مقالات در زمینه ایرانیان خارج از کشور

۷ بهمن ۱۳۸۵ ویژگی های هویت ایرانیان در خارج از کشور - بخش اول

بخش اول: مفهوم شناسي

درك يك مطلب هنگامي ميسر است كه مخاطب بر واژگان و مفاهيمي كه در كنار ‏هم، ساختار آن مطلب را شكل داده‌اند، آگاه باشد. از اين رو، پيش از ورود به مبحث ‏ايرانيان خارج از كشور تعريف دقيق و جامعي از مفاهيم اساسي اين مبحث ضروري ‏است.‏

فرهنگ

واژه فرهنگ مركب از دو جزء «فر» و «هنگ» است كه «فر»، پيشوند ‏ و به معناي «جلو»، ‏‏«بالا»، «بر» و «پيش» است و «هنگ» كه از ريشه اوستايي «تنگا»‏ ‏ گرفته شده، به معناي ‏كشيدن، سنگيني و وزن است؛ ‏ البته اين واژه مركب هيچ‌گاه در ادبيات فارسي به ‏مفهومي كه برخاسته از ريشه كلمه باشد، به كار نرفته است. واژه «فرهنگ» در متن ‏پندنامه آتورپات اسپنتامان به معناي دانش، حرفه و علم، در كارنامه اردشير بابكان به ‏معناي فنون و ورزش‌ها و در قابوسنامه به معناي آموختن و به كار بستن آمده است. ‏فردوسي نيز آن را با «دانش» و «هنر» مترداف مي‌داند.‏

برخي از انديشمندان معاصر نيز تعريف‌هايي از فرهنگ ارايه كرده‌اند. تايلر، فرهنگ ‏را مجموعه پيچيده‌اي مي‌داند كه شامل معارف، باورها، هنرها، صنايع، فنون، اخلاق، ‏قوانين، سنت‌ها و تمام عادت‌ها و رفتار و ضوابطي است كه فرد به عنوان عضو جامعه، ‏از جامعه خود فرا مي‌گيرد و در برابر آن، وظايف و تعهدهايي را به عهده دارد.‏ ‏ ‏

به عبارت ديگر، فرهنگ ابزاري است كه به انسان امكان ادامه زندگي، داشتن رفاه، ‏كاميابي و امنيت مي‌دهد. فرهنگ به انسان قدرت، امكان توليد كالا و آفرينش ارزش‌هايي ‏را ارزاني مي‌دارد كه از قلمروي ميراث ارگانيك و ويژگي حيواني او فراتر مي‌‌رود.‏

جلال رفيع در تعريف فرهنگ گفته است: «فرهنگ، هويت دهنده است. انسان بدون ‏هويت و احساس هويت نمي‌تواند به حيات مطلوب و موعود ادامه دهد.‏ ‏ در جاي ‏ديگر، فرهنگ را در معناي عام آن، هم الهي و هم انساني معرفي مي‌كند؛ يعني مقوله‌اي ‏كه هم انبياي‌الهي و هم ديگر افراد و اجتماع‌هاي بشري در پديد آوردن و شكل‌گيري و ‏رشد و جريان يافتن آن، سهيم بوده‌اند. شايد بتوان زيباترين و موجزترين مفهوم از واژه ‏فرهنگ را در تعريف پير فرزانه، حضرت امام خميني(ره)، يافت كه مي‌فرمايد: «فرهنگ ‏مبدأ همه خوش‌بختي‌ها و بدبختي‌هاي يك ملت است».‏

فرهنگ پذيري

اصطلاح «فرهنگ‌پذيري» كه در اواخر سده نوزدهم در معناي «عاريت گرفتن ‏فرهنگي» وارد ادبيات علوم اجتماعي شد، ‏ از فرايندي حكايت مي‌كند كه در آن، ‏فرهنگ يك گروه به هنگام تماس با گروهي ديگر، دستخوش دگرگوني‌هايي مي‌شود. ‏عليرضا شايان مهر، فرهنگ‌پذيري را فرآيندي مي‌داند كه بدان وسيله افراد يا گروههاي ‏يك فرهنگ، انگاره‌هاي رفتار و تفكر فرهنگ ديگري را اقتباس مي‌كنند.‏ ‏ فرآيند ‏فرهنگ‌پذيري گاه با ميل و به خواست دو گروه صورت مي‌گيرد. اين حالت فقط زماني ‏ممكن است كه هيچ گونه نابرابري اجتماعي يا سياسي بين دو گروه در ميان نباشد و هيچ ‏كدام از دو گروه نسبت به گروه ديگر برتري مادي ومعنوي نداشته باشد، ولي آن‌گاه كه ‏يكي از دو گروه نسبت به گروه ديگري برتري تكنولوژيكي، نظامي، اقتصادي و ... دارد، ‏فرهنگ‌پذيري حالتي اجباري به خود مي‌گيرد و پديده‌هاي فرهنگي گروه برتر بر گروه ‏ديگر تحميل مي‌شود؛ همان گونه كه محمود روح‌الاميني مي‌گويد: «در عصر حاضر، با ‏توجه به تقسيم‌بندي كشورها به پيشرفته و عقب مانده، صنعتي و غيرصنعتي ونيز ‏توسعه‌طلبي‌هاي سياسي واقتصادي و امكانات سريع نقل و انتقال و شيوه‌هاي جديد ‏تبليغات، فرهنگ‌پذيري از حالت خود به خودي و طبيعي و متعارف بيرون آمده و به ‏مسابقه‌اي براي نفوذ و تسخير و بالاخره تحميل فرهنگي برنامه‌ريزي شده، تبديل گرديده ‏است.»‏

جامعه پذيري

آشنايي فرد باهنجارهاي جامعه‌اي كه در آن به سر مي‌برد و آموختن واجرا كردن اين ‏هنجارها طي جرياني شكل مي‌گيرد كه در اصطلاح آن را، «جامعه پذيري» مي‌نامند.‏

منصور وثوقي در تعريف خود از پديده جامعه پذيري مي‌نويسد:‏

‏«جامعه‌پذيري براي گروهي از افراد كه به جوامع ديگر مهاجرت مي‌كنند، يا به طور ‏موقتي مدتي را در جامعه‌هاي بيگانه مي‌گذرانند، مصداق پيدا مي‌كند؛ زيرا اين افراد كه ‏داراي شخصيت ساخته شده وقوام گرفته هستند و در جامعه خود داراي فرهنگ و ‏هنجارهاي استواري مي‌باشد، به طور موقتي و ظاهري براي همان مدت مسافرت يا ‏مهاجرت موقتي، هنجارهاي اجتماعي جامعه ميزبان را مي‌پذيرند.»‏

فرهنگ‌گريزي

فرهنگ‌گريزي زماني رخ مي‌دهد كه فرد حس مسئوليت و درك اخلاقي خود را از ‏ارزش‌ها، هنجارها و باورهاي اجتماعي از دست مي‌دهد و آن ها را مانعي در برابر تحول ‏در زندگي مي‌يابد. از اين رو ضمن اخذ هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي فرهنگي ديگر، ‏از فرهنگ خويش فاصله مي‌گيرد و حتي در صدد ستيز با تمام نمادهاي آن بر مي‌آيد.‏

ايران

ايران تنها نام يك سرزمين نيست؛ نام انديشه، تاريخ و فرهنگي است كه در طول ‏ساليان و قرون، بر جهان متمدن تأثيرهاي فراواني گذاشته است، به گونه‌اي كه امروز نيز ‏در تفكر و ساختارهاي فرهنگي تمدن‌هاي شرق و غرب جلوه‌گر است.‏

فرهنگ ايراني

جهان اسلام وامدار ايران و فرهنگ درخشان اسلامي آن است.‏

تلاقي دين و تمدن بزرگي كه اعراب مسلمان براي ايرانيان به ارمغان آوردند، با تمدن ‏باشكوه ايران كه بر جاي مانده از فرهنگ زرتشتي و سلسله‌هايي چون هخامنشيان، ‏اشكانيان و سلوكيان بود، گهواره فرهنگي بس پيشرفته‌اي را به وجود آورد كه ‏پرورش‌يافتگانش در حوزه‌هاي علمي، ديني، فني و هنري، هر يك مانند اختري تابناك ‏در آسمان گيتي درخشيدند ومعرف هويت فرهنگ ايران اسلامي شدند.‏

كلام امام صادق(ع) در بيان فضايل روحي و معنوي ايرانيان و انعطاف آنان در برابر ‏علم و ايمان، نشان مي‌دهد كه اين ملت همواره براي پذيرش حق و حقيقت آمادگي ‏داشته و از بهترين فرهنگ‌ها و تمدن‌ها برخوردار بوده است. امام صادق(ع) در تفسير آيه ‏‏198 سوره شعراء «وَلَوْ نَزَّلْناهُ عَلي بَعْضِ اْلأعْجَمينَ فَقَرَاهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُوْمِنينَ» ‏مي‌فرمايد: «اگر قرآن بر عجم نازل مي‌شد، عرب به آن ايمان نمي‌آورد؛ در حالي كه قرآن ‏بر عرب نازل شد و عجم به آن ايمان آوردند».‏

ايرانيان از زماني كه اسلام را شناختند، در راه شكوفايي آن از هيچ كوششي دريغ ‏نورزيدند. پ.ژ مناسه مي‌گويد: ‌«ايرانيان بقاياي تمدن تلطيف شده و پرورده‌اي را به ‏اسلام تحويل دادند كه بر اثر حياتي كه اين مذهب در آن دميد، جان تازه گرفت.»‏

هويت ملّي

هويت ملي نوعي احساس مشترك ميان انسان‌هايي است كه در يك واحد ‏جغرافيايي– سياسي به سر مي‌برند و داراي تاريخ، فرهنگ، دين، نژاد، و... مشترك نيز ‏هستند. ‏

پرسشي مهم در موضوع هويت ملي مطرح است و آن اين كه فرد متعلق به يك واحد ‏جغرافيايي خاص، خود راعضو كدام واحد سياسي مي‌داند و تا چه اندازه احساس ‏يگانگي او با آن واحد سياسي واضح وعميق است. به عبارت ديگر، افرادي كه از لحاظ ‏فيزيكي در يك جغرافياي سياسي و نظام حكومتي خاص قرار دارند و مشمول قوانين ‏حاكم بر آن هستند، آيا از لحاظ رواني هم، خود را عضو اين نظام سياسي مي‌دانند يا ‏خير؟

جلال رفيع درباره اين پديده مي‌نويسد: «هويت و شخصيت انسان و جامعه انساني ‏مثل روح واحدي است كه در يك كالبد مختلف الاعضاء و كثيرالاجزا حركت و حيات ‏دارد. جوهر فرهنگ، همين روح و روان است؛ چنان كه اگر از دست برود، نوعي ‏سرگشتگي و پوچي و پوكي را بر جا مي‌گذارد و وضعيتي پديد مي‌آورد كه در كشور ‏جان و جسم آدمي، هيچ عنصر مقاومي براي ايستادگي در برابر تزريقات ناروا و ‏تجاوزات ناسزاي بيروني وجود نداشته باشد.»‏

پيشينه هويت ملي در ايران به دوران باستان بر مي‌گردد كه با تكامل خود در طول ‏تاريخ، دستخوش تغيير وتحولاتي شده است. از مهم‌ترين عوامل به وجود آورنده اين ‏تغيير و تحولات مي‌توان به ورود اسلام به ايران از سوي اعراب، تشكيل اولين دولت ‏ملي در ايران از سوي صفويان، انقلاب مشروطيت، دوران سلطنت پهلوي و انقلاب ‏اسلامي اشاره كرد.‏

 


The Association of Iranophile Tehran -IRAN Tel: +98 (21) 8898 6593 - 8897 6594, Fax: +98 (21) 8897 5734 E-Mail: info@Topiranian.com

اخبار تاپ ایرانیان در سایت شما | دریافت خبرنامه تاپ ایرانیان  |  اخبار تاپ ایرانیان در یاهو مسنجر |  تماس با ما