نمایندگان انجمن دوستداران ایران در خارج از کشور

آلمان : ناصر دعاجو - پریچهر جهانگیری- صالح روزتی - میترا قائدی - دکتر مریم آیتی - میلاد آریایی - فرشاد نصرالهی

کانادا : فرزانه شهیدی - علی اکبر ابراهیمی

فنلاند: داوود آقاخانی

آمریکا : دکتر نیما سجادی - دکتر امیر سرانجام  

سوئیس : لیلی امیدوار 

روسیه : محمدسجاد جوزدانی - شاهرخ ابراهیمی

استرالیا : آرش کریمی - محمود نکوئی

یونان : علی راد - سپهر راد 

مالزی : علی گنجیان خناری - امین مهدی ممدوح - پوریا استراکی

هند : دکتر مهدی شریعتمداری 

فرانسه : گلی امیدوار 

اوکراین : رضا اكبري - امیر حسین بصیری - حسین شبابی - محمد امین عبیدی 

انگلیس : نوشین مرادی- مرتضی معظمی

قبرس : وحید بهزادان

هلند : هومن ضیائی  - ابوالفضل همدانیان

اسپانیا : پریسا پازوکی  

ژاپن : حسن هاشمی - علی بلالی 

ترکیه : دکتر سید حسین موسوی - حجت همتی - یاشار باستانی

كويت : احمد اميري - دکتر انوری

امارات :  جمشید غضنفری - جواد رضایی - جواد ملکزاده

جمهوری آذربایجان : مطهره شفیعی

ایتالیا : ریحانه سلطانپور

کره شمالی : امیر بیانی

بلژیک : دکتر امیر فرزاد

 

انجمن دوستداران ایران در تمامی کشورها نمایندگی فعال می پذیرد. علاقه مندان با آدرس زیر تماس حاصل نمایند.

webmaster(at)topiranian(dot)com

از طریق فرم

۲ خرداد ۱۳۸۷- «فرش ايراني»؛ نماد فرهنگ و هنر ايراني

فرش ايراني»؛ نماد فرهنگ و هنر ايراني
در سال‌هاي اخير شاهد فيلم‌هاي اپيزوديك گوناگوني در جهان بوده‌ايم كه با يك ايده كلي و واحد، نمايشگر نوع نگاه و تلقي سازندگان خود از آن بوده‌اند.
با اين وصف دور از انتظار نيست اگر وسوسه چنين مسئله‌اي را در سينماي ايران شاهد باشيم، حتي وقتي نخستين‌ تجربه در اين زمينه، قصه‌هاي كيش نه به لحاظ هنري سرانجام قابل قبولي داشت و نه در اكران سرنوشت خوبي به دست آورد.

سرانجام هم اختلاف سليقه‌ها باعث تكه‌تكه شدن فيلم و اكران عمومي دو فيلم خنثي شد كه مهجور هم ماند.

اما فرش ايراني لااقل از اين جنبه‌ها سرنوشت ديگر گونه‌اي به دست آورده است، اين بار نيز تفاوت‌هاي محسوسي در اعتبار نام‌ها و كم و كيف فيلم‌ها مشاهده مي‌شود، اما اين مسئله اتفاقا جذابيت اصلي كار را رقم مي‌زند و نكته مهم در حرفه‌اي‌گري گردانندگان اين پروژه است كه هم تعدد بيشتري از فيلمسازان بنام را بكار گرفته‌اند و هم اينكه به دور از حواشي كم اهميت، به سلامت فيلم را تا زمان اكران عمومي حفظ مي‌كنند.


فرش،اسب وتركمن

فارغ از بحث كيفيت هنري، فرش ايراني از چند منظر قابل توجه مي‌نمايد، نخست اينكه به اعتبار اين نام‌هاي بزرگ مي‌توان تماشاگران بيشتري را به سينما كشيد تا به تماشاي فيلمي مستند در سالن سينما بپردازند كه در سينماي ايران امري كم سابقه است.

از همين جهت اين فيلم 2 تاثير مهم مي‌تواند بر تماشاگران ايراني داشته باشد، به ويژه در شكل‌گيري‌عادت جديد؛ يكي همان تماشاي فيلم مستند و ديگري ايجاد ارتباط با فيلم‌هاي كوتاه كه همواره با بي‌مهري سينماروهاي ايراني مواجه شده است.

بر اين اساس حتي اگر فرض كنيم فرش ايراني تماشاگران پرشماري هم نداشته باشد، به اعتبار همين تماشاگران محدود نيز مي‌توان به آينده اين مسئله خوش‌بين بود، حالا فرقي نمي‌كند كه اين فيلمسازان با اعتبار حضوري پرفروغ همانند تجربه‌هاي بلند سينمايي خود نداشته باشند، خاصه آنكه فيلم كوتاه و مستند اساسا مديوم متفاوتي محسوب مي‌شود، حتي اگر ابزار كار يكي فرض شود، همانگونه كه رمان نويسان بنام گاه در داستان كوتاه‌نويسي موفقيت‌هايي همپاي رمان‌هايشان نداشته‌اند.


باوجود اينكه تجربه ساخت فيلم‌هاي سفارشي در سينماي ايران در اكثريت قريب به اتفاق موارد با شكست روبه‌رو شده است اما اين بار مي‌توان با اندكي اغماض فرش ايراني را يكي از موفق‌ترين فيلم‌هاي سفارشي سينماي ايران به حساب آورد، اگرچه پاره‌اي از فيلم‌ها از سطح نازلي برخوردارند اما به هر حال تنوع حاكم بر آن و كوتاهي‌ زمان فيلم‌ها باعث مي‌شود كه اگر مخاطب با فيلمي از اين مجموعه ارتباط برقرار نكند پس از چند دقيقه تحمل فيلمي ديگر را پيش روي خود داشته باشد.


فرمايش آقا سيد مرتضي

فرش ايراني يك فيلم سفارشي است اما حاصل كار به نظر نمي‌رسد آسيب چنداني از نفس اين سفارشي بودن خورده باشد.

به ويژه آنكه در حين سفارش به سازندگان اپيزودها، چندان دست و پاي آنها را نبسته و محدود نساخته‌اند و تنها به اينكه در فيلم‌ها اشاره‌اي به فرش شده باشد، بسنده شده است.

بنابراين هر يك از فيلمسازان اين آزادي عمل را داشته‌اند كه با توجه به فضاي ذهني خود و سبك كارشان فيلمي كوتاه چه مستند، چه داستاني و چه انيميشن را ارائه كنند.

همين مسئله به تنوع فيلم‌ها و سبك‌هاي گوناگوني كه از آن پيروي مي‌كنند انجاميده است و جذابيت‌هاي زيادي را براي علاقمندان جدي سينما به همراه دارد.

لااقل در مورد بسياري از فيلمسازاني كه در اين پروژه شركت داشته‌اند مي‌توان گفت آثاري ارائه كرده‌اند كه كم و بيش از شاخصه‌هاي سبك كارشان پيروي مي‌كنند و اتفاقا اين مسئله به طور غيرمستقيم تبديل به محكي مناسب براي ميزان توانايي و هوشمندي سازندگان فيلم‌ها شده است كه در همين زمان كوتاه و حول محوري از پيش معين توانايي ارائه آثاري را دارند كه حتي اگر امضاي آنها را از پاي فيلم برداريم باز مي‌توان پي برد كه كدام فيلم را كدام فيلمساز ساخته است.

حضور 15فيلم در اين مجموعه باعث مي‌شود ‌ در اين مختصر، مجال پرداختن جدي به همه فيلم‌ها نباشد، به خصوص اينكه پاره‌اي از فيلم‌هاي اين مجموعه در حد و اندازه‌اي هستند كه حقيقتا داراي سطح كيفي بالايي هستند و مي‌توان به طور جداگانه و مفصل به آنها پرداخت.


گره گشايي

اغلب منتقداني كه به تماشاي فرش ايراني نشسته‌اند بهترين اثر اين مجموعه را «گره‌گشايي» ساخته جعفر پناهي ارزيابي كرده‌اند، نكته‌اي كه دور از واقع به نظر نمي‌رسد و اين فيلم كوتاه كه تماما در يك برداشت گرفته شده و زمان فيلم با زمان واقعي اتفاقات برابر است، بيش از ديگر فيلم‌هاي اين مجموعه توجه مخاطب را به خود جلب مي‌كند.

خاصه آنكه جعفر پناهي در اين فيلم فرش را بهانه‌اي براي طرح دغدغه‌هاي اجتماعي خود ساخته است.

رخشان بني‌اعتماد در «مشترك مورد نظردر دسترس نيست»، همچون هميشه فيلم خود را بهره‌مند از دغدغه‌هاي مستندسازي جست‌وجوگر به نمايش مي‌گذارد.

بني‌اعتماد در مستندسازي همانقدر با اعتبار است كه در سينماي داستاني، اين فيلم اگرچه نمي‌تواند با مستندهاي برجسته بني‌اعتماد برابري كند اما او با شناخت از فضاهاي مستند سوژه‌اي جذاب را برگزيده و مخاطب را به دنبال خود مي‌كشد.

بهرام بيضايي در« قالي سخنگو» طرح‌هاي قالي را با نمادهاي اسطوره‌اي تاريخ در مي‌آميزد و دغدغه‌هاي هميشگي خود را در زمينه فرهنگ كهن ايراني و تمثيل‌هاي آن به نمايش مي‌گذارد.

خسروسينايي در«‌ فرش، اسب و تركمن»، جايگاه فرش را در زندگي مردماني از جغرافيايي ديگر به نمايش مي‌گذارد.

ديزالوهاي او اگرچه تا حدي اغراق شده جلوه مي‌كند اما در مجموع مي‌تواند منتقل كننده اين نكته باشد كه فرش تا چه اندازه با زندگي مردم بومي مناطق مختلف ايران ( در اين فيلم ميان تركمن‌ها) پيوند خورده است.

بهمن فرمان آرا در «فرش و زندگي» دلمشغول تاريخ و نمايش جايگاه فرش در روح زندگي مردم است.

عباس كيارستمي دغدغه سرودن تغزلي سينمايي پيرامون فرش را دارد اما اين بار نيز همانند ساخته‌هاي اخير خود به دور از خلاقيتي ناب شيوه‌اي ملال انگيز و دم دستي را برگزيده است.


تارو پود

انيميشني كه نور‌الدين زرين كلك ساخته است سعي داشته‌ با برگزيدن قصه‌اي جهاني و برخاسته از فرهنگ ديگر با نمادي از فرهنگ و هنر ايراني به شكلي، رويارويي فرهنگ‌ها را به نمايش بگذارد.

مهرجويي نيز همچون ساخته‌هاي اخير خود دلبسته زندگي انسان معاصر است .

او در فيلم «فرشته و فرش» سعي دارد لحظه‌اي از زندگي انسان امروزي را تصوير كند، لحظه‌اي كه بازتاب دهنده تنهايي انسان امروز نيز هست. فيلم بهروز افخمي به نام «فرش عشايري» يكي از آثاري است كه كمترين نشان را از سازنده خود دارد و بيشتر در بند اطلاع رساني است.

« دست آفريني هديه به دوست» ساخته مجيد مجيدي نيز با طراوت به نظر مي‌رسد و او با نگاهي كم و بيش شاعرانه دغدغه‌هاي مذهبي خود را در اين قالب بازگو مي‌كند؛ فرشي كه در طول سال‌هاي دور و نزديك سجاده بسياري براي نماز بوده است.

محمدرضا هنرمند در «كپي برابر اصل نيست» به هجوم فرش‌هاي چيني و هندي و غيره به كشوري مي‌پردازد كه خود صاحب با ارزش‌ترين دست بافته‌هاي بشري است.

تهديدي كه مي‌تواند بر اين هنر و صنعت دستي مردم اين ديار تاثير مخربي داشته باشد.

كمال تبريزي در « فرش زمين» به فرش از منظر تغيير و تحولات تاريخي مي‌نگرد كه چندان چنگي به دل نمي‌زند، همچنان كه مجتبي راعي و رضا مير كريمي نيز كارهاي چندان قابل توجهي را ارائه نكرده‌اند.

به هر حال فرش ايراني با همه اوج و فرودهاي كيفي در اپيزودهاي مختلفش، فيلمي ديدني است نه فقط از آن جهت كه به يكي از نمادهاي فرهنگ و هنر ايراني از منظرهاي مختلف مي‌نگرد، بلكه از آن رو كه مي‌تواند به لحاظ هنري و سينمايي نمايشگر تنوع سبك‌ها و شيوه‌ها باشد،ضمن اينكه مجموعه‌اي جالب توجه براي ارزيابي هنر خود نيز هست.

ارسال نظر شما در مورد این خبر

پیشنهاد می کنیم لینکهای زیر را نیز مشاهده نمائید :

Tel: +98 (021) 88313619  E-Mail: info @Topiranian.com

Copyright (c) 2003-2008 by www.topiranian.com; All rights reserved.