چهارشنبه سوري سنت ایرانی
ايران ما - مريم آموسا- ايرانيان كهن بر اين باور بوده اند كه" فرورهاي نياكان" در آغاز اين روز چهار شنبه سوري به زمين مي آيند و بركت و نيك روزي را براي خاندان خويش به ارمغان ميآورند و براي راهنمايي اين فرورها ايرانيان بر سر در خانههاي خويش آتش ميافروختند و شعلههاي اين آتش را از آتشدان خانه فراهم ساختند تا فرورها بتوانند خاندان خويش را بيابند .
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا ،چون در ايران كهن روزهاي هفته رايج نبوده است، از اين رو آتش افروزي پيش از نوروز در سهشنبه شب آخر سال انجام نميگرفته است، بلكه اين آتش افروزي درست پيش از آغاز جشن " همسپتمدم" يعني در سيصد و شصتمين روز سال كه آغاز روزهاي " گاسانيگ" يا پنجه وه است انجام مي گرفته است . زيرا ايرانيان كهن بر اين باور بودهاند كه فرورهاي نياكان در آغاز اين روزها به زمين ميآيند و بركت و نيك روزي را براي خاندان خويش به ارمغان ميآورند و براي راهنمايي اين فرورها ايرانيان بر سر در خانههاي خويش آتش ميافروختند و شعله هاي اين آتش را از آتشدان خانه فراهم ساختند تا فرورها بتوانند خاندان خويش را بيابند . ولي گويا اين آتش در نخستين دوران اسلامي بهانهاي براي يك قيام سياسي بوده است . برخي معتقدند كه اين قيام را "مختار بن ابي عبيده شفقي" براي خونخواهي امام حسين كه مورد احترام ايرانيان بود، برپا كرده اند . بعدها اين سنت در سه شنبه ها ي آخر سال به عنوان چهار شنبه سوري به جاي مانده است . ايرانيان گاه اين آتش را بر روي بام و گاه در كوچه و خيابان برپا ميكردند كه تعداد گله هاي آتش ميبايستي به شمارعدد مقدس 7 ، 3 كه نماينده شعار مقدس زرتشتيان، گفتارنيك، رفتار نيك و كردار نيكو يا عدد 1 كه نماينده اهورامزدا است، باشد .
در دوره ساسانيان اين جشن از ارزش و اعتبار خاصي برخوردار بود و پريدن از آتش آن هم 7يا 3بار از ارزش و اهميت خاصي برخوردار بود. در اين شب سعي ميكردند كه به آتش احترامي خاص بگذارند و دركنارش به شادي بپردازند .
شب چهارشنبه سوري آيين هاي و مراسم گوناگوني دارد كه به ذكر چند آيين بسنده ميكنيم:
آجيل چهار شنبه سوري :
آجيل مخصوص چهارشنبه سوري هم كه در همه جاي ايران مرسوم است، فسلفه عميقي دارد . آجيل رنگارنگ و زيبا همه از دانههاي خوردني و رستني هايي است كه بيش از هزاران سال پيش از زمين و طبيعت ميگيرد . در واقع مجموعه آجيل چهارشنبه سوري طبقي آراسته از هدايا و دهش هاي خاك است كه رابطه انسان و طبيعت را تاييد و تاكيد ميكند .
فال كوزه:
در اين شب بسياري از خانوادههاي روستايي فال كوزه ميگرفتند . كوزهاي نو فراهم ميكردند و اساس اين فال بر آيين فرورها بود ؛چرا كه فرورها از ميهمانان آسماني بودند كه از گذشته و آينده خاندان خويش با خبر بودند. اين مراسم به اين شكل برپا ميشد؛ بر روي كاغذ شعري مينوشتند و درون كوزه و كوزه را نيز در تنور ميگذاشتند و فردا صبح دختري نابالغ كاغذي را به نيت تك تك اعضا خانواده از اين كوزه برميداشت . ايرانيان به اين فال ارزش زيادي ميگذاشتند و معتقد بودند كه فرورها به خاندان خود هرگز پاسخ بد نميدهند.
فالگوش:
اين رسم بيشتر مورد توجه دختراني كه هنوز ازدواج نكردهاند، قرار ميگرفت .آنها كليدي را با خود به بيرون ميبردند و بر سر چهار راهي در گوشه ميايستادند و كليد را زير پاي خود ميگذاشتند و چهار راه نمادي از گذرگاه و كليد نيز نمادي از گشايش كار است و دختران با اين كارميخواستند گشايشي در زندگي آنها ايجاد شود . البته روايت ديگري نيز پيرامون مراسم وجود دارد كه چند زن يا دختر جوان نيت ميكنند و پشت ديواري ميايستند و به حرفهاي رهگذران گوش ميدهند و با تفسير حرفهايي كه ميشنوند، پاسخ نيت خود را ميگيرند .
قاشق زني:
ايرانيان كهن در شب چهار شنبه سوري براي پذيرايي ازفرورها كه در اين شب به زمين فرود ميآمدند، غذاهايي بر بام ميگذاشتند و آيين قاشق زني تمثيلي از رسيدن اين ميهمانان و گرسنگي آنهاست . فرورها موجودات نامحسوسي بودهاند و اين مراسم بيشتر توسط پسرهاي جوان انجام ميشد، آنها براي ناشناخته بودن چادري به سر ميكردند و سعي ميكردند ناشناس بماند و با قاشق زدن سعي ميكردند كه غذايي آسماني كه براي فرورها در نظر گرفته شده بود به عنوان فديه دريافت كنند كه اين فديه بيشتر آجيل مشگل گشا بود .
چهارشنبه سوري براي پسران و مردان جوان هم روز پرجنب و جوشي است . در روستاهاي لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسبهايشان را بيرون ميآورند و نمايشي اجرا ميكنند . در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به ابتكارهاي عجيب و غريب ميزنند . در بعضي جاها كوزههاي گلي را با باروت پر ميكنند و روي آن را ميكوبند تا سفت شود، بعد سپس فتيلهاي در كوزه ميگذارند و با آتش زدن فتيله اينطور به نظر ميرسد كه از كوزه آتش بيرون ميزند . يا ممكن است موشكهايي از كاغذهاي براق در مدلهاي مختلف درست كنند و در آن باروت بريزند و روي پشتبام ها فتيلهاش را آتش بزنند و به هوا بيندازند .
چهارشنبه سوري در شهرهاي مختلف:
تهران:
در تهران قديم، بوتههاي خشك را از بيابانهاي اطراف جمع ميكردند و با شتر به شهر ميآوردند و در محلات مختلف ميچرخاندند . پس از غروب خورشيد، بوتههاي خشك و اسباب و اثاثية كهنه و شكستههاي را كه پس از خانهتكاني بيرون گذاشته شده بود، جمع ميكردند و با آنها آتشي درست ميكردند كه همه بايد از روي آن ميپريدند و ميخواندند : سرخي تو از من، زردي من از تو .
شيراز:
در شيراز به دو شب چهارشنبهسوري گفته ميشود؛ يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند، چهارشنبه آخر سال و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.با توجه به ارادتي كه شيرازيان به "حافظ" دارند، در شب چهارشنبه سوري دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال ميگيرند .
شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهاي كشور چهارشنبه سوري ميگويند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و يا سه كپه خار تهيه ميكنند . آنها را آتش زده و از آتش ميپرند و ميگويند : زردي من از تو ، سرخي تو از من .
در قديم برخي از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و در آب حوض ماهي آبتني ميكنند و با جام دعا و چهل كليد آب به سر ميريزند.
همچنين رسم است كه دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت حضرت احمد بن موسي شاهچراغ ميروند .
فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوري نيز نزد زنان شيرازي مرسوم است و زني كه بخواهد فال گوش بايستد چادر سر كرده، نيت ميكند و در گوشهاي در كوچه ميايستد و بر اساس گفته عابران تفأل ميزند . اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده ميداند .
رسم است كه بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست ميكنند . به اين منبر، "مرتضي علي" ميگويند . از جمله مراسم ديگري كه شيرازيان دارند، پخت آشي است به نام " آش ابودردا " ؛ بعضي معتقدند كه وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايي تأمين شود . اين آش را هم به خاطر درمان بيماري و هم به خاطر بخت گشايي ميپزند .
در شب چهارشنبه سوري در شيراز رسم است كه دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نابالغي را واميدارند كه ابريشم را باز كند به اين نيت كه گره از بختشان باز شود .
ازجمله خوردنيهايي كه شب چهارشنبه سوري شيرازيها ميخورند . آجيل چهارشنبه سوري است كه بدان آجيل شيرين هم ميگويند . اين آجيل مخلوطي است از كشمش، نخودچي، مغز بادام، مغز گردو، انجير،مويز، توت خشك، كنجد بوداده، شاهدانه، تخمك يا تخمه، گندم برشته، برنجك، قصب، خارك، نوعي خرماي خشك و قيسي .
مردان و زنان شيراز معتقدند كه هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدي، آبي كه از قنات آرامگاه سعدي يا حوض ماهي جريان دارد . شست و شو كنند، تا سال ديگر بيمار نميشوند . از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبي در اطراف جدول مزبور ديده ميشود .
گيلان :
در آخرين سهشنبه سال، در گيلان هم مانند ساير استان ها آيينهاي خاصي اجرا ميشود . در شب چهارشنبهسوري، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد . اسپند و كندر را دود ميكنند، گلاب را به صورت خود ميزنند و شمع را به نيت روشنايي روشن ميكنند .
گيلانيها خاكستر آتشافروز شب چهارشنبهسوري را صبح چهارشنبه پاي درختها ميريزند و معتقدند كه درختها بارور ميشوند و كساني كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج ميشوند .
در بسياري از ايلها و نيز در نقاط كوهستاني ايران از جمله دهكدههاي كوهستاني گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دلبستگي بيشتري دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتشافروزي را در شب چهارشنبه برگزار ميكنند . دور ريختن وسيلههاي كهنه و فرسوده زندگي در قريب به اتفاق مناطق ايران معمول است . رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد .
در گيلان دختران دمبخت را غروب چهارشنبهسوري با جارو ميزنند و از خانه بيرون مياندازند، به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند .
مازندران:
رسم چهارشنبهسوري در مازندران با برپايي هفت بوته آتش به نشانه هفت فرشته و امشاسپند اجرا ميشود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدي و مرگ را ميسوزاند . مردم مازندران سرخي آتش را نشانه سلامت و گرمايش را زندگي بخش ميدانند .
مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارت ها با آتش سخن ميگويند :" زردي من از تو، سرخي تو از من، سرخي آتش مال ما، زردي ما مال شما، چهارشنبهسوري ميكنيم، سينه بلوري ميكنيم . گل چهارشنبه سوري، درد و بلا رو ببري" سپس آش "چهل گياه " ميپزند كه دوا و درمان است . صداي برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهندهي شروع مراسم قاشقزني است و دختر و پسر با سر كردن چادر در كوچهها قاشقزني ميكنند و ميگويند :" اي اهل محل، اهل در اين منزل شگون امشب است، هديه بريزيد داخل پيمانه و كاسه ."
استان مركزي :
در بسياري از روستاهاي استان مركزي رسم بر اين است كه جواناني كه نامزد دارند از روي بام خانه دختر، شال خود را پايين مياندازند و دختران در گوشه شال، شيريني و تخمه ميپيچند . اين رسم را شالاندازي ميگويند . از ديگر رسم هاي چهارشنبه سوري، مراسم قاشق زني است .
آذربايجان:
خريد چهارشنبه آخر سال ازجمله سنتهاي قديمي مردم تبريز در اين روز محسوب ميشود . كودكان نيز چهارشنبه سوري را به خاطر ترقهها، آتش افروختنها و خريدهايش دوست دارند . چرا كه بخشي از خريد سنتي اين روز مخصوص كودكان است و مردم براي بچههاي خود اسباببازي ميخرند . پسربچهها به خريد "ماشون" ماشين اسباببازي و تفنگ علاقه زيادي نشان ميدهند و اكثر دختر بچهها اسباب بازي چهارشنبه آخر سال را "قولچاخ " يعني عروسك ميخرند .
خانمهاي خانهدار هم به خريد "آينا" و "دراخ " (يعني آيينه و شانه ) و همچنين"سوپورگه "(يعني جارو) ميپردازند و ميخواهند سال جديد را با آيينه و جارو و شانه جديد آغاز كنند .
خريد آجيل چهارشنبه سوري از ديگر بخشهاي خريد سنتي اين روز در تبريز است . شهر تبريز كه به خاطر آجيلهاي متنوع و مرغوبش شهره است، براي اين روز سنتي نيز آجيل مخصوص را دارد .
"شال ساللاماق" يا "باجالئق" از جمله سنتهاي قديمي آذربايجانيها در چهارشنبه آخر سال محسوب ميشود . برخي از جوانان و نوجوانان آذربايجاني با برداشتن شال يا توبرهاي در چهارشنبه سوري خود را براي اجراي اين رسم قديمي آماده ميكنند و اغلب با تاريكي هوا به خانه دوست و آشنا و فاميل و حتي ديگران ميروند و شال خود را آويزان ميكنند؛ به طوريكه ديده نشوند .
در گذشته اكثر خانهها در سقف دريچهاي براي تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان ميشد تا صاحبخانه هديهاي را در آن بپيچد . اما امروزه اين رسم شكل ديگر به خود گرفته است . براي مثال در را ميكوبند و وقتي صاحبخانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشي از شال را به داخل خانه در حاليكه گوشه شال را در دست دارند، در را به روي صاحبخانه ميبندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار ميكنند .
هديهگذاشته شده در داخل شال ميتواند چيزهاي مختلفي باشد كه از آن جمله ميتوان به انواع شيريني و آجيل چهارشنبه سوري و ميوه اشاره كرد .
در شب چهارشنبه، گروهي از جوانان در كوچهها يا پشتبام خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش ميكنند و سپس از روي آن پريده و ميگويند اشعاري از شاعر بزرگ آذربايجان، "محمد حسين شهريار" را كه شامل ابيات زير است را ميخوانند:
"اتيل باتيل چارشنبه
بختيم آچيل چارشنبه
باش آغديم ديش آغديم
بوردا قالسين "
در همين شب گروهي از دختران دم بخت كنار پنجرهها به فال گوش ايستاده و بعضي نيز بر سر چهار راهها ميايستند تا به صحبتهاي عابران گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفتههاي آنها تفسير و تعبير كنند .
صبح روز چهارشنبه دم دماي طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر رود خانه رفته و ضمن شادي و تركاندن ترقه سه يا هفت بار از روي آب ميپرند و براي خود در سال جديد آرزوي سلامتي ميكنند .
گروهي نيز با اعتقاد بر اين كه آب ها هنگام تحويل سال از نو متولد ميشوند، كوزههاي كهنه خود را شكسته و كوزههاي تازه را با آب پر ميكنند تا در سال جديد به كنج اتاق ها بپاشند يا با آن چايي دم كنند و به اين ترتيب ضمن دور كردن قضا و قدر الهي براي آنها در سال جديد مايه بركت باشد .
در بسياري از نقاط ايران، اعتقاد بر اين است كه بايد چهارشنبهسوري از خانه بيرون رفت و همراه بقية مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جديد سالي شاد و پر از موفقيت باشد .