نمایندگان انجمن دوستداران ایران در خارج از کشور

آلمان : ناصر دعاجو - پریچهر جهانگیری- صالح روزتی - میترا قائدی - دکتر مریم آیتی - میلاد آریایی - فرشاد نصرالهی

کانادا : فرزانه شهیدی - علی اکبر ابراهیمی - دکتر سید حسین موسوی

فنلاند: داوود آقاخانی

آمریکا : دکتر نیما سجادی - دکتر امیر سرانجام  

سوئیس : لیلی امیدوار 

روسیه : محمدسجاد جوزدانی - شاهرخ ابراهیمی

استرالیا : آرش کریمی - محمود نکوئی

یونان : علی راد - سپهر راد 

مالزی : علی گنجیان خناری - امین مهدی ممدوح - پوریا استراکی

هند : دکتر مهدی شریعتمداری 

فرانسه : گلی امیدوار 

اوکراین : رضا اكبري - امیر حسین بصیری - حسین شبابی - محمد امین عبیدی 

انگلیس : نوشین مرادی- مرتضی معظمی

قبرس : وحید بهزادان

هلند : هومن ضیائی  - ابوالفضل همدانیان

اسپانیا : پریسا پازوکی  

ژاپن : حسن هاشمی - علی بلالی 

ترکیه : حجت همتی - یاشار باستانی

كويت : احمد اميري - دکتر انوری

امارات :  جمشید غضنفری - جواد رضایی - جواد ملکزاده

جمهوری آذربایجان : مطهره شفیعی

ایتالیا : ریحانه سلطانپور

کره شمالی : امیر بیانی

بلژیک : دکتر امیر فرزاد

سودان : دکتر فاطمه ميرسعيدقاضي

 

انجمن دوستداران ایران در تمامی کشورها نمایندگی فعال می پذیرد. علاقه مندان با آدرس زیر تماس حاصل نمایند.

webmaster(at)topiranian(dot)com

از طریق فرم

۹ اردیبهشت ۱۳۸۸- ( زن در ملل و ادیان مختلف )خانم فیبا مقیم کانادا

خانم فریبا ایرانی مقیم کانادا در وبلاگ شخصی خود در رابطه با تاریخ زنان در جوامع غربی اقدام به گرد آوری اطلاعات و دانستنی های جالب کرده اند که چکیده ان را در قالب این مقاله در وبلاگ خود قرر داداه اند
زن در ملل و ادیان مختلف
در فرهنگ سنتى مغرب زمين
در غرب تا مدتهاى مديد، اين بحث مطرح بود كه آيا زن انسان است‏يا خير؟ و بالاخره در قرن پنجم يا ششم ميلادى در يك مجمع مهم، تصويب شد كه زن هم انسان است اما براى خدمت‏به مردان آفريده شد .

تا اوايل قرن بيستم در جامعه سنتى غرب (در بعضى از كشورها) كليه اموال زن پس از ازدواج به همسرش منتقل مى‏شد و حتى نام خانوادگى خود را از دست مى‏داد و به نام خانوادگى شوهر ناميده مى‏شد .

در قرن بيستم در اثر رواج تفكر آزادى و آزادى خواهى، فرياد حمايت از حقوق زنان نيز رواج يافت و در پى سخنرانيها، مقالات و كتابها; نهضتى به وجود آمد به نام جنبش «فمنيسم‏» . اين جنبش معتقد بود روابط زن و مرد در نظام خانواده ظالمانه است و براى رهايى از حاكميت مرد بر زن; بايد شكل فعلى نهاد خانواده ممنوع شود و روابط زن و مرد آزاد و در خارج از چهارچوب نظام خانواده برقرار گردد .

برخى از هواداران اين جنبش، كم كم پا را فراتر گذاشته و گفتند: در روابط آزاد و بدون مرز زن و مرد، باز هم مرد حاكم مى‏شود و زن، محكوم، مرد طالب است و زن مطلوب، بر همين اساس مساله هم جنس‏گرايى را بين زنان ترويج كردند اما در اثر گذشت زمان و ثابت‏شدن بى‏پايگى آن همه شور و شعارهايى كه در حمايت از احقاق حقوق زنان سرداده مى‏شد، وضعيت نهضت فمينيسم در دهه هشتاد كمرنگ شد; زيرا پس از گذشت چند دهه، ناكارآمدى ادعاى آزادى‏طلبى، بر زنان فريب خورده ثابت‏شد و احساس كردند كه نه شوهر دارند كه از وجود آنان حمايت عاطفى مسؤولانه كند و نه فرزندى كه اميد و پناه آينده آنان باشد . و لذا از پاى بندى به مكتب «فمينيسم‏» بريدند . (38)

در يك جمع‏بندى مى‏توان سير صعودى و نزولى ديدگاههاى پيرامون زن را به ترتيب زير برشمرد:

1 - شى‏ء و كالا .

2 - برده و بنده .

3 - آزاده و محدود .

4 - آزاد از خانواده (نه از فرزند) .

5 - آزاد از مطلق ارتباط با مردان و اكتفا به هم جنس .

همه اين مكاتب در ادوار پيشين مطرح شد و دهها سال و شايد قرنها در قسمتهايى از مناطق جغرافيايى حاكم بود . در اين ميان هر نوع تلاش و تكاپو براى دست‏يابى به آزادى مصنوعى و غير فطرى زنان با رواجى موقت و محدود، به جز ناكامى و شكست، نتيجه‏اى از خود به جاى نگذاشت و هرگز طرفدارانى پايدار به دست نياورد و عقلا مخصوصا خود زنان نپسنديدند و با شدت هر چه تمامتر از آن فاصله گرفتند .

ديدگاه
گاه اينگونه است كه انسان به چيزى با ديده حقارت و بى‏ارزشى و ناشايستگى نگاه مى‏كند و در عين حال با توجه به عوارض خارجى (از قبيل ترس و احتياج و حيا) مانند شخص ظالم و مهمان ناخوانده و غيره به طور ناخواسته و بر خلاف تمايل قلبى به آن شى‏ء يا شخص، احترام و تجليل مى‏كند و لذا قبلا بايد توجه كرد كه برخوردهاى محترمانه‏اى كه به گروه زنان مى‏شود نشات گرفته از چه ديدگاهى است؟ آيا طبيعى و بر محور شايسته سالارى است و يا غير طبيعى و برخاسته از فشارهاى بيرونى از قبيل حياى اجتماعى و نياز فردى و خانوادگى


زن از منظر اسلام

هر يك از آرا و عقايد طوايف و ملل (متمدن و غير متمدن، مذهبى و لائيك) متضمن نوعى تضعيف و تحقير زن بود و مشتمل بر محروم نگه داشتن زن از برخى حقوق اجتماعى بلكه تحميل مسؤوليت‏هايى بيش از توان او و بالاتر از مسؤوليتهاى مردان . اكنون فرصت آن است كه نگاهى به جايگاه زن در اسلام داشته باشيم:

با يك بررسى اجمالى به اين نتيجه مى‏رسيم كه اين دين مبين از تمام جهات و در كل ابعاد زندگى، اعم از حالات شخصى و مقررات اجتماعى، احترام و وظايف و حقوق زنان را متناسب با شرايط و توانمندى جسمى و روحى آنان در نظر گرفته است و به بيانى ديگر; نظر به اين كه عواطف و احساسات (از قبيل صبر و حيا و محبت و ترس) در زنان غالب است و با توجه به ظرافت جسمى آنان ، حقوقى متناسب با اين شرايط مانند تربيت، پرستارى و خانه‏دارى و غيره برايشان در نظر گرفته شد از طرف ديگر در مردان، نيروى تفكر، باريك بينى، عاقبت انديشى، و خشونت، چيره است و با توجه به توانمندى و چالاكى بدنى، وظايف و تكاليف پرمشقت و جنجالى و سخت‏به آنان واگذار شد .

جا دارد از محورهاى گوناگون به جايگاه زن در اين مكتب نجات‏بخش بپردازيم:

1 - احترام به زنان
در قرآن كريم، تعبيراتى كه از زنان مى‏شود چه به صورت خطاب و چه به صورت غياب، بسيار محترمانه و همانند مردان مى‏باشد:

«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض‏» (39); «المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض‏» (40); «قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم‏» (41); «و قل للمؤمنات يغضض من ابصارهن‏» (42); «من ذكر او انثى‏» (43); «و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنات‏» (44); «و للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن‏» .

و در برخى موارد، به زنان توجه و عنايتى بيش از مردان شده است:

«ضرب الله مثلا للذين كفروا امراة نوح و امراة لوط‏» (45); «و ضرب الله مثلا للذين امنوا امراة فرعون ... و مريم ابنت عمران‏» (46)

در اين دو آيه، دو زن، نمونه و نمادى از كل كافران و دو زن ديگر، نمونه و اسوه مردان و زنان مؤمن قرار گرفته‏اند .

«يا مريم ان الله اصطفاك و طهرك واصطفاك ...» (47)

ناگفته نماند كه در اين آيه دو برجستگى و امتياز براى حضرت مريم (س) ذكر شده است:

1 - جمله «اصطفاك‏» در خطاب به مريم همچون خطاب به پيامبر بزرگ; يعنى حضرت موسى عليه السلام است «قال يا موسى انى اصطفيتك‏» (48) با اين تفاوت كه حضرت موسى يكبار مخاطب به «اصطفاك‏» شد و حضرت مريم، دوبار همچنين حضرت مريم هم طراز پيامبران بزرگ عليهم السلام معرفى شده است:

«ان الله اصطفى، ادم و نوحا و ال ابراهيم‏» (49)

علاوه بر آن، جزء كسانى است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مامور شد بعد از ستايش خداوند، بر آنان سلام و درود بفرستد:

«قل الحمدلله و سلام على عباده الذين اصطفى‏» (50)

2 - برجستگى ديگر براى حضرت مريم، جمله «طهرك‏» مى‏باشد كه در كل قرآن فقط يك بار ذكر شده است آن هم درباره يك زن يعنى حضرت «مريم‏» (با توجه به باب تفعيل كه معمولا براى تاكيد مى‏آيد و فعل ماضى متحقق الوقوع) .

آن بانوى برگزيده شده، همچون عيساى پيامبر عليهما السلام در قرآن «آيت الله‏» معرفى شد:

«... و جعلنا ابن مريم و امه اية‏» (51)

و مريم مانند فرزندش مشمول نعمت ويژه خداوند قرار گرفت:

«اذ قال الله: يا عسى بن مريم اذكر نعمتى عليك و على والدتك‏» (52)

2 - استقلال زنان
زن از نظر تصميم‏گيرى درباره سرنوشت و مقدرات شخصى خود در ابعاد اجتماعى، اقتصادى و غيره همانند مردان، كاملا مستقل و خودكفا هستند . در مورد حق تحصيل و انتخاب رشته تحصيلى و مالكيت و حق ثبت اسناد و املاك و انتخاب محل سكونت و مسافرت و غيره، محدود به هيچ حد و مرزى نيست (نه اجازه پدر و نه موافقت ديگران) . و جالبتر اين كه شش سال، قبل از مردان، استقلال كامل خود را به دست مى‏آورد; يعنى دختر نه ساله (آن هم به سال قمرى) مانند پدر چهل ساله خود كاملا آزاد و مختار است و بر خلاف نظريه پدر و ساير بستگان هر نوع دخل و خرج، داد و ستد و معاوضه و هر نوع بذل و بخشش انجام دهد، صحيح، نافذ، معتبر و قابل ثبت در دفاتر رسمى است‏بلكه به عنوان وكالت و وصايت و قيموميت‏شرعى در اموال ديگران نيز حق تصرف صحيح دارد، (البته اين در صورتى است كه عدم رشد وى ثابت نشده باشد و يا بنا بر قولى، علاوه بر بلوغ، رشد او ثابت‏شده باشد). در صورتى كه پسران قبل از كامل شدن پانزده سال حق كوچكترين تصرف در اموال شخصى خود را حتى با موافقت پدر ندارند و اين در صورتى است كه در پيشرفته‏ترين كشورهاى اروپا مانند انگليس و فرانسه در اواسط قرن بيستم به زنان بزرگسال حق ثبت، بدون نياز به اجازه شوهر داده شد .

3 - اصول دين و اعتقادات
در هيچ يك از مقررات كلى و جزئى اصول و اعتقادات دينى، هيچ تفاوتى بين زن و مرد وجود ندارد، نه كما و نه كيفا و در هيچ مساله‏اى از معتقدات دينى ما نشانى از برخورد حاكى از ضعف و عجز زنان (در باورها) سراغ نداريم .

4 - فروعات دينى
در وظايف و دستورهاى عملى اسلام نيز هيچ اثرى از تبعيض بين زن و مرد به چشم نمى‏خورد . نه واجبات فردى و شخصى مانند نماز و روزه و نه فرائض اجتماعى مانند جمعه و جماعات و حج و امر به معروف . نه امور عبادى، اجتماعى، سياسى و نه اقتصادى همچون بيع، اجاره، مضاربه، شركت، وكالت، وصايت، ولايت (بر اموال گمشده و . .). و قيموميت (بر صغيران و . .).

بلكه بر خلاف رسوم طوايف و ملل، وظايف سنگين اجتماعى و مسؤوليت‏هاى فردى زنان كمتر از مردان است مانند مسجد و نماز جمعه و جهاد ... و، نفقه دادن بر اعضاى خانواده و تحمل ديه جنايت‏خطاى اقربا و تكفل مهر و حضانت فرزند حتى شير دادن به فرزند كه شيرين‏ترين نوع خدمات رسانى زنان و مادران است، به عنوان وظيفه و تكليف نيامده بلكه اگر خود تمايل داشته باشد و بخواهد (هر چند با اجرت) نسبت‏به ديگران از اولويت‏برخوردار است و اگر به هر علت و سببى نخواهد نوزاد خود را شير دهد پدر موظف و مكلف است‏براى شير دادن فرزند خود دايه انتخاب كند .

5 - حقوق زنان
در مورد حقوق زنان چند نكته ضرورى به نظر مى‏رسد:

1 - آيا مساله حقوق زن، يك بعدى و تك محورى و مقايسه‏اى (يعنى در مقايسه با حقوق مرد) بايد ملاحظه شود؟ يا همه جانبه و بر محور شايستگى ذاتى و فطرى وى به ضميمه شرايط اجتماعى؟ به طور طبيعى، نتيجه بحث‏به حسب تنوع محورها تفاوت دارد; يعنى حقوق زن در مقايسه با مرد، با توجه به همه مقررات اجتماعى، بيشترتامين شده است; زيرا اگر چه زحمت تقبل مسؤوليتهاى قضايى و نظامى و غيره با مردان است ولى نتايج مثبت اجتماعى و امنيتى آن متوجه زنان خواهد بود .

2 - وضع و تعيين حقوق اسلامى زنان به وسيله مردان نبوده و نيست تا توهم شود كه جانب يك طرف بيشتر رعايت‏شده و يا ظلم و ستمى بر آن روا شده باشد; زيرا هر ظالم و ستمگرى به منظور نياز و جبران كمبودى كه در خود احساس مى‏كند، دست‏به ظلم و ستم مى‏زند و در صورتى كه واضع و در نظر گيرنده حقوق هر يك از مردان و زنان، خداوند بى نياز مطلق باشد، پندار ظلم و تعدى و يا تضييع حقوق جمعى به نفع جمعى ديگر قابل تصور نيست .

3 - حقوقى كه در نظام سعادت بخش اسلام براى تامين امنيت جان و مال و حيثيت اجتماعى زنان در نظر گرفته شده، كاملا هماهنگ و همسان مردان است:

«للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن‏» (53); «للرجال نصيب مما ترك الوالدان و الاقربون و للنساء نصيب مما ترك الوالدان و الاقربون‏» (54); «و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنات‏» (55); «لا يسخر قوم من قوم ... و لا نساء من نساء ...» (56)

4 - با توجه به مطالب ياد شده، در هر موردى كه تفاوتى بين مقررات مربوط به زنان و مردان به نظر رسد، بايد مطمئن بود كه اين تفاوت نشات گرفته از شرايط طبيعى ويژه هر يك از دو جنس است نه اين كه با داشتن شرايط مساوى و برابر، حقوق نابرابر براى آنان در نظر گرفته شده باشد .

به عبارت ديگر، اگر زنان غربى همواره به دنبال احقاق حقوق تضييع شده خود باشند حق دارند; زيرا نه دين مسيحيت، حقوق آنان را تامين كرده نه قوانين و آداب و رسوم غرب; اما چنين زحمتى از دوش زنان مسلمان برداشته شده; چرا كه سيستم حقوقى اسلام، تمام نيازهاى فطرى، جسمى، روانى و ... او را برآورده كرده است .

در خاتمه مناسب مى‏دانيم جملاتى از «آنى رود» نويسنده شهير انگليسى كه بيانگر آرزوى قلبى يك زن غربى است نقل كنيم . وى گويد:

«اگر دختران ما در خانه‏ها به نام كارگر يا شبيه به آن به منظور تامين درآمد مالى به جاى كارخانه‏ها مشغول كار و كارگرى شوند، آسانتر و بى درد سرتر است از اشتغال در كارگاههايى كه دختران ما را دچار آلودگى‏هايى مى‏كنند كه تا ابد رونق زندگى آنان زدوده مى‏شود; زيرا در خانه‏ها سروكارشان با زنان صاحب خانه است .

و اى كاش كشور ما (كشورهاى غربى) همچون كشورهاى اسلامى مى‏بود كه خدمتگزاران با پوشش وقار و عفت، آسوده‏ترين زندگى را دارند و همچون خانه‏خدايان با آنان رفتار مى‏شود و هيچ گرد نگرانى بر دامن آنان ننشيند . آرى، ننگ است‏براى كشور انگلستان كه دخترانش نمونه رذالت‏باشند در اثر آميختگى با مردان . چه مى‏شود ما را كه سعى نمى‏كنيم وظايف و مسؤوليت زنان ما هماهنگ با فطرت و طبيعت آنان باشد; يعنى همان خانه‏نشينى و واگذارى كارهاى مردان به مردان به منظور تضمين شرافت زنان .» (57)

http://zane-shirazi.blogfa.com/post-28.aspxادرس وبلاگ :

ارسال نظر شما در مورد این خبر

پیشنهاد می کنیم لینکهای زیر را نیز مشاهده نمائید :

Tel: +98 (021) 88313619  E-Mail: info @Topiranian.com

Copyright (c) 2003-2008 by www.topiranian.com; All rights reserved.