گفتگو با پروفسور هرمز مهمنش
فوق تخصص جراحي قلب از آلمان و آمريكا
وقتي پروفسور مهمنش تــحصيل در مــدرسه خوارزمي را نــيمهكاره رها كرد و چمــدانها را بــست و با پرواز « ايراناير» به آلمان رفت، هرگز تصور نميكرد كه روزي به ايران بازگردد. از آن روزها 30 سال گذشته است و او امروز عليرغم همة توصيههاي دوست و آشنا كه برحذرش ميداشتند، با خراب كردن پلهاي پشت سر براي هميشه به ايران بازگشته است. آن روزها 14 سال داشت و امروز 44 سال. كولهبارش نيز چيزي نيست جز دهها مدرك علمي كه نشانههاي موفقيت او در آمريكاست. پروفسور هرمز مهمنش يكي از زبدهترين جراحان قلب و عروق است كه به دليل تخصص، ابداعات و نظرياتش، دانش پزشكي را اعتلا بخشيده و با فكرهاي تازه براي خدمت به مردم به ايران بازگشته است.
جناب آقاي مهمنش، شايد اين سؤال را خيليها از شما پرسيده باشند، ولي بد نيست يكبار ديگر براي خوانندگان مهاجر بگوييد دليل بازگشت شما به ايران چيست ؟
اگر بخواهم خيلي كوتاه بگويم كه چرا عليرغم همه موقعيتهاي شغلي به ايران بازگشتم بايد پاسخ دهم فقط براي مردم، براي مردمي كه 30 سال است فراموششان نكردهام و هويت خود را در گرو آنها ميدانم.
30 سال زندگي در غرب چطور بود ؟
زندگي در آلمان و آمريكا درسه دهه گذشته براي من سالهاي ممارست و تلاش جدي براي كسب علم و دانش بود، مطالعه ميكردم و سعي داشتم موفقترين باشم. براي همين هم توانستم در طول سالهاي تحصيلات متوسطه و دانشگاهي همواره نمره خيلي خوب بگيرم. در تاريخ دانشگاه مونيخ تنها دو نفر به خاطر نبوغ علمي موفق به كسب نمره 22 شدهاند و من به عنوان يك ايراني افتخار دارم كه بگويم يكي از آن دو نفر بودهام. به هرحال در آلمان به طور همزمان دكتري روانشناسي و دكتري پزشكي گرفتم و علاوه بر جراحي قلب و تدريس در دانشگاه مونيخ، سمت معاونت دانشگاه را بر عهده گرفتم. دريافت درجه پروفسوري در ژوئن 2000 در آلمان، فوق تخصص جراحي قلب و عروق از دانشگاههاي هايدلبرگ آلمان و سنت لوئيز آمريكا، تحقيقات متعدد در خصوص قلب و مغز و دهها سمت تخصصي در مراكز دانشگاهي اروپا، كارنامه فعاليت من است. مدتي هم در آمريكا به تحصيل و تدريس و جراحـي قلب
و عروق مشغول بودم. سه اختراع مهم نيز در رابطه با آريتميهاي بعد از جراحي قلب دارم كه در اداره ثبت اختراعات آمريكا ثبت شده است.
تخصص پزشكي شما دقيقاً در چه رشتهاي است ؟
من متخصص جراحي قلب و عروق با استفاده از ربات هستم. در حال حاضر در آمريكا و اروپا براي جراحي قلب از دستگاهي به نام داوينچي استفاده ميشود كه با استفاده از ربات به عمل جراحي قلب ميپردازد.
كمي بيشتر توضيح دهيد ؟
در اين روش ما بدون برش قفسه سينه، با چند برش كوچك و عبور ربات، به طريق كاملاً آندوسكوپ، قلب را جراحي ميكنيم. نكته ويژه در خصوص اين تكنيك اين است كه چنانچه بيدقتي و اشتباهي هرچند غيرعمدي در بيمار رخ دهد و موجب خونريزي شود، امكان نجات بيمار سخت است و بنابراين جز افراد مجرب، ديگران مجاز به استفاده از اين تكنيك نيستند. نخستين عمل ترميم دريچه قلب به روش جديد در دنيا در مارس سال 2000 در شهر مونيخ كه به مركز قلب آلمان معروف است، انجام شد. اين عمل جراحي 6 ساعت طول كشيد و بيمار پس از چند ساعت به هوش آمد و توانست با اطرافيان صحبت كند.
در اين پنج ماهي كه به ايران برگشتهايد وضعيت جراحي قلب در كشور را چگونه ديدهايد ؟
در اين كشور تلاشهاي ارزندهاي توسط متخصصان صورت گرفته كه انصافاً جاي تقدير و تشكر دارد، بويژه در شرايطي كه پزشكان با كمبودهاي مختلفي روبرو هستند. منتها ما به دليل عدم ارتباط مداوم و منظم با قافله دانش روز، همچنان فاصله معناداري در همه حوزهها و از جمله پزشكي با جهان توسعه يافته داريم.
اگر بخواهيد به طور كمي اين تفاوت را بيان كنيد، وضعيت دانش جراحي قلب و عروق در ايران نسبت به غرب از جمله آمريكا و آلمان را چگونه ارزيابي ميكنيد ؟
من فكر ميكنم ما 30 درصد آنچه در غرب در اين حوزه كسب شده است را به دست آوردهايم. منظورم روشهاي جراحي قلب است. واقعاً خوشايند نيست در حالي كه 30 سال پيش نخستين عمل پيوند قلب در جهان توسعه يافته انجام شده، ما عمل پيوند قلب را كار بزرگي بدانيم و بخواهيم با تيترهاي درشت آن را به ديگران اعلام كنيم.
به عنوان يك متخصص علم پزشكي، تفاوت رابطه پزشك با بيمار درآنجا و اينجا را چگونه ديدهايد ؟
اتفاقاً قصد داشتم به اين موضوع هم اشاره كنم چون دراين خصوص حرفهاي زيادي دارم. تز دكتري من در آلمان در خصوص شيوه درمان ابنسـينا به عنوان پزشـك پرآوازه ايرانـي بود. باوجود نارس بودن دانش پزشكي در آن دوران وضعيت روحي بيمار براي بهبود بيماري و تلاش براي افزايش اعتماد به نفس بيمار، جست و جو براي رفع مصائب روحي به عنوان عامل موثر در درمان بيماريهاي جسمي در پزشكي قديم ايران اهميت داشته است. پزشكان ايراني در گذشته تلاش بسياري براي ابداع روشهاي درماني جديد داشتهاند. دنياي غرب، امروز براي اين موضوع اهميت بالايي قائل شده است. ايجاد ارتباط عاطفي بين پزشك و بيمار، نكته مورد تأكيد جامعة پزشكي غرب است كه متأسفانه در ايران كمرنگ شده است. من نوعاً به بيماراني برخوردهام كه جراحي قلب شدهاند ولي جراح خود را نديدهاند. ارتباط عاطفي و روحي با بيمار ميتواند درصد احتمال بهبود بيماري وي و سرعت بهبود را افزايش دهد. ما نبايد دستاورد تاريخي را فراموش كنيم.
در حوزه فنآوري شيوههاي نوين جراحي نيز قطعاً فاصله ما با غرب زياد است. شما براي رفع اين مشكل چه راهكاري پيشنهاد ميكنيد؟
ببينيد ! علم پوياست و لحظهاي توقف ندارد. در مورد دستگاه داوينچي كه مثال زدم فقط يك نمونه از رشد روزافزون تكنولوژي پزشكي و شيوههاي درمان است. در اين راستا، ارتباط زنده و به روز در محافل علمي جهاني و توجه به مقوله پژوهش و تحقيق گزينه فرار از عقبماندگي است كه بايد استمرار داشته باشد.
در اينباره، توجه به مقوله آموزش و بازآموزي جامعه پزشكان و همچنين ايجاد نشريات تخصصي پزشكي براي گفت و گو و تبادل نظر و ارائه آخرين دستاوردهاي جهاني و بيان مشكلات فراروي جامعه پزشكان يك ضرورت است.
من اهميت آموزش را بسيار زياد ميدانم. علم پيوسته در حال پوستاندازي است. اگر پزشكان ما به برخي كشورهاي توسعه يافته سفر كنند و در سير درمان بيماران در مراكز مهم پزشكي قرار بگيرند، خواهند ديد كه بسياري از روشهاي قديم منسوخ شده است. روشهايي كه شايد در دورهاي مثل آيه بود و امروز با بررسيهاي بيشتر علمي، كنار گذاشته شدهاند. من تلاش دارم به ياري جمعي از متخصصان به ايجاد مركزي براي آموزش پزشكان اقدام كنم، اين مركز ميتواند موجب ارتقاي دانش پزشكان شود و آنها را به دنياي پزشكي روز نزديكتر نمايد.
بيماريهاي قلب در ايران را نگران كننده ميدانيد يا نه؟
من حدود 5 ماه است كه به ايران آمدهام و آخرين سمتم در ايران مدير بخش جراحي روباتيك و معاون دپارتمان جراحي قلب و عروق دانشگاه مونيخ بود. با بيماران قلب در آلمان و آمريكا و وضعيت اين بيماري كاملاً آشنا هستم. طي پنج ماهي كه در ايران بودهام، وضعيت رو به گسترش بيماري قلب در كشور را وخيمتر از غرب ديدم، وضعيت به تعبير شما نگرانكننده است.
از چه جهت ؟
ميزان متوسط سن افرادي كه در ايران دچار بيماري قلبي ميشوند 55 و در غرب 77 است. اين پيام خوبي نيست.
اگر اجازه بدهيد كمي هم غيرپزشكي صحبت كنيم !
خواهش ميكنم.
در صحبتهاي شما نه تنها از لغات و عبارات خارجي استفاده نشد، بلكه هيچ لهجهاي هم پيدا نكرديد كه كسي فكر كند سي سال مقيم خارج بودهايد . واقعاً براي ما جالب است.
من زبان را تنها يك وسيله ارتباطي نميدانم. زبان هر قوم هويت هر ملت است و من عاشق زبان فارسي هستم. در آلمان در خانه فارسي صحبت ميكرديم و شبها از كتابهاي شعر و ادبيات ايراني بهرهها ميبرديم. از حافظ و مولانا تا شعراي معاصر.
كدام شاعر را خيلي دوست داريد ؟
استاد شفيعي كدكني
كدام شعرش را در خاطر داريد ؟
من شعري را برايتان ميخوانم كه سرمشق زندگيم بوده است. شعري براي هميشه تاريخ كه همواره به همه آن را توصيه ميكنم :
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
كارام در سكوت شب خفته است
دريايم و نيست باكم از توفان
دريا همه عمر، خوابش آشفته است
از ادبيات غرب و امثال و حكم آن چه تحفه تازهاي براي ما داريد ؟
يك ضربالمثل فرانسوي كه ميگويد « غروب كه ميشود، كوتولهها هم سايه بلندي دارند. »
نظر همسرتان درباره بازگشت به ايران چه بوده است ؟
هر چند همه به من ميگفتند كه تو ديوانهاي و پلهاي پشت سرت را خراب نكن ولي همسرم به خاطر اشتراك فكريش مرا باور كرد و همراه و همقدم من در بازگشت شد. راستش را بخواهيد من اعتقادي به سياست حفظ پلها ندارم.
چند فرزند داريد ؟
3 فرزند. يك پسر و دو دختر كه همگي با هم برگشتيم.
چه آرزويي در سر داريد ؟
سه آرزو. يكي اينكه سالم و تندرست در كنار همسر خوب و فرزندان مهربانم بمانم. ديگر اينكه در اين بازگشت دائمي كه به قيمت لغو قرارداد مادامالعمرم با دانشگاه مونيخ تمام شد بتوانم براي مردم پرمحبت ايران كاري كنم و سوم، آرزوي قلبي سالم براي همه ايرانيان.
منبع : سایت اینترنتی www.iranianshouse.org