مقالات در زمینه ایرانیان خارج از کشور

۲۵ بهمن ۱۳۸۵ ايرانيان هنر معرق را ابداع كردند

معرق يکي از رشته هاي پرپيشينه صنايع دستي ايران كه نسبت به صنايع ديگر چوبي در ايران از قبيل خاتم، نازک کاري، منبت، خراطي و بافت سبد و حصير داراي قدمت بيشتري است.
نوشته حاضر مقاله اي در خصوص اين هنر ايراني با عنوان "معرق چوب" است كه روز سه شنبه 24 بهمن در نشست انجمن فراوران با موضوع "هنر معرق" ارائه شده است.

37190-31213.jpg

بشر از هزاران سال پيش از چوب به واسطه شکل متناسب آن براي ايجاد سرپناه، ساخت قايق و ديگر موارد استفاده مي کرده است. بررسي آثاري كه از بررسي هاي سه هزار سال قبل از ميلاد که در شوش بدست آمده، نشاندهنده اين مطلب است که مردمان بومي ايران نه تنها از چوب براي کلبه سازي خود استفاده مي کردند بلکه در ساخت نردبان و ديگر وسايل زندگي هم از آن بهره مي بردند.
در دوران هخامنشي ها هم استفاده از چوب بسيار متداول بوده؛ به طوري که در ساخت عمارت هاي کاخ هخامنشي - شوش و آپادانا – از درخت هاي بلوط ايراني و سدر لبناني استفاده شده بوده است. به اين ترتيب قبل از استعمال آهن در ساخت بنا، تخت جمشيد بزرگ ترين سطح زيربنايي بود که از چوب در آن استفاده فراواني شده و تمامي اين آثار چوبي در اثر آتش سوزي از بين رفتند. گزنفون ضمن توصيف سلاح هاي نبرد کوروش از يک نيزه عالي چوبي که از چوب سنجد ساخته شده بود، ياد مي نمايد.
توجه پارسيان باستان به درخت، بسيار قابل توجه مي باشد. مي گويند بزرگ ترين درخت سروي که در ايران موجود بوده، توسط زرتشت پيامبر کاشته شده و سرو کاشمر ناميده مي شد و در ادبيات پارسي شهرت به سزايي داشته است. اين سرو را اعجاز زرتشت مي دانستند و معتقد بودند که زرتشت آن را از بهشت آورده است. نهايتا اين سرو توسط متوکل عباسي، قطع و تکه تکه به بغداد فرستاده شد. عمر اين درخت در زمان قطع 1450 سال و دور تنه آن بالغ بر 28 تازيانه بوده است.
در ديگر مناطق هم استفاده از چوب براي مردمان آن نواحي ناآشنا نبوده است. در افسانه هاي يونان آمده هر درخت را فرشته اي به نام هامادراياد که در داخل او پنهان مي باشد، نگهباني مي کند و جان وي به حيات درخت بستگي دارد؛ اگر مجبور به قطع درختي مي شدند، براي درخت تحف و هدايا مي بردند.
مصري ها هم راه استفاده از چوب را به خوبي مي دانستند. آنان سه هزار سال پيش، کاغذ و روکش هاي چوبي را در آثار خود بکار مي بردند.
فنيقي ها هم در ساحل لبنان، معبد حضرت سليمان را در سال 1012 قبل از ميلاد از چوب ساختند، سقف و ديوارهاي اين معبد از چوب سدر لبنان تهيه شده و کف آن از چوب سرو پوشيده شده درها از چوب زيتون و ستونهاي نگهدارنده نيز چوبي بودند.
در طول تاريخ، استفاده از چوب و حکاکي بر روي آن، همچنان به ترقي خود ادامه داد؛ اما در قرن 17 و 18 ميلادي رو به افول نهاد تا آن که در قرن 19، رشد مجددش را از سر گرفت.

معرق
معرق در فرهنگ عميد معناي تکه تکه، رگه رگه و وصله مي باشد. همه ما دردوران کودکي در مهدکودک ها از روشي به اسم کولاژ استفاده کرده ايم که در اين کار تکه هاي رنگي مقوا، پارچه و کاغذ را به اشکال مختلف بريده و کنار هم قرار مي داديم و در نهايت به شکل خاصي مانند درخت، خانه و گل مي رسيديم. اگر اين کار را با چوبهاي مختلف به رنگ هاي متنوع و مطابق با طرح مورد نظر انجام دهيم، اين کار را معرق مي گويند.
اين هنر به اشتباه مرقع هم ناميده شده است که خود هنري جدا در کتابت مي باشد و به معني گردآوري تکه هاي مختلف آثار گوناگون در يک مجموعه مي باشد.
معرق انواع گوناگوني دارد که وابسته به نوع مصالح است و شامل معرق کاشي، چرم، پارچه، فلز، خاتم و چوب است.


تاريخچه معرق چوب
از آن جايي که چوب يکي از مواد نسبتا ناپايدار و کم دوام طبيعت مي باشد آثار ساخته شده از چوب يا در طول زمان و يا بر اثر حوادث و عوامل مختلف آسيب ديده و از بين رفته اند و يا آن که هيچ کس به فکر نگهداري و جمع آوري آثار دست ساز چوبي نبوده است. بر اين اساس، تقريبا هيچ گونه آثار چوبي مشخصي از دوره هاي مختلف تاريخي، باقي نمانده است. با اين حال محققان و تاريخ نويسان زمان هاي متفاوتي را به عنوان مبدا معرق چوب در نظر مي گيرند.
بنا به استناد گروهي معرق چوب الهام گرفته شده از معرق کاشي است و گفته شده در زمان افول صنعت کاشي، معرق چوب شروع به رشد کرده است.
در معرق کاشي، قطعات کاشي هاي الوان به شکل تکه تکه توسط چکشي به نام چکي، دورتراشي مي شده و از کنار هم قرار گرفتن آنها طرحي واحد به وجود مي آمده است. دور آن را با خميري به نام ساروج گرفته و براي محکمي کار روي آن را دوغاب مي ريختند تا سفت شود. کاشي معرق دردوران ايلخانيان پديدار شد که به صورت نقش هاي هندسي در دوران تيموري به اوج شکوفايي خود رسيد نمونه کاشي معرق گنبد سرخ مراغه است که در زمان ايلخانيان ساخته شد. نمونه زيباي آن در دوران تيموري هم مي توان از گنبد سلطانيه نام برد.
نظريه ديگري هم وجود دارد مبني بر اين که معرق کاري چوب، تکنيکي نيست که از انواع مختلف معرق از جمله کاشي کاري گرفته شده باشد. معرق کار چوب بايد نه تنها با چوب کار کرده باشد و بافت آن را بشناسد، بلکه مي بايست تکنيک معرقکاري بر روي چوب را هم، فرا بگيرد.
به گفته گروهي هم معرق از کشورهاي چين و هند و مصر وارد ايران شده است. اين افراد معتقدند که بر اساس اسناد و مدارک موجود سه هزار سال پيش مصري ها به ارزش چوب پي بردند و ساخته هاي خود را از قبيل صندلي صندوق و غيره با چوب هاي معمولي ساخته و بر روي آنها از روکش هاي مرغوب مانند آبنوس و تزئينات عاج استفاده مي کردند.
قديمي ترين نمونه اثر چوبي، در کاوش هاي باستاني شهر سوخته زابل به دست آمد. اين اثر يک قطعه شانه چوبي است که به شيوه ي جايگزيني ( (in layنقوش هندسي و گره را بر آن حک کرده اند و قدمت آن به هزاره پنجم قبل از ميلاد مي رسد. گروهي که معتقدند معرق از کشورهاي ديگر وارد ايران شده، تفسير اين کاوش را اينگونه اظهار داشتند که اين شانه متعلق به مسافريني بوده که از اين شهر گذر کرده اند.
اما تحقيقات محققين بر روي نقوش اين شانه، روشن نمود که طرح هاي موجود بر روي آن (گره و نقوش هندسي) طرح هايي کاملا ايراني مي باشد. بر اين اساس مي توان به اين نظريه رسيد که ايران پايه گذار معرق کاري بوده و هنر مذکور از اين منطقه به ساير نقاط منتقل شده است.
يک دوران سکوت چند هزار ساله، ما بين تاريخ ساخت دو اثر معرق موجود، وجود دارد؛ که اولي مربوط به شانه بدست آمده در حفريات شهر سوخته و دومي تابلويي متعلق به سال 1313 هجري شمسي است که توسط استاد احمد رعنا با سبک معرق جايگزين کار شده است. اين سبک اولين سبک معرق چوب به حساب مي آيد.
در سال 1309 اولين کارگاه هاي سنتي به منظور آموزش و حفظ و اشاعه هنرهاي ملي و بومي ايران، توسط استاد حسين طاهرزاده بهزاد بنا نهاده شد. اولين کارگاه داير شده مربوط به صنايع چوبي، کارگاه منبت بود که زير نظر استاد احمد امامي و دو پسرش خليل و علي امامي اداره مي شد. در سال 1310 رشته مشبک و معرق چوب به کارگاه منبت اضافه شد. سرپرستي اين کارگاه به عهده استادان معرق و منبت کار از جمله :
شهميرزادي، احمد رعنا، زابلي، ويزايي، حاج غلامعلي و در سال 1370 استاد کمال ميرطيبي، بود. در حال حاضر سرپرستي کارگاه معرق در سازمان ميراث فرهنگي به عهده استاد مولايي مي باشد.


معرق چوب
در طبقه بندي هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي کشور، معرق چوب در دسته هنرهاي صناعي زير شاخه آثار چوبي و در قسمت برش چوب قرار دارد.
همان طور که در تعريف معرق گفته شد، معرق از کنار هم قرار گرفتن و تلفيق چوب هاي رنگي مطابق با طرح بدست مي آيد؛ بدين معني که در ساخت يک اثر معرق، تنها ماده اوليه چوب مي باشد. اما مي توان اين هنر را به صورت تلفيقي با ديگر هنرها و يا با استفاده از ديگر مواد هم مشاهده کرد. به طور مثال معرق – منبت هر دو از هنرهاي چوبي هستند که مي توانند به طور مشترک در يک اثر استفاده شوند. از جمله موادي که در معرق کاري استفاده مي شود مي توان از خاتم، صدف، فلز (طلا، برنج، نقره، مس)، استخوان و عاج نام برد.
معرق کاري را مي توان در آثار مختلف چوبي مانند تابلو، ميز، صندلي، ساعت، بوفه، در، جعبه هاي تزئيني و هر گونه وسيله چوبي مسطح و منحني بکار برد که هدف در تمام اين موارد، بخشيدن جلوه و غناي هنري به آثار چوبي مي باشد.


سبک هاي معرق
اولين سبک معرق روش جايگزين (in lay) مي باشد. به اين شکل که زيرکار به صورت تخته هاي يک تکه و ضخيم در نظر گرفته مي شود. طرح بر روي سطح چوب کشيده شده و به وسيله مغار و کارد مخصوص کنده و گود مي شود بعد از آن تکه هاي چوب هاي رنگي دقيقا به شکل و اندازه محلي که گود شده توسط سوهان و مته دوربري شده و درون محل گود شده با فشار بدون استفاده از چسب جايگزين مي گردد و سطحي يکدست به وجود مي آورد که به آن معرق فشاري هم مي گويند. (in lay) به معني داخل کار مي باشد.
معرق امروزي به صورت (on lay) انجام مي پذيرد که بر روي سطح چوب، چوب هاي رنگي را مطابق طرح برش زده و مي چسبانند. براي برش هم از اره مويي استفاده مي شود و تمام زمينه کار با چوب پر مي شود. بدين مفهوم که اگر طرح مورد نظر تمام سطح کار را دربرگيرد، کل طرح با استفاده از چوب برش داده مي شود و هيچ فضاي خالي مابين طرح و قاب باقي نمي ماند. اما اگر طرح مورد نظر کل زمينه کار را دربرنگيرد، اين فضاي خالي را به صورت هاي مختلف (آجري، پازلي، پارکتي) پر مي کنند. امروزه اين هنر در دو سطح صاف و منحني بکار برده مي شود. نمونه کار بر روي سطح منحني را مي توان در موزه هنرمندان معاصر مشاهده کرد که شامل معرق کاري درب بوفه اي به حالت محدب مي باشد.
معرق زمينه چوب از دوام و اصالت برخوردار است و هر چه ضخامت کار معرق بيشتر باشد، نشانه مرغوبيت آن است. با اين حال مي توان نمونه هايي از کار معرق در بازارهاي هنري يافت که نه تنها به اصل اين هنر وفادار نمي باشند بلکه با کم کاري و اضافه کردن مواد مصنوعي و حتي نقاشي بر روي چوب، مروج هنري هستند که از هر گونه نوآوري و اصالت به دور است.
امروزه معرق در کشورهاي آسيايي چون هند، چين، کره، ژاپن، سوريه و ايران انجام مي شود و همچنين در کشورهاي اروپايي مانند ايتاليا، فرانسه و انگلستان به صورت هاي گوناگون انجام مي شود. در اروپا بيشتر معرق با روکش هايي به قطر 7/0 ميلي متر انجام مي گيرد.
تفاوت معرق ايران با جهان در کلي نگر بودن و جزئي نگر بودن آن است. کلي نگرها با استفاده از بافت چوب و به دليل آشنايي معرق کار با طراحي و نقاشي طرح را به صورت ساده تفکيک کرده و چوب ها در سايز هاي بزرگ دوربري و اجرا مي کنند. جزئي نگرها طرح را با استفاده از کنتراست ها و توناليته هاي رنگهاي مختلف چوب و ظريف بري آنها، تقسيم مي کنند که به آن تفکيک رنگ گفته مي شود. در اين سبک بايد انتخاب چوب ها بر اساس جنسيت هر ماده موجود در طرح صورت پذيرد. مثلا اگر در طرح، فلز يا بلور وجود داشته باشد بايد با استفاده از چوب هاي مناسب اين جنسيت را نشان دهيم نه اين که در آن فلز و شيشه بکار ببريم. بنيانگذار سبک تفکيک رنگ استاد اينانلو است که در حال حاضر شاگردان بسياري را با اين سبک آموزش مي دهند.


طرح ها و نقش هاي معرق چوب
طرح هاي اوليه مورد استفاده در معرق معمولا طرح هاي ساده سنتي (اسليمي و ختايي) و گره بوده که جهت تزئين پشتي صندلي ها سطح ميز و بوفه بکار برده مي شده است. امروزه طرح ها و نقش هاي بسياري در هنر معرق مورد استفاده قرار مي گيرد. از جمله اين نقش ها مي توان به نقوش نوشتاري، نقوش مينياتور، ابنيه و آثار تاريخي، نقوش چهره و اندام و نقوش مدرن اشاره کرد.

1- نقوش سنتي
الف - نقش ختايي از ابداعات عصر صفويه است و عبارت است از ترسيم خطوط منحني و خميده که گاهي با نقوش شاخ و برگ، گل و ساقه آراسته مي شوند و وحدتي کم نظير بوجود مي آورند. گروهي به واسطه عدم تطابق اين طرح ها با طبيعت اصطلاحا به آنها خطايي يعني سهو خطا مي گويند ولي با توجه به تاثيرپذيري و شبيه بودن هنر نقاشي ايران و چين و نزديکي طرح هاي ختايي به نقش هاي چيني آنها را به شهر ختن نسبت مي دهند.
ب - نقش اسليمي متعلق به دوره ساساني است. يک منقد هنرهاي شرقي معتقد است که طرح هاي اسليمي براي مقاصد تزئيني مد نظر بوده و هيچ گونه مفهوم و معني خاصي ندارد. اسليمي شکل هايي از شاخ و برگ انگور و پيچک هاي آن است و گروهي معتقدند شبيه به ماري است که حرکت مارپيچ و تناوبي دارد و گروهي نيز نقوش اسليمي را به جانوري افسانه اي – اژدها- و حرکت و چرخش آن نسبت داده اند.

2- نقوش هندسي
الف - خاتم ترکيبي از چند ضلعي هاي منظم با تعداد اضلاع متفاوت مي باشد که با استفاده از مواد اوليه گوناگون مانند چوب، فلز، عاج و صدف ساخته مي شود. مرکز اصلي اين صنعت در شيراز است و قدمت آن به حدود 400 سال پيش مي رسد و در آن بيشتر گل هاي کوچک و ستاره هاي درخشان ديده مي شود. قديمي ترين نمونه خاتم مربوط به دوره صفويه مي باشد ولي در بررسي بدست آمده معتقد هستند از زمان ديلميان اين هنر در کشور وجود داشته است. خاتم سازي در دوره زنديه از رونق زيادي برخوردار بوده که بر اساس گره 5 و 10 ساخته مي شده ولي از دوره قاجار بر اساس گل بندي 6 ساخته شد که قبل از آن وجود نداشته است. در اين روش منشورهاي مثلثي شکل به نحوي کنار هم قرار مي گيرند تا شش ضلعي منظمي پديد آيد. يکي از آثار اين دوره صندوق مرقد حضرت زينب در شام است و درب خزانه حضرت عبدالعظيم در ري مي باشد.
ب - گره چيني : قدمت آن به قرن 5 هجري قمري برمي گردد. اين رشته در شهرهاي کاشان اصفهان يزد و تهران به زيبايي و ظرافت تمام انجام مي شده است. گره چيني به تزئيناتي اطلاق مي شود که به صورت هندسي با قواعد مشخص رسم مي گردد و در بسياري از مکان ها مانند سردر، کتيبه، در و پنجره و طاق، مي توان از آن استفاده کرد. طرح هاي گره با آجر، کاشي، آينه، شيشه هاي رنگي و چوب قابل اجرا مي باشد. آن چه در گره سازي بايد مورد توجه باشد، گره چيني، رسم گره، آلت و لغت است. گره چيني، عبارت است از چيدن ستاره ها و چند ضلعي هاي منظم ده و پنج بر روي چوب. در قديم سبک کار به صورت قاب هايي بوده که زواياي آنها به وسيله کام و زبانه، بدون استفاده از چسب، با هم چفت مي شده است. در گره به خطوط دور چندضلعي ها آلت و چند ضلعي ها را لغت مي گويند. چند ضلعي هاي با زواياي باز - بالاتر از 90 درجه- را کند و با زواياي بسته - کمتر از 90 درجه- را تند مي گويند. به مرحله ترسيم و تئوري کار گره چيني و مرحله عملي کار را گره سازي مي نامند.
ظريف ترين نوع گره سازي، خاتم کاري است.
3- نقوش نوشتاري شامل انواع خط از جمله نستعليق، شکسته و غيره مي باشد.
4- نقوش مينياتور يا نگارگري به هر نوع پديده ظريف هنري اطلاق مي شود که الهام گرفته از داستان ها و مضاميني باشد که به صورت خلاق به ذهن نقاش مي رسد و شباهتي به عالم واقعي ندارد.
5- نقوش ابنيه شامل آثار تاريخي و بناهاي مختلف و قديمي مانند تخت جمشيد، ارگ بم، انواع قلعه ها و غيره
6- نقوش چهره و اندام شامل چهره هاي افراد و شخصيت هاي مختلف مي باشد.
7- نقوش مدرن طرح هاي راه يافته به معرق از نقاشي هاي مدرن اروپايي با سبک هاي مختلف رئال (واقع گرا)، کلاسيک، رمانسون مي باشد.

روش کار
بعد از انتخاب نقش، طرح را بر روي چوب سه لايي با چسب مايع مي چسبانيم. سپس مرحله خرد کردن مدل يا شابلون مي باشد. به اين صورت که سه لايي به اندازه هايي خرد شود که کمان اره بتواند حول محور سه لايي بچرخد. بعد قطعات خرد شده طرح را بر روي زير کار يا تخته 18 ميل يا چند لايي توسط ميخ سايه نصب مي کنند.
همانطور که در نقاشي از رنگ ها براي طبيعي شدن و جان بخشيدن به طرح بهره مي گيرند، در معرق هم از رنگ هاي طبيعي و نقش هاي زيباي چوب ها به همين منظور استفاده مي کنند. بعد از اتصال الگو بر روي چوب آن را برش مي زنند و دوربري مي کنند. يکي از قطعه هاي خرد شده که شامل قسمتي از زمينه و نقشه است را از روي زيرکار جدا کرده تکه اي را انتخاب و بر روي چوب گذاشته شابلون يا مدل را به چوب توسط ميخ وصل مي کنيم و شروع به دوربري طرح کرده و بر روي تابلو به جاي قسمتي که سه لايي آن برش خورده و جاي آن خالي است قطعه چوب برش خورده را با چسب چوب بر روي زيرکار مي چسبانيم. بعد از اتمام دوربري طرح، کار وارد مرحله رنگ کاري مي شود. رنگ کاري در معرق به مفهوم رنگ کردن چوب ها نيست بلکه در اين مرحله در داخل درزها، رنگ پلي استر ريخته مي شود و سپس سطح معرق کاري شده توسط سمباده همسطح مي شود. پلي استر همانند چسب عمل کرده و با استحکام بخشيدن به قطعات کار معرق دوام آن را بيشتر مي کند. در انتها به کار، رنگ سيلرو کيلر مي پاشند که اين رنگ شفاف بوده و باعث جلوه زيباتر نقوش چوب مي گردد.

ابزار کار
ميز و صندلي – پيشکار – تيغ اره – آچار مشتي – چکش – ميخ کش – ميخ سايه – چسب (چوب، شيشه اي، کاغذي، کالک، چسب دورو) – سمباده – سوهان يا چوب ساب – سه نظام – مته – پيچ دستي- ابزارهاي اندازه گيري (گونيا – متر – پرگار – خط کش)


کارشناسي آثار معرق
1- صرفا مواد طبيعي باشند .استفاده از مواد مصنوعي مانند نقاشي، صدف، پلي استر در
زمينه تابلو، باعث افت کار مي شوند و هيچ گونه هماهنگي با بافت چوب ندارند.
2- بهتر است کارها به صورت سيلر و کيلر باشند.
3- زيرکار استقامت لازم را داشته باشد.
4- ضرورت دارد برش ها معقول بوده و فاصله چوب ها داراي درزهاي زننده نباشد.
5- جاي ميخ و چسب ها در کار مشخص نباشد.
6- پشت کار بتونه و رنگ شود.چ
7- داراي نوآوري و خلاقيت و طرح مطلوب باشد.
8- رنگ بندي در کار معرق مهم است و بر ارزش آن مي افزايد.
9- سطح پلي استر ترک نداشته باشد.
10- چوب ها زير پلي استر نبايد چربي بزند.
فرجام سخن
صنايع دستي جزئي از هويت ملي، فرهنگ، بومي، سنتي و اصالت ايرانيان است. از جمله رشته هايي است که عليرغم ساختار سنتي و باستاني آن مي تواند کارکردهاي ويژه و حياتي مانند معنويت اشتغالزايي، جلب توريست، و درآمدزايي و غيره داشته باشد. صنايع دستي جزئي از يادگارهاي ما هستند و به طور امانت در اين زمان و مکان مورد استفاده ما قرار گرفته اند و ما نيز وظيفه داريم اين امانت را سالم و حتي آراسته به فرزندان خود بسپاريم.
بر اين اساس مي توانيم با خريد يک اثر هنري اصيل، صنايع دستي کشورمان را ابتدا در سبد خريد خانوارها قرار دهيم. سپس با استاندارد سازي آن، مسير را براي توليد صنايع دستي اصيل هموار نموده و در نهايت گام هاي موثري در جهت از بين بردن موانع و مشکلات صادرات آن برداريم.
اصالت يک هنر بومي چيزي نيست که به آساني و در طول مدت زمان اندک به دست آمده باشد و بر اين اساس جاي تاسف دارد که ثمره هزاران ساله را به بهايي اندک بفروشيم و براي کسب متاعي دو روزه با دست خود تيشه به ريشه اين هنر اصيل بزنيم. در اين ميان رسالت ليدرها در زمينه شناخت آثار اصيل هنري و تفاوت آن با موارد مشابه بسيار سنگين تر از ديگر اقشار مي باشد. چه جاي هيچ ترديدي نيست که ليدرها به عنوان نماينده ملت، بايد که اين بار چندين هزار ساله را در اندک زماني به ديگر فرهنگ ها ابلاغ کنند.

منابع
1- فرهنگ فارسي عميد – حسن عميد – انتشارات اميرکبير- 1379
2- چوب شناسي – پرويز نيلوفري – انتشارات دهخدا – تهران 1364
3- چوبشناسي و صنايع چوب – دکتر رضا حجازي – انتشارات دانشگاه تهران – 1350
4- تکنولوژي چوب – دکتر داوود پارسا پژوه – انتشارات دانشگاه تهران – 1367
5- تکنولوژي مواد (رشته صنايع چوب) – احمد روشن بخش و ديگران – چاپ کتاب هاي درسي ايران – 1377
6- حفاظت صنعتي چوب – ژ.گ ويلکينلسون – ترجمه داود پارسا پژوه
7- معرق چوب – مهندس داوود اميري – انتشارات شباهنگ – 1384
8- خودآموز جامع معرق بر چوب – مازيار رستمي – انتشارات سروش – 1384
9- رنگ کاري چوب – حميد طوجي – انتشارات ارمغان – 1379
10- آموزش معرق کاري – حميد طوجي – انتشارات ارمغان - 1381
11- کارشناسي آثار صنايع دستي – دکتر حسين ياوري – انتشارات ايرانشناسي – 1384
12- آشنايي با چوب و هنرهاي مرتبط با آن – دکتر حسين ياوري – انتشارات سوره مهر – 1383
13- نگارگري ايراني – شيلا کنباي – ترجمه دکتر مهناز شايسته فر – انتشارات موسسه مطالعات هنر اسلامي – 1381
14- گره چيني در معماري و هنرهاي دستي – حسين زمرشيدي- انتشارات مرکز نشر دانشگاهي
15- صنايع روکش و نما سازي – محمد طباطبايي
16- خواص مواد صنعتي – بهروز نصيري زنوزي – وزارت آموزش و پرورش - 1373
17- افق، هنر معرق – ليلا رضايي – انتشارات الهه ناز – 1383
18- معرق روي چوب – مينو کريم نيا – سازمان ميراث فرهنگي – 1375
19- مکانيک چوب و فرآورده هاي مرکب آن – ژ. باديگ – ترجمه دکتر قنبر ابراهيمي
20- اصول تشريح چوب – دکتر رضا حجازي
21- پايان نامه بررسي نقوش صنايع دستي چوبي ايران – طاهره فيروزه قناعت – 1370- استاد راهنما دکتر ياوري
22- گره و کاربندي – اصغر شعرباف – سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران – 1368 جلد اول
23- گره چيني در معماري اسلامي و هنرهاي دستي – حسين زمرشيدي – انتشارت مرکز نشر دانشگاهي تهران – 1365
24- ايرانشهر – علي اصغر حکمت و جمعي از نويسندگان – جلد دوم
25- صنايع ايران بعد از اسلام – دکتر محمدحسن زکي – ترجمه محمدعلي خليلي – چاپ اقبال – 1320
26- معماري ايران – آرتور پوپ – ترجمه غلامحسين صدري افشار – نشر اختران – 1384
27- مباني هنر ديني در فرهنگ اسلامي – دکتر محمدنقي زاده – دفتر نشر فرهنگ اسلامي – 1384
28- کاشي هاي اسلامي – ونيتيا پورتر – ترجمه دکتر مهناز شايسته فر - انتشارات موسسه مطالعات هنر اسلامي – 1381
29- هنر اسلامي – ديويد تالبوت رايس – ترجمه ماه ملک بهار – شرکت انتشارات علمي و فرهنگي – 1381
30 – آموزش طرح و تذهيب – حسين علي ماچياني – انتشارات يساولي – 1382
31- پايان نامه بررسي آثار چوبي در اماکن مذهبي شيراز – سارا مورخ – جلد اول – دانشگاه الزهرا – دانشکده هنر

 


The Association of Iranophile Tehran -IRAN Tel: +98 (21) 8898 6593 - 8897 6594, Fax: +98 (21) 8897 5734 E-Mail: info@Topiranian.com

اخبار تاپ ایرانیان در سایت شما | دریافت خبرنامه تاپ ایرانیان  |  اخبار تاپ ایرانیان در یاهو مسنجر |  تماس با ما