
لطفا توضيحاتي درباره بيوگرافي، سوابق تحصيلي و تحقيقاتي، فعاليتهاي كنوني و موفقيتهاي علمي خود بفرماييد.
«اهل كاشانم ...متولد 1347 . ديپلم رياضي فيزيك را در دبيرستان امام (ره) كاشان گرفتم كه در همينجا از اساتيد محترم اين دبيرستان تشكر ميكنم. اكنون تقريبا تمامي اين بزرگوران بازنشسته شدهاند ولي آثار زحمات آنها باقي مانده است. ميگويند معلم در موقع تدريس با ابديت دست و پنجه نرم ميكند؛ بدين معني كه شاگرداني تربيت ميكند و اينها به سهم خود شاگرداني ديگر و اين سلسله همچنان ادامه دارد. بدين ترتيب نتيجه كار او روي چنين ريلي به سوي ابديت جاري است و معلوم نيست كه درسي كه امروز او ميدهد چه موقع و توسط چه كسي مبناي كار مهمي خواهد بود.
در سال 1364 رشته الكترونيك را در دانشكده فني دانشگاه تهران آغاز كردم. اين دوره از بهترين مراحل زندگي من بوده است. داشتن اساتيد گرانقدري چون دكتر جبهدار، دكتر آرزم و دكتر نادر افتخاري است كه به سادگي به دست نميآيد. چندين سال متوالي بعد از اين دوران دوستان مرا «مهندس مشرقي» صدا ميكردند؛ اكنون عليرغم داشتن درجه دانشياري هنوز گاهگاهي مرا مهندس مشرقي صدا ميكنند و من نه تنها ناراحت نمي شوم، بلكه بسيار شاد و خوشحال ميشوم؛ چون يك دنياست و يك دانشكده فني.
در سال 1371 وارد دانشكده علوم شدم و زير نظر استاد بزرگوارم جناب آقاي دكتر ارسلان شادمان دوره كارشناسي ارشد رياضي را شروع كردم. دكتر شادمان بود كه روزي تعريف فضاهاي «هاردي» راروي تابلو نوشت تا ما را وارد اين وادي كند و 12 سال بعد من نتايجي بدست آورم.
در اين مدت ايشان چندين درس، چندين سمينار و يك پروژه تحقيقاتي در اين زمينه ارائه دادند.
در سال 1373 دوره نظام وظيفه را شروع كردم و پس از آن در سال 1375 به كانادا رفته و دكتراي رياضي را زير نظر پروفسور «كوسيس» و پروفسور «هاوين» شروع كردم.
در موقع ورود به فرودگاه «مونترال» من فقط هزينه يك ماه زندگي را خود داشتم. در مدت پنج سال زندگي در «مونترال»، دانشگاه «مك گيل» و موسسه تحقيقاتي ISM بسيار سخاوتمندانه از من حمايت مالي كردند، در حالي كه چهار سال از اين مدت من مهاجر محسوب نميشدم. بايد اضافه كنم كه هيچ تعهدي هم از من در قبال صرف چنين هزينههايي سنگيني گرفته نشد.
بعد از اتمام دكترا در سال 1380 ، عضو هيات علمي (استاديار) دانشگاه «لاوال» شدم. «لاوال» دانشگاهي فرانسوي زبان است و من در حالي به استخدام اين دانشگاه در آمدم كه اين زبان را بلد نبودم. ترم اول براي من درسي نگذاشتند تا فرانسه ياد بگيرم. اكنون هم دانشيار اين دانشگاه هستم.»
لطفا توضيحاتي درباره مقالات خود بفرماييد. اين مقالات حاوي چه رهيافتهاي جديدي است؟ نتايج اين مقاله در چه زمينههاي رياضي كاربرد دارد؟
«اين مقالات بيش از هر چيز اهميت استاد را مشخص ميكند. مقالات در مورد يك مساله بنيادي توابع تحليلي است. «ويكتور هاوين» يك كتاب 600 صفحهيي و «پل كوسيس» سه كتاب مجموعا هزار و 500 صفحه در اين زمينه نوشتهاند. هدف ما تعميم اين مساله به فضاهاي ديگر بود. دقيقا همين جاست كه نقش«پيرطريقت» مشخص ميشود.
اين دو استاد بزرگوار با داشتن عمري تجربه از همان ابتدا راهي را كه بايد بروم درست تشخيص دادند و من تحت نظر آنها راه درست را ادامه دادم و خوشبختانه نتايج خوبي به دست آمد كه در كانادا چاپ شد. اين فرايند هنوز ادامه دارد و امسال مقاله طولاني و مهمي را در روسيه چاپ خواهيم كرد.»
ساير زمينهها و طرحهاي تحقيقاتي مورد علاقه شما چيست؟
«نظريه توابع تام، تئوري «پتانسيل»، تئوري ماتريسهاي اتفاقي ديگر زمينههاي تحقيقاتي مورد علاقه من هستند. در موسسات تحقيقاتي ISM و CRM در «مونترال» نيز مشغول به كار هستم. پروژههاي تحقيقاتي فردي و گروهي نيز با دولت كانادا (NSERC) و با دولت «كبك»(FQRNT) دارم.
همچنين عضو انجمنهاي رياضي كانادا، امريكا و روسيه هستم و در كنفرانسهاي سالانه آنها شركت ميكنم.»
آيا بيرغبتياي كه در بخش زيادي از دانشاموزان و دانشجويان ايراني نسبت به رياضيات وجود دارد در دانشجويان كانادايي هم وجود دارد؟
«بله، متاسفانه اينجا هم همين طور است. رشتههاي علوم محض مانند رياضي، فيزيك، و شيمي به دو دليل طرفداران زيادي ندارند. اول اين كه رشتهها در مقايسه با برخي ديگر از رشتهها مشكلتر هستند و دوم اين كه امكان شغلي زيادي بعد از فارغالتحصيلي براي اين رشته نيست. تازه شغلهايي هم كه هست، درآمد زيادي ندارد؛ لذا رشتههاي علوم پايه طرفداران زيادي ندارند.»
علت اين بي رغبتي را در چه ميدانيد؟ سيستم آموزشي و شيوههاي تدريس را چه قدر در اين مساله موثر ميدانيد؟
«سيستم آموزشي مقصر نيست مثلا وقتي براي ليسانس حسابداري امكان كاري بيشتري نسبت به ليسانس رياضي وجود دارد بنابراين يك دانشجو براي حسابداري اولويت بيشتري قائل ميشود.»
در كشورهايي نظير كانادا جوانان تا چه حد به تحصيل در رشتههاي علوم پايه علاقه دارند؟
«خيلي كم علاقه دارند؛ در اينجا رشتههايي نظير علوم پزشكي و حقوق به دليل درآمد بالا طرفداران زيادي دارد.
در حقيقت عدم توجه به علوم پايه يكي از مشكلات ماست و با كمك همكاران برنامههايي براي توسعه رياضي در بين دانشآموزان «كبك» داشتهايم و به طور مستمر ادامه ميدهيم.»
مساله اشتغال يكي از مهمترين مشكلاتي است كه فارغالتحصيلان رشته رياضي حتي در مقطع فوقليسانس و بالاتر در ايران با آن مواجهاند و به همين دليل اكثر جوانان علاقمند به رياضي ناچار به تحصيل در ساير رشتهها ميشوند. براي فارغالتحصيلان رياضي در كشورهاي پيشرفته چه فرصتهاي شغلي وجود دارد؟
«همانطور كه عرض كردم ، اين يك مشكل بنيادي است و مخصوص كشور خاصي نيست ولي فارغالتحصيلان رياضي اينجا ميتوانند مثلا به عنوان مشاور مالي و سرمايهگذاري، متخصص امور مالياتي و امور كدنگاري مشغول به كار شوند.»
نظام آموزش رياضي در دانشگاههاي كشور را تا چه حد موفق ميدانيد. آنها چقدر در تربيت فارغالتحصيلان با سطح علمي بالا موفقند؟
«نظام آموزشي ايران نظام موفقي است. اساتيد ايراني رياضيدانهاي سرآمدي را تربيت كردهاند كه الان در ايران و خارج از كشور مشغول به كار هستند. من بالشخصه چندين رياضيدان بسيار بسيار موفق و جوان ايراني را ميشناسم كه در آمريكاي شمالي مشغول به كار هستند. بعضي از آنها قبلا جوايز مهمي گرفتهاند كه فكر ميكنم در ايران انعكاس نداشته است.
مشكل عمده در كشور در زمينه پژوهش است. اگر چه در آموزش كارنامه بسيار درخشان و افتخار آميز است، در پژوهش - حداقل رياضي - بايد گامهاي بزرگتري برداشته شود.»
به عنوان يك فارغالتحصيل و استاد رياضي، مهمترين مشكلات نظام آموزش رياضي در ايران را چه ميدانيد؟
«فكر ميكنم مهمترين مشكل آموزشي ايران كمبود منابع باشد. در رشتههاي علوم پايه محض برخلاف رشتههاي مهندسي يا پزشكي، احتياج به آزمايشگاه و تجهيزات نيست. همه چيز به يك كتابخانه غني بستگي دارد. دوستان رياضيدان ايراني من همواره اين مشكل را ذكر مي كنند و در هنگام مسافرت به خارج از كشور بيشتر وقت آنها صرف تهيه كتاب و مجلات ميشود و در بازگشت بارها به چشم ديدم كه ساكهاي آنها پر از كتاب و مجله است و به خاطر سنگيني كتب همواره مشكل اضافه بار دارند. »
ويژگيهاي خاص تدريس شما كه باعث انتخابتان به عنوان استاد برجسته در سال 2003 شد چه بود؟
«به دليل اعتلاي رياضيات در استان «كبك» همكاران من پروفسور Gourdeau و پروفسور Hodgson مدتها قبل طرحي تهيه كردند تا معلم رياضي براي دبيرستانهاي «كبك» تربيت كنند. من در سال 2001 به گروه آنها ملحق شدم و تاكنون هر سال يك درس براي اين گروه از دانشجويان دادهام. سال 2003 يكي از سالهاي بسيار موفق فعاليت من بود و لذا مديريت دانشگاه با انتخاب من به عنوان «پرفسور ستاره» از من قدرداني كردند».
در پايان چه پيشنهادي براي بهبود وضعيت آموزش رياضي در ايران داريد؟
«قبلا ذكر كردم كه ايران در آموزش بسيار موفق بوده است؛ بايد اهميت بيشتري به گردآوري منابع داد تا اين روند همچنان ادامه داشته باشد.»