زبان فارسي در روماني
وضعيت كرسي زبان فارسي در روماني
دكتر مهوش واحد دوست (استاد زبان فارسي)
زماني كه براي تدريس زبان فارسي به روماني اعزام شدم و در دانشكده زبانهاي خارجي دانشگاه بخارست شروع به كار كردم نخست اطلاعاتي در زمينه پيشينهي بخش فارسي به دست آوردم و وضعيت كنوني آن را با گذشته و ديگر بخشهاي زبانهاي خارجي موجود در اين دانشكده سنجيدم. خوشبختانه از لحاظ امكانات وضع به نسبت خوبي دارد ولي با كمال تأسف دريافتم كه با وجود اين امكانات بخش زبان فارسي دانشجوي مستقيم ندارد و زبان فارسي به عنوان زبان دوم براي دانشجويان تدريس مىشود حتي پس از بازنشسته شدن استادان رومانيايي زبان فارسي دانشگاه بخارست, مسؤولين تصميم بر تعطيلي بخش زبان فارسي گرفته بودند, كه خوشبختانه با تلاش نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در روماني اين تصميم عملي نشده است.
در طول چند جلسهاي كه با دانشجويان كلاس داشتم متوجه شدم كه زبان فارسي در مقايسه با ديگر زبانها چون چيني, ژاپني, عربي و ..... براي آنها كشش بيشتري دارد و با علاقه در كلاس حاضر مىشوند. براي نمونه وقتي قرار شد در بيستو هشتم ارديبهشت روز خيام را جشن بگيريم ضمن اين كه آنها در برگزاري همكاري كردند شعرهاي خيام را به خوبي و با تلاش در طول يك هفته ياد گرفتند.
تنها استاديار رومانيايي اين بخش خانم كريستينا مىباشند كه به علت نبود امكان ادامه تحصيل در رشته زبان فارسي هماكنون در حال ادامه تحصيل
فوق ليسانس در رشته زبان شناسي مىباشند. و به علت مشغله و شرايط زندگي و لزوم بودن ايشان در بخش فارسي شرايط اعزام به ايران را ندارند.
البته استاد اعزامي پيش از من تلاش كرده بود كه امكان پذيرفتن دانشجو در بخش زبان فارسي به وجود آيد ولي به علت نبود سه نفر استاد رومانيايي در اين بخش كه شرط اصلي پذيرش دانشجو مىباشد. مخالفت شده بود.
براي تحقيق بيشتر در زمينه سابقه زبان فارسي در دانشگاه بخارست و علت تنزل آن به سطح B بر آن شدم كه با پيشكسوتان رومانيايي زبان فارسي گفتگويي داشته باشم. از اين رو نخست به دكتر به جاكو تلفن كردم ولي متأسفانه ايشان بيشتر در مسافرت خارج بودند و نزد فرزندانشان در خارج به سر مىبردند و نتوانستم با ايشان تماس بگيرم. ولي خانم آلكساندر گوتهآ يكي از پيشكسوتان زبان فارسي در روماني با گشاده رويي دعوت من را پذيرفتند.
خانم آلكساندر گوتهآ در سال 1940 در تهران به دنيا آمدهاند و تا شانزده سالگي در ايران زندگي كردهاند ايشان ايران را وطن دوم خود مىدانند.
خانم گوتهآ پس از بازگشتن به روماني به كار مترجمي پرداختند و تنها مترجم رسمي زبان فارسي در روماني هستند به گفته خود ايشان پس از بازگشت و آغاز كار ترجمه از اينكه مىتوانستند به ايرانياني كه به روماني آمده بودند و در گرفتن ويزا يا موارد ديگر دچار مشكل بودند, كمك كنند, خوشحال بوده و هستند.
خانم گوتهآ به مدت سي سال از 1967 تا 2000(سال تعطيلي بخش فارسي راديو بخارست) در راديو بخارست با بخش فارسي همكاري مستقيم داشتند. هم اكنون در ميان تعداد انگشت شمار مترجم زبان فارسي در روماني تنها مترجم رسمي به شمار مىآيند. با يك محضر در ترجمه اسناد فارسي همكاري دارند و با مراجع قضايي نيز در امور مربوط به ايرانيان همكاري مىكنند. علاقه زيادي به مطالعه و مسافرت دارند و سالها در بخش زبان فارسي در دانشگاه بخارست تدريس كردهاند ولي به دليل مشغله زياد عضو رسمي دانشگاه بخارست نبوده و نيستند ولي با توجه به تحصيلات ايشان در ايران و تدريس در بخش زبان فارسي دانشگاه بخارست تجربه خوبي در اين زمينه دارند و نكته نظرهاي ايشان در روند زبان فارسي در روماني مىتواند جالب باشد.
به نظر ايشان زبان فارسي را بايد در محيط خود يعني ايران ياد گرفت و پس از آن به تدريس پرداخت. ويا اُستادي كه مىخواهد فارسي بياموزد بايد حتماً ايراني باشد و به زبان فارسي تسلط داشته باشد. نبود چنين كساني در بخش فارسي دانشگاه بخارست اين وضع را پيش آورده است. چون بخش زبان فارسي نتوانست دانشجويان خوبي را پرورش دهد. براي مثال چند نفر از اين تحصيل كردهها وقتي به بخش فارسي راديو بخارست آمدند قادر به حرف زدن و تلفظ درست كلمات فارسي نبودند و در نتيجه به علت نبودن كادر براي ادامه برنامههاي زبان فارسي اين بخش راديو بخارست تعطيل شد. به علت قوي بودن بخش چيني در دانشگاه روماني هم زمان با تعطيلي بخش فارسي, بخش چيني راديو بخارست آغاز به كار كرد.
به نظر ايشان زبان فارسي در روماني به طور جدي دنبال نشده است بايد بيازهاي مربوط به آن را هم, از لحاظ كاربردي بودن در نظر گرفت و تطبيق داد براي مثال وقتي يك دوره ده نفر فارغالتحصيل مىشوند امكان اشتغال براي آنها كم است شايد يكي از دلايلي باشد كه در روماني كمتر به فارسي گرايش بوده است. بخش فارسي راديو بخارست هم كه مىتوانست تا حدي جذب كند,تعطيل شده است و از ميان فارغالتحصيلان پيشين تقريباً هيچ كدام به طور كاربردي با فارسي سروكار ندارند, بيشتر به دنبال ترجمه رفته, جذب كاري در ارتباط با فارسي نشدهاند البته جاهاي خاصي به زبان فارسي نياز دارند: ثبت احوال, ترجمه مدارك و اسناد شركتهاي بازرگاني و تجاري, مراجع قضايي.
البته مسأله ماديات و معاش هم خيلي مهم است. پس بايد اول فارسي را در روماني كاربردي كرد و با سياستگذاريهاي فرهنگي و اقتصادي تطبيق داد.
از طرف ديگر هر طور كه امكان دارد بايد زبان فارسي را در دانشگاه بخارست زنده نگهداشت و اجازه نداد تعطيل شود. زبان و ادبيات فارسي خيلي غني است و در بر دارنده اطلاعات خوبي در زمينه مشرق زمين است و فارسي آموختگان مىتوانند در امر تحقيق از آن استفاده كنند.
به نظر ايشان كه سالها تجربه تدريس در بخش زبان فارسي دانشگاه بخارست را, دارند بايد تحولي در دانشكده زبانهاي خارجي دانشگاه بخارست در زمينه پذيرش دانشجو در بخش فارسي به وجود بيايد زيرا دانشجوياني كه زبان اول آنها چيني, ژاپني, روسي و......است از آن جايي كه حروف آنها با فارسي متفاوت هستند دانشجويان در يادگيري دچار مشكل شده,ذهن آنها آشفته مىشود, در نتيجه نه اين را ياد مىگيرند و نه آن را. پس بايد تنها از زبان هايي كه حروف آن ها نزديك فارسي است به عنوان زبان دوم دانشجو قبول كنند. ولي در وضعيت فعلي زبان فارسي در دانشگاه بخارست بايد به دنبال راهكارهايي بود كه به تداوم اين زبان كمك كند, نه موجب از بين رفتن آن شود. چون در حال حاضر دانشجوي مستقيم زبان فارسي در دانشگاه بخارست وجود ندارد.
در مورد اين كه براي پيشرفت زبان فارسي در دانشگاه روماني چه بايد كرد, معتقد هستند كه حتماً استاداني كه در ايران تحصيل كردهاند بايد در آنجا تدريس كنند و فارغالتحصيلان واردي را تحويل دهند تا در نبود ايشان بخش فارسي را زنده و پويا نگهدارند در نتيجه بخش زبان فارسي به سرنوشت امروز دچار نشود. همان طور كه بخش فارسي راديو بخارست به تعطيلي كشيده شد بخش زبان فارسي دانشگاه بخارست نيز تنزل كرد. در صورتي كه بخشهاي عربي, چيني, روسي, ژاپني و ديگر بخشهاي رو به ترقي نهاد و امروزه در حد عالي هم دانشجو مىپذيرند.