تاریخچه سرزمین ایران

با نام و یاد آن که همه چیز از اوست.


تاریخ چند هزار ساله ایران که روزی بزرگترین امپراتوری جهان را تشکیل می داد، بر خلاف تاریخ بسیاری از ملل جهان(و برخلاف تمامی ملل قدرتمند جهان) تاریخی سرشار از کشورگشاییها ، قتل و غارتها و زورگویی ها نیست. بلکه تاریخی است که بیش از هر چیز بر پایه عدالت و آزادگی استوار است. در طول قرن های متمادی، بارها کشور ایران دستخوش حملات و مهاجماتی شده که هر یک از آن ها برای نابود کردن مملکتی کافی بوده است، ولی هرباره مهاجمین در مدنیت و فرهنگ درخشان ایران حل و مستهلک شده اند.

همه مرز ایران پر از دشمن است بهر دوره ای ماتم و شیون است

دریغ است ایران، که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود

ایران دارای 2500 سال تاریخ مدون و بیش از هفت هزار سال تمدن است. آنچه در نظر محققین تاریخ و باستان شناسی به خوبی روشن شده این است که یکی از کهن سال ترین تمدن های دنیا در سرزمین ایران بوجود آمده و وجود تمدن در برخی از نقاط سرزمین ایران تا حدود شش هزار سال پیش از میلاد مسیح، مشخص شده است.

تمدن از فلات ایران رو به مغرب رفته است و بر اساس همین عقاید است که بعضی از نویسندگان منشا قسمت مهمی از تمدن های جهان را از این سرزمین جاودان می دانند، یعنی سیر تمدن از فلات ایران رو به مغرب بوده است.

پروفسور ایلیف می نویسد:

با اینکه نژاد آریایی سهم عظیمی در تاریخ جهان دارد، موجب کمال تعجب است که ما اهالی مغرب زمین، یعنی بازماندگان این نژاد از اصل و بنیاد و اهمیت این تیره و فرهنگ سرزمین هایی که مهد و گهواره اسلاف ما بوده تا این حد بی اطلاع باشیم.

بنونیست می گوید:

تمدنایراناز این حیث که در دوران های مختلف با وجود تغییرات سیاسی به حیات خود ادامه داده، در تاریخ دنیا نظیر ندارد.ایرانيها برای ایجاد تشکیلاتی منظم از خود ابتکار به خرج دادند و توانستند با نظر بلند و وسایل مطمئن، امپراتوری هخامنشی را که مورد تحسین یونانی ها {که در آن دوران از تمدن در اندازه های تمدن ایران به دور بوده و برای اولین بار لوازم تمدن را در دورانی که زمانی که جزو امپراتوری ایران بودند، از ایرانی ها کسب کردند} بود و مدت ها در دنیای قدیم، نمونه ای برای تقلید سایر ملل به شمار میرفت، بوجود آوردند. خصوصیت حکومت هخامنشی در تشکیلاتی است که به کشور خود دادند. آن ها با اینکه برای مدت دو قرن همواره مشغول جنگ بودند، از ساختن بناهای باشکوه خودداری نکردند و ملل مختلفی را که در اختیار گرفته بودند به خوبی اداره می کردند. ایرانيان حکومت مرکزی نیرومندی ایجاد کرده و قوانین مخصوصی برای اداره مملکت خود وضع نمودند که بعد از آن ها در تمام ادوار این سرزمین تاریخی معمول گشتند. برخی از این قوانین از قبیل آزادی بیان، آزادی مذهب، حفظ قوانیت داخلی کشورها، بیمه ، تحصیل رایگان و ... پس از قرنها توسط کشورهای دیگر به کار گرفته شدند.

پروفسور اومستد دانشمند آمریکایی در کتاب تاریخ شاهنشاهی ایران می نویسد:

تاریخ حکومت هخامنشی، یک صحنه شگفت انگیز از تمدن های گوناگون را که واقعا درخشانی خاصی دارد و به خوبی ظاهر است که این تمدن در هر رشته به درجات عالی و به مرحله تکامل رسیده، در نظر انسان مجسم می کند.

پروفسور گریشمن می گوید:

هخامنشیان نخستین کسانی بودند که وحدت عالی شرقی و یا به عبارت دیگر وحدت جهان متمدن آن روز را که عناصر مختلف در آن زندگی می کردند به هم مرتبط ساخته و آن را تحت یک نطارت سیاسی که هیچگاه پیش از آن یابقه نداشته، قرار دادند. ایرانیان به ایجاد یک تمدن جهانی موفق شدند که منطقه نفود آن بسیار وسیع بود.

ایرانیان همچنانکه در اداره ممالک توفیق یافتند در اقتصاد و تجارت نیز بسیار موفق بودند زیرا تحقیقات ثابت می کند که ممالک دوردست که بر اثر توسعه کشور هخامنشی بدان پیوسته بودند، تحت نفود خیرخواهانه هخامنشیان از هر لحاظ (فرهنگی، علمی، اجتماعی، اقتصادی، رفاهی و امنیت) عمیقا تحول یافتند{ معادل امروزی این کشورها که در آن زمان هر یک شامل چندین کشور کوچکتر بودند عبارتند از بخشهایی از سرزمین های 1-هند، 2-پاکستان،3- افغانستان،-4-تاجیکستان، 5-ازبکستان، 6-ترکمنستان، 7-قزاقستان، 8-ایران، 9-ارمنستان، 10-گرجستان، 11-آذربایجان، 12-عراق، 13-ترکیه، 14-عربستان، 15-کویت، 16-بحرین، 17-امارات، 18-قطر، 19-یمن، 20-عمان، 21-فلسطین، 22-اسراییل، 23-لبنان، 24--اردن، 25-سوریه، 26-مصر، 27-قبرس و 28-یونان}.

هخامنشیان از لحاظ فرهنگ مادی و معتقدات دین و فرهنگ معنوی، نخستین کسانی بودند که صور و افکار را بین شرق و غرب مبادله کردند و آنها نزدیکی این دو جهان را با تمدن های آنها تحقق دادند و با این روش برای آینده، راهی را که جهان آینده می بایست در آن ره سپر گردد، هموار کردند. او در پایان می نویسد: پادشاهان هخامنشی در امپراتوری خود که وسیع ترین امپراتوری در تاریخ دنیا است، ترکیبی از تمدن های قدیم به وجود آوردند. فرمان ها ودستورهای پادشاه که چنین امراتوری بزرگی را سرپا نگه می داشت، نمی توانست از ناحیه یک سلطان مستبد و بدون مسوولیت باشد بلکه از طرف یک شورای سلطنتی صادر می شد. {منظور پروفسور گریشمن این است که اصول دموکراسی در اداره مملکت و مشاوره در امور مورد توجه و نظر شاهنشاهان ایران بوده است و دلیل آن آزادی مذهب و رعایت قوانین داخلی هر یک از ممالک تابعه در محدوده جغرافیایی آن بوده است}.

{نیاز به توضیح است که شورای سلطنتی در عمارت مخصوصی تشکیل می شده است که داریوش بزرگ قوانین خود را در این شورا تهیه و تنظیم کرده است. این شورا که از بزرگان تشکیل می شده است به منزله مجلس قانون گذاری در کشورهای دارای دموکراسی است. به همین جهت می توانیم ادعا کنیم که مجلس قانون گذاری در ایران سابقه 2500 ساله دارد. در تخت جمشید، عمارت شورا در انتهای حیاطی که بین حصار تالار تخت و پلکان شرقی آپادانا قرار دارد، واقع است. این بنا که بر فراز صفه ای به بلندی قریب 6/2 متر نسبت به کف حیاط ساخته شده از تالار تخت بالاتر است ولی بنای با شکوه و با عظمت آپادانا نسبت به آن مرتفع تر است. آقای اریش اشمیت اعتقاد بر هم زمان بودن این دو عمارت دارد}.

آلبر شاندور خاورشناس معروف و فرانسوی می نویسد:

پارسی ها رابط تمدن های منحط و منقرض دجله و فرات و تمدن نوبنیاد آتن و روم گردیند. در میان اقوام آشوری، بابلی و عیلامی که در قرن ها پیش می زیسته اند و دنیای جدیدی که امروز ما وارث آن هستیم، ایران یک خط رابط خدایی است. ایران وسیله شد که تحول اسرار آمیز تمدن انسانی و میل به ارتقا، عظمت، عدالت و تحقق افکار و اعمال چند هزار ساله بشر، استمرار و دوام یابد و باید صادقانه اعتراف کرد که ایران باستان نقش مهمی در این امر بر عهده داشته است.

در کتاب قانون و دادگستری در ایران باستان آمده است که:

ایران هنگامی در افق جهان آشکار شد که همه چیز در مرزهای غربی آن کشور واژگون گردیده بود{در آسیای غربی اقوام مختلفی فعالیت می کردند که عموما از کوه های زاگرس واقع در غرب ایران به جلگه غربی خود کوچ کرده بودند. این اقوام ایرانی بوده و یادآورهای حیرت انگیز فراوانی از زمان کوه نشینی خود مثل زیگورات های عظیم در این جلگه ساختند. خاک این جلگه تا امروز هم یادگار حیرت آوری از کوشش ها، زحمات و فتوحات آن اقوام را در کلمات ساده ای مانند بابل، شوش و نینوا مجسم می کند}. بدیهی است که نقش ملتی همانند ایران هرگز ناچیز و گونام نخواهد بود. این مسئله مسلم است که پارسی ها در مدتی کوتاه شاهراهی بزرگ در مسیر ترقی دیگران گشودند. پارسی ها به اختلاط اقوام و پیشرفت هنر که تنها وسیله ظاهر کردن خصوصیات یک ملت است، یاری و مساعدت کردند. فرمانروایان آنها، پادشاهان مقتری بودند که به عظمت و جلال می گرایدند و دلیل بارز آن شهرهایی با عظمت مثل پاسارگاد و تخت جمشید است که به مثابه اشعار با عظمتی از سنگ ساخته و پرداخته شده و نشانه نبوغ نژادی پاک یا نژادی است که حماسه آن اثر تابناکی در تاریخ جهان به یادگار گذاشته است. به صراحت باید گفت که کمتر قومی در تاریخ جهان وجود داشته که پس از این همه فتح و پیروزی تا این درجه ملایم، آرام و فروتن باقی مانده باشد.
ت.ر.گلوور در کتاب خود به نام "از پریکلس تا فیلیپ" می گوید:

ایران هم با آن چه که انجام داده و هم با آن چه که در انجام آن شکست خورده، به پیشرفت تمدن بشر کمک کرده است. ایرانی ها در زمینه موفقیت های مثبت نیز، ایده آل های جدیدی ایجاد کردند. این ایده آل ها عبارت از اداره خوب و شایسته جهان، با بیشترین اتحاد و هم بستگی همراه با کامل ترین میزان آزادی برای پیشرفت فرد، در سازمان بزرگ اجتماع بوده است. ایرانیان با هنر و استعدادهای خاص خود{که مورد حسرت بسیاری از ملت های جهان است} که هنوز هم {علیرغم اختلاط های نژادی رخ داده در گذشته} تا حدی ان خصوصیت ها را دارند، یک سلسله اعجاب هایی برای دنیای باختر بوجود آوردند.

پروفسور ایلیف{او پس از پایان تحصیلات خود در رشته باستان شناسی به کشورهای مختلفی که دارای آثار باستانی بودند، مسافرت کرد و سالیان دراز مطالعه خود را در آن رشته ادامه داد. این دانشمند و باستان شناس معروف در سال 1948 به دلیل اطلاعات وسیعی که در رشته باستان شناسی اندوخته بود، به سمت مدیریت موزه لیورپول انگلستان برگزیده شد} باستان شناس معروف انگلیسی می گوید: >>

داریوش بزرگ حدود امپراتوری خود را به دریای اژه و خاک یونان رسانید. پایدار و مستقر ساختن این امپراتوری عظیم نتیجه ابتکار ، فعالیت و نبوغ او در کشورداری است{باید توجه کرد که این امر از نبوغ داریوش به تنهایی منشا نگرفته و شورای حکومتی هخامنشی در این تصمیم گیری نقش داشتند که این امر نشانه نبوغ ذاتی ملت ایران به شمار می آید}. داریوش بزرگ، نخستین فرمانروایی در جهان است که تشکیلات سیاسی بزرگی بوجود آورد که در دوران تاریخ قدیم، فقط امپراتوری روم{که این امپراتوری روم، چندین قرن پس از حکومت داریوش ایجاد گردید و اگرچه از نظر سیاسی بر اساس شیوه حکومت ایرانیان اداره می شد اما از نظر اجتماعی از بدوی ترین روش ها استفاده می کرد. به گونه ای که ازادی دین، ازادی قوانین داخلی حکومت های تابعه، حقوق اولیه بشر و ... در ان وجود نداشت. در روم تعداد بردگانی که به بیگاری مجبور بودند بیش از دو برابرخود رومیان بود و رومیان بجز جنگ و تولید مثل هیچ کار دیگری را خود،انجام نمی دادند.به همین دلیل سطح بهداشت فوق العاده پایین بود تا جایی که فضولات انسانی در معابر ریخته می شدند(به دلیل فقدان اگوی شهری)و بیماری هایی مثل جزام، طاعون، وبا و... هر از گاهی کشتاری وسیع به راه می انداختند. شکنجه و کشتار به دلایل مذهبی به بدترین شکل ممکن وجود داشت و ارتش روم می بایست در هردو و یاسه سال یک باردیگر و از نو، کل ممالک تابعه را با خشونت تمام فتح کند.در حالی که از قرن ها قبل از آن در ایران هیچ برده ای وجود نداشته و کلیه حقوق شخصی و اجتماعی اقوام و کشورهای تابعه محترم شمرده می شد.}همطراز آن بود. نظیر امپراتوری ایران از لحاظ وسعت و عظمت تا ان زمان بوجود نیامده و پایه های آن، چنان محکم و استوار بود که مدت چندین قرن در اختیار خانواده ای که موسس آن بود باقی ماند{منظور این نیست که حکومت حتما از پدر به پسر منتقل می شده بلکه منظور این است که حکومت در خاندان هخامنشی باقی مانده است}، در صورتی که این خانواده تا ان زمان فقط بر ایالت دور افتاده ای حکومت کرده بودند{داریوش در کتیبه بیستون به این حکومت خاندان هخامنشی بر پارس اشاره کرده و می گوید:" هشت تن از دودمان من پیش از این شاه بودند، من نهمین هستم. نه تن پشت اندرپشت".

همین باستان شناس می گوید: تا جایی که تاریخ به ما نشان داده ، به غیر از ملت یهود، هیچ ملت شرقی دیگری اینقدر در ترکیب دادن تمدن امروزی و فکر بشر، مانند یهودیان موثر نبوده است.

ویلسون امریکایی در کتاب تاریخ صنایع ایران می گوید:

ایران در طرح صنایع، راهنمای تمام مردم جهان بوده است . استعداد و ذوق ایرانیان از لحاظ راهنمایی در صنعت، مورد تصدیق محققین است و این یکی از گرانبهاترین خدمت های این ملت به تمدن جهان است.

پروفسور پوپ{پروفسور آرتور آپهام پوپ، بزرگترین ایران شناس و ایران دوست معروف آمریکایی، از سال 1925خدمت خود را به عنوان مشاور هنری دولت ایران آغاز کرد. وی هنگام مرگ در شهریور سال 1348 درکعبه آمال خود شیراز، 89 سال داشت و چون از سال های پیش در شیراز اقامت گزیده بود، بعلت سکته قلبی در همان جا در گدشت. پوپ قسمت اعظم عمر خود را صرف مطالعه پیرامون تاریخ و هنر ایران باستان کرده بود و نسبت به ایران عشق می ورزید. می توان گفت که او همچون عاشقی دلباخته، شیفته زیبایی های جاودان هنر و تمدن ایران شذه بود. پوپ دارای تالیفات متعدد و باارزشی درباره تاریخ ایران و آثار هنری ایران باستان است که مهمترین آنها کتاب تاریخ هنر ایران است که در 12 جلد انتشار یافته است. علاقه این ایران شناس نامی نسبت به ایران به اندازه ای بود که هنگام مرگ وصیت کرد تا جسد او را در اصفهان دفن نمایند. ضمنا کلیه اموال و کتابخانه نفیس و پر ارزش خود را به دانشگاه پهلوی شیراز بخشید، طبق وصیت آن شادوران، جسد او در بلوار خواجوی اصفهان به خاک سپرده شد.} در همین زمینه می نویسد:

بزرگترین ، بادوام ترین و مشخص ترین خدمت ایران به جهان در رشته صنایع بوده است.

در کتاب قدیمی ملوک الفرس ثعالبی ذکر گردیده است که:

حکومت ایران از قدیمی ترین حکومت های دنیا و سلطنت آن با دوام ترین سلطنت ها است و جمیع اختراعات مفید را که موجب بسط تمدن بشر است به پادشاهان ایران نسبت می دهند.


[ چاپ اين مطلب ]

Close