دويچه وله: آقاى دكتر هوشنگ اميراحمدى، در واشنگتن مجاهدين خلق ايران كنگره ملى ايرانيان را تشكيل دادند با هدف خارج كردن اسمشان از ليست سازمانهاى تروريستى و جلب حمايت امريكا. پرسش من از شما به عنوان كسى كه هم با مجامع ايرانى در تماس هستيد و هم بنا به تخصص‌تان سياست امريكا را در قبال ايران مى‌شناسيد، اين است كه آيا اين گردهمايى واقعا برآمده از ايرانيان مقيم امريكاست كه بشود بر آن نام كنگره ملى گذاشت؟

هوشنگ اميراحمدى: نه، به هيچ وجه اين كنگره ”كنگره ملى ايرانيان“ يا ”كنگره ملى ايرانيان امريكا“ نيست. كنگره عده‌اى است معدود كه خود را جزو مجاهدين يا شوراى ملى مقاومت مى‌دانند و همان طور هم كه از تعداد افرادى كه در آن شركت كردند ديده مى‌شود، اجتماع بسيار كوچكى است در ارتباط با جمع بزرگى كه ما در كشور امريكا هستيم. ما در امريكا بيش از ششصد هفتصد هزار نفر ايرانى داريم. اين كنگره بسيار بسيار نسبت به آن جريان كوچك است. حتى يك درصد اين جريان را هم ندارد. اعتقاد دارم كه هدف اين كنگره، همان گونه كه به درستى گفتيد، جلب حمايت امريكا براى اين است كه مجاهدين را از ليست سازمانهاى تروريستى دربياورد و حمايت امريكا و اسراييل را به دست آورد. متاسفانه نيروهاى تخريب و برانداز در امريكا و منطقه از مدتها پيش از مجاهدين و نيروهاى طرفدار مجاهدين، كه در شوراى ملى مقاومت و سازمانهاى با اسمهاى متفاوت جمع مى‌شوند، به عنوان وسيله‌اى استفاده كرده و مى‌خواهد باز هم به عنوان وسيله براى تخريب و آشوب در ايران استفاده بكند. وگرنه نيروهايى كه الان در اطراف مجاهدين هستند، از سناتور و نماينده كنگره و نيروهاى ديگر، هيچ‌كدام هدفى جز سازندگى و ايجاد دموكراسى و حقوق بشر ندارند، هدفشان صرفا آشوب و به هم ريختن آن كشور است.

دويچه وله: بنابراين مجاهدين خلق به نظر شما نميتوانند به هدفشان كه خروج از ليست تروريستها باشد دست پيدا كنند؟

هوشنگ اميراحمدى: به نظر من بسيار مشكل خواهد بود. براى اينكه چنين حركتى در عين حال مهمترين علامت به دنيا و جمهورى اسلامى خواهد بود كه براى پيش بردن اهداف سياست خارجى امريكا مى‌تواند از هر نيرويى استفاده كند، مخصوصا نيرويى را كه خود امريكا آن را تروريستى اعلام كرده است. به نظر من بسيار مشكل خواهد بود. در ضمن بگويم نيرويى هم كه ديروز از طرف امريكاييها دور اين سازمان جمع شدند نسبت به نيروهايى كه در امريكا هستند بسيار كم است. هر سناتور يا نماينده كنگره يا نيروهاى ديگر، اينها نيروهاى مشخصى هستد، نيروهاى براندازى هستند. هنوز هم مهمترين بخش و وسيعترين بخش سنا، مجلس نمايندگان امريكا و نيروهاى ديگر امريكايى، حداقل در اين مقطع آمادگى اعلام براندازى جمهورى اسلامى را به طور رسمى ندارند. بنابراين اكثريت قريب به يقين آنها حداقل اگر در ته قلبشان هم اين براندازى را بخواهند، آمادگى حضور رسمى در اين صحنه را نخواهند داشت. حتى نيروهايى را كه از مجاهدين براى اينكه از ليست بيرون بيانيد حمايت مى‌كنند، تعدادشان فعلا بسيار كم و قدرتشان محدود است. اعتقاد دارم كه اين نيروها در تحليل نهايى مشكل خواهند داشت كه به اين هدف برسند.

دويچه وله: آيا هيچ امكان اين وجود ندارد كه امريكا بخواهد از مجاهدين به عنوان كارت بازى استفاده كند؟

هوشنگ اميراحمدى: حتما اين امكان وجود دارد. الان مجاهدين را دارند سعى مى‌كنند به عنوان نيروى فشار و تخريب‌كننده استفاده كنند، همان طور كه صدام حسين كرد. سازمان مجاهدين متاسفانه تبديل به يك ابزار شده كه گاه در دست صدام حسين است، گاه در دست امريكا و اسراييل است، گاه در دست كشورهاى عربى منطقه است. هدف اين نيرو اين است كه به شكل وسيله‌اى براى اين كشورها درآيد، كه در واقع درآمده است، فكر مى‌كند كه با به وسيله درآمدن خود مى‌تواند اين كشورها و دولتها را هم وسيله قرار بدهد براى اهداف خودش، كه براندازى حكومت باشد. تاكنون مجاهدين براى هدف دوم موفق نبوده است. يعنى موفق نبوده كه از اين كشورها براى براندازى جمهورى اسلامى استفاده كند. بنابراين در تحليل نهايى خود تبديل به وسيله‌اى شده براى فشارهايى كه اين دولتها به جمهورى اسلامى مى‌خواهند وارد كنند و تخريب و آشوبهايى را كه اينها مى‌خواهند به ايران تحميل كنند. بنابراين در تحليل نهايى فكر مى‌كنم كه مجاهدين كماكان به عنوان يك ابزار آشوب و تخريب در دست دولتهاى خارجى خواهند ماند و اعتقاد دارم كه اين نيرو سرنوشتى جز اين نخواهد داشت. در داخل كشور هم، تا جايى كه من مى‌توانم ببينم، بسيار پايه ضعيف و كوچكى دارند. در خارج از كشور هم تعدادشان بسيار كم شده است. يعنى بخش وسيعى از مجاهدين كه براى نمونه در كمپ اشرف در بغداد بودند به ايران برگشتند و شنيده‌ام كه الان بيش از سه هزار نفر در عراق باقى نمانده است. بخشى از اين تعداد هم دارند برمى‌گردند يا به جاهاى ديگر فرار مى‌كنند. حتى به عنوان يك نيروى نظامى تخريب‌كننده هم به نظر مى‌رسد كه قدرت مجاهدين رو به كاهش است. به همين دليل هم فكر مى‌كنم مجاهدين دارند سعى مى‌كنند به تدريج خود را از حالت نيروى نظامى بيرون بياورد و به صورت نيرويى سياسى وسيعترى با اعلام برنامه‌هاى دموكراتيك‌تر مشخصى، با چهره جديدى كه ديگر تروريست نيست و نظامى‌گرى نمى‌كند خود را نشان بدهد. براى اينكه آن حركت اولشان كه نظامى‌گرى و تخريب بود به ته دره رسيده است و راهى به جلو در آن مسير ندارند. به همين دليل هم فكر مى‌كنم مجاهدين دارند سعى مى‌كنند تغيير چهره دهند. اما اين كار آسانى نخواهد بود. اينكه پس از بيست و چند سال بياييد به ملت ايران و دنيا و امريكاييها و غيره بگوييد كه ما كه تا الان نظامى‌گرى مى‌كرديم و تروريست بوديم و بمب منفجر مى‌كرديم و آدم مى‌كشتيم، حالا تبديل شده‌ايم به نيروى دموكراتيكى كه مى‌خواهد در صحنه سياسى به طور قانونى يا غيرقانونى فعاليت بكنيم. فكر مى‌كنم مجاهدين مشكل اساسى براى رسيدن به اين هدف خواهند داشت. اما اين آن هدفى است كه براى برگزاري اين كنگره شكل داده و پيش ميبرد. حال اينكه موفق شوند يا نه، من خود مشكوكم، هم در امريكا موفق نخواهند شد اين چهره را عوض كنند، هم در ايران كه مطمئنم صد در صد تغيير اين چهره غيرممكن است.

دويچه وله: آقاى اميراحمدى، همه اينها مطرح ميشود، همان طور كه اشاره كرديد، در رابطه با سياست امريكا در قبال ايران. خانم كانداليزا رايس، وزير امور خارجه امريكا، ديروز در مصاحبه با وال استريت ژورنال گفت امريكا تابستان آينده تصميم خواهد گرفت كه آيا موضع سخت‌ترى در قبال ايران و برنامه هسته‌اى آن بگيرد يا نه. آيا ميشود گفت كه سياست امريكا در قبال ايران تا چند ماه ديگر مبهم خواهد ماند؟ كلا جهت اين سياست با وجود ابهامهاى موجود چيست؟

هوشنگ اميراحمدى: من اعتقاد دارم كه سياست كلى امريكا در اين مقطع، همان طور كه گفتيد، در ابهام است، اما خطوط اين سياست را ما مى‌دانيم و من فكر مى‌كنم در تحليل نهايى، مگر اتفاق مهمى در چند ماه آينده بيافتد، مطمئنم كه امريكا در جهت سرنگونى دارد پيش مى‌رود. يعنى به نظر اين طور مى‌رسد كه امريكاييها هيچ راهى را جز سرنگونى اين حكومت، حال نمى‌دانم با خشونت يا بدون خشونت، نمى‌بيند. امريكا در جهت سرنگونى دارد فكر مى‌كند. نيروهاى فشارى كه در اين جهت در واشنگتن در حال شكل‌گيرى هستند، روز به روز قدرت بيشترى پيدا مى‌كنند. متاسفانه يا خوشبختانه اين سياست در اين مقطع وضوح كامل را ندارد. انواع و اقسام نيروها دارند سر اينكه سياست شفاف شود يا حتى شفاف نشود با هم كلنجار مى‌روند. در حال حاضر هم دارند سياست ايران را در وزارت خارجه و جاهاى ديگر بررسى و بازبينى مى‌كنند. و همان جور كه خانم رايس گفتند، احتمالا در ماه ژوييه يا اوت امسال ما شاهد اعلام سياستى منسجم‌تر از سوى امريكا در قبال ايران خواهيم بود. اعتقاد من اين است كه آن سياست برنامه تغيير رژيم را بسيار مشخصتر در دستور كار قرار ميدهد. اگر چه ممكن است آن موقع هم مستقيما كلمه ”تغيير رژيم“ مطرح نباشد، اما سياست را به گونه‌اى مى‌نويسند كه تغيير رژيم عملا در آن باشد.


[ چاپ اين مطلب ]

Back