرش مشكات باز مى گشت.

بله و من با تمام احترامى كه براى ايشان به عنوان رهبر اركستر قائل بودم، با عقيده ايشان كاملاً مخالف بودم. اگر شما همين امروز معلم خوب و توانمند بياوريد مى بينيد كه چه خواهد شد چون بچه ها واقعاً مشتاق يادگيرى هستند.

من مخالف اين بودم كه نوازنده ايرانى را از اركستر بيرون كنيم و به جايش نوازنده خارجى بياوريم. توجه داشته باشيد من يك سال بعد از آنكه ايران را ترك كردم، مدال طلا در مسابقات جهانى كسب كردم بنابراين حرف هايى كه آن زمان مى زدم هم احتمالاً درست بود. من اصرار داشتم كه اين بچه ها با استعداد هستند ولى معلم خوب مى خواهند.

وظيفه رهبر اركستر هم فقط كنسرت دادن نيست. رهبر اركستر بايد به نوازنده بگويد كه چه بكند. من هرگز نمى گويم كه فلان اركستر بد است. اركستر بد وجود ندارد. امكان ندارد ۶۰ نوازنده يك اركستر همگى بد باشند. بايد كار كرد و به آنان ياد داد كه چه بكنند و اگر نتوانستند كار كنند بايد راهى پيدا كنيم. به عقيده من حتى در اركستر سمفونيك تهران هم يك نوازنده نيست كه بگويم بايد حذف شود و فرد ديگرى به جاى او بيايد. به هر حال در هر اركسترى نوازندگانى هستند كه شايد قوى نباشند.

ولى توجه داشته باشيد كه حضور همان نوازندگان خارجى در اركستر سمفونيك تهران باعث شده بود كه پروگرام اركستر در سال هاى پيش از انقلاب، قابل تامل باشد. اركستر سمفونيك تهران در سال هاى پيش از انقلاب آثار اركسترى را اجرا كرد كه در طول ۲۷ سال گذشته تكرار نشد.

يك نكته مهم است و اينكه حضور نوازنده خارجى در اركستر سمفونيك تهران مشكلى را حل نمى كرد. حتى اگر بهترين ويولنيست هاى اروپا هم به اركستر مى آمدند اصلاً اهميت نداشت. عالى بود اما نه در شرايطى كه شما به مهمانت چلوكباب بدهى و به بچه خودت غذا هم ندهى. آن زمانى كه از نوازنده خارجى به عنوان نوازنده دائمى اركستر سمفونيك تهران دعوت مى شد، بچه هاى ما ساز نداشتند فقير بودند.

در هنرستان عالى موسيقى دانش آموزى بود كه با ۴ نفر اعضاى خانواده اش همگى در يك اتاق زندگى مى كردند. اما در مقابل، مثلاً آقاى «ايكس» به اركستر مى آمد و به اندازه بودجه سالانه اركستر سمفونيك تهران، براى يك شب اجرا دستمزد مى گرفت. به هر حال اين پاسخ من بود به سئوال شما كه پرسيديد چرا با قهر رفتم. هنوز هم معتقدم كه آن زمان حضور من در ايران بى فايده بود. من با همه مخالف بودم. به تنهايى با تلويزيون، وزارت فرهنگ و هنر، وزير و رئيس دائمى اركستر مخالفت مى كردم و شايد اشتباه بود.

تكرار مى كنم، من مخالف آمدن و بودن ديگران نبودم اما مخالف اين بودم كه ديگران بيايند، برايشان پول خرج كنيم و بعد اعلام كنيم كه براى نوازندگان ايرانى پول نداريم. به يك نوازنده خارجى ۲۰ هزار دلار دستمزد بابت يك شب كنسرت بدهيم اما بابت خريد كتاب هاى موسيقى كه ارزش هر كدامشان بيشتر از ۲۰ دلار هم نبود بگوييم كه بايد صبر كنيد تا بودجه اش را بگيريم.

شما به اتفاقى كه طى اين ۲۷ سال گذشته افتاد هم توجه كنيد. علاوه بر آنكه حضور نوازندگان خارجى منتفى شد، اركسترى كه در سال هاى پيش از انقلاب مورد بى مهرى قرار داشت امروز از صحنه تفكر مسئولان متولى فرهنگ و هنر تقريباً در حال حذف شدن است ضمن آنكه نسبت به ۲۷ سال پيش، ۱۰ برابر بيشتر فقير شده است.

بله تا جايى كه من متوجه شدم، بعد از پيروزى انقلاب از اركستر سمفونيك تهران استفاده شده و بچه ها خيلى هم كار كرده اند. بهترين مثالى كه مى توان زد اينكه وقتى مراسم يادبود رحلت امام خمينى از تلويزيون ايران پخش مى شد، من واقعاً كنجكاو بودم كه از زندگينامه ايشان مطلع شوم. اين برنامه خيلى خوب درست شده بود اما مهمترين نكته اين بود كه سرتاسر پس زمينه فيلم، موسيقى پخش مى شد.

در حالى كه در زمان كودكى ما و در ايام رحلت، حتى يك نت هم پخش نمى كردند. اين يك پيشرفت قابل توجه است ضمن آنكه نشان مى دهد تا چه حد از اركستر سمفونيك استفاده شده است.

اما با توجه به تمام اين سال ها، مى بينيم كه متاسفانه وقتى زمان حقوقدادن موسيقيدان هاى ايرانى رسيده، خيلى خيلى در حقشان بى انصافى شده است و متاسفم بگويم كه رفتار مسئولان با موسيقيدان هاى ايرانى مثل برخورد با كارگران افغانى و آفريقايى در تركيه است

. مى دانيد يعنى چه؟ به كارگر آفريقايى و افغانى پول كم مى دهند و اگر اعتراض كند مى گويند كه حواست را جمع كن چون ممكن است كار تو غيرقانونى باشد و اخراجت كنند. در ايران هم مسئولان وانمود مى كنند كه موسيقى هنوز وجهه پذيرفته و مطلوبى نداشته و از آن طرف به نوازنده هشدار مى دهند كه ما تو را فقط با پول كم مى توانيم نگه داريم تو هم بايد راضى باشى چون هنوز در مواجهه با موسيقى مشكل داريم. اين نگرش بايد به سرعت تغيير كند.

رسيدگى به وضعيت ۵۰۰ يا حداكثر هزار نفر نوازنده هيچ سخت نيست. آن هم فقط در حدى كه مانع از دو سه جا كاركردن شان بشويم. از يكى از نوازندگان اركستر پرسيدم كه آيا شما بايد سه جا كار كنى گفت من بايد ۵ جا كار كنم و اين بسيار بد است چون نوازندگان اركستر سمفونيك تهران به دليل نياز مالى در واقع از تمرينات اجبارى باز مى مانند.

در تمام دنيا به نوازنده اركستر سمفونيك آنقدر دستمزد مى دهند كه هر روز چهار ساعت در اركستر و چهار ساعت در منزل تمرين كند. اين روال تمام اركسترهاى سمفونيك بزرگ است. اما نوازنده ايرانى چهار ساعت در اركستر تمرين مى كند و چون نياز مالى دارد سه جاى ديگر هم كار مى كند بنابراين هيچ فرصتى براى تمرين نخواهد داشت.

آقاى رهبرى، من توجه شما را به اين نكته جلب مى كنم، حدود ۳۰ سال پيش در حالى كه فرهاد مشكات رهبر دائمى اركستر سمفونيك تهران بود، رهبران مهمان افرادى همچون شما، حشمت سنجرى و مرتضى حنانه بودند. برنامه ۲۷ سال گذشته را مرور كنيم كه لااقل ظرف چهار سال گذشته، اجراهاى اركستر سمفونيك تهران از چه كيفيتى برخوردار بوده است. تغيير و تحولات در ساختار اركستر سمفونيك تهران تا چه حد دچار تنش بوده است و...

اركستر خوب وجود ندارد. اركستر بد هم وجود ندارد. اركستر إA


[ چاپ اين مطلب ]

Back