جوانان مهاجر از وضع خود دركشور میزبان می‌گویند

وضعیت جوانان ایرانى مهاجر در كشورهاى گوناگون اروپایى با هم یكسان نیست. از این نظر كه اگر براى نمونه جامعه‌هاى آلمان، انگلیس و هلند را با هم مقایسه كنیم، مى‌بینیم كه جامعه آلمان تا حدى با مشكل بیشترى برای جذب این جوانان مواجه است. جوانان خانواده‌هاى مهاجر ایرانى كه در آلمان زندگى مى‌كنند به اندازه‌ی هم‌سن و سالهاى خود در كشورهاى انگلیس و هلند احساس یگانگى با جامعه‌ی آلمان را ندارند.


از زمان انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بخش قابل توجهى از ایرانیان به خارج از كشور مهاجرت كردند. علل مهاجرت ایرانیان مختلف بود: سیاسى، اجتماعى، اقتصادى. مقصد بسیارى از آنها اروپا یا امریكا بود و هدف انها این بود كه امكان ایجاد زندگى جدیدى را براى خود و خانواده‌شان بوجود بیاورند.

نزدیك به سه دهه از آغاز اولین موج مهاجرت ایرانیان پس از انقلاب مى‌گذرد و در حال حاضر مى‌توانیم حتى از سومین نسل ایرانیان مهاجر سخن بگوییم. در میان خانواده‌هاى مهاجر ایرانى نسل جوانى وجود دارد كه خود را با جامعه‌اى كه در آن زندگى مى‌كند تطبیق داده است. به زبان كشورى كه در آن بزرگ شده، مسلط است، دوستانى از اهالی آن كشور دارد و مى‌توان گفت كه به جز ظاهرش، دقیقتر بگوییم مو و چشم و ابروى مشكى‌اش، چیزى او را از محیط اطرافش جدا نمى‌كند.

اما وضعیت جوانان ایرانى مهاجر در كشورهاى گوناگون اروپایى با هم یكسان نیست. از این نظر كه اگر براى نمونه جامعه‌هاى آلمان، انگلیس و هلند را با هم مقایسه كنیم، مى‌بینیم كه جامعه آلمان تا حدى با مشكل بیشترى برای جذب این جوانان مواجه است. جوانان خانواده‌هاى مهاجر ایرانى كه در آلمان زندگى مى‌كنند همانند هم‌سن و سالهاى خود در كشورهاى انگلیس و هلند احساس یگانگى با جامعه‌ی آلمان را ندارند.

مى‌خواهیم بدانیم كه علت چیست. براى همین از پرفسور "تیلمان مایر" كه استاد رشته علوم سیاسى در دانشگاه بن است و در این زمینه تحقیق كرده است دعوت به مصاحبه كردیم. همچنین سه جوان ایرانى از سه كشور مهمان برنامه ما هستند كه احساس و نظر خود را در باره مسأله تطبیق یافتن با جامعه‌هایى كه در آن زندگى مى‌كنند با ما در میان مى‌گذارند.

سونا ۲۱ ساله و دانشجوى رشته اقتصاد است. سونا همه زندگى خود را در آلمان گذرانده و با این حال احساس نمى‌كند كه به طور كامل جذب جامعه شده است. او می‌گوید:

”با وجود اینكه آدم اینجا زندگی می‌کند، دانشجو هست و همه‌ی کارهایی را می‌کند که آلمانی‌ها هم می‌کنند، باز هم این احساس را دارد که جزو آنها نیست و آدم همیشه احساس مشخصی دارد که خارجی‌ست و یکی از آلمانی‌ها نیست. از این که آدم رنگ مویش فرق می‌کند، برخورد مردم فرق می‌کند، اصلا از این نگاههایی که به آدم می‌کنند. همه‌ی این چیزهایی کوچکی که آدم رویهمرفته نگاه بکند، این احساس مشخص می‌شود که آدم کاملا جزو آلمانی‌ها نیست. من دوست دارم که همه خارجی‌ها مثل همدیگر نشوند که مردم تصور بکنند که همه با هم از یک مملکت هم می‌آیند. با هم دیگر فرق می‌کنند و هر آدمی مثل دیگری نیست.”

به گفته پرفسور تیلمان مایر به نظر مى‌رسد كه دو علت باعث مى‌شود كه نسل جوان خانواده‌هاى مهاجر احساس یگانگى با جامعه نداشته باشد. یكی اینكه جامعه آلمان بسیار بر روى فرهنگ آلمانى تاكید مى‌كند. یعنى تلاش چندانى نمى‌شود تا تفاوتهاى میان فرهنگها درك شود. بجاى آن فرض را بر این مى‌گذارند كه آنچه در فرهنگ آلمان پذیرفته شده است، همواره درست است. دیگر آنكه پیش‌داوریهایى وجود دارد كه بر اثر تجربه‌هاى ناخوشایند بوجود آمده‌اند. براى مثال اگر پیش آمده باشد كه چند جوان خارجى رفتارى زشت داشته‌اند این پیش‌داورى بوجود آمده كه همه جوانان خارجى رفتارهاى زشت مى‌كنند. اكثریت جمعیت خارجیان در آلمان را تركها تشكیل مى‌دهند، یعنى حدود دو میلیون نفر از كل جمعیت حدود هفت میلیون خارجى در آلمان ترك هستند. به عقیده تیلمان مایر آلمانیها بسیارى برداشتها و پیش‌داوریهایى را كه در مورد تركها دارند به دیگر خارجیان نسبت مى‌دهند.

”مهاجران ترك در حقیقت اكثرا از قشر پایین تركیه هستند. طبیعتا وقتى كه مهاجران از طبقات متوسط یا بالا باشند از هر نظر، از جمله از نظر فرهنگى فعالتر و بازتر هستند.“

در این میان برنامه‌هایى كه به منظور جذب خارجیان در جامعه باشند كمك مى‌كنند تا بتوان با سوء تفاهمها و پیشداوریها مقابله كرد. نمونه‌ خوبی كه می‌توان مثال زد نمونه هلند است. در هلند سالهاست كه با هوشیارى و برنامه‌ریزى تلاش مى‌كنند تا به مسأله جذب خارجیان در جامعه بپردازند. براى مثال وقتى كسى در این كشور به عنوان مهاجر پذیرفته مى‌شود، در كلاسهاى زبان هلندى شركت مى‌كند تا هر چه زودتر بتواند با جامعه و مردم ارتباط برقرار كند. علاوه بر این یك مشاور به او كمك مى‌كند تا بتواند در موقعیتهاى گوناگونى كه پیش مى‌آید از پس مشكلات برآید. به هر حال در نگاه اول به نظر مى‌رسد كه این تلاش در هلند مثمر ثمر بوده است و حرف گودرز، كه در هلند به تحصیل مشغول است این را تایید می‌كند:

”کاملا جذب شدم. چون تمام جامعه را می‌فهمم و احساس بد به جامعه را اصلا ندارم و حتا راحتم با رفتار مردم آنجا و تمام جامعه را می‌فهمم، استورکتور و همه چیزش را.”

اما اگر به پشت صحنه نگاه كنیم، در هلند هم نشانه‌هاى خارجى‌ستیزى را مى‌بینیم. چیزى كه به نظر تیلمان مایر در ارتباط است با تاریخ هلند كه زمانى از كشورهاى استعمارگر بوده است. آثار كشمكش‌هاى قدیم میان قدرت استعمارگر و مستعمرات آن هنوز كاملا از میان نرفته است.

انگلیس نیز كه زمانى بزرگترین قدرت استعمارگر جهان بوده است، سالهاست كه با مشكل تبعیض نسبت به مهاجران هندى و آسیایى روبروست. با این همه درست این پدیده كه انگلیس از دهه‌هاى دور با فرهنگهاى گوناگون در تماس بوده است باعث شده است كه مردم انگلیس به مرور به حضور خارجیان در كشورشان عادت كرده‌اند. این موضوع را نسترن هم تایید مى‌كند كه در لندن زندگى مى‌كند و احساس می‌كندن كه كاملا جذب جامعه انگلیس شده است:

”توی لندن هیچ مشکلی نیست. چون همه همه خارجی‌اند و برای همین سخت است که آدم نتواند اینجا زندگى کند. چون هیچ کسی نیست که فقط از لندن باشد یا فقط انگلیسی باشند.”

به نظر پرفسور مایر تاریخ به انگلیس بسیار كمك كرده است. با این همه و با وجود اینكه مردم انگلیس به حضور خارجیان در كشورشان عادت كرده‌اند، باز هم مى‌توان نمونه‌هاى بیگانگى با خارجیان را مشاهده كرد.

”طبیعتا بخاطر وجود ایده Commonwealth در فرهنگ انگلیس این امكان وجود دارد كه در این كشور بسیارى از اقوام در كنار هم زندگى كنند و مردم هم انها را بپذیرند. و حضور این خارجیها هم، از طرف دیگر، خود نشان‌دهنده این بوده كه انگلیسى‌ها در همه جهان نفوذ داشته‌اند. اما باز از سوى دیگر گاه آتشفشانى از خارجى‌تسزى در این كشور می‌بینیم كه از ترس از بیگانگان سرچشمه می‌گیرد. آتشفشانى كه به این صورت براى ما كه در اروپاى مركزى زندگى مى‌كنیم ناآشناست، چون ما تنوع فرهنگى در این ابعاد را نمی‌شناسیم.“

سه دانشجوى ایرانى میهمان برنامه ما كه در هلند و آلمان و انگلیس با وجود آنكه در جوامع مختلف و با شرایط زندگى متفاوتى به سر می‌برند، نظراتى شبیه به هم دارند.

براى آنكه جوانان خانواده‌هاى مهاجر جذب جامعه شوند بایست تلاشى چندجانبه صورت بگیرد. به نظر پرفسور مایر از جمله باید جوانان با محیط زندگى‌شان به صورت فعالتر و فشرده‌تر در ارتباط و گفتگو باشند. باید كوشید تا نقاط مشترك را یافت و نه نقاطى كه افراد را از هم جدا مى‌كند. نمونه‌هایى چون جام جهانى فوتبال در سال ۲۰۰۶ نشان مى‌دهد كه همه افراد جامعه چه از خانواده مهاجر باشند، چه با پیشینه اروپایى مى‌توانند با آرامش و صلح با هم رفتار كنند. هنگام برگزارى این مسابقات نسل جوان همه قاره‌هاى جهان با احساسى مشابه به استقبال علاقه‌اى مشترك رفتند. به نظر تیلمان مایر این درست آن نقطه‌اى است كه مىتواند انسانهاى یك جامعه را به هم وصل كند. در موردآالمان مى‌گوید:

”به نظر من اگر علائق مشابه و مشتركى پیدا كنیم تا بتوانیم مشكلات را حل كنیم، مى‌توانیم قدمهاى مثبتى برای حل مشكل جذب جوانان مهاجر در آلمان برداریم.“

نگار خلیق


[ چاپ اين مطلب ]

Close