نمایندگان انجمن دوستداران ایران در خارج از کشور

آلمان : ناصر دعاجو - پریچهر جهانگیری- صالح روزتی - میترا قائدی - دکتر مریم آیتی - میلاد آریایی - فرشاد نصرالهی

کانادا : فرزانه شهیدی - علی اکبر ابراهیمی - دکتر سید حسین موسوی

فنلاند: داوود آقاخانی

آمریکا : دکتر نیما سجادی - دکتر امیر سرانجام  

سوئیس : لیلی امیدوار 

روسیه : محمدسجاد جوزدانی - شاهرخ ابراهیمی

استرالیا : آرش کریمی - محمود نکوئی

یونان : علی راد - سپهر راد 

مالزی : علی گنجیان خناری - امین مهدی ممدوح - پوریا استراکی

هند : دکتر مهدی شریعتمداری 

فرانسه : گلی امیدوار 

اوکراین : رضا اكبري - امیر حسین بصیری - حسین شبابی - محمد امین عبیدی 

انگلیس : نوشین مرادی- مرتضی معظمی

قبرس : وحید بهزادان

هلند : هومن ضیائی  - ابوالفضل همدانیان

اسپانیا : پریسا پازوکی  

ژاپن : حسن هاشمی - علی بلالی 

ترکیه : حجت همتی - یاشار باستانی

كويت : احمد اميري - دکتر انوری

امارات :  جمشید غضنفری - جواد رضایی - جواد ملکزاده

جمهوری آذربایجان : مطهره شفیعی

ایتالیا : ریحانه سلطانپور

کره شمالی : امیر بیانی

بلژیک : دکتر امیر فرزاد

سودان : دکتر فاطمه ميرسعيدقاضي

 

انجمن دوستداران ایران در تمامی کشورها نمایندگی فعال می پذیرد. علاقه مندان با آدرس زیر تماس حاصل نمایند.

webmaster(at)topiranian(dot)com

از طریق فرم

۹ دی ۱۳۸۷- ناگفته های سفر به ایران به روایت مجری آمریکایی

روزنامه «سیاتل تایمز» در مطلبی به قلم «ریک استیوز»، مجری و مستندساز شبکه PBS آمریکا که سال گذشته جهت تهیه یک مستند گردشگری به ایران سفر کرد، بخش های ناگفته ای از این سفر هیجان انگیز را بازگو کرده که در ادامه می آید:

« سال گذشته از فرودگاه آتاتورک استانبول به سمت فرودگاه (امام) خمینی تهران حرکت کردم تا یک برنامه تلویزیونی درباره ایران را فیلمبرداری کنم.

به عنوان یک آمریکایی در همان لحظه اول و زمانی که خلبان گفت: «این هواپیما عازم تهران می شود»، متعجب شدم چرا که هیچ کسی از سفر به ایران هراسان و مضطرب نبود.

هواپیمای پهن پیکر ما پر از ایرانیان مرفه و پولدار بود. هرچند سیما و ظاهر آنها با من فرق می کرد اما درست مثل من لباس پوشیده و رفتار می کردند.

مشابه اکثر اوقاتی که سفر می کنم این بار نیز از مشاهده شباهت مردم به یکدیگر متحیر شدم. آرزو داشتم تصمیم گیرندگان بزرگ جهان این فرصت را داشتند تا با چنین مردمی در یک کابین هواپیما همسفر می شدند.

حدود 30 سال پیش نیز همین مسیر استانبول به تهران را طی کرده بودم. در آن سفر سه روز در اتوبوس بودم و شاه ایران آخرین روزهای حکومتش را می گذراند. به یاد می آورم در سال 1978 زمانی که در شهرهای ایران می گشتم با شورش های مردمی روبرو می شدم و تصویر شاه در گوشه و کنار بازارها آویزان بود.

همچنین به خاطر می آورم که در آن زمان شکاف شدید بین فقرا و اغنیا در تهران باعث تعجب من شده بود. 23 ساله بودم و با واقعیت هایی روبرو شده بودم که دوستانم در آمریکا از آن بی خبر بودند. معتقدم این اولین بار در زندگی من بود که از بی عدالتی اقتصادی به خشم آمدم.

سفر استانبول – تهران این بار بسیار سریع تر از دفعه قبل انجام شد و به جای سه روز، تنها سه ساعت طول کشید. همه میادین و خیابان های اصلی شهر که زمانی نام «شاه» بر روی آن بود اکنون به «(امام) خمینی» تغییر نام داده شده است.

در فرودگاه بین المللی (امام) خمینی تنها اثری که از شاه برجا مانده بود برخی مسافران بودند که اکثر آنها احتمالا از طرفدارانش محسوب شده، در سال 1978 از ایران مهاجرت کرده و اکنون برای دیدار بستگان خود به این کشور بازگشته بودند.

زمانی که خلبان اقدام به نشستن در فرودگاه تهران کرد زنان شیک پوش و پولدار ایرانی روسری خود را بر سر کردند و من تازه متوجه شدم که موهای بلند آراسته تا چه اندازه می تواند در جلب نظر مردان موثر باشد. از پنجره به بیرون نگاه کردم و مشاهده چراغ های روشن شهر تهران من را به یاد سفرم به مکزیکوسیتی در شب انداخت. تهران بزرگ، شهری عظیم است با جمعیتی به اندازه بیش از کل جمعیت یونان.

تهران، یک شهر پرطراوت و شلوغ، پایتخت مدرن کشور محسوب می شود. این کلان شهر آکنده از دود و غبار با جمعیت 14 میلیون نفری دارای ساختمان هایی است که تا دامنه کوه ها گسترش یافته است.

تهران مدرن به شدت من را تحت تاثیر قرار داد. سپاهیان شوخ طبع، بزرگراه های چهار بانده بدون چراغ قرمز، دیوارنوشته های مرگ برآمریکا و لبخندهای گرم و استقبال گرم ، همگی در این شهر به چشم می خورد. ایران کشوری شگفت انگیز و پر از تضاد (پارادوکس) است.
برای شنیدن سروصداهای شهر و لذت بردن از منظره شهر بزرگ و نورانی تهران در زمان غروب آفتاب به بالکن طبقه پانزدهم هتل رفتم. بارش برف تازه کوه های شمال تهران را سفیدپوش کرده بود.

با نگاه به پایین دریافتم که ورودی هتل شلوغ است. هتل میزبان یکی از جلسات مربوط به کنفرانس کشورهای اسلامی بود و در ورودی پیچ در پیچ هتل، پرچم 30 کشور نصب شده بود.

یک دستگاه امنیتی اشعه ایکس به طور موقت در ورودی هتل نصب شده بود و همه بازدیدکنندگان پیش از ورود باید کیف های خود را از آن عبور می دادند. اینکه همان دردسرهای امنیتی در ایران نیز وجود دارد برای من جالب بود چرا که ما تصور می کنیم ایران کشوری است که باید در مقابل آن از خودمان دفاع کنیم.

در اتاق هتل یک لیوان بزرگ از آب انار را سر کشیدم و با خوردن پسته های ترش لب های خود را جمع کردم. این بهترین چیزی بود که تا به حال خوردم بودم (من در امر پسته خبره هستم). کانال های تلویزیون اتاقم را عوض کردم: CNN، BBC و تعداد زیادی از شبکه های مذهبی که در حال پخش برنامه برای اذان و نماز بودند.

یک کانال در حال پخش تصاویر رودخانه ای سحرآمیز بود که از میان صخره های روشن و براق عبور می کرد. کانال دیگری نیز غروب آفتاب در مکه و خانه کعبه را نشان می داد.

در زمان خوابیدن بر روی تختخواب متوجه علامتی بر روی سقف شدم که جهت مکه (قبله) را نشان می داد. من هنوز شهر را ندیده بودم اما به خوبی دریافته بودم که دیدار از یک نظام اسلامی یک تجربه به یادماندنی خواهد بود.»

ارسال نظر شما در مورد این خبر

پیشنهاد می کنیم لینکهای زیر را نیز مشاهده نمائید :

Tel: +98 (021) 88313619  E-Mail: info @Topiranian.com

Copyright (c) 2003-2008 by www.topiranian.com; All rights reserved.