ارزش علم به اين است كه منتشر شود؛ يعني اينكه اگر علمي توليد كرده يا تحقيقي در آزمايشگاه انجام دهيم كه سرانجام منجر به كشف و يا ابداع يك تكنيك، روش و يا چيزي شود و آن را منتشر نكنيم و در نزد خودمان نگه داريم، علم ما علمي ميشود كه در اصطلاح به آن «علم عنكبوتوار» ميگويند و رشد پيدا نميكند.
دكتر محمدعلي زلفيگل با بيان اين مطلب در گفتوگو با «تابناك» افزود: اگر اين مطلب علمي در ابعاد بينالمللي منتشر شود، مورد نقد و ارزيابي افراد بيشتري در سراسر دنيا قرار ميگيرد و اگر ايرادي داشته باشد، زودتر برطرف ميشود. همچنين اگر نقطه قوتي داشته و مطلب جديدي را بيان كرده باشد، جهان بشريت بيشتر از آن بهرهمند و نيز آن طرح يا يافته پژوهشي و همچنين ارايهدهنده آن زودتر در محافل علمي مطرح شناخته ميشود.
پژوهشگر و استاد نمونه كشوري در ادامه اظهار داشت: تعداد مقالات و تعداد ارجاعات به مقالات پژوهشگر، از معيارهاي ارزيابي بروندادههاي پژوهشي در همه جاي دنياست، چراكه تعداد ارجاعات مقالات، بيانگر آن است، اين كار تحقيقاتي كه انجام شده و يا كتابي كه از شما چاپ شده، چقدر ديگران آن را مطالعه و از يافتههاي آن استفاده كردهاند. البته بايد افزود كه تعداد ارجاعات، ميتواند مثبت يا منفي باشد، حال آنكه تعداد ارجاعات مثبت است كه ارزش يك مقاله را بالا ميبرد. بنابراين با اين تعريف، وقتي يك مقاله در يك مجله بينالمللي كه محققان دورترين نقاط دنيا نيز آن را ميخوانند، چاپ ميشود، ارزش آن بيشتر از زماني است كه اين مقاله در ابعاد محدود، چاپ يا منتشر ميشود.
وي در ادامه با بيان اينكه هماكنون سيصد هزار نشريه علمي در سراسر دنيا وجود دارد گفت: تنها سيزده هزار نشريه علمي مورد تأييد مؤسسه اطلاعات علمي (ISI) مستقر در فيلادلفياي آمريكاست كه آنها را بررسي ميكند. از ميان همه نشريات علمي، آن مجلاتي كه به موقع چاپ ميشوند، دانشمندان سرشناس بينالمللي عضو هيأت تحريريه آنها باشند، بيش از 40 درصد از مقالات آنها مربوط به ديگر كشورهاي دنيا باشد، كيفيت مقالات از سطح مطلوبي برخوردار باشند، به آن زباني كه چاپ ميشوند خوب ويرايش شوند و از نظر علمي، اطلاعاتش با دستگاهها و تكنولوژي به روز استخراج شده باشد، برگزيده و مقالاتش در سايت ISI نمايه ميشوند.
رئيس دانشگاه بوعلي سيناي همدان، قدمت پنجاه ساله و ارزيابي دقيقتر و امتحانشده را دليل اعتبار نشريات ISI برشمرد و در ادامه افزود: خوشبختانه به جز پايگاه ISI، پايگاه «گوگل اسكولار» و پايگاه «اسکاپوس» هم در اين زمينه فعاليت دارند كه حتي به تازگي در ارایه برخی تسهیلات قدرتمندتر از پايگاه ISI هم شدهاند و تعداد نشريات بيشتري را پوشش ميدهند. شكر خدا پايگاه اطلاعاتي جهان اسلام (ISC) براي ارايه مقالات فارسي راهاندازي شد تا بتواند آن مقالات را كدگذاري كند تا مثلا اگر محققي روي يك بيماري خاص در زمينهاي مشخص كاري انجام داده است، ديگر محققان به جاي دوبارهكاري از نتايج اين پژوهش بهره ببرند؛ بنابراين، دنيا به اين سمت در حركت است كه استخر دانش و مديريت دانش داشته باشد. هنگامي كه پژوهشگران دنيا، يافتههاي خود را قطره قطره در يك جا بريزند، اقيانوس علم يا اصطلاح معروف آن «استخر دانش» پديد ميآيد كه اگر اينها جدا جدا و جزيرهاي باشد، آنگاه آن كارآمدي كه آن اقيانوس دارد، نخواهند داشت.
زلفيگل با بيان اينكه هنوز زير خط فقر علمي هستيم، گفت: همانگونه كه در اقتصاد، خط فقري براي بررسي و زندگي شهروندان تعريف ميشود، براي مسائل پژوهشي و توليد علم نيز چنين حدي را تعريف ميكنند. بدين گونه كه كل علم دنيا را كه شامل مقالات و مستندات علمي است، ميشمرند و به جمعيت دنیا تقسیم ميكنند. استاندارد بينالمللي اين است كه نسبت توليدات هر كشوري به كل توليد علم دنيا، دستكم به نسبت جمعيت آن كشور به جمعيت كل جهان باشد. اين در حالي است كه توليد علم ايران، بسيار پايينتر از اين ميزان است و به عبارت ديگر ما به نسبت جمعيت كشورمان از توليد علم دنيا سهم نداريم؛ بنابراين، در حقيقت در آغاز كار هستيم و تلاش بسياري لازم است تا در مرحله اول از خط فقر علمي بگذريم.
اين استاد شيمي دانشگاه «بو علي سينا» همدان در ادامه با اشاره به نقش كمرنگ 80 درصد پژوهشگران ايراني در توليد علم گفت: در حال حاضر با وجود آنكه بيش از پنجاه هزار نفر عضو هيأت علمي، بيش از 150 هزار نفر دانشجويان تحصيلات تكميلي در دانشگاههاي دولتي و خصوصي در كشور فعال هستند، هنگامي كه بر پايه شاخص مقالات ارزيابي ميكنيم، ميبينيم شايد حدود 80 درصد پژوهشگران ايراني، نقش كمرنگي در توليد علم دارند؛ بنابراين، بايد راهكاري بيابيم كه از اين گروه عظيم دانشجويان تحصيلات تكميلي و دكترا به خوبي استفاده شود.
وي با مطلوب دانستن تلاشهاي دولت نهم و معاونت علمي و فنآوري رياستجمهوري در حمايت از نخبگان و توليد علم در كشور گفت: اگر دهه های انقلاب اسلامي را به چند دسته، تقسيمبندي كنيم و دهه نخست انقلاب، ترويج علم، دهه دوم، توليد علم، دهه سوم، ارزيابي يافتههاي پژوهشي مثل نشريات ISI و نقد آن و بررسي كيفيت يافتههاي پژوهشي و استاندارد سازی تولیدات علمی بدانيم، دهه چهارم انقلاب اسلامي را بايد دهه توليد ثروت از دانش بنا كنيم، به گونهاي كه از پژوهش و تحقيق، بتوانیم ثروت توليد كنيم و اين انشاءالله شدني است تا وقتي كه پژوهش و تحقيق ما منجر به اين نشود كه در راستاي نيازهاي جامعه و بخش بسياري از آن توليد ثروت از دانش را در پي داشته باشد. اين واقعيت را بايد بپذيريم كه ما در مديريت تحقيق و پژوهش، خيلي توانا عمل نكردهايم.
رئيس دانشگاه بوعلي سينا در تشريح دستاوردهاي علمي اين دانشگاه گفت: دانشگاه بوعليسينا تاكنون بيش از 1200 مقاله ISI، ششصد مقاله علمي ـ پژوهشي، بيش از 220 كتاب اعم از تأليف و ترجمه كه در انتشارات دانشگاه بوعليسينا به چاپ رسيده و راه اندازی و تاسیس مقطع دكترا در يازده رشته از شاخصهاي اصلي اين دانشگاه است. همچنين خوشبختانه چهار نفر از اساتيد اين دانشگاه به عنوان استاد نمونه كشوري برگزيده شدند و سه نفر از پژوهشگران دانشگاه بوعلي سينا، جزو 55 پژوهشگر برتر ايراني هستند كه از سوي مؤسسه OIC وابسته به سازمان كنفرانس اسلامي برگزيده شدند. همچنين كسب رتبه ممتاز توسط دانشجويان دانشگاه بوعليسينا در جشنواره بينالمللي خوارزمي، المپیادهای دانشجویی، کنکورهای سراسری و انتخاب دانشجوي نمونه كشوري از اين دانشگاه از جمله افتخاراتي بوده است كه اين دانشگاه در راه توسعه و پيشرفت علمي به دست آورده است.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه در ادامه با نامطلوب دانستن وضعيت معيشتي نخبگان جوان گفت: اساتيد دانشگاهي كه سابقه بيشتري دارند، قاعدتا مسكن و سرپناهي تهيه كردهاند، ولي هماكنون يك استاديار تازه استخدام شده ـ با اين توجه كه كسي كه موفق به گرفتن مدرك دكترا شده، واقعا يك نخبه است ـ با حقوق حدود ماهي يك ميليون تومان، بايد سالهاي سال در تهران و بيشتر مراكز استانها كار كند تا بتواند مثلا يك خانه چهل متري بخرد؛ بنابراين، مجبور است بر درآمد خود بيفزايد و چندين جا درس بدهد و به اصطلاح خود را به آب و آتش بزند تا بتواند پس از پنج يا شش سال يك آپارتمان چهل يا پنجاه متري تهيه كند.
اين نشدني است؛ بايد ببينيم كه براي يك استاديار در خارج از كشور چند دلار هزينه ميشود و با يكسري تناسببندي، رفاهي برابر براي اين قشر فرهيخته در نظر گرفته شود و آنان صرفا مشغول به تحقيق و پژوهش شوند نه اينكه مجبور باشند براي امرار معاش، از وقت مطالعه و تحقيقشان بزنند.
زلفي گل در تعريف نخبه اظهار داشت: نخبه كسي است كه نقش او در توليد فكر، علم، محصول، نظريه جديد محرز شده باشد و در راستاي توليد علم، ثروت و فناوري مؤثر عمل كرده باشد كه هر يك از اين شاخصها نيز قابل بررسي و ارزيابي است. به نظر من، يك فرد صنعتگري كه تحصيلات آكادميك هم ندارد و در اثر يك نوآوري، محصولي را توليد ميكند و ثروتمند ميشود و مشكلي از جامعه يا خودش را حل ميكند، آن فرد هم نخبه است؛ سياستمداري كه با بهكارگيري يك سياست درست، يك استراتژي، سمت و سويي به مديريت منابع انساني و مادي كشور بدهد، آن فرد هم نخبه است؛ يا يك دانشگاهي با ابداع، اكتشاف، چاپ مقاله و كتاب هايي كه حرفهاي جديدي در آن براي گفتن هست، آن فرد هم نخبه است؛ بنابراين، نخبه، مرز مشخصي ندارد هر كسي كه فكر كند و كاري انجام دهد كه خروجي آن، به دست آوردن يك محصول و تفكر جديد باشد، آن فرد را نخبه بايد ناميد.
اين شيميدان مسلمان در ادامه با بيان اينكه در دهه چهارم انقلاب بايد اهتمام بيشتري به توليد ثروت از علم شود، گفت: با توجه به گسترش مناسب دانشگاههاي كشور و گسترش تحصيلات تكميلي در سطح دانشگاهها حتي پيش از مدت زماني كه در سند چشمانداز در نظر بوده در منطقه در زمينه توليد علم، مقام اول را به دست خواهيم آورد، اما در سند چشمانداز آمده است كه كسب رتبه اول در منطقه در زمينه علم و فناوري و بايد توجه كرد كه فناوري، يعني توليد ثروت از دانش. در اين زمينه، ما هنوز برنامه و راهكار مدوني نداريم و اين هدف چشمانداز عملا با اين روند دستنيافتني است؛ هرچند كه پتانسيل تحقق اين هدف در كشور هست، ولي اگر برنامه نداشته و ملزومات آن را فراهم نكنيم، بايد علامت شايد را در جلوي اين برنامه قرار دهيم!